امارات چگونه در پنج دهه به دام اسرائیل افتاد؟
پس از ترور سیف بن سعید غباش (معاون وزیر خارجه امارات) در فرودگاه ابوظبی که سوم آبان ۱۳۵۶، در هنگام تودیع عبدالحلیم خدام (معاون رئیسجمهور سوریه) رخ داد، موجی از ایجاد ترس نسبت به فلسطینیان در شیخ زاید آغاز شد.
فردای این ترور پرابهام با ردپاهای آشکار از استخبارات بعثی، شیخ راشد (حاکم دبی) در مذاکرهای خصوصی و دوستانه با دو مقام رژیم پهلوی، علیه فلسطینیان حرف زد و با تأکید بر «فوقالعاده ترسو» بودن شیخ زاید، از اثر این ترور بر فاصلۀ گرفتن قطعی حاکم امارات از فلسطینیان اطمینان داد. (ماجرا را اینجا بخوانید)
شاید همین ترسافکنی از فلسطینیان پس از یک ترور مشکوک، مقدمۀ همان چیزی شد که باربارا لیف (سفیر اسبق آمریکا در امارات) به آن اشاره کرده و درباره قدمت همکاری امارات با اسرائیل در یادداشتی در مؤسسۀ صلح ایالات متحده (USIP) خبر داده است: از دهۀ ۱۹۸۰، اسرائیلیها با گذرنامههای دیگر به دبی رفتهاند یا با بازرگانان اماراتی در کشورهای ثالث ملاقات کردهاند.
در سالهایی که باربارا لیف از آن یاد کرده است، امارات به صورت رسمی مواضعی شبیه اعراب داشت و حتی نمایندۀ این کشور در مجمع عمومی سازمان ملل متحد در ششم آذر ۱۳۶۳ خواستار «اخراج اسرائیل از منشور ملل متحد» شد. هر چند همزمان در همان سخنرانی، از قطعنامۀ ۳۸/۵۸C که خواستار تشکیل کنفرانس صلح خاورمیانه بود، حمایت کرد. در آن سالها امارات ایران را متهم به خرید اسلحه از اسرائیل میکرد تا جایی که امام خمینی ۱۲ شهریور ۱۳۶۰، در پاسخ به تسلیت شیخ زاید بن سلطان آل نهیان (رئیس امارات متحدۀ عربی) به مناسبت شهادت رجایی و باهنر، در پیامی ضمن تشکر، اظهار امیدواری کردند که این گونه جنایات که هر روز در ایران انجام میشود خود ردی بر اتهام خرید اسلحه از اسرائیل باشد.
علت چنین اتهامی، مقابله با اسرائیل نبود؛ بلکه امارات در طول دورۀ نخستین جنگ تحمیلی، در کنار صدام ایستاد و هدف آنها تضعیف ایران در چشم مسلمانان بود. سالها بعد، صدام حسین گفت: «وزیر نفت امارات، با نامهای از شیخ زاید بن سلطان، نزد من آمد و پیام وی را به من تسلیم کرد، مبنی بر اینکه: ایرانیان به نیت شر به طرف اعراب آمدهاند و عربستان (خوزستان) از نظر تاریخی به عراق تعلق دارد و شما میتوانید آن را پس گرفته و ما نیز از شما پشتیبانی خواهیم کرد.»
هرچند صدام شریک قابل اعتمادی برای آنها نبود و وقتی قبل از حمله به کویت قصد مصالحه با ایران را داشت، طی نامهای از ایران خواست یا کمک یا سکوت کند و در آن نامه صراحتاً اعلام کرد در خلیجفارس ۸۰۰ کیلومتر مرز مشترک خواهیم داشت که نشان از هدفگذاری صدام برای اشغال امارات (علاوه بر کویت) بود. امری که با چراغ قرمز ایران محقق نشد.
با این حال خطوط موازی و مذاکرات غیررسمی امارات با اسرائیل، دقیقاً خلاف این موضعگیری بود. بخصوص پس از آنکه دیدار شاهزاده فهد (ولیعهد وقت سعودی) با الکساندر هیگ (وزیر خارجه وقت آمریکا) برای خرید آواکس در مرحلۀ اول نتیجه نداد؛ امارات به الگوی برادر بزرگتر خود برای مذاکره غیررسمی با اسرائیل پیوست.
این دیدارها با نگرانی از واکنش جهان عرب، بسیار محرمانه و با احتیاط پیش رفت. نقطۀ عطف این مسیر در سال ۱۳۷۳ رخ داد. بر اساس گزارش مفصل مجلۀ نیویورکر در ژوئن ۲۰۱۸، اولین دیدار رسمی و مخفیانۀ مقامات اسرائیل و امارات، در یک دفتر خصوصی در واشنگتن و پس از امضای پیمان اسلو برگزار شد.
جرمی ایساخاروف (کسی که طی سالهای ۱۳۵۹ تا ۱۳۶۵ شمسی، عضو تیمهای مذاکرهکننده با مصر بر سر توافقات عادیسازی روابط بود و سوابق دیگری نیز در ارتباطگیری با مقامات عرب، از جمله لبنان داشت) به عنوان فرستادۀ ویژۀ اسرائیل برای امور سیاسی و راهبردی در واشنگتن دی.سی و نفر سوم صهیونیستها در آمریکا، با جمال السویدی (رئیس مرکز مطالعات راهبردی امارات) دیداری رسمی و مخفیانه داشت. موضوع اصلی این دیدار، نگرانی امارات از وتوی اسرائیل بر فروش جنگندههای اف-۱۶ آمریکایی به این کشور بود و توانست امکان خرید این جنگنده را برای آنها فراهم کند. به گفتۀ ایساخاروف، مکالمه به سرعت نشان داد که دو طرف دارای «ایدهها و منافع مشترک زیادی» هستند.
از اواسط دهۀ هفتاد شمسی، این روابط به سرعت پیش رفت و به اشتراکگذاری اطلاعات و همکاریهای امنیتی گسترده تبدیل شد. محمد بن زاید آل نهیان (ولیعهد وقت ابوظبی) در دیدار با هیئتهای یهودی آمریکایی گفته بود: «میتوانم تصور کنم که در سنگرها در کنار اسرائیل و در برابر ایران بجنگیم.» این همگرایی امنیتی به حدی بود که مئیر داگان (رئیس وقت موساد) در دهۀ هشتاد شمسی پیشنهاد فروش پهپاد به امارات را در ازای همکاری علیه ایران مطرح کرد.
اسرائیل در این ایام، به هیچ وجه ملاحظۀ اعتبار امارات را نداشت. به عنوان نمونه در دیماه ۱۳۸۹ محمود المبحوح (یکی از فرماندهان نظامی حماس) را در هتلی در دبی ترور کرد. تحقیقات نشان داد که تیم ترور از پاسپورتهای جعلی اسرائیلی استفاده میکردهاند. امارات در آن زمان خواستار فروش پهپادهای مسلح به عنوان غرامت شد، اما اسرائیل به دلیل نگرانی از واکنش آمریکا با این درخواست مخالفت کرد.
با این حال امارات در ادامه همکاری با صهیونیستها تردید نکرد و حتی تا پیش از عادیسازی رسمی روابط در سال ۱۳۹۹، همکاریهای فنی گستردهای بین آنها وجود داشت. برای مثال، در سال ۱۳۸۶، شرکت اسرائیلی 4DSقراردادی ۶ میلیارد دلاری برای راهاندازی سیستم نظارت تصویری هوشمند Falcon Eye در شهر ابوظبی امضا کرد. همچنین، شرکت اسرائیلی NSO (سازنده بدافزار پگاسوس) از سال ۱۳۹۲ با امارات همکاری میکرد.
در نهایت ۲۳ مرداد ۱۳۹۹، امارات متحده عربی توافقنامه صلحی را با رژیم صهیونیستی امضا کرد که پس از مصر در سال ۱۳۵۸ و اردن در سال ۱۳۷۳، امارات را به عنوان سومین کشور عربی معرفی کرد که با اسرائیل توافقنامه صلح امضا کرده است. اتفاقی که فراتر از دو خیانت قبلی، آن دو را به متحدی راهبردی تبدیل کرد.


















نظرات