اصول و مبانی توسعه در اندیشه امام خمینی(ره)


998 بازدید

مقدمه

وقوع انقلاب اسلامی در این زمان نه تنها حیات دوباره اسلام را به دنبال داشت بلکه، نمونهای از حکومت الهی - مردمی را به نمایش گذاشت تا تمامی مردمان جهان آگاه شوند که میتوان به گونه دیگری حکومتداری کرد، حکومتی که مبتنی بر خواست و ایمان مذهبی مردم بنا نهاده شود و متولیان آنان، دیندارانی گردند که جز اجزای دین خدا هدفی دیگر نداشته باشند.دو عنصر اساسی در پیروزی این انقلاب، حضور رهبری و فقیه آگاه به زمان و مکان و وجود مردمی فهیم و آشنا به دردهای زمانه بود.حال برماست که با شناخت کامل دیدگاه های امام راحل(ره) و جریان آن دیدگاه ها در ساختارهای اداره نظام، «حرکت تکاملی انقلاب» را بیمه کنیم و حافظ تمامی تلاش های آن امام راحل(ره) و خون شهدای گران قدر انقلاب باشیم.قبل از پرداختن به اصل موضوع این نوشتار (بررسی اصول و مبانی توسعه در اندیشه امام خمینی(ره)) ذکر یک نکته لازم است و آن این که ممکن است با نگرشی سطحی به بیانات و نوشتههای حضرت امام(ره) این نتیجه به دست آید که در بررسی مسائل اجتماعی، هرچه موضوعات مورد مطالعه، جنبه روش های اجرایی پیدا میکنند ظاهرا به طور مستقیم از کلام حضرت امام(ره) قابل استنباط نیست اما با دقت بیشتر در مبانی تئوریسازی و روش های دست یابی به آن به این نتیجه میرسیم که عمدتا از نظرات حضرت امام(ره) در جایگاه پیشفرض ها و اصول موضوعههای حاکم بر تئوریها میتوان سود جست که نقش تعیین کنندهای در پیدایش یک تئوری ایفا میکنند.آن چه در این قسمت مد نظر قرار گرفته، این است که معارف عرضه شده توسط حضرت امام(ره) میتواند به عنوان پیشفرض و اصول موضوعه علوم، به ویژه علوم انسانی، اجتماعی واقع شود و سپس از طریق تلاش عقلی، تجربی، راهکارها و روش های شناسایی موضوع را بر پایه پیشفرض های مورد قبول تخمین زد.

نوشتار حاضر بر اساس چنین تفکری از نحوه ارتباط بین راه ها و روش های شناسایی موضوعات و نظرات حضرت امام(ره) شکل گرفته است که خود میتواند به عنوان مصداقی از میزان کارآیی روش مطرح شده مورد بررسی و دقت قرار گیرد.

1 ‌ جاودانگی و جامعیت دین اسلام

یکی از مهم ترین اصول و مبانی توسعه در اندیشه امام راحل، جاودانگی و جامعیت دین اسلام میباشد . با توجه به این اصل مهم به خوبی مشخص می شود که توسعه جامعه الهی ذاتا با توسعه جوامع غیر الهی متفاوت خواهد بود. برای توضیح بیشتر مطلب، در 2بخش زیر بیان میگردد:

1/1 ‌ جاودانگی دین اسلام

به اعتقاد تمامی مسلمانان، شریعت اسلام، شریعتی جاودانه و شرایع به شریعت اسلام ختم شده است و این بدان معناست که برای هدایت بشر در طول تاریخ، این دین جاودانه مکفی میباشد و میتواند انسان ها و جوامع را در ادوار مختلف تاریخ به قلل رفیع کمال و توسعه برساند.

قبل از پرداختن به دیدگاه امام راحل(ره) در این زمینه و تأثیر این اصل در توسعه جوامع الهی به بعضی از آیات و روایات در این زمینه اشاره میشود:انا نحن نزلناالذکر و انا له لحافظون: «ما قرآن را فرو فرستادیم و ما آن را نگه داشتیم».

قال علی(ع):«ان هذا الاسلام. لاانهدام لاساسه و لا زوال لدعائمه و لا نقلاع لشجرته و لا انقطاع لمدت و لا عفأ شرائفه و لا جذا فروعه» : «این اسلام، نه پایههایش ویران شدنی است و نه ستون هایش برافکندنی است و نه درخت آن از ریشه برآید و نه زمانش به سر آید و احکام اش کهنه و شاخههایش کنده نمیشود».

به جز آیات و روایات، برهان عقلی مانند «استوار بودن اسلام بر فطرت و «خاتمیت اسلام» گویای زمان شمولی و جاودانگی این شریعت است.امام راحل(ره) همواره بر چنین دیدگاهی تکیه داشتند و بر این اعتقاد بودند که باید احکام نظاممند اسلام پایه و اساس تمامی برنامههای توسطه کشور قرار گیرند.«احکام اسلام، محدود به زمان و مکان نیست و تا ابد باقی و لازم الاجراست تنها برای زمان رسول اکرم(ص) نیامده تا پس از آن متروک شود».

حال بر اساس این باور امام(ره) از جاودانگی اسلام، این پرسش اساسی فراروی تمامی نظریه پردازان برنامه توسعه کشور قرار میگیرد که آیا هرگونه ساختار اجتماعی و مدیریتی میتواند منجر به جریان اهداف الهی و استقرار عدالت اجتماعی شود؟ آیا به راستی برنامههای توسعه هیچ خدمتی در دینداری و دین ورزی و یا نقشی در فرونهادن خواستههای دین ندارد؟ آیا دین اسلام آمده بود که تنها سرپرستی حکومت های ساده گذشته را بر عهده داشته باشد؟

2/1 ‌ جامعیت دین اسلام

بر اساس دیدگاه امام راحل (ره) که همانا برگرفته از شریعت ناب محمدی میباشد،پیامبر اسلام (ص) خاتمالانبیا و دین او خاتم الادیان میباشد و ختم نبوت هم بدین معناست که نه تنها دین پاسخ گو به تمام نیازمندی های بشر در جمیع شئون زندگی میباشد، بلکه دین توان اداره و سرپرستی نیازمندی ها و توسعه آن را بر محور تعبد به خدای متعال و قرب به حضرت حق را داراست.

باور به جامع بودن دین اسلام یکی از مبانی مهم توسعه میباشد زیرا در صورت داشتن چنین باوری باید تمامی ابعاد توسعه کشور برگرفته شده از متن دینی باشد و آن چنان که حجیت احکام فردی به دین تمام شده میباشد، تمام ابعاد برنامههای توسعه اعم از سیاسی، فرهنگی و اقتصادی هم باید مبتنی بر احکام اجتماعی دین تدوین و اجرا شو د. به جز دلیل های عقلی و نگاه بیرونی، آیات و روایات بر جامع بودن شریعت اسلام دلالت دارند:«ونزلنا علیکالکتاب بتیانا لکل شیء»: «والیوم اکملت لکم دینکم»روایات در این باره هم بسیار است، که به یک نمونه بسنده میشود:«ان الله تبارک و تعالی أنزل فیالقرآن تبیان کل شأ حتی والله ماترک الله شیئا یحتاج الیهالعباده حتی لایستطیع عبد یقول: لوکان هذا انزل فیالقرآن، الا و قد انزل الیه فیه»: خداوند بیان هرچیز را در قرآن فرو فرستاده، تا آن جا که به خدا سوگند چیزی از نیازهای مردمان را فرو گذار نکرده، تا کسی نتواند بگوید: کاش این در قرآن آمده بود، مگر آن که همان را خدا در قرآن بیان فرموده است.امام راحل(ره) هم مبتنی بر این اتفاق نظر تمامی مسلمین، همواره بر این اصل مهم تکیه داشتند که:

«قرآن مجید و سنت شامل همه دستورات و احکامی است که بشر برای سعادت و کمال خود احتیاج دارد».بنابراین بر خلاف باور بسیاری از کج اندیشان و بیگانگان به گوهر دین که دین اسلام را تنها دینی حداقلی میدانند که تنها آبادگر آخرت انسان است، به باور امام، جامع بودن اسلام، به معنای توجه دین به همه زوایای وجودی و همه نیازهای مادی و معنوی بشر است، یعنی هر چه را که انسان برای دست یابی به سعادت دنیوی و اخروی نیاز دارد:«اسلام برای این انسانی که همه چیز است، یعنی از طبیعت تا ماوراء طبیعت تا عالم الوهیت مراتب دارد، اسلام طرح دارد، برنامه دارد.» آنانی که در این زمان اعتقاد دارند که دین اسلام تنها بخشی از نیازمندی های بشر (نیازمندی های معنوی) را پاسخ می دهد، چنین اشخاصی اولا: نه معرفت کامل از دین و دینداری دارند و ثانیا: شناختی صحیح هم نسبت به اداره جوامع در این عصر حاضر ندارند.

زیرا امروزه با محدودیت منابع، گستردهتر شدن نسل ها، بلوغ فکری انسان ها، پیچیدهتر شدن نیازها و نظاممند شدن آن، حکومت ها حتی برای ایجاد امنیت و پرستاری تودهها نیازمند سرپرستی تمایلات و انگیزههای انسان ها برای ایجاد همدلی، همفکری و همکاری اجتماعی میباشند.حکومت های امروزی در سایه همکاری اجتماعی، برای ایجاد «تکامل کارآمدی اجتماعی» و ایجاد بنیان «نظام تکنولوژی» نیازمند به «نظام های فکری» میباشند که بر اساس آن نظام های فکری، بتوانند «مقدورات انسانی، ابزاری و طبیعی» را متناسب با شرایط «جهانی، بینالمللی و ملی» تنظیم کنند. البته این هم فکری اجتماعی - که حاصل آن نظام های فکری میباشد - تنها در سایه «همدلی اجتماعی» انجام میگیرد و همدلی اجتماعی خود زاییده نظام های «ارزشی، دستوری و حقوقی» حاکم بر جامعه میباشد. لذا در جهان امروزی حکومتی موفق است که در درجه اول بتواند مدیریت نظام های انگیزشی جامعه را بر عهده بگیرد و در سایه آن به همفکری و همکاری اجتماعی دست پیدا کند.به سخن ساده در جهان امروز تنها حکومتی میتواند به حیات خود ادامه دهد که بتواند سرپرستی تمایلات و اخلاق جامعه را بر عهده بگیرد تا در سایه آن بتواند همفکری و همکاری اجتماعی را برای توسعه سیاسی، فرهنگی و اقتصادی شکل دهد.بنابراین حکومت ها در قالب سیاست گذاری ها و ساختارهای اجتماعی به دنبال ایجاد نظامی واحد متشکل از تمایلات، نیازها، تفکرات و کارسازهای هماهنگ فردی و اجتماعی میباشند و با بستر سازی حتی اختیارات فردی افراد را جهتدار میکنند در جهان امروزی با هر گونه اخلاق و تمایلاتی نمیتوان در هر کشوری و در پناه هر حکومتی زندگی کرد.نظام سرمایهداری فرهنگ مناسب با خود را میطلبد و تنها کسانی میتوانند در این حکومت ها به زندگی خود ادامه دهند که پذیرای نظام اخلاق، نظام معیشتی و... متناسب با نظام سرمایهداری باشند و بر عکس در نظام کمونیستی اخلاق، علوم اجتماعی و فناوری متناسب با آن جامعه شکل میگیرد و تصرفات حکومت ها تا آن جا پیش میرود که یک فرد شرقی با یک فرد غربی در تمامی اخلاق و رفتار فردی و اجتماعی متفاوت میشود.با توجه به این نکته دیگر جای هیچ تردیدی باقی نمی ماندکه دین یا باید در تمامی شئون فردی و اجتماعی نظر دهد و تکامل و توسعه هماهنگ همه شئون را بر عهده بگیرد و یا این که کاملا از صحنه خارج شود و زمام امور را به دین دنیاپرستی بدهد، همچنان که در دنیای غرب هم اکنون تا ریزترین نیازهای فردی بشر نسخههایی هماهنگ با نظام سرمایهداری ارائه دادهاند اما برای دین تحریف شده و مسیحیت هم جایی نگذاشتهاند و آن را در کمال انزوا قرار دادهاند.

2 ‌شاخصه توسعه در دیدگاه امام راحل(ره)

از دیگر اصول و مبانی توسعه بر اساس دیدگاه امام، شاخصه توسعه یافتگی میباشد که بر اساس چنین شاخصهای روند توسعه جامعه الهی تفاوتی بنیادین در جمیع شئون خود با روند توسعه در جوامع غیر الهی و الحادی پیدا خواهد کرد. در توضیح این اصل مهم در اندیشه امام راحل(ره) ابتدا باید ارتباط و پیچیدگی تمامی ابعاد توسعه اجتماعی را اثبات و سپس محور اصلی توسعه اجتماعی را بر اساس دیدگاه امام راحل(ره) بررسی کرد.

1/2 مفهوم توسعه و ابعاد آن

از آن رو که توسعه جز به معنای گسترش هماهنگ شئون مختلف مفروض در راستای مقصد خاصی نیست، چنان چه مقصد اصولی و کلان که بر آیند اهداف ریز توسعه است مادی فرض شود توسعه نیز تفسیری مادی خواهد یافت اما در پرتو الهی شدن هدف محوری توسعه است که مفهوم توسعه نیز صبغه الهی بخود خواهد گرفت و از این رو دوگانگی مفهوم توسعه یافتگی و رکود نیز از دیدگاه مادی و الهی به خوبی آشکار میشود.قابل توجه است که جداسازی ابعاد مختلف توسعه بر پایه جداسازی ابعاد وجودی انسان و ارائه تعاریف و مقاصد جداگانه برای هر بعد و پذیرش تعریف مادی و مقاصد مادی نسبت به بعد محسوس «انسان و جامعه» از زوایای متعددی قابل مناقشه است.از جمله آن که هویت واقعی فرد و جامعه در عین مرکب بودن دارای وحدت ترکیبی «حقیقی» بوده و ابعاد مختلف آن با یکدیگر پیوستگی واقعی داشته و از یکدیگر متأثرند. بر این پایه، تعریف هیچ بعدی جدای از سایر ابعاد، و تعیین هدف پرورشی برای آن و برنامهریزی در راستای تحقق آن جدای از ملاحظه ابعاد دیگر و بدون در نظر گرفتن هماهنگی و نحوه تأثیر و تأثر ابعاد مختلف ممکن نیست.نکته قابل توجه این که این تصور که بینش الهی در نگرش به ابعاد مادی انسان با بینش های الحادی حاکم بر نظام استکباری کنونی عالم یکی است و بنابراین میتوان توصیههای کارشناسانه را در این زمینه راهگشای تأمین مقاصد الهی جمهوری اسلامی قرار داد، از اندیشه خام جدا انگاری و تألیف ابعاد مختلف انسان و غفلت از ترکیب حقیقی این ابعاد و تأثیر و تأثر نسبت به هم ناشی شده است.

2/2 محور اصلی توسعه

بازیابی نقطه شروع و محور اصولی توسعه اجتماعی، نقش اساسی در ارائه یک برنامه جامعه توسعه ایفامیکند. و این امر به نوبه خود یکی از عواملی است که شیوههای ایجاد توسعه را از این دو نظر گاه متفاوت میسازد.

1/2/2 «توسعه ابزار و امکانات» شاخصه توسعه در جوامع الحادی

در جوامع الحادی مادی به دلیل نبود درک و شناخت صحیح از جهان و انسان و تفسیر حسی از آن ها هدف نهایی توسعه چیزی جز ایجاد شرایط برای ارضای هرچه بیشتر شهوات مادی و فراهم آوردن امکان التذاذ و تمتع هرچه بیشتر از ماده و به تعبیر دیگر رشد مادهپرستی نیست.لذا در این جوامع توسعه ابزار و امکانات به عنوان شاخصه توسعه معرفی میشود. در نقد این دیدگاه بهترین دلیل، کلام امام راحل(ره) میباشد:«هر مکتبی را که شما بروید ملاحظه کنید به استثنای مکتب اسلام و مکتب توحیدی و مکتب انبیا، یک مکتب مادی است که انسان را حیوان تصور کرده است، لکن موجودی که همان خوردن و خوابیدن است، منتهی بهتر خوردن و بهتر خوابیدن، این مکتب ها میخواهند انسان را یک حیوانی که این طور ادراک کردهاند از انسان که این هم مثل سایر حیوانات است که تمام چیزهایی و رشدهایی که دارد در همان ادراکات مادی دور میزند، در امور مادی دور میزند، اسم آن را گفتهاند امور عینی، خیال کردهاند که امر عینی همان عالم طبیعت است و حال آن که عوالم دیگری هست که این ها ادراکش کردند، منتهیالیه عالم وجود، عالم طبیعت است پستترین عالم ها، عالم طبیعت است، نباید آقایان که در این غرب واقع شدهاند و غرب هم غرق در طبیعت دنیاست و هیچ ملتفت به ماوراء طبیعت نیست، آقایان از این مکتب ها گول بخورند، و خیال کنند که انسان غیر از این که میخورد و میخوابد و این ها چیز دیگری نیست.»

2/2/2 «توسعه انسانی» شاخصه توسعه در جامعه الهی

بر اساس بینش الهی که کمال انسان را در قرب هرچه بیشتر نسبت به خداوند و بالاترین ابتهاج ممکن برای انسان را در بندگی خداوند میداند، محور اصولی توسعه، ایجاد و توسعه بستر رشد عبودیت و بندگی در همه ابعاد به صورتی هماهنگ و برای رسیدن به قرب الهی و ایجاد شرح صدر برای تسلیم و تعبد است.با توجه به این بینش الهی، امام راحل(ره) همواره به این بعد اساسی از توسعه توجه داشتند و تمامی برنامهریزان را توصیه و تنبه میدادند که هدف اساسی اسلام و جوامع الهی، تربیت انسان در تمام ابعاد میباشد:«همه اموری که در نظر این حکومت ها (غیر اسلام) مقصد است از نظر انبیا، راه است. تمام دنیا در نظر انبیاخودش یک مقصود نیست، خودش یک محراب و مقصد نیست، یک راه است که از این راه باید برسند به مرتبهای که آن مرتبه عالی انسانی است که اگر یک موجودی یک انسانی این مرتبه الهی انسانی را به آن رسید این سعادت است». بنابر آن چه گذشت مسئولان تهیه برنامه توسعه اجتماعی که وظیفهای جز فراهم ساختن زمینه رشد و تکامل انسان ها ندارند باید قبل از هرگونه تصمیمگیری پیرامون توسعه، تصویر روشنی از «رشد و کمال انسان» داشته باشند. در صورتی که توصیف اسلام از این امور مد نظر و ملاک عمل قرار گیرد، لاجرم باید هدف اصلی نظام اسلامی و توسعه اجتماعی آن، فراهم کردن زمینه تقرب انسان ها به خداوند متعال قرار گیرد و بنابر پذیرش چنین فرصتی میبایست همه فعالیت های اجتماعی به گونهای تنظیم شود که آثار آن ها زمینه تحول روحی، فکری و جسمی انسان ها در حرکت به طرف خداوند متعال را فراهم کند.

3 مبارزه با جبهه کفر، استراتژی نظام اسلامی

«ما هدفمان پیاده کردن اهداف بینالمللی اسلامی در جهان فقر و گرسنگی است، ما میگوییم تا شرک و کفر هست، مبارزه هست و تا مبارزه هست، ما هستیم، ما بر سر شهر و مملکت با کسی دعوا نداریم، ما تصمیم داریم پرچم«لااله الا ا...» را بر قلل رفیع کرامت و بزرگواری به اهتزاز درآوریم».

از دیگر اصول و مبانی توسعه در اندیشه امام راحل(ره) مهم پنداشتن مبارزه و هدم کفر در برنامهریزیهای توسعه نظام اسلامی میباشد که به خاطرطولانی شدن نوشتار تنها به کلیاتی در این باب اشاره میشود.

بر اساس اندیشه امام راحل(ره)، استراتژی حیات اسلام در نفی نظام کفر و استکباری در همه ابعاد است و توسعه نظام کفر در همه ابعاد موجب تضییق نظام حقه الهی میشود. لذا یک تنازع دائمی بین کفر و ایمان وجود دارد، و چون مطلوب کفر و ایمان حکومت بر دنیاست. کفر میخواهد سرپرستی و ولایت مردم را در دنیاپرستی و تلذذ هرچه بیشتر از دنیا به عهده بگیرد و هر اعتقادی که در مقابل دنیاپرستی قد علم کند، میخواهد آن را بین ببرد، و به همین خاطر حیات اسلام را معارض با حیات خودش میبیند، از طرفی اسلام هم دعوت به کلمه توحید میکند و کلمه کفر را معارض حیات و توسعه میبیند، لذا درگیری این دو اجتنابناپذیر است. حال اگر ایجاد حادثه به دست کفار باشد، مسلما اسلام توسعه پیدا نخواهد کرد ولی اگر محور حوادث به دست ولایت حقه الهی باشد موازنه قدرت به نفع اسلام تمام میشود.البته باید توجه داشت که ابزارهای هجوم جبهه کفر در هر زمان متفاوت است که در این زمان مهم ترین ابزار تهاجم دشمن، ارائه الگوهای توسعه متناسب با مبانی مادی به کشورهای جهان سوم و به ویژه اسلامی میباشد که القاءچنین الگوهایی باعث گسترش بستر دنیاپرستی شده و راه را برای اعمال مدیریت استکبار جهانی باز میکند.امام راحل با توجه به این مطلب همواره با توصیه به «اسلامی شدن دانشگاه ها» و «بالندگی حوزههای علمیه»، راه مبارزه با این ترفند دشمن را بیرون آمدن از لاک نگرش انحصاری علم به غرب و شرق - که زیربنای الگوهای توسعه میباشند - میدانستند.«مهم ترین عامل در کسب خودکفایی و بازسازی توسعه مراکز علمی و تحقیقاتی و تمرکز و هدایت امکانات و تشویق کامل و همه جانبه مخترعان و مکتشفان و نیروهای متعهد و متخصصی است که شهامت مبارزه با جهل را دارند و از لاک نگرش انحصاری علم به غرب و شرق به در آمده و نشان دادهاند که میتوانند کشور را روی پای خود نگه دارند».نتیجه سخن این که در صورتی میتوان اداره نظام را، ادارهای اسلامی دانست که تمامی الگوها، مدل های توسعه و ساختارهای اجتماعی بر اساس مبانی دینی شکل گرفته باشد و تحقق این امر خطیر بر عهده نهادهای فرهنگساز جامعه است، به دیگر سخن فقط در صورتی میتوان امید به تحقق نظام کامل اسلامی داشت که حوزههای علمیه به استنباط احکام اجتماعی اسلام و دانشگاه به تولید معادلات کاربردی اسلامی همت گمارند.


خراسان - مورخ دوشنبه 1389/03/10 شماره انتشار 17563