از جاسازی اعلامیه‌های امام در جعبه‌های انگور تا ریاست جمهوری


1329 بازدید

از جاسازی اعلامیه‌های امام در جعبه‌های انگور تا ریاست جمهوری

به تازگی ششمین چاپ «چراغ صبح»؛ زندگی داستانی شهید رجایی که فکوری آنرا به نگارش درآورده از سوی انتشارات سوره مهر منتشر شده است.

فکوری نویسنده کتاب «چراغ صبح»، زندگینامه این شهید را به شیوه خطی و کلاسیک و بدون پیچیدگی‌های ساختاری روایت می‌کند؛ اما نثر پخته نویسنده و شگفتی حوادث زندگی محمدعلی رجایی، خواندن داستان را برای مخاطب جذاب و دوست داشتنی می‌کند. او داستان را با ورود شهید رجایی به جلسات سخنرانی آیت‌الله طالقانی و علاقه‌مندی‌اش به آن بزرگوار ادامه می‌دهد.

جلساتی که بیش از گذشته موجب فعالیت محمدعلی رجایی در زمینه تکثیر و توزیع اعلامیه‌های امام خمینی رحمة الله علیه می‌شود. دوران معلمی او در بیجار با توصیف‌های درخشان نویسنده از طبیعت روستا و علاقه‌ بچه‌ها به معلمشان، یکی از فصل‌های خواندنی کتاب را تشکیل داده است.

برخی ماجرا‌ها مثل ماجرای جاسازی اعلامیه‌ها در جعبه‌های انگور و رساندن آن‌ها به قزوین و در ‌‌نهایت دستگیری و بازجویی او توسط ساواک به خوبی توانسته‌اند بار تعلیق داستان را به دوش بکشند.

ماجرای زندگی آن شهید، تا پیروزی انقلاب و وقوع پی‌درپی حوادث پس از آن و انتخاب وی به عنوان رییس جمهور و در ‌‌نهایت شهادت آن دولتمرد انقلاب ادامه پیدا می‌کند.

در قسمتی از کتاب اینگونه آمده است: حتی سنین کودکی‌اش هم آنقدر عظمت داشت که می‌توانست دو محله را که بر سر عزاداری عاشورا نزاع داشتند، با یکدیگر آشتی بدهد؛ داستان هم از میان علم و کتل و صدای به هم خوردن استکان‌ هیات‌ها و نقشه محمدعلی برای آشتی آن‌ها آغاز می‌شود. بعد می‌رسد به روزهای شاگردی و دست‌فروشی در سبزه میدان. روزهایی که محمدعلی نان و پنیرش را در دستمالی می‌پیچید و برای فروش کاسه و بشقاب‌های گلی از خانه بیرون می‌زد. اما حکومت رزم آرا بساط دستفروش‌ها را برچید و محمدعلی وارد نیروی هوایی شد.


مهر