روایت شکست آمریکا در خلیج فارس


روایت شکست آمریکا در خلیج فارس

۲۹ فروردین ۱۳۶۷، ناوچه ایرانی «جوشن» در جریان درگیری با نیروهای آمریکایی در خلیج فارس، پس از حملات موشکی، آسیب دید و به اعماق دریا سقوط کرد. در کنار خود واقعه، واکنش بعدی آمریکا هم مهم بود. آن‌ها در ابتدا نسبت به تلفات خود پنهانکاری کرده و وقوع آن را انکار نمودند اما نهایتاً بعد از 10 روز مجبور به اعتراف شدند.

 

بحران در خلیج فارس

یک سال پس از تجاوز رژیم بعث به ایران، حملات به کشتی‌های تجاری در خلیج فارس آغاز شد. این روند با اعلام مین‌گذاری سواحل بندر امام خمینی (ره) و حملات گسترده به شناورهای تجاری در تاریخ ۲۱ دی‌ماه ۱۳۶۰ به اوج خود رسید و امنیت این آبراه حیاتی را به‌طور ناگهانی مختل ساخت.[1]

از آغاز جنگ تا تاریخ 19 تیرماه 1363 شمسی (یعنی حدود 2 سال و نیم پس از شروع حملات به شناورها)، مجموعاً ۱۱۲ فروند کشتی تجاری و نفتکش در این منطقه مورد حمله موشکی قرار گرفتند. جمهوری اسلامی ایران در در ماه 1363 (ژانویه 1985) به دبیرکل وقت سازمان ملل اعلام داشت که از هرگونه اقدامی برای تأمین آزادی و امنیت کشتیرانی که در خلیج فارس صورت گیرد حمایت و استقبال خواهد کرد؛ با این وجود حملات به کشتی‌ها ادامه یافت. تا تیر 1366 حدود 8/5 میلیون تن کالا از محموله های کشتی‌ها در خلیج فارس به زیر آب رفت، 41 کشتی کاملاً نابود، به 34 تن محموله کالا آسیب وارد و بیش از 200 تن از ملوانان کشورهای مختلف به قتل رسیدند و به همین تعداد نیز مجروح شدند. بدین ترتیب عراق در هدف خود مبنی بر بین‌المللی کردن جنگ خلیج فارس تا اندازه زیادی موفق شد و قدرت‌های غربی و در رأس آنها آمریکا به شکلی گسترده و تهدید آمیز در خلیج فارس حضور یافتند. در همین چارچوب نیز کشتی‌های نفتکش کویتی با پرچم آمریکا در خلیج فارس حرکت کردند و اسکورت نظامی نفتکش‌ها و کشتی‌های تجاری مورد نظر آمریکا در خلیج فارس آغاز شد.[2]

حمله به سکوهای نفتی

با بالا گرفتن «جنگ نفت‌کش‌ها» – که عراق با حمایت آمریکا و کشورهای حاشیه خلیج فارس به منظور قطع صدور نفت ایران طراحی کرده بود – آمریکا به تدریج از پشت صحنه به حضور مستقیم نظامی روی آورد.

در تاریخ ۲ مهر ۱۳۶۶ (24 سپتامبر ۱۹۸۷) با دستور مستقیم رونالد ریگان، رئیس‌جمهور وقت آمریکا، چهار ناو آمریکایی پس از تخلیه کارکنان سکوی نفتی «رستم» (رشادت)، آن را به توپ بسته و منهدم کردند.[3]

پس از این اقدام، مجدداً در تاریخ ۲۸ فروردین ۱۳۶۷ و دقیقاً همزمان با حمله مجدد عراق به فاو، آمریکا با دستور مجدد و مستقیم ریگان، به دو سکوی نفتی دیگر ایران یعنی «سلمان» و «نصر» نیز حمله کرد. به دنبال این تجاوز آشکار بود که ناوچه‌های جنگی ایران – شامل جوشن، سهند و سبلان – برای کمک به نیروهای مستقر در سکوها و مقابله با متجاوزان، عازم منطقه شدند و درگیری شدیدی میان دو طرف درگرفت.[4] در میان این سه ناوچه، ناوچه جوشن نقشی محوری ایفا کرد؛ حماسه‌ای که روایت آن، تصویری روشن از ماهیت این رویارویی نابرابر به دست می‌دهد.

 

نخستین تماس با بالگرد آمریکایی

ناخدا یکم عباس ملک، فرمانده ناوچه جوشن، لحظات اولیه برخورد و درگیری با آمریکایی‌ها را این‌گونه روایت می‌کند:

ساعت هفت صبح روز ۲۹ فروردین ۱۳۶۷ به من اطلاع دادند که ناوهای آمریکایی در نزدیکی جزیره کیش به سکوهای نفتی نصر و سلمان حمله کرده‌اند. بر این اساس، به ما مأموریت داده شد برای محافظت از سکوها به آن منطقه حرکت کنیم. در حال بررسی از کارافتادگی سیستم الکترونیک ناوچه بودیم که شش فروند هواپیما و بالگرد در اطراف ناوچه ظاهر شدند. یکی از بالگردهای آمریکایی به ما نزدیک شد. با خلبان تماس گرفتم و گفتم طبق قوانین بین‌المللی، با توجه به شرایط جنگی و ناشناس بودن بالگرد، بیشتر از پنج مایل نمی‌تواند به ما نزدیک شود. خلبان پاسخ داد: من ناشناس نیستم. من بالگرد نیروی دریایی آمریکا هستم و به شما اخطار می‌دهم ناوچه را متوقف و تمام افراد را به قایق‌های نجات منتقل کنید.[5]

نکته مهم اینجاست که آمریکایی‌ها از همان ابتدا به دنبال تسلیم بدون مقاومت نیروهای ایرانی بودند. اما فرمانده ناوچه جوشن تصمیم دیگری داشت.

 

پاسخ کوبنده فرمانده ایرانی

تنها هشت دقیقه بعد، یک تماس مستقیم دیگر از سمت آمریکایی‌ها صورت گرفت. عباس ملک در این باره می‌گوید:

هشت دقیقه بعد از آن ماجرا، صدایی از مدار ناوچه شنیدم که مرا به عنوان فرمانده ناوچه مورد خطاب قرار داد و گفت: من فرمانده ناوگان نیروی دریایی آمریکا هستم. به شما اخطار می‌کنم متوقف شوید و کشتی را از افراد تخلیه کنید. با لحنی جدی پاسخ او را دادم: اینجا خلیج فارس است و من از شما دستور نمی‌گیرم. سپس از بی‌سیم ناوگان آمریکا پیامی به زبان فارسی شنیدم: هر چه به شما دستور داده می‌شود اجرا کنید. اگر تسلیم شوید، برای کسانی که با ما به آمریکا بیایند، کار و امکانات خوبی فراهم می‌شود و پناهندگی می‌دهیم. جواب من همان پاسخ‌های قبلی بود و یک بار دیگر گفتم: ما به مأموریت خود ادامه خواهیم داد.[6]

این مکالمه، سندی تاریخی از ایستادگی یک فرمانده ایرانی در برابر یک ابرقدرت بود. آمریکایی‌ها تهدید، محاصره، وعده پناهندگی و حتی پیشنهاد کار در آمریکا را امتحان کردند، اما وقتی از تسلیم ناوچه جوشن ناامید شدند، حمله مستقیم را آغاز کردند. فرمانده جوشن لحظه به لحظه درگیری را این‌گونه توصیف می‌کند:

وقتی آمریکایی‌ها از توقف ناوچه جوشن و تسلیم کارکنان آن ناامید شدند، همین که آخرین مکالمه و پاسخ من تمام شد، اولین موشک خود را ساعت ۱۲:۳۰ به سوی ما شلیک کردند. ما با روش‌های دفاعی خود، آن موشک را حدود دویست یارد منحرف کردیم. یک بالگرد آمریکایی هم به ناوچه نزدیک شد، دستور آتش دادم که مورد اصابت قرار گرفت و سقوط کرد. بقیه بالگردها و هواپیماهایی که در اطراف ما بودند، از ناوچه فاصله گرفتند.[7]

به هرروی مأموریت ناوچه جوشن که با حدود ۹ فروند هواپیما، ۳ رزم‌ناو و چندین فروند هلیکوپتر آمریکایی به مدت یک ساعت مقابله کرد[8]، سرانجام پس از اصابت چهار موشک لیزری هاریون و سیصد گلوله توپ، به اتمام رسید. مقاومت این ناوچه با اعطای یازده شهید و سی و سه مجروح به ثبت رسیده است.[9] باقیمانده پرسنل ناوچه جوشن نیز که از ناوچه خارج شده بودند، چندین ساعت بعد نجات پیدا کرده و از منطقه عملیاتی خارج شدند.[10]

 

اعتراف دیرهنگام آمریکا

سوای از روایت رشادت نیروهای این ناوچه ایرانی، آنچه که مهم می‌نماید، سرنوشت همان هلیکوپتری است که سرنگون شد و به یکی از رسواترین نمونه‌های پنهان‌کاری آمریکا تبدیل گردید. در جریان درگیری یادشده، همان هلیکوپتری که به دستور فرمانده جوشن مورد اصابت قرار گرفت، سرنگون شد و دو سرنشین آن به هلاکت رسیدند.[11] اما آمریکا ابتدا شکست را پنهان و وزارت جنگ این کشور اعلام کرد که یک هلیکوپتر ناپدید شده است و هیچ‌گونه نشانه‌ای دال بر درگیر شدن در یک اقدام خصمانه وجود ندارد. فرانک کارلوچی، وزیر دفاع آمریکا نیز گفت: یک هلی‌کوپتر کبری که دو نظامی آمریکایی سرنشین آن بودند در بازگشت به ناوشکن محل استقرار خود تأخیر داشته و یک عملیات جستجو برای یافتن نشانه‌ای از آن صورت گرفت.[12]

سرانجام پس از یک هفته تأخیر، وزارت جنگ آمریکا به هلاکت دو تن از نظامیان خود در خلیج فارس اعتراف کرد. این در حالی بود که آمریکا تا پیش از این، تنها از مفقود شدن یک هلیکوپتر سخن می‌گفت. پنتاگون طی بیانیه‌ای کوتاه اعلام کرد یک گروه تحقیق تفنگداران دریایی پس از بررسی اوضاع و احوال متوجه شد که دو خلبان مذکور کشته شده و دلیل آن هم ناشی از «یک اقدام خصمانه و تلافی‌جویانه» بوده است.[13]

همچنین در این بیانیه اعلام شد، سروان استفن سی‌لسلی و سروان کنت دبلیو هیل، پیش از ناپدیدشدن گزارش داده بودند که «یک رادار متخاصم» هلیکوپتر توپدار آنها را تعقیب می‌کرده است. این گزارش آخرین تماس راداری این هلیکوپتر با ناو آمریکایی «وین رایت» بود که حین آن تماس قطع شد. در آخرین لحظات، صدای یک طرف نامعلوم نیز شنیده می‌شد که هلیکوپتر آمریکایی را به مبارزه می‌طلبید. این بیانیه برای اولین بار مشخص می‌کرد که هلیکوپتر نیروی دریایی آمریکا مورد هدف قرار گرفته است، اگرچه هنوز هلیکوپتر و اجساد خلبانان پیدا نشده بودند.[14]

البته گفتنی است که در جریان همین درگیری مستقیم با ناوگان آمریکا، نیروی دریایی ایران توانست ضربات مؤثر دیگری هم به متجاوزان وارد کند. یک یدک‌کش آمریکایی در این درگیری‌ها غرق شد، یک کشتی انگلیسی به آتش کشیده شد و دو کشتی نفتی دیگر نیز مورد حمله قرار گرفتند. پیش از آن نیز ناو جنگی آمریکایی «ساموئل رابرتز» در منطقه‌ای به تله افتاده و بر اثر اصابت مین دریایی به شدت آسیب دید و حفره‌ای ۸ متری در بدنه آن ایجاد شد.[15] این خسارات سنگین نشان می‌داد که نیروی دریایی ایران در اوج نبرد نابرابر، توانایی وارد کردن تلفات قابل توجه به دشمن را دارد.

 

[1] بری دیزجی، علی؛ کریمی شرفشاده، علی‌اصغر؛‌ صفائی، مجید (1377). روزها و رویدادها، ج2، تهران: رامین، ص98.

[2] روزها و رویدادها ج2، ص98.

[3] محققی، محمدحسن (1393). اسرار مکتوم، تهران: 27 بعثت، ص۲۰۲.

[4] حائری، علی (1382)، روزشمار شمسی، قم: مرکز پژوهش‌های اسلامی صداوسیما، ص34.

[5] حسینی، احمد (1392). آتش در آب، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ص115-117.

[6] همان، ص117-119.

[7] همان، ص119-120.

[8] اطلاعات،1/2/1367، ص2.

[9] روزشمار شمسی، ص34.

[10] جمهوری اسلامی، 3/2/1367، ص2

[11] اطلاعات،1/2/1367، ص2.

[12] جمهوری اسلامی، 3/2/1367، ص2؛ به نقل از آسوشیتدپرس.

[13] جمهوری اسلامی، 11/2/1367، ص3.

[14] همان.

[15] اسرار مکتوم، ص۲۰۲.