امام مداری آیت الله قاضی طباطبائی


سید ابوالحسن توفیقیان
768 بازدید

مقدمه:
  انقلابها و نهضت ها را از زوایای گوناگونی نظیر اهداف، پیامدها، روند، ماهیت، علل و عوامل پیروزی یا شکست و ... می توان مورد بررسی قرار داد. از محورهای عمده ی مطالعه انقلابات نگاه از منظرگاه فعالیت و عملکرد رهبرانشان می باشد. این روش یکی از مفید ترین راه ها در شناخت انقلاب ها و جنبش ها می باشد.
  در این مقال به مناسبت فرارسیدن شهادت یکی از رهبران موثر در انقلاب اسلامی یعنی آیت الله قاضی طباطبایی که شهادتش نمادی از ولایتمداری است، بر آنیم تا با بررسی نقش ایشان در پیروزی انقلاب، پیوندشان را با امام و اندیشه های امام مورد بازبینی قرار دهیم.
 
زندگینامه اجمالی:
  آیت الله سید محمد علی قاضی طباطبایی در سال 1331 هجری قمری در تبریز متولد شد. پدرش حاج سید باقر مشهور به میرزا باقر و عمویش میرزا اسدا... از علمای بنام تبریز بودند و ایشان تحصیلات مقدماتی علوم دینی را در مدرسه طالبیه نزد آن دو فرا گرفت.[1]
  وی در 1359 ه. ق جهت تحصیل در حوزه علمیه قم به شهر قم مشرف شدند تا از محضر آیات عظام سید محمد خوانساری، سید محمد حجت کوه کمره ای،  بروجردی، گلپایگانی و امام خمینی[2] کسب فیض نماید.
  در سال 1369 هجری قمری شهید قاضی به نجف عزیمت کردند و نزد علمای برجسته ای نظیر مرحوم آیت الله العظمی عبدالحسین رشتی، میرزا باقر زنجانی و بجنوردی، سید محسن حکیم، سید ابوالقاسم خویی و شیخ محمد حسین کاشف الغطاء به کسب علوم دینی پرداخت.[3]  وی از خود ثمراتی علمی در قالب آثار چاپ شده و چاپ نشده به جای گذاشت که بالغ بر 50 مورد می باشد.[4]
ایشان در طول مبارزات انقلابی در کنار امام، به عنوان یار و یاور ایشان بودندو نقاط حساسی از مبارزات نهضت به ایفای نقش می پرداختند که در طول مقاله به نقاطی اشاره خواهد شد.
 
 امام مداری قبل از انقلاب:
ایشان قبل از پیروزی انقلاب، همواره به عنوان یکی از یاران وفادار امام و حامیان وی ظاهر می شدند و به ایفای نقش می پرداختند. یکی از مهمترین نقش های ایشان حمایت از خط و مشی امام خمینی(ره) در مخالفت با طرح لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی بود که بر اساس آن به زنان حق رای داده می شد و قید اسلام از شرایط انتخاب شوندگان و انتخاب کنندگان حذف می شد و به جای قسم به قرآن، قسم به کتاب آسمانی کفایت می کرد.[5] این طرح مخالفت حوزه علمیه قم، مراجع تقلید خصوصا امام خمینی(ره)  را برانگیخت. بر همین اساس علمای تبریز، اعلامیه هایی را صادر کردند که آیت الله قاضی از جمله امضاءکنندگان آن اعلامیه ها[6]بود.
 از دیگر وقایعی که آیت الله از آن در جهت پیشبرد اهداف انقلاب بهره برد، واقعه مدرسه طالبیه تبریز بود. این واقعه از اینجا شروع شد که اعلامیه امام در مدرسه طالبیه روی دیوار نصب شد که ماموران شهربانی وقتی خواستند اعلامیه را پاره کنند، با مقاومت طلاب مدرسه مواجه شدند و این درگیری به بازار کشیده شد و با شورش مردمی که از مسجد مقبره بیرون آمده بودند، محاصره نیروهای شهربانی شکسته شد. در اثر این حادثه بود که آیت الله قاضی اعلامیه ای صادر کردند و فردای آن روز آن را با خط سرخ درتمام شهر منتشر کردند.[7]
محرم 1342 همزمان بود با رویداد فجایع مدرسه فیضیه و مدرسه طالبیه تبریز که به همین جهت  شاه و علما رو در روی یکدیگر قرار گرفتند. آیت الله قاضی و علماء در این محرم به تبعیت از امام، تاکید بر استراتژی افشاگری علیه رژیم را از طریق مجالس روضه و وعظ و سخنرانی قرار داده بودند.[8]  در اثر اتخاذ این استراتژی بود که با دستگیری امام، بازار تبریز به حالت تعطیلی درآمد.
در پی سخنرانی امام(ره) و دستگیری ایشان در سال 1342، اقبال عمومی و مردم چنان بود که مراجع تقلید بایستی اقدامی در خصوص رهایی امام انجام می دادند. لذا بر همین اساس بود که جمع کثیری از علما به سمت تهران حرکت کردند. در این میان آیت الله قاضی به تهران نیامد. مهمترین دلیل ایشان این بود که با وجود آیات عظامی چون میلانی، شریعتمداری، مرعشی نجفی، ایشان نمی توانست تاثیر چندانی در قضایا داشته باشد، در ثانی نقشی که می توانست در راستای پیشبرد اهداف نهضت در این موقعیت زمانی در تبریز ایفا کند به مراتب مهمتر از نقشی بود که می توانست در تهران داشته باشد.[9]
دشمنی با اسرائیل از ویژگی های بارز ایشان بود که به تاسّی از امام آن را در منابر و اعلامیه های خود تبلیغ و هویدا می ساخت. ایشان به پیروی از امام و همراه با علمای دیگری پس از سومین جنگ بین اعراب و اسرائیل تلاش های فراوانی در قالب صدور  اعلامیه مبنی بر لزوم جمع آوری کمک های مردمی برای آسیب دیدگان و آوارگان فلسطینی به انجام رساندند.[10]
در تبریز در سال 52 برای تغذیه حرکت های ضد رژیم اعم از چاپ و نشر اعلامیه، کمک به خانواده های زندانیان سیاسی، مساعدت به فعالانی که مجبور به ترک خانه و کاشانه خود شده بودند و ... صندوقی به نام مجاهدین اسلامی زیر نظر ایشان تاسیس گردید تا از این طریق به بارور شدن نهضت کمکی کرده باشد.[11]
ارتباط با دانشجویان در راستای مبارزه با رژیم یکی دیگر از فعالیت های ایشان بود که وی در کارهای خود آن را مد نظر قرار داده بود.[12]
قیام 29 بهمن:
قیام مردم قم در نوزدهم دی ماه 1356 که با ا هانت علنی به مرجعی با روحیه سیاسی آشتی ناپذیر بویژه بعد از شهادت فرزندش در ایران، بوجود آمده بود، انفجاری ایجاد کرد که در وهله اول طلاب را راه انداخت[13] و در وهله دوم امواجی را به گوشه کنار کشور پراکند. موج این حرکت در تبریز با رهبری علما خصوصا آیت الله قاضی انعکاس مطلوبی یافت و خود را در حرکتی به نام قیام 29 بهمن تبریز نشان داد.
امام مداری بعد از ا نقلاب:
با پیروزی انقلاب اسلامی، ایشان طی حکمی از سوی امام در سال 1358  به عنوان امام جمعه و نماینده تامّ الاختیار امام در تبریز منصوب شد. مهمترین کارکرد آقای قاضی را باید رهبری جریانها و فضای سیاسی تبریز همسو با فضای انقلاب در قالب ایجاد امنیت و ثبات، تحرک بخشیدن به سازندگیها، رفع کدورتها و رفع نواقص دانست.  به عنوان مثال در اواخر خرداد 58 تعدادی از همافران دست به تحصن زدند و خواسته هایی را مطرح کرده بودند که با تلاش های وی، دست از تحصن برداشتند.[14]
با تاسیس حزب جمهوری اسلامی، آیت الله قاضی با صدور اعلامیه هایی مردم را  تشویق به عضویت در آن می کرد. در قم از طرف دفتر امام اعلام شد که «حزب جمهوری اسلامی را حضرت آیت الله العظمی امام خمینی تایید می فرمایند و حضرت مستطاب حجت الاسلام والمسلمین آیت الله قاضی طباطبایی نماینده امام هستند.»
جمع بندی:
آیت الله قاضی طباطبایی از رهبران معنوی و سیاسی انقلاب اسلامی بودند که در پیروزی و به ثمر رسیدن مبارزات انقلابی مردم ایران به رهبری امام خمینی نقش اساسی را خصوصا در منطقه تبریز ایفا می کردند. کانون محوری فعالیت های فکری و سیاسی ایشان ایشان با الهام از آموزه های مکتب تشیع، ولایت مداری و  تبعیت از امام خود بود. ایشان به تبعیت از امام (ره) در راستای تحقق حکومت اسلامی تلاش ها  و مجاهدت های فراوانی به انجام رساندند که سرانجام در دهم آبان 1358 مصادف با عید سعید قربان پس از آنکه نماز عید را اقامه کردند و در خطبه های نماز به افشاگری پرداختند و فرمودند « مرا تهدید به قتل می کنند. من از شهادت نمی ترسم و آماده ام و از خدا می خواهم.» در همان روز بعد از نماز مغرب و عشاء در راه مراجعت به منزل توسط منافقی از گروه فرقان در سن 65 سالگی به شهادت رسید. امام خمینی(ره) در پیامی که به مناسبت شهادت ایشان صادر کرده بودند، ضمن تسلیت به خانواده و بازماندگان و همچنین مردم تبریز، این گونه حرکات را که نشانه افول حتمی مستکبران است را گریز ناپذیر دانستند و از خداوند برای ایشان طلب مغفرت کردند.
________________________________________
[1] . نیکبخت رحیم و صمد اسمعیل زاده، زندگینامه و مبارزات شهید آیت الله قاضی طباطبائی، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1380،‌ ص 96.
[2] . سید حمید روحانی، تحلیلی بر نهضت امام خمینی، ج 1، تهران،‌دفتر انتشارات اسلامی، ص 43.
[3] . زندگینامه آیت الله قاضی طباطبایی، به قلم حجت الاسلام سید محمد تقی قاضی طباطبایی، نسخه خطی، ص 1.
[4] . ر.ک: نیکبخت رحیم، پیشین، ص 130 – 138.
[5] . ر.ک:‌حمید روحانی، پیشین، ص 142_ 144.
[6] . اسناد انقلاب اسلامی،‌ ج 3، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1374، ص 47.
[7] . ر.ک: خاطرات 15 خرداد، تبریز، قسمت اول، به کوشش علی باقری، تهران،‌ حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی، 1374،‌ ص 101.
[8] . ر. ک: حمید روحانی،‌ پیشین.
[9] . ر.ک: خاطرات 15 خرداد، دفتر ششم، مصاحبه با آیت الله بنی فضل، ص 116.
[10] . ر.ک: نیکبخت رحیم و صمد اسمعیل زاده، پیشین, ص 229.
[11] . همان, ص 265.
[12] . ر.ک: آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی, مصاحبه با حسن نوربخش, 21/7/1376
[13] . خاطرات و مبارزات شهید محلاتی, تهران, مرکز اسناد انقلاب اسلامی, 1376, ص 91.
[14] . روزنامه اطلاعات, 1/4/1358.