ماجرای نامه یأس آفرین آن ۹۰ نفر


1927 بازدید

12 خردادماه 1368، چشم مردم نگران حال امام خمینی بود. جدی بودن بیماری امام تازه به افکار عمومی رسیده بود و در کنار اضطراب ناشی از عشق عمیق امت به امام، مجموعه‌ای از عوامل گوناگون همچون عزل قائم مقام رهبری که دو ماه قبل از آن رخ داده و پس لرزه‌هایش باقی مانده بود، بقای تنش‌های مرزی با عراق پس از آتش‌بس و وجود احتمال حمله مجددی مشابه آنچه در مرداد ماه 1367 و پس از قبول قطع‌نامه رخ داده بود، نگرانی مردم از افزایش تنش‌های سیاسی میان مسئولین مثلا آنچه در صحن علنی مجلس دیده می‌شد و ... موجی از نگرانی جدی برای آینده انقلاب اسلامی و کشور را پدید آورده بود.

 

در چنین فضای اضطراب آلودی، نهضت آزادی با انتشار بیانیه‌ای به مخالفت با دستور امام برای بازنگری در قانون اساسی پرداخت. آن بیانیه از سوی افکار عمومی مورد توجه واقع نشد و با حضور مردم پای صندوق انتخابات همه‌پرسی بازنگری قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، پاسخ گرفت. اما از 12 خرداد سال 1368 تا پایان آن سال، نهضت آزادی 24 موضع گیری رسمی دیگر منتشر کرد، بیانیه‌هایی که علیه رهبر منتخب نمایندگان مردم در مجلس خبرگان رهبری، علیه رئیس جمهور منتخب مردم، علیه رأی بالغ بر 97 درصدی مردم در همه پرسی، علیه 3 رسانه از جناح‌های مختلف، علیه دستگاه قضا و ... بود.

 

پس از عبور موفق نظام از شرایط حساس سال 1368؛ مولفه‌های امید به آینده در زندگی مردم کاملا آشکار بود و فضای نقد و شور انتخاباتی برای انتخابات میان‌دوره‌ای مجلس بر فضای سیاسی کشور حکمفرما بود.

 

پاشیدن بذر یأس و ناامیدی و پمپاژ موج منفی از سوی نهضت آزادی به همین نقطه منتهی نشد. اعضای این تشکل به همراه دیگر چهره‌های همسو با آن در 26 اردیبهشت 1369 نامه‌ای تفصیلی در چهار بند «اقتصادی و اجتماعی و زندگی»، «آزادی و امنیت و از نظر معنوی و مدیریت»، « استقلال و بقا و بازنگری کشور» و «روابط جهانی و سیاست خارجی» منتشر کردند که اوضاع کشور را به چالش و نقد کشیده بود.  [1] به عنوان نمونه در حالی که مذاکرات جنگ به صورت جدی در حال پیگیری بود و چند ماه بعد، بهترین نتایج حاصل شد و دولت وقت به سرعت در حال بازسازی کشور بود؛ در این بیانیه گفته شده بود: «هنوز بیش از ۲۵۰۰ کیلومتر مربع از خاک وطن ما در چنگ صدام جنایتکار بوده و معلوم نیست که تا کی حالت خفقان‌آور «نه جنگ نه صلح»، سرگردانی اسیران دو طرف، نگرانی از یورش نابهنگام مدعیان خارجی و داخلی و گردشهای نابهنجار روزگار، باید ادامه داشته باشد؟ بدون آنکه آبادی و رفاه و بازسازی موعود و بازگشت ایران به حرکت و حیات صورت جدی و امید‌بخش به خود گرفته باشد.»

 

این نامه البته «به ابتکار جمعیت دفاع از آزادی و حاکمیت ملت ایران تهیه و منتشر شد.» اما تعداد زیادی از امضاکنندگان آن عضو نهضت آزادی بودند. فرهاد بهبهانی یکی از مؤسسان این جمعیت درباره آن گفته است «در سال 1364 با شرکت عده ای از اعضای نهضت آزادی و جبهه ملی و گروهی از منفردین تشکیل شد و در سال 1369 با دستگیری وسیعی از فعالان جمعیت ، عملاً از کار افتاد.»

 

نامه نود امضایی مذکور را مهندس بازرگان، دکتر سحابی، دکتر یزدی، و جمعی از اعضا و همفکران نهضت آزادی و جبهه ملی امضا کرده بودند، چند روز بعد از انتشار نامه 23 نفر از امضا کنندگان بازداشت شدند. دکتر یزدی و سایر سران اصلی نهضت، همچنین اکثریت دیگر امضاکنندگان بازداشت نشدند؛ اما سه ماه پس از انتشار آن نامه، افرادی مانند عزت الله سحابی، اردلان، عبدالعلی بازرگان، محمد توسلی، صباغیان، منصوریان و بهبهانی بازداشت شدند. مهندس سحابی بعدها در خاطرات خود گفت: «متن نامه آنان مورد تأیید بنده نبود ولی به دلیل احترامی که برای مهندس بازرگان قائل بودم و برای نرنجاندن خاطر پدرم و ایشان، آن را امضا نمودم...من می‌بایست پاسخگوی کلماتی می‌بودم که خود قبول نداشتم.»

 

در همان زمان، آقای هاشمی رفسنجانی در مصاحبه با لوموند گفت: «لیبرال‌هایی که اخیراً دستگیر شده‌اند کسانی بوده‌اند که ماهیت جاسوسی پیدا کرده‌اند و از آمریکا دستور می‌گرفته‌اند.» [2]

 

با این حال در خاطرات مورخ 26 اردیبهشت 69، حجت‌الاسلام هاشمی رفسنجانی نیز چنین نوشته است: «به آقای [علی] فلاحیان  [وزیر اطلاعات] گفتم مسایل نامه سرگشاده لیبرال‌ها را به صورت قانونی و بدون افراط بررسی کند.»

 

حجت الاسلام هاشمی در سال 78، تأکید کرد: «بازداشت‌ها اگر مربوط به نامه می‌شده کار نادرستی بوده...بعید است مربوط به نامه باشد.» گفتنی است که بنا بر اخبار رسمی، اظهارات و خاطرات منتشرشده متهمین، فقط یکی از موارد اتهامی دستگیرشدگان، نشر اکاذیب و توهین به مسئولان بود که یک مصداق آن مشارکت در تهیه و انتشار نامه مزبور بود، ولی اتهامات اصلی محاکمه شدگان، ارتباط با بیگانگان و اقدامات ضد امنیتی بوده است. جدای از اعلام رسمی دادسرای انقلاب اسلامی تهران که «تماس های پنهان و سازمان دهی شده با محافل بیگانه که به طور مستمر از چند سال قبل تا کنون ادامه داشت»[3] را دلیل بازداشت اعلام کرده بود؛ استدلالی که در رد بازداشت به دلیل اظهار نظر از سوی مسئولان آن زمان مطرح شد، این بود که اگر نامه‌نگاری اتهام اصلی بازداشتی‌ها می‌بود، بایستی همه یا اکثر 90 نفر امضاکنندگان تحت پیگرد قرار می گرفتند، نه فقط 23 نفر از آنان. ضمناً خاطرات برخی از افراد مزبور نشان می‌دهد که در دوران بازداشت و محاکمه، بسیاری از سؤالات در باره مسافرت به آمریکا و تماس‌های آنان با مقامات آمریکایی بوده است.

 

به عنوان نمونه 15 مردادماه سال 69، فرهاد بهبهانی در یک مصاحبه تلویزیونی حضور یافت و درباره اقداماتی که منجر به بازداشت آن 23 نفر شده بود؛ توضیحاتی داد. وی پس از شرح آنکه نقش اساسی در تشکیل «جمعیت دفاع از آزادی و حاکمیت ملت ایران» را نهضت آزادی به عهده داشت؛ زیرا اعضای آن می‌خواستند اگر برای سازمان‌شان مشکلی پیش آمد، جای دیگری برای مانور و فعالیت داشته باشند و همچنین عناصری را که به علت مغایرت در روحیه دینی و سایر جهات نمی‌توانستند در نهضت آزادی جذب کنند، زیر چتر «جمعیت» با خودشان همراه نمایند، درباره وابستگی یکی از اعضای شورای مرکزی و عضو هیئت اجرایی این جمعیت به سیا که نقش اساسی در تهیه تحلیل و نوشته‌های کلیدی جمعیت داشت توضیح داده و گفت: «در اینکه خط اعلامیه‌های جمعیت دقیقا مواضع آمریکا را تعقیب می‌کرد تردیدی نیست و با مقایسه منصفانه بین اعلامیه‌های جمعیت و مطالبی که در صدای آمریکا عنوان می‌شد به وضوح این موضوع را نشان می‌دهد. اما از جهت دوم همکاری آمریکا با جمعیت یعنی فراهم آوردن امکانات و تسهیلات برای اشاعه آثار انتشاراتی ما در جمعیت باید به‌عرض برسانم که این کار در خارج از کشور با پشتیبانی صدای آمریکا و در کانالی که صهیونیستها از مطبوعات و ایستگاههای رادیو تلویزیونی فراهم آورده‌اند صورت می‌گرفت و بعد انعکاسش هم به ایران می‌رسید. [...] یک نوع نفوذ و نگهبانی امریکا در داخل جمعیت بین ما وجود داشت و در این رابطه موضوع وابستگی یکی از اعضای جمعیت که عضو شورای مرکزی و عضو هیات اجرائی به آمریکا بود. وی نقش اساسی را در تهیه تحلیل‌ها و نوشته‌های کلیدی جمعیت ایفا می‌کرد و موضوع وابستگی ایشان به سازمان سیا کرارا در خود جمعیت عنوان می‌شد. عده ای در رابطه با این موضوع سخن می‌گفتند مثلا افرادی مثل شهشهانی و عابدی که رفت و آمد زیاد به آمریکا دارند [...] شهشهانی یک بار بعد از مراجعت از آمریکا به من گفت که در و آنجا با بهرام بهرامیان صحبتی داشته است. بهرام بهرامیان [...] در سالهای 56 و 57 نقش رابط بین نهضت آزادی و سفارت آمریکا را ایفا می‌کرد و بعد که اوضاع ایران تغییر پیدا کرد، با سوء استفاده های کالانی که در دوران دولت موقت از طریق شرکتش بهم زده بود از ایران گریخت و الان هم ساکن آمریکا است. شهشهانی تعریف میکرد که با این بهرام بهرامیان صحبتی داشته [...] در جمعیت افرادی همواره به پیوند بین جمعیت و مخالفان خارج از کشور یعنی همان ضدانقلاب متکی به بیگانگان می‌اندیشیدند که خود به دریافت کمکهای مالی از سیا اذعان داشتند. » [4]

 

اگرچه اسناد نشان دهنده اتهام «رابطه براندازانه با آمریکا» - آنچه امروز انقلاب مخملین لقب گرفته است- به عنوان اصلی‌ترین دلیل بازداشت اردیبهشت 69 است؛ اما انتشار نامه 90 امضایی یکی از جلوه‌های این ارتباط بوده است که زمینه‌ساز برخورد با متهمان مربوطه شد. با این حال، عدم برخورد با همه امضا کنندگان و تفاوت محکومیت[5] نشانگر جرم تلقی نشدن اصل نامه است.

 

11 روز پیش از پخش مصاحبه دکتر بهبهانی دبیر کل نهضت آزادی در تلگرامی به رئیس قوه قضائیه گفته بود: «هرگونه اقرار، اعلام یا مصاحبه که به نام یا از زبان آقایان در شرایط حاضر زندان با توجه به روال گذشته پخش یا اعلام گردد فاقد اعتبار قانونی و شرعی و کمترین ارزش و اثر سیاسی و تبلیغاتی خواهد بود».

 

با این حال، دو هفته پس از پخش این مصاحبه، نهضت آزادی سکوت کرد و پس از آن با صدور بیانیه‌ای ضمن بیان جملاتی همچون «واقعاً باید به وزارت اطلاعات برای چنین پیروزی هنرمندانه و بی‌اعتنائی شجاعانه به دین و قانون و قضا تبریک گفت!» مدعی شد: «اگر اینها آن طور که در مطبوعات و شایعات اظهار می‌داشتند مدرک موثق یا نواری از مذاکره و زد و بند نمایندگان نهضت و دستگیرشدگان با بیگانگان و مقامات سیاسی آمریکا و نشانه‌ای دال بر همکاری با آنها در تهیه و انتشار نامه نود امضائی داشتند، حتماً به دادگاه تحویل می‌دادند یا از طریق رسانه‌های جمعی پخش می‌کردند. ولی چون چنین چیزهائی وجود نداشت و در متن و محتوای نامه و در فعالیتهای علنی و قانونی نهضت و جمعیت ایرادهای محکمه‌پسند موجود نبود و در حملات گذشته به نهضت و جستجوی دفتر و آرشیو آن و سپس بازداشت و بازپرسی طولانی مسئولان رده بالای نهضت و احضار و تهدید سایر اعضا نتوانسته بودند که برگه و سندی که دلالت بر ضد نظام بودن و خلافکاری نهضت و نهضتیان نماید به دست آورند و نه موفق شده بودند که نهضت را از حق گوئی و حقجوئی باز دارند و خلاصه آنکه روشهای ایذائی گذشته به نظرشان بی‌حاصل می‌آمد به آن اقدام رسوا کننده تن دادند و برای تعقیب و آزار آزادیخواهان مدافع راستین اهداف انقلاب و نظام جمهوری اسلامی چاره‌ای که به نظرشان رسید کشاندن جریان به تاریکیهای ابهان و اتهام انگیز جاسوسی و گل‌آلود کردن آبهای زلال قضا و قانون بود.»[6]

 

ادعای عدم انتشار سند دال بر ارتباط نهضت آزادی با آمریکا در حالی بود که در اسناد لانه جاسوسی که سالها قبل از آن منتشر شده بود، اسناد مکرری در این خصوص وجود داشت. به عنوان نمونه در خصوص «بهرام بهرامیان» که از اعضای اصلی «نهضت آزادی» و از دوستان نزدیک مهندس بازرگان بوده است و مورد اشاره فرهاد بهبهانی در خصوص نقش او در همسویی مواضع آن مقطع نهضت آزادی با آمریکا قرار گرفت، اسناد متعددی منتشر شده بود. طبق یک سند «سری» سفارت آمریکا به تاریخ بیست و پنجم فروردین ماه1358، بهرامیان در ماه ژوئن1977 (خردادماه1356) به استخدام سازمان «سیا» درمی آید. کد رمز بهرامیان در سازمان سیا (اس.دی.ارن/1) بوده است.[7]

 

همکاری وی با «سیا» در آغاز بر این اساس بوده است که نظرات گروه خود را از کانالی به دولت آمریکا برساند، به این امید که دولت آمریکا سرانجام برای تماس آشکار با این گروه و حمایت از آن تحت حکومت شاه، اقدامی نماید. طبق مفاد یک سند «سری» به تاریخ بیست و دوم شهریورماه1358، او مدت زیادی از پذیرفتن دستمزد امتناع ورزیده بود ولی از خردادماه1357، یک یادداشت دریافت حقوق را پذیرفت که به موجب آن سازمان «سیا» پول یک بیمه عمر معادل یکصد هزار دلار و سالانه پنج هزار دلار آمریکا در یک حساب غیرمستقیم را بپردازد.

 

در بخش دیگری از این سند گفته شده: «در جریان بدتر شدن اوضاع سیاسی و امنیتی، او یک عامل مخفی حقوق بگیر تمام عیار شده است.»[8]

 

بهرامیان توسط سازمان «سیا» آموزش نامریی نویسی، ارتباطات پنهان و حفاظت را دیده بود و «سیا» به وی یک رادیویی مخابراتی MX-350 داده بود.

 

عمده گزارش های بهرامیان در مورد رهبری، دولت موقت، شورای انقلاب، و روحانیت بوده که از اهمیت بسیار بالایی برای «سیا» برخوردار بوده‌اند. وی در حد فاصل دی ماه1357 تا شهریورماه 1358، منبع 67 گزارش بوده است.[9]

 

جالب آنکه نهضت آزادی همچنان خود را نباخت و از موضع طلبکاری سخن گفت. به عنوان نمونه دکتر یزدی در تابستان 94 طی مصاحبه‌ای با یکی از نشریات حزب کارگزاران سازندگی، گفت: «شما ببینید در زمان ریاست جمهوری آقای هاشمی با ما چه کردند... روزی دیدم یک نامه‌ای که به نام من به مجلس شورای اسلامی آمده، باز شده بود...ما فهمیدیم نامه‌های ما را کنترل می‌کرده‌اند. بعد آقای هاشمی در خاطرات خود می‌گوید نامه مشکوکی برای ابراهیم یزدی از عربستان آمده بود... سؤال من از آقای هاشمی این است که آیا این اقدامات درست بود؟ شما قبل از هر چیز باید اخلاق اجتماعی را رعایت می‌کردید.» 

 

پی‌نوشت‌ها:

[1]  نامه سرگشاده جمعی از آزادی‌خواهان ایران به ریاست جمهوری، اردیبهشت 1369، آرشیو دیجیتال نهضت آزادی

[2]  روزنامه جمهوری اسلامی، ش 3291 ، 19 / 7/ 1369، ص 2

[3]  روزنامه جمهوری اسلامی، ش 3199 ، 26 / 3/ 1369، ص 3

[4]  روزنامه کیهان، ش 13968، 17 /5/ 1369، ص 18

[5]  حبس 14 نفرحداکثر شش ماه، طول کشید و 9 نفر هم پس از محاکمه به حبس شش ماه تا سه سال، محکوم شدند.

[6]  تحلیل پخش مصاحبه آقای بهبهانی از سیمای جمهوری اسلامی، 31 مرداد 1369، آرشیو دیجیتال نهضت آزادی

[7]  اسناد لانه جاسوسی، جلد28، تهران: مرکز نشر اسناد جاسوسی آمریکا، بی تا، ص39.

[8]  همان ،ص 55 .

[9]  اسناد لانه جاسوسی، جلد18. پیشین، ص155.