در هفتم دی ماه 1332

تیمور بختیار در کسوت فرماندار نظامی تهران

به بهانه انتصاب تیمور بختیار به فرمانداری نظامی تهران


سید حمید قدس
195 بازدید
تیمور بختیار

تیمور بختیار در کسوت فرماندار نظامی تهران

با ورود ثریا اسفندیاری بختیاری به قصر شاه، سران ایل بختیاری به دربار راه یافتند و به تنی چند از آنان مقاماتی در دربار داده شد. از آن جمله پای سرهنگ دوم بختیار به دربار باز شد.

بختیار که نسبت خانوادگی با ثریا همسر شاه داشت ظرف سه سال از 1332 تا 1335 از درجه سرهنگی به درجه سرتیپی و سرلشکری ارتقا یافت.

بختیار در پایان سال 1333 چنان مورد توجه و عنایت شاه قرار گرفته بود که وقتی زاهدی در فروردین 1334 زیر بار نرفت که از مقام نخست‌وزیری استعفا دهد، شاه سرتیپ بختیار را مأمور برکناری زاهدی کرد و بختیار نزد زاهدی رفت و پیغام شاه را به او ابلاغ نمود و زاهدی که متوجه شده بود سمبه تیمسار بختیار بسیار قوی است پذیرفت که محترمانه از کار کناره جوید.

شاه و ثریا او را مرتبا در مهمانیهای دربار و سفرها و جشنها به حضور می‌پذیرفتند و به تدریج تا سال 1339 دارای دهها نشان و مدال ایرانی و خارجی گردید.

مصدق پیش از کودتای 28 مرداد، ‌بختیار را به فرماندهی لشگر کرمانشاه منصوب نمود. با فرار شاه و ثریا از ایران، کودتاگران با سران نظامی تماس گرفتند و از آنها برای شرکت در کودتا قول مساعد گرفتند. بختیار پس از مذاکره با کودتاگران موافقت خود را برای عملیات نظامی علیه تهران ابراز داشت و قرار شد روز 28 مرداد تیپ او به جانب تهران عزیمت نماید.

سقوط حکومت دکتر مصدق باعث نشد که سرهنگ بختیار با گردانهای تیپ خود عازم تهران نشود، او به تهران آمد و مورد تفقد خاص شاه که وفاداری و پیشتازی بختیاری او را تحت تأثیر قرار داده بود قرار گرفت و به زودی به آجودانی نظامی شاه و نیز فرماندهی لشکر جدیدالتأسیس دوم زرهی منصوب شد و هم زمان به درجه سرتیپی نیز ارتقا یافت. بختیار که جزو طرفداران پر و پا قرص شاه شناخته می‌شد، به فرمانداری نظامی شهرستان تهران و حومه نیز منصوب شد.

این پست که در دوران زمامداری دولت دکتر مصدق تقریبا جنبه دائمی یافته و از اوایل سال 1330 مرتبا دوره حکومت نظامی تمدید می‌گردید پس از برکناری سرلشکر "فرهاد دادستان" از بستگان شاه، به سرتیپ جوان بختیار واگذار گردید.

بختیار درمقام فرمانداری نظامی شهرستان تهران وحومه مأموریتهای زیررا عهده‌دار شد :

1- حراست و حفاظت شهر تهران در برابر هر گونه عملیات براندازی

2- مبارزه با حزب توده، خنثی کردن نقشه‌ها و تحریکهای آن و دستگیری محرکین

3- کشف و شناسایی و بازداشت کمیته‌ها و سلولهای مختلف حزب

4- کشف و تعطیل چاپخانه‌های حزب

5- همکاری با شهربانی و کلانتریها در برقراری نظم

6- کنترل مطبوعات و جلوگیری از نشر تبلیغات طرفداران مصدق یا حزب توده

7- کنترل دانشگاه و پراکنده کردن تظاهرات دانشجویان

8- کنترل کلیه دبیرستانهای پسرانه و دخترانه تهران

9- کنترل راههای ورودی هوایی و زمینی به تهران

10- شناسایی و بازداشت دولتمردان عضو دولت دکتر مصدق

11- مبارزه با ژیگولها و مزاحمان زنان مردم در خیابانها و مقابل مدارس دخترانه!

12- ترتیب زندانی کردن مخالفان دولت زاهدی در سربازخانه‌های تهران و جزایر خلیج فارس و دژهای خرم‌آباد لرستان و برازجان

13- حراست از سمینارها و جلوگیری از تظاهرات انجمنها و احزاب در حین نمایش فیلم و تئاترها

14- حراست بازار تهران و قلع و قمع کردن تظاهرات در بازار

بختیار چاقوکشان و اراذل و اوباشی در اختیار داشت که از آنان برای متفرق کردن مخالفان استفاده می‌کرد. افراد بختیار برای گرفتن توده‌ای‌ها و کشف چاپخانه‌ها و اماکن پنهان کردن اسلحه، شبانه به خانه‌ها می‌ریختند و مخصوصا خبرنگاران خارجی را همراه می‌بردند که عکس بگیرند و عکسها به سرعت در مطبوعات و مجلات بزرگ و پر تیراژ جهان به چاپ می‌رسید. مطبوعات آمریکا و انگلستان با نظر تحسین به کارهای بختیار، ولو هر اندازه ناپسند و غیرانسانی بود، می‌نگریستند و مقامات خودی از او به نام مرد قدرتمند ایران تعریف می‌کردند.

به بختیار ماهی یک یا دو بار مأموریت کشیک و نگهبانی امیری کاخهای سلطنتی واگذار شده بود. وی می‌بایست در این شبها در کاخ سلطنتی حضور یابد و جان شاه را تحت حفاظت و نگهبانی قرار دهد.

بختیار پس از مدتی مقام فرمانداری نظامی راه‌آهن سراسری کشور را که در حقیقت فرماندهی نظامی و انتظامی کل کشور بود، از سرلشکر سالخورده "منصور افخمی" منتزع کرد و آن را به مسئولیتهای خود افزود. یعنی قلمرو قدرت و به اصطلاح نظامیها حوزه استحفاظی او به سراسر شمال غرب و مرکز و جنوب غربی کشور که راه‌آهن امتداد داشت (آن زمان راه‌آهن میانه – تبریز و تهران – مشهد هنوز کشیده نشده بود) گسترش یافت و دهها گردان ارتش مأمور خدمت در راه‌آهن سرتاسری کشور زیر فرمان او بود.

بختیار علاوه بر این دو مقام نظامی – سیاسی، پست سوم یعنی فرمانده مهمترین لشکر تهران و ایران یعنی لشکر دوم زرهی – که شامل پنج تیپ سابقا منفصله بود – را هم در اختیار داشت. بختیار پادگانهای لشکر 2 زرهی مرکز را به قرارگاههای مختلف فرمانداری نظامی تهران و حومه تبدیل کرد.

در طی مدت کوتاهی او چنان نفوذی پیدا کرد که هیچ‌کس نبود که از او نترسد، زیرا فرمانداری نظامی تهران فعال ما یشاء و اختیاردار کل تهران و کشور بود.

بختیار پس از تصدی مقام فرمانداری نظامی تهران و حومه، عده‌ای از افسران ورزیده اطلاعاتی را از رکن دوم ارتش به فرمانداری نظامی منتقل کرد و در آنجا یک نیروی تجسس و دایره ضربت قوی تشکیل داد.

رکن دوم فرمانداری نظامی تهران و حومه شروع به شناسایی شبکه‌ها و کمیته‌ها و سلولهای مختلف حزب توده کرد و به تدریج موفق شد محل چاپ زیرزمینی روزنامه‌های " ظفر " و " مردم " را در داودیه و تعدادی از انبارهای اسلحه سبک و نیز مراکز پخش جراید توده‌ای را کشف کند. بزرگترین موفقیت بختیار در سال 1333 با کشف سازمان نظامی حزب توده در داخل ارتش انجام گرفت. با کشف این سازمان، بیش از 600 افسر، درجه‌دار و دانشجوی پیوسته به حزب توده در ارتش شناسایی شدند و کلیه افسران سازمان مزبور به جز معدودی دستگیر شدند.

از دستگیرشدگان که نزدیک به پانصد و اندی بودند، 26 تن (به اتفاق غیرنظامی مهندس کیوان) محکوم به اعدام شدند و تیرباران گردیدند.

بر اثر اعتراضات بین‌المللی از جمعیتها و محافل و عناصر سراسر جهان که سوسیالیست‌ها، کمونیست‌ها، جراید و انجمنهای اروپایی در میان آنان بودند، روند اعدامها پس از تیرباران 26 تن محکوم اولیه متوقف شد و مابقی متهمان به زندانهای دائم، 15 سال، 10 سال، 8 سال، 5 سال و 3 سال محکوم شدند که نام متهمان و مدت محکومیت آنان در "کتاب سیاه " که فرمانداری نظامی تهران آن را در سال 1335 به چاپ رسانید آورده شده است.

در دوران تمرکز تمام قوای پلیس خفیه کشور (سازمان امنیت) در دستهای بختیار، او علاوه بر آنکه به آرزوی خود رسیده و همنشین شاه، مشاور دربار، فرماندار نظامی تهران و حومه، فرماندار نظامی راه‌آهن سرتاسری کشور و فرمانده دوم لشکر زرهی شده بود و هفته‌ای یکبار با ثریا ملاقات می‌کرد و احیانا در حضور او با شاه ناهار می‌خورد، به آرزوهای دور و دراز خود هم نائل شد.

در سال 1339 بود که تغییراتی در سیاست جهان پدید آمد و پرزیدنت کندی خود را آماده جانشینی پرزیدنت آیزنهاور رئیس جمهور آمریکا کرد. چون کندی با سیاستهای کسانی مانند شاه مخالف بود و کمونیست زدایی را از راه خشونت و اختناق محکوم می‌کرد و در سنا و مطبوعات آمریکا از بریز و بپاش کمکهای اقتصادی آمریکا به دولت ایران شدیدا انتقاد می‌شد، شاه تصمیم گرفت شخصی که دارای تجارب عدیده‌ای در مبارزه با کمونیسم و معرفی روشهای تخریبی حزب توده در ایران باشد، به آمریکا اعزام دارد تا حقانیت شاه را در مبارزه خشونت‌آمیز با کمونیسم برای رهبر جدید آمریکا توجیه کند.

در آن زمان بختیار به قدری مورد اعتماد شاه بود که شاه هیچ‌کس را بهتر و مطمئن تر از او نیافت. اما وقتی بختیار به آمریکا رفت مسائلی در مذاکرات او و کندی مطرح شد که اساسا قبلا پیش‌بینی نشده بود.

از مضمون گفته‌های رئیس‌جمهوری آمریکا چنین برمی‌آمد که او از اوضاع سیاسی ایران، فساد گسترده، گیجی و گنگی هیأت حاکمه و ناتوانی آنها از انطباق خود با جهان به سرعت در حال دگرگونی رضایت ندارد.

وقتی بختیار به ایران بازگشت شاه از طرق مختلف از محتوای مذاکرات رئیس پلیس مخفی خود با رئیس جمهوری آمریکا آگاه گشت، بیمناک شد و کمتر از دو هفته شاه او را از سمتش برکنار ساخته اما بازنشسته‌اش نکرد.

عمر خدمات مفید بختیار به پایان رسید و پس از برکناری، مدتی در دفتری که برای خود ترتیب داده بود، گذران عمر کرد و در مهر ماه 1341 که چند ماهی بود بختیار از ایران رفته بود شاه دستور داد او را بازنشسته اعلام کنند و زمینه های قتل وی در عراق را تدارک دید. َ


برداشت آزاد از کتاب ظهور و سقوط سلطنت پهلوی نوشته حسین فردوست