نظر آیت‏اللّه طالقانى در مورد اختلافات نواب صفوى با دکتر مصدق و آیت‏اللّه کاشانى


471 بازدید


مصاحبه داود امینی با محمّدمهدى عبدخدایى

    واسطه‏هایى هم بوده‏اند در این میانه که مى‏خواسته‏اند این مشکل را حل کنند، مثل مرحوم آیت‏اللّه طالقانى که بعد از دستگیرى نواب صفوى، به زندان قصرمى‏رود. خود مرحوم آیت‏اللّه طالقانى با صراحت مى‏گوید. در 14 اسفند سال 1357 سرقبر مصدق هم این حرف را مى‏زند. سرقبر کسى دارد سخنرانى مى‏کند، به نفع کسى دارد صحبت مى‏کند که با نواب صفوى مخالف بوده و نواب صفوى نیز با او مخالف بوده است. در آنجا بیان مى‏کند. در آن سخنرانى پسر دکتر متین‏دفترى، مسعود رجوى، دکتر شایگان و مهندس بازرگان هم هستند. اعضاى جبهة ملّى هستند و هیچ‏کدامشان صحت سخنان طالقانى را نفى نمى‏کنند.
     مرحوم طالقانى در آنجا با صراحت مى‏گوید: آنها، فدائیان اسلام، یک اقدام انقلابى کردند، وکلاى مردم را به مجلس فرستادند؛ یک اقدام دیگر انقلابى کردند که نفت ملّى شد.
     کجا بودند این آقایانى که امروز قلم به دست گرفته‏اند و به عنوان روشنفکر و مورخ مى‏نویسند؟ آن روز طالقانى در برابر شایگان، بازرگان، متین دفترى، مسعود رجوى، چریکهاى فدائى خلق، در برابر همة گروهها، دارد صحبت مى‏کند و با صراحت مى‏گوید: «من به نواب صفوى مراجعه کردم؛ گفتم اختلاف را از میان بردارید. مرحوم نواب صفوى گفت: احکام اسلام را اجرا کنند، ما هیچ اختلافى نداریم.» شاید مرحوم طالقانى یادش رفته بود که نواب صفوى توى زندان به او گفت: دکتر مصدق به وعده‏هایش عمل کند، ما هیچ اختلافى نداریم. به دکتر مصدق مراجعه کردند؛ گفت: من آخرین کابینه این مملکت نیستم؛ درخواستهایشان را بگذارند براى کابینه‏هاى بعد.
     نواب مى‏گوید: تا دیروز با هم بودیم، دست در دست هم داشتیم، براى روى کار آمدن شما تلاش کردیم، از برادرانمان یکى شهید شد، عده‏اى زندان رفتند، شما نخست‏وزیر شدید؛ ما را دستگیر کردید، حالا که مى‏گوییم آرمانهاى ما را اجرا کنید، مى‏گوئید: بگذارید براى بعد، ما هم مثل دیگران.
     مرحوم طالقانى خیلى جالب صحبت مى‏کند. مى‏گوید: من پیش کاشانى رفتم، به کاشانى گفتم: پوست خربزه زیر پاى شما گذاشته‏اند. چنین سخنى را طالقانى به نواب صفوى نمى‏گوید، چرا نمى‏گوید؟ یک محقق باید تحقیق کند. این را طالقانى در زمانى گفته که حکومت، حکومت بازرگان است و دکتر شایگان را با هلیکوپتر از تهران به احمدآباد برده‏اند و در احمدآباد پاى سخنرانى مرحوم طالقانى نشسته است. دکتر صدیقى، دکتر آذر، سران جبهة ملّى، شمس‏الدین امیرعلائى و دکتر متین‏دفترى هم بوده‏اند. اینها را که نمى‏شود انکار کرد، اینها نص صریح تاریخ‏اند.
     خوب، نواب صفوى معتقد بوده که این ره که ما مى‏رویم به ترکستان است. او و یارانش دستگیر مى‏شوند؛ روزنامة نبرد ملّت که، ارگان فدائیان اسلام بوده، توقیف مى‏شود و جلوى میتینگهاى فدائیان اسلام هم گرفته مى‏شود.


برگرفته از کتاب تکاپوهاى آرمانگرایانه اسلامى (فدائیان اسلام، از زبان محمّدمهدى عبدخدایى) منتشره از سوی مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران