جدال خاطرات؛ نقدی بر خاطرات چپ در ایران


ناقد:محمود فاضلی

جدال خاطرات؛ نقدی بر خاطرات چپ در ایران

کتاب جدال خاطرات،نقدی بر خاطرات چپ در ایران نوشته محمود لالوی ،انتشارات: مرکز اسناد انقلاب اسلامی،  نوبت اول:1392

حوادث و وقایع گسترده‌ای در تاریخ معاصر ایران روی داده است و ثبت و تدوین این حوادث از نگاه بازیگران و شاهدان آن در قالب خاطرات، که مدعی‌اند گزارش دست اولی از هر حادثه به دست می‌دهند، از اهمیت به سزایی برخوردار است. نوشتن خاطرات در اصل با هدف انتقال تجربه‌های نویسندگان آن به نسل جدید صورت می‌گیرد و خواه‌ناخواه حاوی درس‌ها و پیام‌هایی برای نسل‌های بعدی است و در این راستا تا اندازه‌ای کاستی‌های آثار دیگر را در روشن شدن زوایای تاریک و مبهم تاریخ این دوران آشکار می‌سازد. گرچه خاطرات به تنهایی نمی‌توانند اساس و پایه‌ی شناخت تاریخی محسوب شوند اما از ارکان اساسی آن به‌شمار می‌روند و نمی‌توان آنها را نادیده گرفت.

از سوی دیگر اقبال جامعه ایران به مطالعه‌ تاریخ معاصر ایران و مخصوصاً خاطرات، نشانگر آن است که هموطنان ما به دنبال یافتن بی‌واسطه‌ ریشه‌ها و علل حوادث این دوره هستند. انتشار روزافزون تحقیقات تاریخی و همچنین انتشار گسترده‌ خاطرات فعالان سیاسی و اجتماعی در دهه‌های اخیر، گواهی بر این علاقه‌ی وصف‌ناپذیر و تلاش جامعه‌ ایران در شناختن همه‌جانبه‌ گذشته‌ خود و تجربه‌اندوزی از آن است.

گستردگی و تنوع خاطرات و همچنین اعمال نگرش‌ها و سلیقه‌های شخصی و گروهی نویسندگان، باعث شده تا انبوه خاطرات با نگرش‌های متفاوت نوشته شود. زیرا خاطرات از یک طرف تجربه‌های شخصی و از سوی دیگر یکسونگری‌ها و علایق نویسندگان آن را نشان می‌دهد. وابستگی‌های عقیدتی و سازمانی هم، مانند نگرش‌های شخصی، نقشی مهم و تعیین‌کننده بر نگرش نویسنده خاطرات دارد.

اعضای حزب توده با نگارش گسترده‌ خاطرات خود نمونه‌ جالب این‌نگرش‌ها را در نوشته‌هایشان به نمایش گذاشته‌اند که در آن می‌توان علاوه بر خصوصیات عمومی خاطرات، ویژگی‌های خاصی از جمله هتاکی، تضاد عقیدتی، تسویه حساب شخصی و گروهی و صفات دیگری از این قبیل را سراغ گرفت. وجود این ویژگی‌ها در بسیاری از خاطرات باعث شد که پژوهش حاضر با نگاهی نقادانه به بررسی خاطرات اعضای سابق حزب توده پرداخته و ویژگی‌ها، مشخصات و روح کلی حاکم بر آنها را با ارائه‌ مصادیق آشکار سازد.

خاطرات همواره به عنوان سندی دست اول برای بررسی ادوار گوناگون تاریخی محسوب می‌شود. اعضای گروه‏های چپگرا در ایران از جمله افرادی هستند که با نگارش خاطرات خود تلاش کرده‌اند تجربیات و اندیشه‌های خود را در دوران فعالیت سیاسی‌شان با مخاطبان در میان بگذارند. گروهی معتقدند با توجه به این که این خاطرات بر اساس دیدگاه‌های سیاسی نویسندگان آنها تدوین شده است، لزوماً نمی‌تواند منبع موثقی برای بررسی تاریخ این جنبش‌ها تلقی شود. کتاب 224 صفحه‌ای نقدی بر خاطرات چپ در ایران پژوهشی است که با نگاهی نقادانه به بررسی خاطرات اعضای سابق حزب توده پرداخته است تا ویژگی‌ها، مشخصات و روح کلی حاکم بر آنها را با ارائه مصادیق مشخص، آشکار سازد.

حزب‌ توده‌، که‌ در حاکمیت‌ استبداد و خفقان‌ عصر پهلوی‌ اول‌ و فقدان‌ آزادی‌ و عدالت‌ اجتماعی‌ و خالی‌ بودن‌ زمینه‌، در ابتدا با اقبال‌ عمومی‌ به‌ویژه‌ جوانان‌ مواجه‌ شد در آغاز تحت‌ تأثیر شوروی‌ بود و به‌تدریج‌ به‌ عامل‌ شوروی‌ در ایران‌ تبدیل‌ شد. وابستگی‌ حزب‌ به‌ شوروی‌ تا حدی‌ بود که‌ وقتی‌ آوانسیان‌، نماینده مجلس‌ شورای‌ ملی‌ و از رهبران‌ حزب‌، از سیاست‌ شوروی‌ در ایران‌ انتقاد کرد، او را در زمستان‌ 1323 دستگیر و یک‌ ماه‌ در بازداشتگاه‌ حزب‌ نگه‌ داشتند تا او را محرمانه‌ برای‌ محاکمه‌ و مجازات‌ به‌ شوروی‌ اعزام دارند. در 1323‌، گروهی‌ از سازمان‌دهندگان‌ قدیم‌ جنبش‌ کارگری‌، که‌ با حزب‌ توده‌ ارتباط‌ نزدیک‌ داشتند، اعلام‌ کردند که‌ چهار فدراسیون‌ کارگری‌ در «شورای‌ متحده مرکزی‌ کارگران‌ و زحمتکشان‌» ادغام‌ شده‌ است‌، که‌ تشکیل‌ این‌ شورا نقش‌ مهمی‌ در گسترش‌ حزب‌ توده‌ داشت‌. این‌ شورا با شصت‌ اتحادیه وابسته‌ و حدود صدهزار عضو، نیروی‌ وسیعی‌ به‌شمار می‌آمد.

در مرداد 1325، سه‌ وزیر توده‌ای‌ به‌ کابینه احمد قوام‌ وارد شدند، که‌ این‌ امر اوج‌ پیروزی‌های‌ حزب‌ توده‌ به‌شمار می‌آمد. در آن‌ زمان‌ حزب‌ حدود پنجاه‌ هزار عضو اصلی‌ و جمعاً صد هزار عضو فعال‌ داشت. تشکیل‌ فرقه دموکرات‌ آذربایجان‌ در 1324 و انحلال‌ آن‌ در 1325 شکستی‌ برای‌ حزب‌ توده‌ محسوب‌ می‌شد. بسیاری‌ از اعضای‌ رهبری‌ حزب‌ توده‌، که‌ در غائله آذربایجان‌ شرکت‌ داشتند، مجبور به‌ خروج‌ از ایران‌ شدند. اصلاح‌طلبانی‌ که‌ عمدتاً جوان‌ترهای‌ جریان‌ پنجاه‌وسه ‌نفر بودند، در اواخر 1325 از رهبری‌ حزب‌ جدا شدند و جریان‌های‌ انشعابی‌ جدیدی پدید آوردند. از اوایل‌ دهه 1320‌، حزب‌ توده‌ در دانشگاه‏های‌ کشور، به‌ویژه‌ دانشگاه‌ تهران‌، نفوذ کرد، لیکن‌ نفوذ حزب‌ در محافل‌ کارگری‌ بیشتر بود. دانشجویان‌ دانشگاه‏ها با مرکزیت‌ دانشگاه‌ تهران‌، نخستین‌ اتحادیه دانشجویان‌ چپ‌ را پدید آوردند که‌ اولین‌ دبیرکل‌ آن‌ ضیاء ظریفی‌، از دانشجویان‌ چپ‌، بود. جریان‌ چپ‌ دانشجویی‌ ایران‌ تا حد زیادی‌ مستقل‌ از حزب‌ توده‌ و در مقاطع‌ مختلف‌ مبارزه‌ تا انقلاب‌ اسلامی‌، منتقد آن‌ حزب‌ باقی‌ماند و حزب‌ توده‌ به‌ نفع‌ خود از جریان‌ این‌ مبارزات‌ دانشجویی‌ سود می‌برد.

افول‌ استالینیسم‌ در 1332 ش‌/1953 و نزدیکی‌ حکومت‌ شوروی‌ به‌ ایران‌ و نیز آغاز جنبش‌ ملی‌ از 1328 ش‌/ 1949، زمینه تضعیف‌ موقت‌ حزب‌ توده‌ و گرایش‌ آن‌ به‌ سازمان‌های‌ مخفی‌ را فراهم‌ نمود. در 1329‌، حزب‌ زحمتکشان‌ ملت‌ ایران‌، متشکل‌ از انشعابیون‌ میانه‌روی‌ حزب‌ اعلام‌ موجودیت‌ کرد. بسیاری‌ از روشنفکران‌ چپ‌، که‌ از طرفدران سابق حزب‌ توده‌ بودند، به‌ این حزب پیوستند. این‌ حزب‌ خود نیز دچار انشعاب‌ شد و سازمان‌ جدیدی‌ به‌نام‌ «نیروی‌ سوم»‌ به‌رهبری‌ خلیل‌ ملکی‌ شکل‌ گرفت‌ که‌ خواستار «انقلاب‌ دموکراتیک‌ اجتماعی‌» بود.

واقعه ترور محمدرضا پهلوی‌ در 15 بهمن‌ 1327 سرآغاز دستگیری‌ گسترده‌ اعضای‌ حزب‌ توده‌ بود که‌ پس‌ از کودتای‌ 28 مرداد 1332، نیز ادامه‌ یافت‌ و با اعدام‌ عده‌ای‌ از سران‌ شاخه نظامی آن‌، حزب‌ به‌شدت‌ سرکوب‌ گردید. بهبود مناسبات‌ ایران‌ و شوروی‌ از شهریور 1341 ضربه دیگری‌ بر جنبش‌ چپ‌ ایران‌، به‌ ویژه‌ حزب‌ توده‌، بود. از اواخر دهه 1330 طیف‌ وسیعی‌ از دانشجویان‌ ایرانی‌ خارج‌ از کشور، که‌ از فعالان‌ حزب‌ توده‌، نیروی‌ سوم‌، حزب‌ ایران‌، جبهه ملی‌ و پان‌ ایرانیست‌ها بودند، در قالب‌ کنفدراسیون‌ محصلان‌ و دانشجویان‌ ایرانی‌، در اروپا و آمریکا به‌ فعالیت‌ پرداختند و جنبش‌ چپ‌ را در خارج‌ از ایران‌ سازماندهی‌ کردند.

تیرگی‌ روابط‌ احزاب‌ کمونیست‌ جهان‌ با مسکو، به‌ویژه‌ اختلاف‌ مرامی‌ چین‌ و شوروی‌، به‌ شکل‌گیری‌ جریانی‌ در جنبش‌ چپ‌ ایران‌ انجامید که‌ با پیروی‌ از چین‌ به‌ مخالفت‌ با دیدگاه‏های‌ چپ‌گرایان‌ متمایل‌ به‌ شوروی‌ برخاست‌. در اوایل‌ دهه 1340 گروهی‌ از اعضای‌ حزب‌ توده‌ انشعاب‌ خود را از موضع‌ طرفداری‌ از شوروی‌ اعلام‌ کردند با تشکیل‌ «سازمان‌ انقلابی‌ حزب‌ توده‌ ایران‌»، که‌ مائوئیست‌ بود، حزب‌ توده‌ را به‌ پیروی‌ از ایدئولوژی‌ غیرانقلابی‌ متهم‌ کردند. با جدایی‌ گروهی‌ از چپ‌ گرایان‌ از جریان‌ چپ‌ هوادار شوروی‌، شکاف عظیمی در جنبش‌ چپ‌ ایجاد شد.

در پی‌ این‌ انشعاب‌، گروه‌ دیگری‌ با طرح‌ همان‌ اتهامات‌ برضد حزب‌ توده‌ و از درون‌ سازمان‌ انقلابی‌ حزب‌ توده ایران‌، سازمان‌ مارکسیستی ـ لنینیستی‌ «توفان‌» را با تمایلات‌ چینی‌ تأسیس‌ کردند و مبارزه‌ با حزب‌ توده‌، مبارزه مسلحانه‌ و تشکیل‌ حزب‌ طبقه کارگر ایران‌ را سرلوحه فعالیت‌های‌ خود قرار دادند. حزب‌ توده‌، نیروهای‌ چپ‌ ایران‌ را نمایندگی‌ می‌کرد و به‌ رغم‌ آنکه‌ سازمان‏های‌ متعددی‌ از آن‌ جدا شدند و در جبهه مخالف‌ آن‌ به‌ فعالیت‌ پرداختند، همه آنها تحت‌ تأثیر «فرهنگ‌ توده‌ایستی‌» بودند. جنبش‌ چپ‌ ایران‌ موفق‌ نشد پیوندهای‌ خود را با فرهنگ‌ و اندیشه‌ و سیاست‌ حزب‌ قطع‌ کند و همه جنبش‌های‌ چپ‌ نیمه دوم‌ قرن‌ بیستم‌، از جمله‌ جنبش‌ دانشجویان‌ خارج‌ از کشور، تحت‌ تأثیر رفتارهای‌ سیاسی‌ حزب‌ توده‌ بودند.

در فروردین‌ 1345 حزب‌ توده‌ برای‌ در امان‌ ماندن‌ از پیامدهای‌ انشعاب‌، با شرکت‌ در کنگره‌ بیست‌وسوم‌ حزب‌ کمونیست‌ شوروی‌ در مسکو وابستگی‌ خود به‌ حزب‌ کمونیست‌ شوروی‌ را آشکارا کرد. از دهه 1340 توان‌ حزب‌ توده‌ با نفوذ ساواک‌ رو به‌ تحلیل‌ رفت‌ و به‌ سبب‌ اختلافات‌ درون‌ حزبی‌ به‌تدریج‌ در حاشیه‌ قرار گرفت‌. پس‌ از پانزده‌ خرداد 1342، جنبش‌ چپ‌، دیگر سازمان‌ یافته‌ نبود. در دهه 1340‌، هسته‌های‌ مارکسیستی‌ که‌ متشکل‌ از بقایای‌ حزب‌ توده‌، مخالفان‌ حزب‌ و گروهی‌ از روشنفکران‌ و دانشجویان‌ مستقل‌ بودند، مبارزات‌ سازمان‌ نیافته‌ای‌ را آغاز کردند.

در آستانه انقلاب‌ اسلامی‌، مبارزات‌ جریان‌ چپ‌ در ایران‌ به‌ استحاله‌ و انشعاب‌ انجامید. جریان‌های‌ چپ‌ فعالیت‌های‌ جدیدی‌ را آغاز کردند که‌ با آرمانها و شرایط‌ اجتماعی‌ ـ سیاسی‌ و خصلت‌ جدایی‌ناپذیر اعتقادی‌ انقلاب‌ اسلامی در تعارض‌ بود. این‌ امر سبب‌ شد که‌ به‌ سرعت‌ به‌ سوی‌ رادیکالیزه‌ شدن‌ و رویارویی‌ با انقلاب‌ پیش روند و در آستانه فروپاشی‌ یا فرار از ایران‌ قرار گیرند. بقایای‌ جریان‌ چپ‌ در سال‌های‌ بعد از فروپاشی‌ حزب‌ توده‌ در 1361 و دستگیری‌ و فرار گروه‌های‌ مارکسیست‌ ـ لنینیست‌ و مائوئیست‌ از جمله «سازمان‌ چریک‌های‌ فدائی‌ خلق»‌ و «سازمان‌ پیکار» و جریان‌های‌ متأثر از آن‌‌، به‌ صورت‌ اپوزیسیون‌ درآمدند که‌ با اتحاد و ائتلاف‌ و انشعابات‌ متعدد و دگرگونی‌های‌ ایدئولوژیک‌، دچار استحاله ایدئولوژیک‌ و فرایند مبارزاتی‌ شدند.

عواملی همچون: «وابسته‌ بودن‌ به‌ ایدئولوژی‌ اروپایی‌ و بیگانه‌ بودن‌ با واقعیت‌ جامعه ایران‌ که‌ مردم‌ آن‌ به‌طور عمده‌ گرایش‌های‌ مذهبی‌ دارند حال‌ آنکه‌ آموزه‌های‌ مارکسیستی‌ و کمونیستی‌، به ‌ویژه‌ در مبانی‌ اعتقادی‌، مغایر با اصول‌ اسلام‌ است‌ فقدان اتحاد میان‌ نیروهای‌ چپ‌، انقطاع‌ زمانی‌ در فعالیت‌های‌ آنان‌، عدم‌ حضور یکپارچه‌ و آگاهانه‌ در عرصه سیاست‌ و تضاد و رویارویی‌ خونین‌ با جمهوری‌ اسلامی‌ و شهری‌ بودن‌ این‌ جنبش»‌ مهم ترین دلایل ناکامی‌ حزب توده و در مجموع جنبش‌ چپ‌ در ایران‌ ذکر شده‌ است‌.

در خصوص حزب توده که بسیاری آن را تنها حزب سیاسی واقعی در ایران می‌دانند، و همچنین جریان چپ در ایران، آثار بیشماری به زبان فارسی منتشر شده است. به ویژه پس از 1357 که دوران تازه‌ای از فعالیت‌های این احزاب آغاز شد، کتب زیادی انتشار یافته است که به سهم خود بازار بررسی و پژوهش را گرم‌تر کرد. در این کتاب‌ها که هر یک به اسناد و متون پایه، تک‌نگاری‌ها و خاطرات و کارهای پژوهشی اختصاص یافته است درجه اهمیت و اعتبار آثار کاملاً متفاوت بوده و محتویات آن بعضاً مورد اختلاف است.

http://www.oral-history.ir/show.php?page=post&id=2101


سایت تاریخ شفاهی ایران