برنامه ها و شیوه های ساواک برای سرکوب نهضت و منزوی کردن امام خمینی


1378 بازدید

 ایجاد تفرقه و اختلاف میان آیت الله خمینی و علمای نجف

 

به گزارش جماران از دیگربرنامه های ساواک تلاش برای ایجاد تفرقه بین آیت الله خمینی و علما و روحانیون در عراق بود. در این راستا ساواک درصدد برآمد تا با نفوذ در اطراف علمای طراز اول نجف، زمینه تفرقه با ایشان را فراهم آورد، بنابراین سعی کرد با القاء این مطلب که موقعیت آن ها با گسترش فعالیت های آیت الله خمینی به خطر می افتد اختلاف ایجاد کند (نجاری راد، 1378: ص198)

 

 به گفته شاهدان ومطلعان ، در نجف و دیگر شهرهای عراق بعضاً روحانیونی وجود داشتند که همکاری مستقیم و غیر مستقیم با  سفارت و کنسولگری های ایران داشتند. درمیان اطرافیان روحانی و غیر روحانی تعدادی از علمای سرشناس کسانی بودند که درتقابل با آیت الله خمینی می کوشیدند و این برخوردها در ارتباط مستقیم و غیرمستقیم با نمایندگی ساواک در عراق بود (خاطرات عمید زنجانی، 1379: صص141-136). ساواک با نفوذ در بین برخی روحانیون نجف چنین وانمود می کرد که رژیم پهلوی و شاه در حمایت از آموزه های دینی و شیعی و دفاع از علما و مراجع شیعه از هیچ کوششی فروگذار نمی کند و علمایی نظیر آیت الله خمینی قصدی جز تخریب بنیان های مرجعیت شیعه ندارند. ساواک برای تقویت مخالفت ها با ایشان ، بین علما و روحانیون و طلاب نجف و عراق، از اعطای کمک های مالی نیز بهره می برد (آیت الله حاج شیخ مهدی ربانی املشی به روایت اسناد ساواک، 1380: صص85-84).

 

  ساواک و طرح حکومت اسلامی

 

 به دنبال طرح بحث حکومت اسلامی از طرف آیت الله خمینی در نجف در سال 1348، که در آن مشروعیت رژیم سلطنتی را زیر سوال برده بود ، نصیری  درصدد برآمد از اقدامات ایشان در جهت آگاه سازی مردم جلوگیری کند. او پس از مطالعه بخش هایی از مباحث حکومت اسلامی کوشید تا نقطه ضعفی در آن بیابد و علیه امام بهره برداری نماید. بدین منظور به برخی از گفته های ایشان حاشیه های طعنه آمیزی نوشت. ازحاشیه نویسی های او این است که روحانیون بی سوادند و نمی توانند از مباحث علمی صحبت کنند. حتی روحانیون درجه اول هم از مطالب علمی بی اطلاع هستند .تحصیل سیاسی نکرده اند وذاتا فهم سیاسی ندارند. در جایی از تعریض خود نوشت: خمینی طرفدار روس ها شده است. درحاشیه دیگری با انتقاد از مخالفت های روحانیون ایران با حکومت ، از روحانیون یهود تعریف وتمجید فراوان کرده که در مقابل دولت خود جبهه تشکیل نداده بلکه پابه پای دولت همکاری کرده و سیاست مستقلی را اجرا نمی نمایند لذا پیشرفت می کنند.

 

نصیری در پایان با این ادعا که آیت الله خمینی به تمام رؤسای کشورهای عربی توهین کرده است چنین دستور داد: «مقالات متواتری می توانید در ردّ گفته های خمینی تهیه کنید و او را از لحاظ درک مطلب و فهم لجن مال کنید»(سیر مبارزات ، ج7: ص230-235).

 

 گفتنی است نقطه نظرات نصیری، چکیده ایدئولوژی رژیم پهلوی در برخورد با روحانیون و مخالفان مذهبی تلقی می شود. هرکدام از این نظرات می توانست به عنوان دستور العمل ساواک مورد توجه قرار گیرد. اما سخنان مستدل آیت الله خمینی در آن برهه، این مجال را به نصیری نداد و نوارها و جزوات حکومت اسلامی در بین مردم پخش می شد. این امر ساواک مرکز را وادار کرد تا در تاریخ7/12/1348 به کلیه ساواک تلگرافی مخابره کند و با اشاره به این که برخی حجاج حامل این جزوه هستند دستور دهد که از توزیع آن ها جلوگیری شود( سیر مبارزات ، ج16: ص624).  با وجود محدودیت ها و فشارهایی که برای جلوگیری از پخش نوارها و جزوات مذکور صورت گرفت، این جزوات به وسیله زائران خانه خدا و از راه های دیگر به ایران می رسید و در میان مردم پخش می شد. ساواک که نتوانست از ورود وتوزیع نوارها جلوگیری کند، به منظور پیشگیری از گسترش اندیشه حکومت اسلامی در میان مردم ایران، روحانیون و وعاظ طرفدار ایشان را تحت تعقیب قرار می داد و هرگاه کسی سخنی در مورد حکومت اسلامی به میان می آورد، فوراً دستگیر و روانه زندان و یا تبعید می شد. همچنین چاپخانه ها، کتاب فروشی ها و مراکز نشر، تحت کنترل شدید ساواک قرار داشت تا از چاپ و نشر جزوه های حکومت اسلامی و توزیع آن ها جلوگیری کند( روحانی، 1360، ج2: صص519-518).

 

 ساواک ومقاله روزنامه اطلاعات علیه امام خمینی

 

چاپ مقاله 17 دی ماه 1356 روزنامه اطلاعات تحت عنوان « ایران و استعمار سرخ و سیاه» از آخرین توطئه ها علیه امام خمینی بود که به نقطه عطفی در گسترش حرکت سیاسی مخالفان حکومت تبدیل شد. این مقاله با نام مستعار احمد رشیدی مطلق به چاپ رسید. نویسنده مقاله با وقاحت تمام نسبت شهرت طلبی و بی اعتقادی به امام داده و او را شاعری عاشق پیشه و عامل استعمار و سید هندی خوانده بود( عبدالرضا هوشنگ مهدوی، 1372:صص205-203؛ روزنامه اطلاعات، شنبه 17 دی ماه 1356، ص1).

 

 در مورد دست اندرکاران اصلی تهیه وچاپ این مقاله سخنان بسیاری گفته شده است. ثابتی معتقد است: برای نوشتن مقاله علیه آیت الله خمینی، شاه  ابتدا به نصیری و بعد به هویدا دستور داده بود و هویدا این مأموریت را بلافاصله به فرهاد نیکخواه ( مشاور مطبوعاتی وزیر دربار) محول نمود(قانعی فرد، 1390: ص478وصص406-400)

 

  بعضی داریوش همایون وزیر اطلاعات وقت، را مسئول این کار دانسته اند، ولی احسان نراقی به نقل از یکی از مسئولان ساواک، نوشتن نامه را به دستور شاه می داند. بنا به گفته او بعد از درگذشت سیدمصطفی خمینی، یاسر عرفات تلگراف تسلیتی به امام در نجف مخابره کرد، امام در جواب تلگراف گفته بود: درد و محنت من روزی به پایان می رسد که ایران از شر این آدم جابر(شاه) فارغ و راحت شود. وقتی که نصیری جواب امام را به شاه نشان داده بود، شاه به نصیری گفته بود: حالا دیگر باید جنگ را با روحانیون و خصوصاً آقای خمینی علنی کرد و بعداً به او دستور داده بود که مقاله ای تهیه کند. ساواک نیز مقاله ای تهیه کرد و نصیری آن را به شاه نشان داده بود ولی شاه خواسته بود که مقاله تندتری نوشته شود لذا مقاله ای که بعداً در روزنامه اطلاعات چاپ شد تهیه و از طریق وزارت دربار به روزنامه اطلاعات فرستاده شد(  هوشنگ مهدوی، همانجا).

 

 هرچند این مقاله به دستور شخص شاه تهیه و به چاپ سپرده شد، اما ساواک در فراهم شدن موجبات انتشار آن نقش بسزایی داشت ( خاطرات اردشیر زاهدی، 1381: صص 303-302).

 

 همکاری ساواک وسازمان امنیت عراق علیه امام

 

پس ازتوافقنامه الجزایر ورفع اختلافات ایران وعراق دراواخر سال1353سازمانهای امنیتی دوکشور در سالهای بعد جلسات مشترکی را برگزار کردند که بخشی از آن در ارتباط با ایجاد محدودیت برای فعالیتهای آیت الله خمینی بود. با گسترش تحولات انقلابی در ایران ازسال 1356ساواک به درستی تشخیص داد که سرمنشاء رهبری اعتراضات به نجف اشرف و به آیت الله خمینی باز می گردد.از این رو جلسات متعددی با همتایان عراقی منعقد شد تا بطورجدی امام خمینی را از فعالیتهای انقلابی باز دارند. این مسأله منجر به تذکرات مقامات عراقی به امام خمینی گردید(سیرمبارزات، ج20: 244و245) که با مخالفت ایشان مواجه شد. بخشی از همکاریهای اطلاعاتی ایران وعراق در دوران ریاست نصیری وبخشی پس از ریاست او بود.

 

 تشدید محدودیتهای حکومت عراق بنابرتوافقات با مقامات ساواک ، به تصمیم شجاعانه امام خمینی در ترک عراق و مهاجرت تاریخی ایشان به فرانسه وتشدید مبارزات انقلابی ملت ایران و در نهایت به سرنگونی رژیم سلطنتی دربهمن 1357انجامید.

 

 انتقادات امام خمینی از ساواک

 

به رغم تمام محدودیت های نصیری برای آیت الله خمینی در دوران تبعید، ایشان از همان آغاز حضور در ترکیه و سپس عراق اعترضات خود را آشکارا بر ضد حکومت ادامه داد. ایشان در سخنرانی ها، اعلامیه ها و موضع گیری های سیاسی خود در دوران تبعید، مخالفت های صریحی با حکومت و اقدامات ساواک داشت( صحیفه امام، 1378، ج1: صص131-130). از جمله در نامه سر گشاده ای که در 27 فروردین 1346 خطاب به امیر عباس هویدا نوشت انتقادات و حملات سختی متوجه سفاکی ها و اقدامات غیر انسانی ساواک نمود(همان: صص134-132). ایشان از نقش ساواک در ایجاد فضای سیاسی، اجتماعی ناسالم و غیر قابل تحمل در کشور سخن به میان می آورد و با اشاره به فرار ده ها نفر از متخصصان و اقامت آنان در کشورهای خارجی، عملکرد سوء ساواک را عمده دلیل گسترش روز افزون این پدیده ارزیابی کرد (همان، ج 3: ص189).

 

 آیت الله خمینی در سخنرانی ها و اعلامیه های خود به اعمال شکنجه توسط ساواک و تضییع بدیهی ترین حقوق سیاسی، اجتماعی، فردی و خصوصی مردم ایران اشاره داشت و از جنایاتی که توسط این سازمان به مردم روا شده بود سخن به میان آورد ( صحیفه امام، ج1: ص297؛ روز شمار انقلاب اسلامی، 1379، ج7: صص95-94). با آغاز حرکت مردم ایران برضد رژیم پهلوی در سال 1356، انتقادات ایشان از عملکرد سوء ساواک افزایش یافت و در قریب به اتفاق سخنرانی ها، مصاحبه ها و اعلامیه های خود به انتقاد از این سازمان پرداخت(صحیفه امام، ج1: صص 254-252).

 

 نتیجه گیری

 

 پس از تبعید آیت الله خمینی به ترکیه و عراق ، ساواک وظیفه  مقابله و انحراف مبارزات امام را به عهده گرفت و بدین منظور حربه های مختلفی به کار برد. ساواک توانست با سیاست های مختلف علیه امام خمینی و با کنترل و زیر نظر گرفتن ایشان و پخش شایعات و تبلیغات دروغین و ایجاد جو اختناق و رعب و وحشت، به سان چشم وگوش شاه نوعی امنیت ظاهری اما دروغین و شکننده ایجاد نماید. در این میان هوشیاری آیت الله خمینی مانع از انحراف مبارزات شد و طرح هایی چون ایجاد تفرقه میان امام و دیگر روحانیون به شکست انجامید و ساواک به طور کامل نتوانست از ارسال وجوهات شرعی به ایشان و فعالیت های سیاسی او که روز به روز گسترش می یافت، جلوگیری نماید. علی رغم کارشکنی های ساواک نسبت به ارسال وجوهات به عراق و شناسایی و کنترل و بازخواست وتبعید وکلا و نمایندگان آیت الله خمینی، هیچ گاه موفق به قطع این ارتباطات نشد. تدابیر و فشارهایی که ساواک در طول 13 سال ریاست نصیری  برای جلوگیری از مبارزه آیت الله خمینی به کار برد نتوانست در عمل از مبارزات  و گسترش افکار و اندیشه های ایشان جلوگیری کند. با این حال نصیری تا برکناری از ریاست ساواک  از حربه های متعددی برای جلوگیری از مبارزات ایشان بهره برداری نمود.

 

هماهنگی ساواک با نیروهای امنیتی عراق در ایجاد محدودیت برای امام خمینی که در دوران ریاست نصیری وپس از او وجود داشت نیز نتوانست خللی جدّی در فعالیت های ایشان به وجود آورد. با بالا گرفتن اعتراضات مردمی ودر اوج انقلاب اسلامی درسال1357 ، ساواک دیگر نتوانست به تداوم حیات رژیم کمک کند و نصیری بر خلاف عملکرد خود در سال های متمادی در آستانه پیروزی انقلاب عملاً از صحنه فعالیت دور شد و از کار برکنار گردید و توفان انقلاب مجالی برای ساواک باقی نگذاشت تا از کیان رژیم پهلوی دفاع کند.

 

 ( بر گرفته از مقاله چاپ شده در مجله حضور زمستان 1392)

 

 

 

فهرست منابع و مآخذ

 

 

 

-  آرشیو اسناد مرکز اسناد انقلاب اسلامی، شماره بازیابی669

 

- اسناد انقلاب اسلامی، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی و سازمان تبلیغات اسلامی، 1369.

 

- امام خمینی، تحریر الوسیله، تهران: دفتر انتشارات اسلامی، 1384

 

---------، صحیفه امام، تهران: موسسه تنظیم ونشر آثار امام خمینی، 1378

 

انقلاب ایران به روایت رادیو بی بی سی، زیر نظر عبدالرضا هوشنگ مهدوی، تهران : طرح نو، 1372

 

- باقری، علی ( به کوشش)، خاطرات 15 خرداد، تهران: حوزه هنری تبلیغات اسلامی، 1378

 

- خاتم یزدی، عباس، خاطرات آیت الله خاتم یزدی، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی ، 1381

 

- خلخالی، صادق، خاطرات آیت الله صادق خلخالی اولین حاکم شرع دادگاههای انقلاب، تهران: نشرسایه، 1380

 

- رائین، اسماعیل، حقوق بگیران انگلیس در ایران، تهران: انتشارات جاویدان، 1356

 

- روحانی، حمید، تحلیل و بررسی از نهضت امام خمینی، تهران: راه امام ،1360

 

__________، تحلیل و بررسی از نهضت امام خمینی، تهران : نشر عروج، 1381

 

-.روز شمار انقلاب اسلامی، تهران: حوزه هنری تبلیغات اسلامی، 1379

 

- روزنامه اطلاعات، مورخ 17 دی 1356

 

- زاهدی، اردشیر ، 25 سال در کنار پادشاه: خاطرات اردشیر زاهدی، تهران: موسسه مطبوعاتی عطایی، 1381

 

- سیر مبارزات امام خمینی در آینه اسناد به روایت ساواک،  تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1386

 

- شهید آیت الله سید محمدرضا سعیدی به روایت اسناد ساواک، تهران: مرکز بررسی اسناد تاریخی، 1376

 

- عمید زنجانی، عباسعلی، خاطرات عمید زنجانی، به کوشش محمد علی حاجی بیگی کندری، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1379

 

- فردوست، حسین،  ظهور و سقوط سلطنت پهلوی، تهران، اطلاعات، 1369

 

- قانعی فرد، عرفان، در دامگه حادثه،گفتگو با پرویز ثابتی( مدیر امنیت داخلی ساواک)، بررسی علل و عوامل فروپاشی حکومت شاهنشاهی، بی جا: شرکت کتاب،1390

 

- مدنی، جلال الدین ، تاریخ سیاسی معاصر ایران، قم: دفتر انتشارات اسلامی، 1375

 

- نجاری راد، تقی، ساواک و نقش آن در تحولات داخلی رژیم شاه، تهران:  مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1378

 

- یاران امام به روایت اسناد ساواک، شرح مبارزات آیت الله حاج شیخ مهدی ربانی املشی، کتاب بیست ویکم، تهران: مرکز بررسی اسناد تاریخی، 1380

 

- یاران امام به روایت اسناد ساواک، شهید سرافراز دکتر مصطفی چمران، تهران: مرکز بررسی اسناد تاریخی، 1378

 

- یاران امام به روایت اسناد ساواک، کتاب بیستم، آیت الله سیدمرتضی پسندیده، تهران: مرکز بررسی اسناد تاریخی، 1380


پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران