بیانات مقام معظم رهبری در دیدار جمع کثیرى از مردم آمل‌


923 بازدید

1377/03/21

بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحیم‌
الحمدللَّه ربّ العالمین. والصّلاة والسّلام على سیّدنا و نبیّنا و حبیب قلوبنا ابى‌القاسم المصطفى محمّد و على آله الأطیبین الأطهرین المنتجبین المعصومین. سیّما بقیّةاللَّه فى‌الارضین.
خداى بزرگوار و عزیز را سپاسگزارم که این توفیق را عنایت کرد تا بتوانم وعده قبلى خودم را به شما مردم عزیز، مؤمن و انقلابى آمل عمل کنم و به زیارت و دیدار شما به شهر آمل بیایم. خوشحالم از این‌که در جمع شما مردم مؤمن و خونگرم هستم؛ چه مردم خود شهر و چه کسانى که از روستاها و اطراف، یا از شهرهاى دیگر تشریف آورده‌اند. دغدغه من این بود که نشود این وعده قبلى را انجاز کنیم؛ اما خداى متعال منّت نهاد و بحمداللَّه وعده تحقّق پیدا کرد.
شهر شما هم در گذشته و هم در دوران انقلاب، شهر درخشانى بوده است؛ تاریخ درخشانى پشت سر این مردم مؤمن و خونگرم است. مردم شهر آمل در گذشته - در دورانى که شمشیر مبارزان در سرتاسر دنیاى آن روز پیش مى‌رفت - در مقابل شمشیرها تسلیم نشدند؛ اما پیام حقّ و حقیقت را از خاندان پیامبر، با عاطفه و محبّت و عشقى که به آن خاندان داشتند، دریافت کردند.
این‌جا جزو معدود مناطقى است که مردم، اسلام را از خاندان پیامبر، بدون واسطه فرا گرفته و آموخته‌اند. پایگاه ولایت است؛ محل توجّه خاندان پیامبر علیهم‌الصّلاةوالسّلام است. منطقه شما نقطه‌اى است که قدیمیترین حکومتهاى علوى در آن تشکیل شده است. بزرگان خاندان پیامبر - مثل داعى کبیر و ناصر کبیر و بقیه خاندان حسنیّون - و اولاد پیامبر علیهم‌الصّلاةوالسّلام، با تکیه به مردم این منطقه توانستند پرچم اسلام، پرچم ولایت و پرچم معارف زلال قرآنى را در این منطقه برافرازند و مردم را از این سرچشمه زلال، سیراب کنند. لذا در طول زمان، علماى بزرگ - چه فقها، چه فلاسفه، چه مورّخین و چه عرفاى نامدار - از این منطقه برخاسته‌اند.
وقتى که به فهرست کتابخانه‌ها و مفاخر علمى دنیاى اسلام و شیعه مى‌نگریم، بارها و بارها نام آمل و نسبت آملى را ملاحظه مى‌کنیم. فقیه، فیلسوف، عارف، شاعر و بزرگانى از این منطقه برخاسته‌اند که هر کدام از آنها ستاره درخشانى در آسمان معارف و فرهنگ اسلامى هستند. این‌جا پایگاه فرهنگ اصیل و ریشه‌دار اسلام و تشیّع است. خدا را شکر بر این منطقه این‌قدر با برکت.
برکات الهى بر شما، در سرسبزى زمین خلاصه نشده است؛ سرسبزى عالمِ معنا و فکر و ذهن، از این بالاتر است، «والبلد الطیّب یخرج نباته باذن ربّه»(1). امروز هم بحمداللَّه بزرگانى از این منطقه مى‌درخشند که این دو گوهر درخشان منطقه آمل - حضرت آیةاللَّه حسن‌زاده و حضرت آیةاللَّه جوادى آملى - نمونه‌هاى بارز آنند. بحمداللَّه فضلا، علما و بزرگانى در این منطقه، خود را توانسته‌اند بر همه کسانى که مشتاق علم و معرفتند، نشان دهند.
بعد از دوران انقلاب، وقتى کسى نگاه مى‌کند مى‌بیند این منطقه یکى از مناطقى است که توانست حرکت ماندگارى براى تحکیم انقلاب، از خود نشان دهد. قبل از جنگ و در اثناى جنگ، در مقابله با دشمن متجاوز به مرزها، تعداد شهیدان این منطقه و همچنین جانبازان زیاد است. بالاتر از همه اینها در مقابله با ضدّ انقلاب داخلى که خیال مى‌کرد خواهد توانست عَلَم مخالفت با اسلام و انقلاب اسلامى را در این منطقه به اهتزاز درآورد، شما مردم، شما جوانان و بسیجیان، شما زن و مرد، افراد این شهر و یکایک مردم توانستید شهر خودتان را شهر هزار سنگر کنید. در واقع شهر خودتان را به صورت سنگر اسلام و سنگر انقلاب درآورید. گوارا باد بر شما این جایگاه مستحکم و این ثبات قدم.
آنچه که من به این مناسبت به شما مردم عزیز عرض مى‌کنم، این است که تشکیل حکومتى بر پایه مبانى قرآن، از بعد از صدر اسلام، یک پدیده بى‌نظیر بود. چنین چیزى را که مسلمین، مشتاق آن هم بودند، هرگز نتوانسته بودند ببینند و توفیق آن را نیافته بودند. ملت ایران به برکت الطاف خاص الهى و به برکت هدیه بزرگى که خداوند در این زمان به این ملت داد - یعنى وجود آن مرد ملکوتىِ معنوى الهى، آن فقیهِ حکیمِ عارف باللَّه، آن مؤمن متّقىِ حقیقى، امام خمینى که حقیقتاً هدیه ارزنده و بى‌نظیرى بود که خدا به مردم ایران داد - توانست شاهد تحقّق این پدیده در کشور خود باشد.
عزیزان من! اگر تشکیل حکومت اسلامى از خاصیتهاى اسلام بیگانه باشد - یعنى اگر با ظلم و بدى و شرارت به مقابله نپردازد - شاید دشمن مهمّى هم پیدا نکند؛ اما اسلام فقط اکتفا نمى‌کند که شعار طرفدارى از انسانیت سر دهد، بلکه اسلام براى تحقّق این شعار، مبارزه و مقابله با شرارت و شیطانیّت را هم سر مى‌دهد. در واقع براى این‌که اسلام بتواند سعادت را براى انسانها محقّق کند، باید با عوامل و عناصرى که ضدّ انسانیت و ضدّ سعادت انسان حرکت مى‌کنند و حیاتشان وابسته به آن است، مبارزه کند. لذا در اسلام، جهاد و مبارزه وجود دارد. در سرتاسر قرآن، نام شیطان و مفهوم شیطنت، از بسیارى از مفاهیم، بیشتر تکرار شده است(2)؛ براى این‌که مردم، شیطان و حضور شیطان را فراموش نکنند. اگر فراموش کردید که دشمن در کمین شماست، غفلت، شما را فرا خواهد گرفت، حرکت را کُند خواهد کرد و از بین خواهد برد - یعنى بزرگترین فرصت براى دشمن است - لذا شما ببینید در طول این سالهاى متمادى، هر وقت، هر کسى و هرجا، از دشمنى دشمنان و توطئه مستکبران و دشمنى امریکا و اسرائیل و بقیه مخالفان آزادى و سعادت بشر، سخن گفته است، از سوى تبلیغاتچیهاى جهانى مورد تخطئه قرار گرفته است! آنها مى‌خواهند ملت ایران فراموش کند که دشمنى دارد. در سایه این فراموشى است که مى‌توانند مردم را به مسائلى کوچکتر، سرگرم کنند و میانشان اختلاف بیندازند. یک ملت و یک جمعیت، وقتى بداند که دشمن در کمین اوست، به مسائل کوچک، به مسائل روزمرّه و درجه دوم، مشغول نخواهد شد. اگر اختلافى هم دارد، آن را على‌العجاله کنار مى‌گذارد؛ اما وقتى از دشمن غافل شد، مسائل کوچکِ داخلى، عمده مى‌شود؛ اختلافات، بزرگ مى‌شود و افراد به جان هم مى‌افتند و جناحها تشکیل مى‌گردد. این بر اثر غفلت از دشمن است.
عزیزان من! یکى از کارهاى مهمّ دشمن همین است که شما و ما را از وجود خود غافل کند، تا ما دشمن را در میان خود جستجو کنیم و دنبال دشمن در میان خودیها بگردیم! وقتى کسى دشمن بزرگى دارد که در بیرون مرزهاى او منتظر فرصت است، هرگز به دشمنان کوچک، به دشمنان خیالى و به دشمنان جناحى توجّه نمى‌کند. ما دشمنان بزرگى داریم.
معنا و مفهوم شعار «آزادى» که ملت اسلام و ملت ایران سر مى‌دهد چیست؟ آزادى از سلطه زورگویان، آزادى از دخالت و نفوذ بیگانگان، آزادى از دخالتهاى عناصرى که هرجا دخالت کرده‌اند، شرّ و فساد و بدبختى و حتى فقر و نکبت به وجود آورده‌اند. شما نگاه کنید به کشورهایى که - به اصطلاح - به آنها کشورهاى در حال توسعه، یا عقب‌افتاده، یا کشورهاى جهان سوم مى‌گویند. کدامیک از آنها توانستند از ناحیه دخالت امریکا، دخالت بانک جهانى، دخالت مراکز و اقطاب سیاسى عالم، طرْفى ببندند و کارى بکنند و سعادتى براى خودشان درست کنند؟! ملت مستقل و آزاد، آن ملتى است که بتواند روى پاى خود بایستد، با امکانات خود کار کند، با اراده خود حرکت کند، با وحدت و با جهتگیرى صحیح، با آنچه که به صلاح او، براى او و تأمین‌کننده آینده اوست، حرکت کند؛ این ملت به جایى خواهد رسید. همچنان که ملت ایران در این نوزده سال‌واندى که تا امروز از انقلاب عظیم و شکوهمند مى‌گذرد، گامهاى بلندى برداشته و کارهاى بزرگى انجام داده است. البته ما تا هدف نهایى، خیلى فاصله داریم و خیلى باید تلاش کنیم؛ اما به برکت آزاد شدن از جاذبه مغناطیسى غلطِ مضرِّ بیمارگونه استکبار جهانى، توانستیم به خودمان بپردازیم. چقدر آثار علمى، چقدر شکوفاییها، چقدر حرکتهاى عظیم، چقدر حیثیّت و چقدر امید در این ملت به وجود آمد! این ملت زنده شد. بایستى این راه همین‌طور ادامه پیدا کند.
عزیزان من! در صدر اسلام - در زمان طلوع اسلام - قرآن از کسانى یاد مى‌کند که به بعضى از آنها منافق مى‌گوید: «فى قلوبهم مرض»(3). اینها در هنگام سختیها وقتى با دشمن مواجه مى‌شوند، بى‌کاره‌اند، ترسو، کناره‌گزین و عافیت‌طلبند، وقتى که یک ملت در شداید و سختیها قرار مى‌گیرد، از اینها هیچ اثرى نیست! «فاذا جاء الخوف رأیتهم ینظرون الیک»(4)، مثل کسى که مرگ در مقابل او قرار گرفته است، به تو نگاه مى‌کنند؛ از مرگ مى‌ترسند! چرا؟ چون خطر را احساس کرده‌اند. اما وقتى که خطر برطرف مى‌شود، وقتى که دیگر میدانِ نشان دادن گوهر حقیقى انسان نیست، وقتى که میدان فرصت‌طلبانه است: «فاذا ذهب الخوف سلقوکم بالسنة حداد اشحة على الخیر»!(5) اینها کسانى هستند که وقتى میدان، میدان نشان دادن گوهر مردانگى است، نشان دادن جهاد و فداکارى است، نشان دادن مجاهدت است، اصلاً پیدایشان نیست! اما وقتى که میدان، میدانى است که خطرى - على‌الظّاهر - آن را تهدید نمى‌کند، مى‌بینید که زبانشان بر روى مؤمنان دراز است، زبانشان روى جوانان بسیجى و روى خانواده‌هاى شهدا دراز است. اینها آن نقاطى نیستند که قرآن با چشم تحسین نگاهشان کند. تحسین در قرآن متعلّق به کسانى است که وقتى روز شدّت است، با شدّت مى‌ایستند؛ وقتى روزى است که دشمن، تهدیدى متوجّه ملت و کشور کرده است، در صفوف مقدّم مى‌ایستند. آن وقتى هم که وقت سازندگى، وقت کار اجتماعى، کار علمى، وقت درس خواندن و وقت تربیت و رشد استعدادهاست، باز در میدانها - میدانهایى که مناسب این کارهاست - با واقع‌بینى، با نجابت و با حلم دنبال این هستند که سودى از آنها به جامعه برسد. خدا را شکر مى‌کنیم که در میان ملت ما انسانهاى این‌گونه زیادند و انسانهاى آن‌چنانى کمند.
من به شما فقط مى‌خواهم این نکته را تأکید و تکرار کنم؛ مى‌خواهم بگویم: اى مردم عزیز آمل! اى مردم شریف مازندران و اى همه ملت بزرگ ایران! کشور شما کشورى است که خداى متعال آن را از نعم مادّى و معنوى، سرشار کرده است. استعدادهاى این کشور، استعدادهاى این آب و خاک و این فرهنگ و این تاریخ، به شماره نمى‌آید! شما مى‌توانید و شایسته آن هستید که ملتى باشید که ملتهاى دیگر از شما الگو بگیرند. در دوران حکومت طاغوتها، موانعى بر سر راه رشد و شکوفایى این استعدادها و پیمودن این راه وجود داشت؛ انقلاب عظیم شما مردم آمد و این موانع را برداشت. اسلام عزیز با نورافکنهاى قوىِ آیات قرآنى، راه را روشن کرده است و شما در این راه، به حرکت درآمده‌اید و گامهاى بلندى برداشته‌اید. دشمنانى هم در کمین شما هستند. اگر بخواهید مى‌توانید این راه را طى کنید؛ همچنان که تاکنون خواسته‌اید و بحمداللَّه توانسته‌اید. اگر بخواهید این راه را طى کنید، شرط اساسى این است که اوّلاً وحدت کلمه خودتان را حفظ کنید. ثانیاً از راهنمایى اسلام و قرآن، یک لحظه جدا نشوید. امام عزیزِ بزرگوار ما به رهنمودهاى زمان حیات خود اکتفا نکرد؛ بلکه بعد از رفتن هم این وصیتنامه گرانبها را گذاشته است. عزیزان من! اگر شما به وصیتنامه امام نگاه کنید - من به شما جوانان توصیه مى‌کنم که مخصوصاً به این وصیتنامه مراجعه و مکرّر نگاه کنید - خواهید دید که از اوّل تا آخرِ آن دو نقطه درخشان وجود دارد و آن دو نقطه این است: اوّل تمسّک به اسلام و ارزشها و قِیّم اسلامى و استفاده از راهنماییهاى اسلام که شما را به سعادت مى‌رساند و راه را نشان مى‌دهد و دوم اتّحاد و اتّفاق.
دشمن سعى مى‌کند هر کسى را که بگوید «این ملت، دشمنى دارد و دشمنى در کمین اوست»، تخطئه کند! مى‌خواهند این‌طور وانمود کنند که نه آقا، چه دشمنى؟ کدام دشمن؟ حرفشان این است که شما ملت و این جوانان پاکباخته مؤمنِ غیور، آسوده‌خاطر شوید که دشمنى شما را تهدید نمى‌کند! وقتى جماعتى این‌طور احساس کردند که در بیرون، هیچ دشمنى ندارند، در درون خودشان دنبال دشمنان کوچک و خیالى و فرضى و جناحى مى‌گردند؛ آن‌وقت اختلافات به وجود مى‌آید و رشد مى‌کند. نه آقا! این‌گونه نیست. دشمنان سهمگینى در کمین این ملت و این کشور و این انقلابند. اگرچه همین دشمنان سهمگین هم با همه قدرت ظاهریشان و به فضل پروردگار، تا امروز هیچ غلطى نتوانستند بکنند؛ بعد از این هم به فضل پروردگار نخواهند توانست هیچ غلطى بکنند؛ اما این موجب نمى‌شود که ما از وجود دشمن، غافل بمانیم.
عزیزان من! توصیه بنده این است که گمان نکنید دشمن، همیشه از مرزهاى جغرافیایى مى‌آید - مرزهاى جغرافیایى کاملاً بسته است و کسى آن مرزها را نشکسته است - گاهى دشمن از مرزهاى فرهنگى مى‌آید و منافذى در مرزهاى عقیدتى به وجود مى‌آورد. متوجّه آن دشمنان هم باشید. هوشیارى شما، راه را به سوى سعادت این ملت باز خواهد کرد و امیدواریم خداوند متعال، شما جوانان، شما مؤمنین، شما انسانهاى غیور و شما زن و مرد آزاده و رشید و شجاع را موفّق بدارد.
من همین مقدار هم امیدوار نبودم بتوانم با شما صحبت کنم. خدا را شکر مى‌کنم که الحمدللَّه حال من با دیدن شما مردم بهتر شد و توانستم صحبت کنم. به همین اندازه اکتفا نموده و چند دعا مى‌کنم:
پروردگارا! به محمّد و آل محمّد، ما را در خدمت اسلام، زنده بدار و در خدمت اسلام بمیران.
پروردگارا! اسلام و مسلمین را سربلند، ملت ایران را پیروز و دشمنانش را منکوب کن. ارواح طیّبه شهدا را در اعلى‌ علیّیّن، مشمول رحمت خود قرار بده. امام‌الشّهدا را با ائمّه معصومین محشور فرما.
پروردگارا! این ملت را در راه خودش موفّق و مؤیّد کن. وحدت و اتّفاق را میان این ملت، روزبه‌روز مستحکم‌تر کن. اسلام عزیز را روزبه‌روز در میان این ملت، زنده‌تر و سرافرازتر گردان.
پروردگارا! همه مسلمانان جهان را با اسلام زنده بدار، آنها را در خدمت اسلام قرار بده و نعمت حیات طیّبه اسلامى را به همه امّت اسلامى عنایت فرما.
پروردگارا! قلب مقدّس ولىّ‌عصر را از ما راضى و خشنود کن. ما را مشمول ادعیه زاکیّه طیّبه طاهره آن بزرگوار قرار بده. پروردگارا! به ما نعمت بزرگ زیارت آن بزرگوار را عنایت کن. ما را در حضور و غیبتش، از سربازان حضرتش قرار بده. مرگ ما را جز به شهادت در راه خودت قرا مده.
والسّلام علیکم و رحمةاللَّه و برکاته‌
پی نوشت:
1) اعراف: 58
2) شَطَنَ و تمام واژه‌هاى هم‌خانواده به کار رفته در قرآن، 88 بار است.
3) بقره: 1
4) احزاب: 19
5) احزاب: 19


www.khamenei.ir