آشنایی با حجت‌الاسلام علی اکبر محتشمی پور


حمید قدس
30 بازدید

آشنایی با حجت‌الاسلام علی اکبر محتشمی پور

سیدعلی اکبر محتشمی پور در ۱۳۲۵ خورشیدی در تهران دیده به جهان گشود و در مدرسه علوی تحصیلات خود را به پایان رساند و بعد برای فراگیری علوم دینی عازم حوزه های علمیه تهران، قم و نجف شد از جمله استادان ایشان در این دوره می توان به امام خمینی(ره)،  آیت الله سیدحسن بجنوردی، آیت الله خوئی، آیت الله میرزا باقر زنجانی و نیز شهید آیت الله سیدمصطفی خمینی اشاره کرد. 

وی برای پیروزی انقلاب اسلامی، تلاش های بسیاری انجام داد و در جریان قیام و نهضت امام خمینی(ره) علیه رژیم پهلوی  به زندان افتاد . وی پس از تبعید امام به ترکیه و نجف، عازم عراق شد و تا زمان پیروزی انقلاب در ۱۳۵۷ خورشیدی،  بیشتر عمر خود را خارج از ایران گذراند، او در این دوران با سفر به کشورهای مختلف همچون سوریه، لبنان، کشورهای حاشیه خلیج فارس و عربستان به انعکاس و بازتاب نهضت اسلامی ایران در سایر کشورها پرداخت و بارها نیز توسط رژیم بعث عراق دستگیر شد، آخرین بار چند روز پیش از سفر امام(ره) به پاریس هنگامی که برای فراهم کردن مقدمات اقامت امام و همراهانشان در سوریه مامور شده بود، در فرودگاه بغداد دستگیر شد و برای همیشه از عراق اخراج شد. بعد از آن در پاریس به امام (ره) پیوست و مسوول ارتباطات دفتر ایشان در نوفل لوشاتو شد.

در فاصله سال های ۱۳۵۷ تا ۱۳۵۹ خورشیدی عضو دفتر امام(ره)  در پاریس، تهران و قم بود، او همچنین در ۱۳۵۹ عضو هیات منتخب امام برای بررسی بنیاد مستضعفان بود و در همین سال نماینده امام و مدیر صدای جمهوری اسلامی و نیز عضو شورای سرپرستی سازمان صدا و سیما بود. از دیگر مسوولیت های اجرایی وی می توان به وزیر کشور در کابینه دولت سوم از ۱۳۶۴ تا ۱۳۶۸، عضو شورای مرکزی مجمع روحانیون مبارز، عضو کمیته مشاورین سیاسی آیت الله خامنه ای از سال ۱۳۶۸، نماینده مردم تهران (دوره سوم مجلس شورای اسلامی) و رییس کمیسیون دفاع و دبیرکل گروه بین المجالس در مجلس شورای اسلامی، رییس کمیته علمی کنفرانس بزرگداشت بیستمین سالگرد شهادت آیت‌ الله سید مصطفی خمینی، مدیر مسوول مجله «بیان» در ۱۳۶۹ تا ۱۳۷۰، مشاور اجتماعی ریاست جمهوری در دولت اصلاحات از۱۳۷۶ تا ۱۳۷۸، رییس کمیته علمی ستاد صدمین سالگرد میلاد امام خمینی(ره)، رییس فراکسیون جبهه دوم خرداد در دوره ششم مجلس شورای اسلامی، دبیرکل کنفرانس بین‌المللی حمایت از قدس و حمایت از حقوق مردم فلسطین (ایران)، دبیرکل مجمع بین المللی پارلمانی های مدافع مسأله فلسطین (أمین عام الرابطة الدولیة للبرلمانیین المدافعین عن القضیة الفلسطینیة «بیروت) و... اشاره کرد.

محتشمی پور از ۱۳۶۰ خورشیدی به عنوان سفیر جمهوری اسلامی ایران در سوریه فعالیت می کرد.  او در دوران سفارتش تلاش های فراوانی را جهت راه اندازی گروه های اسلامی و هسته های مقاومت به ویژه حزب الله لبنان بعمل آورد، و در همین راستا در بهمن ۱۳۶۲ خورشیدی، توسط صهیونیست ها هدف یک حادثه تروریستی قرار گرفت و در جریان بازگشایی یک بسته بمبگذاری شده، از ناحیه چشم، گوش و هر ۲ دست آسیب دید و یک دست او از مچ قطع شد. بعد از این واقعه امام(ره) در پیامی خطاب به وی گفت از حادثه ناگوار که توسط ایادی استکبار جهانی برایتان اتفاق افتاد، متأثر گردیدم، انشاءالله هرچه زودتر سلامتتان را بازیافته و در سنگر اسلام و انقلاب به نفع مستضعفان و مظلومان جهان به مبارزات سخت خود ادامه دهید.

رونی برگمن خبرنگار اسراییلی در سال 2018 در کتاب «برخیز و اول تو بکش» می‌نویسد: «به روحانی شیعه‌ای به نام علی‌اکبر محتشمی‌پور یکی از نزدیک‌ترین یاران آیت‌الله خامنه‌ای در سالهای تبعید ماموریت داده شد تا انقلاب را گسترش دهد» و این اتفاق باعث شد که پای انقلابیون به پایگاه‌های آموزشی جنبش‌های آزادی بخش مسلمان در منطقه خصوصا فلسطین باز شود. پیروزی انقلاب اسلامی و انتصاب محتشمی‌پور به سمت سفیر ایران در سوریه فرصتی برای تشکیل یک نیروی مقاومت شیعه در منطقه بود که حزب‌الله نامیده شد و در ابتدای کارش ماموریتهای استشهادی سنگین و پرتلفات را علیه اسراییل اجرا کرد. عملیات‌هایی که کشته‌های زیادی را از این دولت گرفت.این اتفاق باعث شد این رژیم تصمیم به ترور وی بگیرد تا بتواند این عملیات‌ها را متوقف کند: «ناهوم ادمونی ریس موساد در پایان سال 1983 برگه قرمز را برای امضا به ییتژآک نخست‌وزیر اسراییل ارایه کرد...اسم روی برگه قرمز علی‌اکبر محتشمی‌پور سفیر ایران در سوریه بود. او به صور رسمی یک دیپلمات بود... اگرچه اسراییل از هدف قراردادن مقامات رسمی دولت ها اجتناب می‌کرد... اما اتفاقی باید می‌افتاد تا حزب الله را متوقف شود. فردی مهم باید کشته می‌شد. این چنین بود که شامیر در نهایت برگه قرمز را امضا کرد». «اولین مساله، دستیابی به محتشمی پور بود. او وقتش را در تهران یا دمشق می‌گذراند که هر دو پایتخت کشورهای هدف بودند و به جز در موارد استثنایی، کیدون عملیاتی در آنجا انجام نمی داد و کیزریا قرار نبود قتل هدفمند انجام دهد. هر دو پایتخت عرصه هایی به شدت مشکل بودند و پلیس و سرویس های امنیتی بدگمانی نسبت به اسراییلی ها داشتند. به علاوه، این سفیر همواره با محافظی مسلح و راننده همراهی می‌شد.هر پیشنهادی که شامل نزدیک شدن به محتشمی پور یا اماکنی که او اغلب در آنجا حضور داشت، شلیک به او، کار گذاشتن بمب یا مسموم کردن او، به علت نگرانی از دستگیری ماموران رد شد. با ناکام ماندن گزینه‌های تروز موساد رو به شیوه قدیمی روی آورد. شیوه ای که چند بار جواب داده بود اما در آن مقطع زمانی مخالف زیاد داشت: «یک گزینه باقی ماند: بسته‌ای با تله انفجاری که توسط پست ارسال شود. ما وقتی این پیشنهاد ارائه شد، فورا به آن اعتراض شد. اطلاعات اسراییل تجربه زیادی در استفاده از چنین بسته هایی داشت. این روش دو بار نتیجه داده بود، در حذف رئیس اطلاعات نظامی مصر در غزه و وابسته نظامی مصر در امان و اردن، هر دو در سال ۱۹۵۶. در موارد دیگر دانشمندان آلمانی در مصر، جنایتکار جنگی نازی در دمشق و مقامات ساف در سراسر جهان بسته ها یا به موقع کشف می شدند یا در دستان فرد دیگری منفجر می شدند یا فقط آسیب ایجاد می کردند و به مرگ منتهی نمی شدند. یکی از ماموران قدیمی کیزریا گفت: «به آنها گفتم این اقدامی احمقانه و اندکی بچه گانه است. باید روشی را انتخاب کنیم که اطمینان حاصل کنیم هدف از بین می رود». مخالفت ها مورد توجه قرار نگرفت. بسته پستی انفجاری تنها گزینه ای بود که ماموران را با خطری غیر ضروری مواجه نمی کرد». با این که این شیوه خیلی مورد تایید اعضای جلسه نبود اما در نهایت قرار شد اجرا شود. به این ترتیب «فوریه ۱۹۸۴، بسته بزرگی به سفارت ایران در دمشق تحویل داده شد که ظاهرا توسط انتشاراتی مشهوری در لندن که مالک آن ایرانی ها بودند، پست شده بود. پذیرش سفارت دید این بسته، علامت «مخصوص جناب آقای سفیر» دارد و آن را به دفتر محتشمی پور در طبقه دوم فرستاد. منشی سفیر آن را باز کرد و جعبه مقوایی را دید که شامل کتابی عالی در مورد مکان های مقدس شیعه در ایران و عراق است. او نگاهی به جلد آن انداخت و آن را به اتاق سفیر برد.محتشمی پور کتاب را باز کرد و انفجار رخ داد. این انفجار باعث آسیب به یکی از چشمانش، یکی از دستان و اکثر انگشتان دست دیگرش شد. این انفجار باعث شد او یکی از چشمانش را به کلی از دست بدهد. او بعدها در مصاحبه با تلویزیون ایران در حالی که دستانش را نزدیک صورت و گردنش گرفته بود، گفت: «اگر آن کتاب را این چنین باز کرده بودم، سرم کنده می شد. اما کتاب را روی میز گذاشتم و آن را به این صورت باز کردم» - در اینجا او صورت و بدن خود را از کتاب فرضی دور نگه داشت، و انفجار سوراخی در دیوار ایجاد کرد و بخشی از دستم در آنجا درون دیوار قرار گرفت. اگر آن کتاب به این شیوه باز شده بود «نزدیک صورتش» صورتم متلاشی می شد. بقیه نشانه های روی بدنم از قطعات متلاشی شده ناشی از این انفجار ایجاد شده اند. مامور قدیمی کیزریا که با این مخالفت کرده بود، در این زمینه گفت: «هدف عملیات قتل هدفمند، کشتن شده است. چیزی به نام نیمه مرده وجود ندارد. اگر سوژه زنده بماند، به این معنی است که شکست خورده ایم». اسراییل مسئولیت این اقدام را نپذیرفت، اما ایرانی ها هیچ شکی نداشتند موساد در پس این عملیات بوده است.
اتفاق بدتری که برای اسراییل در این مورد رخ داد این بود که محتشمی پور در آن زمان به سمبلی برای اهداف انقلابی و جانبازی در نبرد مقدس آیت الله خمینی تبدیل شده بود. آیت الله خمینی در نامه ای به دوستش نوشت: «برای اتفاقی که جهان امپریالیسم باعث آن شد تا برای شما رخ هد، متاسفم. امیدوارم سلامت شما به زودی باز گردد و تلاش پایدار خود را در جبهه اسلام و انقلاب و به نفع مستضعفین عالم ادامه دهید»


موسسه مطالعات و پژوهش های سیاسی