حیدرخان عمواوغلی رادیکال مشروطه خواه


مرضیه آذرافزا
352 بازدید
حیدرخان عمواوغلی

حیدرخان عمواوغلی رادیکال مشروطه خواه

  حیدر عمواوغلی از چهره های سرشناس چپ در قیام مشروطیت است که در سال ۱۲۵۹ ه.ش در ارومیه یا به قولی در سلماس زاده شد، اما دوران کودکی و نوجوانی و دوره تحصیلات خود را به دلیل مهاجرت خانواده در قفقاز به سر برد و پدرش علی اکبر افشار طبیب بود و درمیان مردم نفوذ داشت و مردم او را عمو خطاب می کردند، از همین رو حیدرخان به عمواوغلی پسرعمو شهرت یافت. در قفقاز آنها نام خانوادگی تاری وردیوف ترکی و روسی خدادادزاده بر خود نهادند. حیدرخان پرورش یافته فضای اجتماعی سیاسی چپ گرایانه و انقلابی روسیه در شرف انقلاب اکتبر بود. وی در ایروان پس از اتمام تحصیلات ابتدایی، دبیرستان را با رتبه شاگرد ممتاز به پایان برد و پس از آشنایی با بعضی آثار انقلابی و ایدئولوژی مارکسیسم در ۱۸سالگی وارد حزب سوسیال دموکرات شد. سپس در دانشگاه گرجستان در رشته مهندسی برق به تحصیل پرداخت. پس از اتمام تحصیل به باکو رفت و در جریان جنبش انقلابی روسیه ۱۹۰۵ میلادی قرار گرفت. وی به اتفاق کراسین که از انقلابیون معروف بود، ایستگاه برقی ایجاد کرد و بعد از آن در کارخانه متقال باقی به عنوان متخصص برق و سپس در صنایع نفتی تقی اف مشغول به کار شد. با تشکیل حزب اجتماعیون به رهبری نریمان نریمانف در باکو، حیدرخان به عضویت در کمیته مرکزی این تشکیلات پذیرفته شد. بازگشت حیدر عمواوغلی به ایران با دعوت حاج میرزا محمود میلانی رضایوف تاجر تبریزی میسر شد. داستان از این قرار بود که پس از ورود چراغ برق به ایران متولیان آستان قدس به فکر تامین روشنایی حرم امام رضاع از کارخانه برق افتادند و این طرح با همت رضایوف و یا به روایتی دستور مظفرالدین شاه در هنگام بازگشت از سفر اول اروپا و اقامت سه روزه در باکو و به هر حال با سرمایه رضایوف عملی شد و از آنجا که برق کشی در حرم اقتضای وجود مهندسی مسلمان را داشت، به پیشنهاد مسلمانان قفقاز و از طرف رضایوف عمواوغلی برای این کار انتخاب شد و او همراه تجهیزات لازم روانه مشهد شده و در کارخانه برق این شهر استخدام شد. حیدرخان در مدت ۱۵ ماه برنامه به کار انداختن کارخانه برق برای روشنایی حرم و بالاخیابان مشهد را به پایان برد. پس از آن از مشهد به تهران رفت و در کارخانه برق حاجی امین الضرب استخدام شد و به حیدرخان برقی معروف شد.

با اوج گیری جنبش مشروطه در بسیاری از رویدادهای انقلابی و تند، می توان ردپای عمواوغلی را دید که می تواند نشانه تاثیرپذیری او از فضای رادیکال سیاسی روسیه پیش از انقلاب اکتبر باشد که به صورت الگویی در ذهن حیدرخان درآمده بود. چنان که از همان بدو ورودش به مشهد به نشر افکار چپ پرداخت و تلاش کرد شعبه ای از احزاب انقلابی روسیه را در آن شهر به پا کند. تشکیلاتی که گرچه ایجاد شد ولی پایدار نماند و ملک الشعرای بهار خود را از اعضای کمیته ایالتی آن نامیده است. عمواوغلی حین راه اندازی تاسیسات برق حرم امام رضاع با نیرالدوله حاکم مشهد و سهام الملک متولی باشی آستان قدس به مقابله پرداخت و با توجه به زمینه های مساعد اجتماعی به دلیل مشکلات و کمبودهای معیشتی مردم، در ایجاد شورش علیه حاکم و عزل وی و نیز افشاگری بر ضد دستگاه تولیت، فعالانه نقش ایفا کرد.

کارنامه آزادیخواهی حیدر عمواوغلی را باید در چند لایه واکاوی کرد. عمواوغلی را می توان فردی با انگیزه و اهل عمل و پای کار دانست که این صفات با توجه به تحصیلات و تخصص او در آن مقطع زمانی، ویژگی های کمیابی به حساب می آیند. در همین زمینه باید توان او را در بسیج نیروها به مشخصات مهم وی افزود. حیدرخان در سرکوب مخالفان مشروطیت فعالانه شرکت داشت. وی پس از به توپ بسته شدن مجلس به باکو رفت و با تبلیغات و گردآوری عده ای داوطلب فدایی برای مبارزه با محمدعلی شاه روانه تبریز شد و با هماهنگ کردن سه دسته فارس، ترک و ارمنی طرفدار مشروطه به مقابله با مخالفان در آذربایجان پرداخت روزنامه مکافات در شرح درگیری های یاد شده به نقش برجسته عمواوغلی در سرکوبی کردان مخالف مشروطیت و تمجید از وی پرداخته است. کسروی پس از نقل این گزارش به تلگرافی اشاره می کند که در روزنامه انجمن تبریز به چاپ رسیده و داستان به قولی او «شگفت» را از برخورد این مشروطه خواهان با «دشمنان» بازمی گوید، برخوردی خشونت بار که با نگاهی مثبت و تاییدآمیز روایت شده است. تاریخ مشروطه، صص ۸۷۴ و ۸۷۵ توجه و همت حیدرخان به تشکیل احزاب و نهادهای اجتماعی به لحاظ اهمیت و لزوم تشکیل این نهادها صرف نظر از مرام و مسلک احزاب می تواند نمره قابل توجهی را در کارنامه او به ثبت برساند. از جمله این اقدامات می توان به موارد ذیل اشاره کرد.

۱ تشکیل حزب عامیون اجتماعیون در مشهد

۲ ایفای نقش در تاسیس حزب کمونیست ایران و نمایندگی این حزب در اولین کنگره خلق های شرق در سال ۱۳۳۸

۳ تاسیس انجمن آذربایجانیان در تهران

۴ برنامه ریزی و حمایت از تشکیل اداره های قانونی برای دادگستری، شهرداری و شهربانی در خوی

۵ کمک به میرزاحسین رشدیه در تاسیس دبستان در خوی

۶ کمک به میرزا آقاخان مرندی در راه اندازی روزنامه مکافات در خوی که به انعکاس رویدادها و اخبار قیام مشروطیت می پرداخت.

یقینا نمی توان تاثیر عمیق و همه جانبه قیام و جنبش در قد و قامت مشروطیت را در عمق جامعه ایرانی نادیده و کم اهمیت انگاشت، اما به هر حال بعد از کودتای انگلیسی رضاخان و بازگشت استبداد از مشروطیت در نظام سیاسی ایران جز قانونی نوشته بر کاغذ به جا نماند. در جست وجو برای چرایی این سرانجام، می توان رویدادها و نقش شخصیت های اثرگذار را بازخوانی کرد و چه بسا به عملکرد و سوگیری بعضی از چهره های طرفدار و حتی کوشندگان و عاشقان جنبش نیز در راندن مسائل متن به حاشیه و بار کردن هزینه هایی مافوق طاقت و ظرفیت واقعی اجتماعی نقد جدی وارد کرد. از همین منظر می توان کارنامه حیدرخان عمواوغلی را مورد ارزیابی قرار داد.

کسروی در کتاب تاریخ مشروطه ایران قبل از روایت ترور محمدعلی شاه رخداد هشتم اسفند از رفتار مثبت و تعامل مناسب شاه با مجلس سخن به میان می آورد گرچه این برخورد را ناشی از سیاسی کاری های محمدعلی شاه قلمداد می کند بعد از ترور نافرجام شاه که عده ای در آن کشته می شوند و عمواوغلی در آن متهم است و کسروی خود بدان باور دارد، پنهان نمی کنند که فضای بی اعتمادی و بدبینی و جوسازی و شانتاژ و تنش رو به فزونی رفته و عاقبت با قطبی شدن جو اجتماعی سیاسی مجلس مورد هجمه و به توپ بستن قرارمی گیرد. کسروی حیدرخان را درباره نقشه ترور محمدعلی شاه چنین می ستاید: «این نمونه دیگری از این کارهای حیدر عمواوغلی است و می رساند که او یک شورشی خواه راست و شایانی می بوده و به کارهای بزرگ می کوشیده. پس از کشتن اتابک این دومین شاهکار او می بود که اگر پیش رفتی هر آینه نتیجه های بزرگی را در پی داشتی. این بمب اگر محمدعلی میرزا را از میان برده بودی جنبش مشروطه خواهی ایران رنگ دیگری به خود گرفتی.» ص ۵۴۳

گذشته از این که برای ترور در مبارزات آزادیخواهی چه جایگاهی قائل شویم و این که چگونه باید با ریخته شدن خون کسانی که هدف ترور نبوده اند و جان خود را از دست داده اند، کنار آییم، معطوف کردن نابودی نظام استبدادی و پیروزی جنبش آزادیخواهی به توفیق یا عدم توفیق در ترور شاه، نظریه ای است که حداقل امروز پس از حدود یک قرن از آن دوران بی اعتباری خود را به روشنی به نمایش گذاشته است. قابل تامل اینجاست که به گفته کسروی در قضیه ترورها و به ویژه ترور اتابک، روزنامه های انگلیسی با بزرگنمایی بیش از حد ترورها و عاملین آن، به جو ارعاب دامن می زده اند. نویسنده تاریخ مشروطه می گوید که حیدرخان کشتن اتابک را به گردن می گیرد و تقی زاده هم از آن آگاهی داشته ص ۴۴۹ و عمواوغلی را جوان بسیار دلیر و کاردان می نامد اما در صفحات بعد ص۸۰۸ در نکوهش تقی زاده به خاطر بدگویی از ستارخان و باقرخان و تفرقه در میان صفوف مجاهدان، حیدر عمواوغلی را نیز متهم به دشمنی نهانی با ستارخان می کند.

حیدرخان در سال ۱۳۲۸ق از طرف حزب دموکرات به ماموریت مخفی میان ایل بختیاری رفت و در ۱۳۲۹ به تهران بازگشت. بعد از آن که مخفی گاه او شناسایی شد، به دستور یپرم خان او را تبعید کردند. حیدرخان به روسیه و از آنجا به فرانسه و سوئیس رفت و به همکاران لنین پیوست.

از جمله مسائل قابل بررسی درباره حیدرخان نقش او در قیام جنگل به رهبری میرزا کوچک خان است. وی در دوره هفت ماهه پایانی جنگل به میرزا پیوست و با اعلام اتحاد با او مسئولیت فراهم آوردن پول و اسلحه را برای جنگلی ها بر عهده گرفت. اما فضای انقلابی و بلشویکی روسیه او را حامل دیده ها و نسخه ای کرده بود که امکان پیچیدن آن برای بیماری مخصوص به خود جامعه ما وجود نداشت. به همین دلیل در نهضت جنگل بیشتر از آن که مفید فایده باشد، مشکل ساز شد و خود نیز قربانی این مشکلات شد و سرانجام در فرار از دست یاران کوچک خان با اتهام توطئه علیه جنگلیان به پیمان گریخت و توسط معین الرعایا به ایل آلیان فرستاده شد. گفته می شود افراد ایل وقتی از نابودی نهضت جنگل اطلاع حاصل نمودند، حیدرخان عمواوغلی را هم به بهانه های مختلف به قتل رسانده و همان جا به خاک سپردند. بدین ترتیب زندگی سیاسی مردی پرانرژی و پرشور، فعال و بااراده و هوشمند و بی باک به پایان رسید.


روزنامه شرق، شماره 829 مورخ 18 مرداد 1385