دکتر علی شریعتی از دیدگاه آیتالله شهید بهشتی:
دکتر شریعتی همواره به سوی اندیشه اصیلتر اسلامی رو به پیشرفت بود
مرحوم دکتر شریعتی از استعدادها و قریحههای برجسته زمان ماست. دکتر از دید من یک انسان خوشقریحه، باهوش، تیزبین، ناآرام و جستجوگر است. من معتقدم که کسانی که دکتر را به خاطر یک مطلب یا دو مطلب یا ده مطلبی که در خور انتقاد است، مورد نقد خودشان قرار میدهند، باید توجه داشته باشند که یک انسان پویا مثل دکتر را نمیشود گفت که درباره فلان مطلب چه نظری داشته، باید گفت: دکتر در سال ۴۰ پیرامون فلان مطلب چه نظری داشته، در سال ۴۲ یا ۴۵ یا در سال ۵۰ چه نظری داشته و در سال ۵۱ و ۵۴ و یا در سال ۵۶ چه نظری داشته، وضع دکتر این بود. دکتر در کل این حرکت، همواره به سوی اندیشه اصیلتر اسلامی رو به پیشرفت بود. همه مردم ما به خصوص تحصیلکردههای ما توجه دارند موج عظیمی که گفتهها و نوشتههای خوشطنین مرحوم دکتر علی شریعتی در نسل تحصیلکرده و در بسیاری از افراد گریزپا نسبت به اسلام در سالهای اوج انقلاب در جامعه ما ایجاد کرد و در رشد و حرکت ما عامل مؤثری بود. و امیدوارم خداوند او را به این خدمت پاداش خیر عنایت فرماید.
س- تأثیر تفکر شریعتی در بین برادران طلبه در حوزه چگونه بوده است؟
آیتالله بهشتی: تأثیر گستردهای است، بسیاری از طلاب به نوشتهها و سخنرانیهای مرحوم دکتر علی شریعتی علاقهمند بودند و میخواندند و حتی نثر او روی نثر عدهای از نویسندگان جوان اثر گذاشته بود. البته میدانید که در روحانیت آثار دکتر سه نوع بازتاب دارد: یک عده به دلیل همان خامیها و ضعفها با بدبینی به آثار دکتر نگاه میکردند، و طبعاً از اینکه آثار او خوانده شود و طرز تفکر او به فکر طلاب یا نسل جوان شکل بدهد، بیمناک بودند. یک دسته، آنهایی که سخت شیفته دکتر بودند و او را مطلق کرده بودند، که در این طلاب جوان کم و بیش بوده. یک دسته آنهایی که دکتر را در شکل یک پویش و حرکت و در حال یک کنجکاوی و جستجوگری رشدیاب میدیدند. هم صادقانه، ضعفها و خامیها و نقصهای آثار دکتر و طرز تفکر او را برمیشمردند و هم جنبههای بسیار مثبت و سازنده و زیبا و پرجاذبهاش را. و حقیقتش را بخواهید من به گروه سوم معتقد هستم.
س- یکی از بهترین خاطراتتان را با شهید شریعتی برای خوانندگان ما در خاتمه بیان کنید.
آیتالله بهشتی: بله، شاید آن دیداری که میگویم تنها با هم داشتیم و میتوانستیم دور از دخالت همنشینان دیگر، در سخنانمان باز و بیریا بگوییم و بشنویم، یکی از خاطرههای خوب آشنایی کوتاه مدت من با دکتر شریعتی بود. چون آشنایی نزدیکم با دکتر از سال ۴۹ شروع میشد، یعنی حدود ۶ یا ۷ سال بیشتر آشنایی نزدیک با او نداشتم، و این در مقایسه با آشنایی با آقای مطهری بسیار کم بود. به هرحال یکی از بهترین خاطرههایم مربوط به همان روز است. در ضمن یک خاطره دیگر هم دارم، روزهایی که دکتر تازه از زندان درآمده بود، رفته بودیم به دیدن ایشان، یکی دو نفر دیگر از دوستان بودند. در آنجا دیدم دکتر خیلی بیش از گذشته سیگار میکشد و سیگارش را با آتش سیگار قبلی روشن میکرد، گفتم: دکتر خیلی بیش از گذشته سیگار میکشی، برای سلامتیت خطر دارد، یکی از دوستانمان گفت: بله، مرحوم همایون که از مدرسین حسینیه ارشاد بود میگفت که ما به دکتر گفتیم این سیگار و کبریت را بگذار کنار، دکتر از این سفارش ما نصفش را قبول کرد و کبریت را گذاشت کنار. امیدوارم خدای متعال به نسل جوان و نوجوان ما توفیق عنایت کند که بتوانند جویندگان و پویندگان خالص و مخلص پر ایثاری باشند.
به نقل از روزنامه اطلاعات(ویژهنامه سالگرد شهادت دکتر علی شریعتی)؛ ۲۹ خردادماه ۱۳۶۱


















نظرات