نقش قرضالحسنه در پیشبرد انقلاب
«گداهای حرفهای شبهای شنبه به مسجد لرزاده میآمدند و جز توزیع تریاک و فساد هیچ کار دیگری نداشتند.» این بخشی از خاطره سید اصغر رخصفت، از مؤسسین اولین صندوق قرضالحسنه در ایران است.
در روزگاری که خبری از سازمانهای عریض و طویل حمایتی نبود، یک ایده نوظهور در مسجدی حوالی خیابان خراسان، معادله مواجهه با فقر را تغییر داد. ماجرا از اعتراض به شیوه سنتی صدقه دادن آغاز شد؛ شیوهای که در آن نیازمندان پس از دریافت پول، از کمی مبلغ گله میکردند. فعالان مسجد با الهام از آموزههای برخی روحانیان مبارز، به جای توزیع مستقیم پول، صندوقهای صدقات را مستقر کردند. رخصفت میگوید: «وقتی از مسجد بیرون میآمدند، دستشان پر پول بود و به کسانی که به آنها پول داده بودند فحش و بد و بیراه میگفتند که چرا کم به ما پول دادهاند. آرامآرام به پیرمردها گفتیم ما میخواهیم سه صندوق در شبستان مردانه و زنانه و حیاط مسجد بگذاریم؛ گفتیم هرکس میخواهد صدقه بدهد داخل این صندوقها بیندازد. آن موقع کمیته امداد و امثال آن نبود و حرفهایی که ما میزدیم نوظهور بود. به همین دلیل پیرمردها با ما مخالف بودند.»
روند کار به شکلی پیش رفت که مخالفتهای اولیه جای خود را به اعتماد داد. از قرارداد با داروخانههای محلی برای پرداخت هزینه نسخه بیماران گرفته تا خرید خانه برای بیخانمانها و دریافت اقساطی مبالغ، همگی محصول تغییری بود که از یک نگاه درست به مفهوم «انفاق» شروع شده بود.
به گفته رخصفت: «در یکی از جلساتی که در مسجد لرزاده داشتیم من گفتم که میشود ما هم مثل بانکها دفترچه پسانداز درست کنیم و مردم پولهای خود را اینجا بگذارند؟ این پیشنهاد را با حاجمیرزاعلی آقای فلسفی در میان گذاشتم و گفت من با این کارهای شما موافق هستم. روایتی هم از قول امام صادق(ع) نقل کرد که «هرکس قرضالحسنه بدهد ۱۸ برابر خداوند به او پاداش میدهد.» این روایت را هم پشت دفترچهها نوشتیم و تأسیس اولین صندوق قرضالحسنه ایران به نام «صندوق قرضالحسنه جاوید» را اعلام کردیم.»
ایده این طرح را قبلاً، آیتالله دکتر بهشتی که با این گروه مرتبط بود، تئوریپردازی کرده بود. حجتالاسلام مهدی اژهای میگوید: «آقای بهشتی در سالهای ۱۳۳۹ مقالهای در مکتب تشیع دارند تحت عنوان بانک بدون ربا، که طراح این صندوقهای قرضالحسنه است. از لحاظ بحث و اساسنامه اصلی؛ یکی از مهمترینشان آقای بهشتی بودند. آن زمان پیشنهاد میکنند که اقتصاد باید با مبانی اسلامی مطرح شود. همچنین راجع به حکومت اسلامی نیز مقالاتی داشتند.»
اما در عمل، این نخستین صندوق قرضالحسنه بود که در سال ۱۳۴۸ در مسجد لرزاده راهاندازی شد. میر محمدصادقی میگوید: «آقای حاجآقا [علی] فلسفی که در مسجد لرزاده نماز میخواندند، از مشوقان راهاندازی صندوق قرضالحسنه بودند. نخستین صندوق قرضالحسنه به نام «ذخیره جاوید» در مسجد لرزاده شکل گرفت. سال ۴۸ بود. آقای حاج عبدالله مهدیان، آقای رخصفت و آقای عطایی کار اجرایی صندوق را انجام میدادند.»
اما روند تورم که در دوره هویدا به ناگاه تصاعدی شد، کار را سخت کرد. میرمحمدصادقی در ادامه گفته است: «روزی دوستان به حجره ما آمدند و گفتند که به مشکل برخورد کردیم و منابع صندوق کم شده و در مقایسه با تقاضا و پولی که وامگیرندگان میآورند، جوابگو نیستیم. قرار شد بعضیها را دعوت کنیم تا پول بیشتری در صندوق بگذاریم. من و مرحوم عالی نسب و آقای کاشانی و حاج عبدالله توسلی و مرحوم سیاهپوشان به مسجد لرزاده دعوت شدیم و مجریان از مشکلاتشان گفتند. خلاصه تعهد کردیم که کار ادامه پیدا کند و اگر به مشکل برخوردند ما به آنها کمک میکنیم. در ساخت حمام در روستاها، مدرسه و لولهکشی منازل، کمک به ایجاد چاه کشاورزی، درمانگاههای کوچک در مناطق حاشیهای شهرها و روستاها و خدمات اینچنینی هم فعال شده بودیم. البته خود صندوق به طور مستقیم وارد این کارها نمیشد. ولی کسانی را که میخواستند چنین اقداماتی انجام دهند و به صندوق مراجعه میکردند، حمایت میکرد.»
کار به همین شعبه ختم نشد. به خصوص با بازگشت شهید بهشتی از هامبورگ، حمایت او موجب رونق این امر شد. میرمحمدصادقی میگوید: «بعد از صندوق ذخیره جاوید، متوجه شدیم که در محیط بازار هم کسانی هستند که نیازمند کمک هستند و برای آنها سخت است تا میدان خراسان بیایند و از صندوق کمک بگیرند. آقای خاموشی و برادرش و مرحوم آقای انصاری که حجرهای در سرای رحیمیه داشت، گفتند: من حجرهام را برای راهاندازی یک صندوق قرضالحسنه اختصاص میدهم. که بعدها تبدیل به صندوق اندوخته جاوید شد و همچنان هم به همان اسم فعال است. این صندوق چون در بازار بود، منابع مالی و امکانات بیشتری داشت و تعداد وامهای پرداختی آن هم بیشتر بود. کمکم این صندوقها توسعه پیدا کرد.»
رخصفت هم میگوید: «سخنران ما حاج تقی خاموشی بود. آقای خاموشی به من گفت این انبار را بگیریم و دومین صندوق را آنجا تأسیس کنیم. این ترسایی ۷۰ خانه در همدان درست کرده بود و میخواست با دست فرح به فقرا بدهد. چون آدم فعالی بودم به من علاقه داشت. با آقای خاموشی به دفتر او رفتیم و گفتم آمدهایم انبار شما را برای صندوق قرضالحسنه بگیریم. به شوخی یا جدی ما را از دفترش بیرون کرد. او را دعوت کردیم که کارهای ما را ببیند. یک روز به دفتر ما آمد و ساعت پنج بعد از ظهر تا هشت شب فقط نگاه میکرد؛ ساعت هشت شب هم رفت. دو سه روز بعد من را صدا کرد و کلید انبار را به من داد. ۲۰ نفر از کسبه بازار فرش و جاهای دیگر به عنوان هیأت امنا تعیین کردیم و صندوق دوم را راه انداختیم. بعد از آن صندوقهای «کوثر»، «نیکان» و صندوقهای دیگر تأسیس شد و به شهرستانها کشید و سراسر ایران پر از صندوقهای قرضالحسنه شد.»
حاج تقی خاموشی درباره چگونگی این توسعه میگوید: «مردم میآمدند پیش صندوق میگفتند ما میخواهیم در محلمان شعبه درست کنیم. گفتیم ما شعبه نمیخواهیم مسئولیت اموال مردم را نمیپذیریم، خودتان یک هیئت معتمد بسیار زیبا راه بیندازید که از نظر مالی، اخلاقی همه شایسته باشند. بیایید و این را اداره کنند، ما میآییم ادارهاش را یاد میدهیم. حتی تا مدتی، صندوقهایی که ایجاد میشد مدارک آن را ما مجانی میدادیم.»
این صندوقها که با تکیه بر نظارت محلی تشکیل میشد و پشتوانه آن خود مردم بودند، هیچگاه دچار مشکلات جدی نشدند، برخلاف نهادهای مالی که در سالهای اخیر به اسم صندوق قرضالحسنه اما به سبک بانکها تأسیس شد.
همین صندوقهای مردمی، در کنار برطرف کردن مشکلات عمومی، یکی از مسیرهای تقویت مبارزه شد. خاموشی چنین نقل کرده است: «در صندوق ذخیره جاوید، به تمام زندانیها [ی مبارز علیه شاه] از نظر قرضالحسنه در اولویت بودند. اعلام کردیم نفری ده تومان به کسانی که در اعتصابات شرکت میکنند، بدهند. ده تومان آن زمان خیلی بود. بعداً گفتیم که به آنها [در بازپرداخت] سهل هم بگیرند.»


















نظرات