بازخوانی ماجرای نیمه شب ۲۲ بهمن ۱۳۵۷
تأثیر بازداشت سرلشکر ریاحی بر شکست کودتای ۲۱ بهمن
شامگاه بیست و یکم بهمن تصمیم به سرکوب افسران انقلابی نیروی هوایی و کودتا گرفته شد اما سقوط تانکِ کاظم ریاحی، فرمانده لشکر گارد جاویدان در ساعت ۳ بامدادِ بیست و دوم بهمن در زیرگذر میدان فوزیه [امام حسین فعلی] با بطریهای آتشزایی که به آن اصابت کرد، کودتا را زمینگیر کرد.
روزنامه اطلاعات همان روز خبر را چنین نوشت: «در حدود سه ساعت از نیمهشب که مردم و پرسنلهای هوایی دوشبهدوش هم به خیابانها ریخته بودند، گذشت. آنان از تانک بیرون آمدند. آوردند. یک تانک با مواد منفجرهای که مردم پرتاب کردند، منفجر شد و از کار افتاد. این تانک در زیرگذر میدان فوزیه آتش گرفت و سرلشکر ریاحی و گاردیها از تانک بیرون آمدند. سرلشکر ریاحی و دو گاردی تیر خوردند که در این تیراندازی دو عضو گارد کشته شد. هنگامی که مردم قصد داشتند سرلشکر ریاحی را که تیر خورده بود، خلع سلاح کنند، او رو به مردم کرد و گفت: «مرا نکشید، من تسلیم هستم. من بهحضور این شاه خائن و کثیف این کار را کردم. ما را به زور اسلحه به مقابله با مردم میفرستند و اگر امتناع کنیم، خودمان را میکشند.» سرلشکر ریاحی که حال وخیمی داشت، توسط مردم به ستاد امام برده شد. سرلشکر ریاحی بعداً به خانهای دیگر که تحت مراقبت است، منتقل شد. در این درگیری و تیراندازی، شش نفر از مردم مجروح شدند و به بیمارستان جرجانی انتقال یافتند.»[1]
در گزارشهای بعدی مشخص شد یکی از دلایلی که موجب شد ارتش ساعت ۱۰:۳۰ صبح اعلام بیطرفی کند، جدای از آنکه دستورهای ضدونقیض و تمرد سربازان موجب فلج شدن آنها شده بود، زخمی شدن سرلشکر ریاحی، فرمانده گارد به عنوان نقطه اتکای آنها در کودتای 21 بهمن بود. قرار بود او با سی تانک انقلابیون نیروی هوایی را سرکوب کند اما بازداشتش توسط مردمی که سلاحی جز کوکتل مولوتوف نداشتند، ضربهای مهلک به روحیه آنها وارد کرده بود. قرار بود او سوار بر تانک، نیروهای زرهی را برای کمک اعزام کند اما به دلیل ریختن ترس مردم از ادوات نظامی ارتش، به دست مردم افتاده بود.
سپهبد بدرهای در جلسه اعلام بیطرفی ارتش بر ناتوانی نیروی زمینی ارتش و لشکر گارد در برابر مردم و انقلابیون تأکید کرد و از جمله گفت: «دیشب در اجرای دستورات ریاست ستاد بزرگ به هر ترتیب بود ۳۰ دستگاه تانک از لشکر گارد برای کمک به مرکز آموزش دوشانتپه نیروی هوایی آماده کردیم ولی چون ارابهها مهمات نداشتند مدتی طول کشید تا از زاغهها مهمات برسد، که بالاخره در حدود ساعت ۳ بعد از نصف شب به سرپرستی سرلشکر ریاحی فرمانده لشکر گارد حرکت کردند. متأسفانه طولی نکشید که در حدود تهران پارس مردم جلوی ستون اعزامی را گرفته ضمن تیراندازی، ارابهها را آتش زدند که ابتدا خبر تیر خوردن و سپس شهادت سرلشکر ریاحی رسید. و برابر گزارش گارد، از ۳۰ دستگاه ارابه جنگی، فقط چند دستگاه به سربازخانه برگشتهاند.»[2]
سپهبد جلال پژمان، آخرین رئیس اداره چهارم ستاد بزرگ ارتشتاران که از امضا کنندگان اعلامیه بیطرفی ارتش در ۲۲ بهمن است هم پس از اشاره به اینکه «از ۱۹ تا ۲۲ بهمن اتفاقات بسیار سریعی روی داد که کار را از دست ارتش بکلی خارج کرد و منجر به تشکیل جلسۀ تاریخی شورای عالی ارتش در روز ۲۲ بهمن شد.»، از به آتش کشیده شدن آن تانک در جریان «اعزام سی دستگاه تانک به سرپرستی سرلشکر کاظم ریاحی برای کمک به مرکز آموزش هوایی» به عنوان یکی از موارد موثر در جلسه یاد میکند.[3]
اطلاعات درباره کاظم ریاحی کم است و برخی او را با محمدتقی ریاحی اشتباه میگیرند. اگرچه گویا نسبتی با هم داشتند.
سرتیپ محمدتقی ریاحی، در هفت ماه پایانی دوران نخستوزیری مصدق، رئیس ستاد ارتش بود. او بود که توانست ضمن بازداشت سرهنگ نعمتالله نصیری در ۲۵ مرداد ۱۳۳۲ که مأمور ابلاغ فرمان عزل مصدق بود، جلوی کودتای اول را بگیرد. در فاصلهٔ روزهای ۲۵ تا ۲۸ مرداد، تیمسار ریاحی اقدامات متعددی را به انجام رساند و تلاشهای زیادی در جهت ابقای دولت مصدق انجام داد و پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، دستگیر و زندانی شد. وی پس از پیروزی انقلاب اسلامی، از ۱۱ فروردین ۱۳۵۸ تا ۲۷ شهریور ۱۳۵۸، دومین وزیر دفاع دولت موقت شد. او در خاطرهای از روزهای کودتای ۱۳۳۲، کاظم ریاحی را از منسوبان خود معرفی کرده است.
کاظم ریاحی که در آن ایام ستوان بود، اما در سوی دیگر، همراه با حسین فردوست در کنار سرهنگ [بعدها ارتشبد] نصیری در تلاش برای کودتا بود و از جمله افسران مورد اعتماد دربار قرار داشت. او در لشکر گارد شاهنشاهی ارتقا یافت و در میانهٔ دههٔ پنجاه، با مسئولیت یک تیپ در لشکر گارد، شش ماه به عمان اعزام شد.
«گارد جاویدان شاهنشاهی ایران» یگان ویژهای از ارتش بود که مسئولیت حفاظت از شاه، خانواده و کاخها را بر عهده داشت. با افزایش ریزش ارتش در روزهای فراگیری انقلاب اسلامی، لشکر پیاده گارد شاهنشاهی مأمور به فرماندار نظامی تهران شد. کاظم ریاحی که همچنان در گارد جاویدان با سمتهای مختف باقی مانده بود، چند روز قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، پست فرماندهی آن را از عبدالعلی بدرهای تحویل گرفت[4] تا شکار تانکی که حامل او بود (بدون آنکه مردم بدانند) تیر خلاص را به سران ارتش بزند.
این تحولات آنقدر با سرعت اتفاق افتاد که اغلب حتی خبر فرماندهی او را نداشتند و نمیدانستند دقیقا چه کسی را گرفتهاند. ۲۹ بهمن ۱۳۵۷، روزنامه کیهان نوشت: سرلشکر ریاحی، افسر لشکر گارد که در داخل تانکی مستقر بود و هنگام حمله به مردم مجروح و دستگیر شده بود، در بیمارستان جان سپرد و او صبح دیروز به پزشکی قانونی منتقل شد.»[5]
[1] روزنامه اطلاعات، ۲۲ /۱۱ /۱۱۳۵۷، ص۸
[2] پایگاه موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، شناسه pxwaunkrza
[3] پژمان، جلال (۱۳۸۶) فروپاشی ارتش شاهنشاهی، تهران: نامک، ص ۴۶۸
[4] همان، ص ۴۲۸
[5] روزنامه کیهان، ۲۹ /۱۱ /۱۱۳۵۷، ص۴
تانک سرلشکر ریاحی پس از بازداشت وی
تصویری دیگر از تانک ریاحی


















نظرات