روایتی از تشکیل دولت موقت
تصمیمگیری سریع امام خمینی برای تشکیل دولت موقت در بهمن ۱۳۵۷، علیرغم تداوم رسمی دولت شاپور بختیار، نقطه عطفی در تثبیت ساختار حکمرانی انقلاب اسلامی بود. این اقدام که با تأکید بر مشروعیت شرعی و مردمی همراه شد، زمینهساز انتقال قدرت از نظام پادشاهی به نظام جمهوری اسلامی و آغاز فرآیندهای قانونگذاری و انتخاباتی در ایران شد. بر همین اساس امام خمینی در جلسهای با اعضای شورای انقلاب، طی حکمی مهدی بازرگان را مأمور تشکیل دولت موقت میکنند.
روایت این موضوع در صفحات ۶۲۹ تا ۶۵۸ از کتاب «شرح اسم» به رشته تحریر درآمده است. این کتاب توسط مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی و به قلم هدایتالله بهبودی منتشر شده است. به بهانه سالروز صدور حکم تشکیل دولت موقت توسط امام خمینی در 15 بهمنماه 1357، مطالعه روایت پیش رو خالی از لطف نیست.
جلسه شورای انقلاب با امام
پانزدهم بهمن بود که به آقای خامنهای خبر دادند اعضای شورای انقلاب نزد امام جلسه دارند. برای رسیدن به مدرسه پسرانه با سختی از میان جمعیت گذشت. آن روز یکصد هزار نفر منتظر بودند تا به دیدار امام بروند. به مقر امام رسید. بقیه اعضا آنجا بودند؛ پشت در اتاق. […] وقتی وارد شدند، امام سر از قرآن برداشت، با احترام آن را بست و نگاهی به آنان انداخت و پاسخ سلامشان را داد. پانزدهسال از آخرین دیدار آقای خامنهای با امام میگذشت. […]
موضوع جلسه، ترکیب دولت موقت بود. امام اصرار داشت که در اعلان تشکیل دولت موقت باید شتاب کرد؛ هرچند بختیار همچنان بر ماندن خود پافشاری کند. «تا آن وقت نمیدانستم امام آن اندازه به تشکیل دولت مصمم است؛ و نیز نمیدانستم که نظر ایشان بر تعیین مهندس بازرگان به عنوان رئیس دولت است. فکر میکنم این تصمیم در پاریس یا در ساعات اولیه ورود امام گرفته شده بود.»
صدور حکم بازرگان
امام همان روز حکم نخستوزیری مهندس مهدی بازرگان را نوشت و اعضای شورای انقلاب رفتند تا مقدمات اعلان آن را در مراسمی که روز بعد باید برگزار میشد، فراهم کنند. […] اداره کشور، فراهم کردن زمینه همهپرسی برای تغییر نظام سیاسی، برپایی مجلس مؤسسان [= خبرگان بعدی] برای تدوین قانون اساسی و برگزاری انتخابات مجلس نمایندگان مطابق قانون اساسی جدید، از وظایفی بود که امام برای دولت آقای بازرگان تعیین کرده بود.
معارفهٔ نخستوزیر
تالار اجتماعات مدرسه[رفاه]، برای برگزاری مراسم معرفی آماده شد. آقای هاشمی رفسنجانی برای خواندن حکم امام تعیین شده بود. جایگاهی برای نشستن امام، و آقایان بازرگان و هاشمی رفسنجانی تدارک شد. شانزدهم بهمن با شروع مراسم، امام خمینی در حضور بیش از سیصد خبرنگار داخلی و خارجی، با توضیح برخی ویژگیهای حکومت حضرت علی(ع) و آرزوی ملت ایران برای دستیابی به چنان حکومتی، به گم بودن و به حساب نیامدن ملت در دوره حاکمیت پهلوی اشاره کرد و بر غیرقانونی بودن آن تأکید نمود. امام از صلاحیت، تدین و امین بودن آقای بازرگان گفت و اضافه کرد که شورای انقلاب وی را پیشنهاد کرده و «من که ایشان را حاکم کردم، یک نفر آدمی هستم که به واسطه ولایتی که از طرف شارع مقدس دارم، ایشان را قرار دادم. ایشان را که من قرار دادم، واجبالاتباع است.»[1]
پس از سخنان امام، خبرنگاران پرسشهایی کردند و امام پاسخ داد. آقای بازرگان نیز […] سخنان خود را آغاز کرد و از ابراز اعتماد امام به خود تشکر نمود و قول داد نهایت کوشش خود را برای تحقق دشوارترین کاری که در طول تاریخ ۷۲ ساله مشروطیت ایران به نخستوزیران سپرده شده، به کار بندد. در پایان، آقای هاشمی رفسنجانی حکم امام را که متن انتصاب آقای بازرگان به نخستوزیری دولت موقت بود، خواند. […]
حمایتهای مردمی
هفدهم بهمن، حمایت مردم از دولت موقت به نخستوزیری مهندس بازرگان، با تظاهراتی که در تهران و دیگر شهرها برپا شد، آغاز گردید. امام گفته بود: «مردم همه جا در ایران، در همه شهرهای ایران، در تهران، در همه محلات تهران، نظر خودشان را راجع به این دولتی که ما تعیین کردهایم اعلام کنند. تظاهرات کنند. نظر خودشان را بگویند.»[2] هرچند جامعه روحانیت، روز نوزدهم بهمن را برای حمایت از خواست امام تعیین کرد، اما تظاهرات کوچک و بزرگ در تهران برپا شد. […]
واکنش بختیار
شاپور بختیار، آشفته و مغموم از رخداد دیروز در مدرسه علوی، هفدهم بهمن خود را به مجلس شورای ملی رساند. ازدحام جمعیت در منطقه بهارستان او را مجبور کرد با هلیکوپتر در حیاط مجلس بنشیند. او شنید که مردم فریاد میزدند: بختیار منتخب اجنبی است/ بازرگان منتخب خمینی است. بختیار مجبور به قدرتنمایی بود. حدود چهل هلیکوپتر که بعضاً بمبانداز بودند در آسمان بهارستان ظاهر شدند. غیر از آن، جنگنده بمبافکنهای فانتوم در دستههای سهتایی، نهتایی و دهتایی از فضای مدرسه علوی گذشتند و رفتند. بختیار در حال ارسال پیام غیرمستقیم به رهبران انقلاب بود. او در مجلس، خطاب به آن دسته از نمایندگانی که هنوز استعفا نداده بودند، گفت که یک مملکت، یک حکومت و یک قانون اساسی ولاغیر. او تشکیل دولت بازرگان را یک شوخی دانست.[3]
بختیار در حالی این سخنان را بر زبان میراند که دامنه اعتصابات به کاخ نخستوزیری رسیده بود و کارکنان آن نهاد دست به تحصن زده بودند. آن روزها بختیار مدام در حال پف کردن شمع انقلاب بود و توجهی به سوختن پوز خود نداشت.[4]
[1] صحیفه امام، ج 6، ص59.
[2] صحیفه امام، ج 6، ص 69.
[3] روزنامه اطلاعات شم 15778، ص 2؛ روزنامه آیندگان، شم 3283، صص 1 و 2؛ روزنامه بورس، شم 4242 صص او 16.
[4] هر که بر شمع خدا آرد پف أو شمع کی میرد، بسوزد پوز او. (مولوی)


















نظرات