عبور از التهاب کوی
روایتی از الگوی مدیریت بحران و مواجهه رهبر شهید انقلاب با حوادث تیرماه ۷۸
آیت الله سید علی خامنه ای رهبر شهید انقلاب دانشجو کوی دانشگاه 18 تیر 1378 روزنامه سلام قانون مطبوعات عطاءالله مهاجرانی سید محمد خاتمی
۴ مرداد ۱۳۷۸، رهبر انقلاب در دیدار با جمعی از دانشجویان مجروح حادثه کوی دانشگاه تهران، به یکی از مهمترین ابعاد این واقعه یعنی مواجهه با آسیبدیدگان، پیگیری مسئولیتهای حادثه و حفظ روحیه ایستادگی در برابر سختیها پرداختند. این دیدار پس از حادثهای شکل گرفت که فضای دانشگاه و جامعه را تحت تأثیر قرار داده بود. در میانه غبار شایعات، اختلافات جناحی و التهابات رسانهای، مواجهه عالیترین سطح حاکمیت با این رویداد، الگویی متفاوت از مدیریت بحران را به تصویر کشید. بازخوانی این مواجهه نشان میدهد که چگونه پذیرش صریح یک حادثهی «تلخ» و همدلی با آسیبدیدگان، در کنار تأکید بر اجرای عدالت و بازسازی معنوی، میتواند مسیر یک التهاب ویرانگر را به سمت بلوغ و استقامت اجتماعی تغییر دهد.
زمینه
حادثه کوی دانشگاه تهران در تیرماه ۱۳۷۸ از مهمترین حوادث سیاسی ـ اجتماعی پس از انقلاب اسلامی به شمار میآید. این رخداد از یک اعتراض دانشجویی آغاز شد، اما در مدت کوتاهی به آشوبهای خیابانی گستردهای تبدیل گردید. زمینههای این بحران را میتوان در اختلافات پیرامون اصلاح قانون مطبوعات و فضای سیاسی آن دوره جستوجو کرد.
در سال سوم فعالیت مجلس پنجم، نمایندگان با هدف رفع نواقص قانون مطبوعات، طرح اصلاح این قانون را در دستور کار قرار دادند. این اقدام با مخالفت دولت اصلاحات و وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، عطاءالله مهاجرانی، روبهرو شد و مطبوعات اصلاحطلب نیز با انتشار مطالب انتقادی تلاش کردند مجلس را از پیگیری این طرح منصرف کنند.[1]
در همین فضا، روزنامه سلام در ۱۵ تیر ۱۳۷۸ نامهای محرمانه را منتشر کرد و مدعی شد پیشنهاد اصلاح قانون مطبوعات از سوی سعید اسلامی (امامی) ارائه شده است.[2] در پی این اقدام، در تاریخ ۱۷ تیر ماه ۱۳۷۸ با شکایت وزارت اطلاعات، روزنامه سلام به جرم انتشار اسناد محرمانه توسط دادگاه ویژه روحانیت توقیف شد.[3] البته وزارت اطلاعات در پی فشارهای سیاسی ناچار به پسگرفتن شکایت خود شد[4] ولی هیچگاه محرمانه بودن این نامه را انکار نکرد و تعقیب قانونی منتشر کنندگان اسناد محرمانه را باقی دانست. ردپای این فشار را میتوان در مصاحبه تعدادی از اصلاحطلبان وابسته به حزب جبهه مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب در آن روزها دید.[5] یونسی، وزیر وقت اطلاعات، بارها پس از آن ماجرا بر محرمانه بودن نامه تأکید کرد. وی مدتی پس از انتشار نامه و توقیف روزنامه سلام، در مصاحبهای تصریح کرد: «نامه، مربوط به سعید امامی نبوده بلکه از حوزه مشاورین وزیر، خطاب به وزیر ارسال شده و موضوع نامه نیز مربوط به اصلاح قانون مطبوعات نیست.» بنا به گفته وزیر اطلاعات روزنامه سلام با حذف صدر و ذیل نامه صرفاً استفاده جناحی و سیاسی نموده است.[6]
کمی بعد سعید لیلاز در گفتگو با بیبیسی ابعاد پشت پرده بیشتری را فاش کرد و گفت محمد خاتمی تصمیم داشته در قامت رئیسجمهور علیه این اقدام موضعگیری کند. همچنین مهدی کروبی و موسوی خوئینیها نیز تهدید به اعلام مواضعی کرده بودند که موجب شد که وزارت اطلاعات بهعنوان شاکی پرونده شکایت خود را پس بگیرد.[7] مشابه این مصاحبه را یوسف عزیزی، از روزنامهنگاران تنشآفرین نیز با رادیو فرانسه انجام داد.[8]
اگرچه با کوتاه آمدن وزارت اطلاعات چهرههای اصلاح طلب حاضر در قوای مجریه و مقننه موضع نگرفتند، اما امتداد رسانهای آنها موضوع را رها نکرد و توقیف روزنامه سلام به سرعت به مهمترین موضوع رسانهای کشور تبدیل شد. روزنامههای اصلاحطلب این اقدام را مخالفت با آزادی مطبوعات و توسعه سیاسی دانستند و نسبت به پیامدهای آن هشدار دادند. هماهنگی این روزنامهها در انتشار مطالب مشابه در آن مقطع، نشانه وجود برنامهای سازمانیافته برای ایجاد فضای بحرانی در جامعه بود. [9]
شامگاه التهاب
همین شرایط باعث شد تا در شامگاه ۱۷ تیر ۱۳۷۸، حدود ۳۰ تن از دانشجویان در اعتراض به توقیف روزنامه سلام با شعارهایی نظیر «طرح سعید امامی ملغی باید گردد» و «مجلس فرمایشی، انحلال، انحلال» دست به راهپیمایی در محوطه کوی دانشگاه تهران بزنند. این تجمع با خروج دانشجویان از محوطه کوی و شکلگیری راهپیمایی بدون مجوز در خیابان کارگر شمالی ادامه یافت. در ادامه و پس از حضور مأموران انتظامی و سر دادن شعار علیه آنان، تنشها بالا گرفت و در حوالی نیمهشب با سنگپرانی و آتش زدن لاستیک توسط دانشجویان، درگیری فیزیکی آغاز شد. درگیریها تا ساعت ۴ بامداد ادامه یافت و پس از به گروگان گرفته شدن دو سرباز توسط دانشجویان، نیروهای انتظامی وارد محوطه و ساختمانهای کوی دانشگاه شدند؛ اقدامی که به گفته شاهدان عینی با تخریب اموال و ضرب و شتم شدید دانشجویان (حتی دانشجویان بیطرف و در حال استراحت) همراه شد.[10]
در پی این حوادث، نیروی انتظامی تهران بزرگ هم با صدور اطلاعیهای، روایت رسمی خود را از این ماجرا ارائه داد و ابعاد آن را تشریح کرد. در این اطلاعیه، آغاز ناآرامیها به تحریک «تعدادی از عناصر فرصتطلب و ماجراجو» نسبت داده شد که به بهانه توقیف روزنامه سلام، با تجمع غیرقانونی، سردادن شعارهای توهینآمیز به مقدسات و مسئولین محترم کشور، سنگپرانی و تخریب اموال عمومی، نظم جامعه را بر هم زدند. نیروی انتظامی در بیانیه خود تأکید کرد که با وجود تذکرات مکرر فرماندهان حاضر در محل برای پایان دادن به این تحرکات، مهاجمان با ادای کلمات رکیک به درگیری با پرسنل این نیرو پرداختند. در نهایت، نیروی انتظامی اعلام کرد که بر اساس «وظیفه قانونی» و برای اجرای «دستورات مافوق»، جهت متفرق کردن اخلالگران وارد عمل شده و تعدادی از آنها را دستگیر و به مراجع قضایی معرفی کرده است.[11]
در همین زمان، برخی چهرههای سیاسی با حضور در کوی دانشگاه و بیان مواضع مختلف در فضای ایجادشده اثرگذار بودند و رسانههای داخلی و خارجی نیز به شکل گسترده این حوادث را پوشش دادند.[12]
گسترش آشوب
از ۱۸ تیر به بعد، دامنه اعتراضات از محیط محدود کوی دانشگاه فراتر رفت و به سطح خیابانهای شهر کشیده شد. بر اساس گزارش روزنامه کیهان، در صبح شنبه ۱۹ تیر، جمعیتی بالغ بر ۵ هزار نفر در اعتراض به درگیریهای روز قبل، مقابل درب اصلی دانشگاه تهران تجمع کردند. نکته قابل توجه در این گزارش، ورود «اقشار غیردانشجویی» به هسته این اجتماعات بود که مسیر اعتراضات را به سمت ناآرامیهای خیابانی سوق داد. همچنین گسترش التهابات باعث انسداد کامل میدان و خیابان انقلاب و مسیرهای منتهی به آن شد؛ تا جایی که کسبه و واحدهای تجاری آن محدوده برای در امان ماندن از خسارات احتمالی، کسب و کار خود را تعطیل کردند. همزمان، دامنه این تنشها به خوابگاه دانشگاه شهید بهشتی نیز کشیده شد و با اقداماتی نظیر شکستن شیشهها و آتش زدن لاستیک، ابعاد گستردهتری از ناآرامی و تخریب اموال عمومی شکل گرفت.[13]
در ادامه این رخدادها، موضوع «کشتهسازیها» دامنه این التهابات را گستردهتر کرد. بر اساس گزارش کمیته تحقیق شورای عالی امنیت ملی، اسامی منتشرشده به عنوان کشتهشدگان حادثه، صحت نداشت و بعدها نادرستی آن مشخص شد. در این بین فردی به نام احمد باطبی که دانشجوی دانشگاه تهران نبود با در دست داشتن زیرپیراهنی آغشته به خون حیوانات، کشته شدن یکی از دانشجویان را به مردم القا کرد؛ تصویری که بازتاب گستردهای در رسانههای داخلی و خارجی یافت و در شکلدهی به فضای تبلیغاتی آن روزها مؤثر بود.[14]
انفعال دولتی
این التهابآفرینیها تنها به کف خیابان و فضاسازیهای رسانهای محدود نماند، بلکه دامنه بحران به درون بدنه دولت نیز کشیده شد. در شرایطی که مقابله با این جنگ روانی و مهار آشوبها نیازمند انسجام و تدبیر دستگاههای حاکمیتی بود، رفتار برخی از مسئولان وقت به جای کنترل اوضاع، در شکل اپوزسیون رقم میخورد و خود به کاتالیزوری برای افزایش تنشها تبدیل شد. اقداماتی همچون استعفای مصطفی معین، وزیر وقت فرهنگ و آموزش عالی، و مواضع هیجانی برخی مدیران اجرایی، پالسهای نگرانکنندهای به جامعه مخابره کرد و با مشروعیت بخشیدن غیرمستقیم به التهابات، به تشدید فضای بحرانی کشور انجامید.[15]
مرزبندی صریح
در اوج این بحران، رهبر معظم انقلاب اسلامی در ۲۱ تیر ۱۳۷۸، ضمن ابراز تأسف از حمله به خوابگاه دانشجویان، این اقدام را حادثهای تلخ و غیرقابل قبول در جمهوری اسلامی دانستند و تأکید کردند که تعرض به محل سکونت دانشجویان، فارغ از هویت عاملان آن، پذیرفتنی نیست: «این حادثه تلخ، قلب مرا جریحهدار کرد؛ حادثه غیرقابل قبولی در جمهوری اسلامی بود. حمله به منزل و مأوا و مسکن جمعی - بخصوص در شب یا در هنگام نماز جماعت - به هیچ وجه در نظام اسلامی قابل قبول نیست. جوانان این کشور فرزندان من هستند و هرگونه چیزی که برای این مجموعهها مایه اضطراب و ناراحتی و اشتباه در فهم باشد، برای من بسیار سخت و سنگین است. هرکسی بوده، فرق نمیکند؛ چه در لباس نیروی انتظامی، چه در غیر آن. مسلماً با کسانیکه در نظام جمهوری اسلامی تخلّف میکنند، باید برخورد شود؛ اما با کسی که تخلّفی نکرده است؛ کسی که در خانه خود در حال استراحت است، آن هم در محیط جوان دانشجویی، کار بسیار خطا و ناروایی است اگر برخورد شود.»[16]
ایشان همچنین در ادامه دانشجویان را به هوشیاری در برابر نفوذ دشمن فراخواندند و تأکید کردند که دشمن تلاش دارد از فضای دانشگاه برای ایجاد تقابل میان دانشجویان و نظام بهرهبرداری کند.[17]
همدلی با دانشجویان
در پی این حوادث و در چنین شرایط ملتهبی، رهبر شهید انقلاب در چهارم مرداد ۱۳۷۸، در دیدار با جمعی از دانشجویان مجروح حادثه کوی دانشگاه، نخستین سخنان خود را به اصل حادثه و ابعاد آن اختصاص دادند. ایشان بدون آنکه حادثه را کوچک جلوه دهند یا از کنار آن عبور کنند، فرمودند: «حادثه، خیلی تلخ بوده؛ از جهات مختلف تلخ بوده است... اوّلاً مربوط به یک شخص نبوده، مربوط به یک جمع بوده است... ثانیاً مربوط به قشر دانشجو بوده است؛ یک قشر مغتنم در جامعه ما و فرزندان برگزیده این خانواده... ثالثاً در محیط دانشگاه بوده... رابعاً شب و وقت استراحت و محیط امن و امان زندگی بوده است... بالاخره حادثه، قطعاً مجرمین و علل و اسبابی دارد که باید با آن مجرمین برخورد کنند؛ باید آن علل و اسباب را شناسایی و با آن مقابله کنند.»[18]
در ادامه، ایشان بلافاصله بر ضرورت شناسایی عوامل حادثه و برخورد با مجرمان تأکید میکنند: «بالاخره حادثه، قطعاً مجرمینی و علل و اسبابی دارد که باید با آن مجرمین برخورد کنند؛ باید آن علل و اسباب را شناسایی و با آن مقابله کنند. این یک بخش از نوع برخورد با این حادثه است.»[19]
عبور از تله یأس
پس از پرداختن به اصل حادثه، رهبر انقلاب جهت بحث را از «حادثه» به «نحوه مواجهه با حادثه» تغییر میدهند، تلاش میکنند ذهن دانشجویان را از تمرکز صرف بر گذشته، به سوی آینده و نحوه ادامه مسیر سوق دهند و میفرمایند: «هر انسانی در مورد هر حادثهای که پیش میآید... هم میتواند از این حادثه به نوعی استفاده کند که این حادثه ظاهراً تلخ، برایش میمون و مبارک شود، هم میتواند طوری بهرهبرداری کند که اگر هم آن حادثه در واقع شیرین است، برایش مشؤوم و نامبارک شود.»[20]
برای تبیین این موضوع، رهبر انقلاب از مثال زلزله استفاده میکنند؛ مثالی که از نظر مفهومی اهمیت فراوانی دارد. ایشان توضیح میدهند که یک حادثه طبیعی واحد میتواند دو نتیجه کاملاً متفاوت داشته باشد؛ گروهی آن را بهانهای برای ناامیدی، انفعال و وابستگی قرار میدهند و گروهی دیگر همان حادثه را نقطه آغاز بازسازی، تلاش و پیشرفت میسازند.[21] انتخاب این مثال نشان میدهد که از منظر ایشان، بسیاری از بحرانها به خودی خود تعیینکننده آینده نیستند، بلکه نحوه مواجهه انسان با آنهاست که مسیر آینده را شکل میدهد. بر همین اساس، حادثه کوی دانشگاه نیز نباید به عاملی برای از دست رفتن سرمایه انسانی و فکری دانشگاه تبدیل شود، بلکه میتواند زمینهای برای افزایش بلوغ سیاسی، اجتماعی و اخلاقی جامعه دانشگاهی باشد.
یکی دیگر از محورهای مهم این دیدار، تبیین جایگاه ایمان در مدیریت بحران است. رهبر انقلاب با تأکید بر اینکه خطرناکترین پیامد بحران، از بین رفتن امید است، میفرمایند: «آن چیزی که انسان را نابود میکند، یأس است... آن چیزی که مانع میشود انسان احساس کند کارش تمام شده، ایمان به یک مبدأ و یک نقطه است... انسان باید ایمان خودش را به یک نقطه اساسی، اطمینانبخش و امنیتبخش محکم کند.»[22]
رهبر انقلاب در ادامه، ایمان را با عمل پیوند میزنند و توضیح میدهند که ایمان زمانی رشد میکند که در رفتار انسان تجلی پیدا کند. از این رو، ایشان دانشجویان را به تقویت ارتباط با خدا، انجام عمل صالح، دوری از گناه و افزایش معرفت دینی دعوت میکنند.[23] در این چارچوب، عبور از بحران تنها با تحلیل سیاسی یا اقدامات اجرایی ممکن نیست، بلکه نیازمند بازسازی درونی انسان نیز هست. به همین دلیل، در منظومه فکری ایشان، استقامت اجتماعی ریشه در استحکام معنوی افراد دارد.
صیانت از سرمایهی اعتقادی
در بخش پایانی این دیدار، گفتوگوی رهبر انقلاب با دانشجویان، بُعد دیگری از حادثه را آشکار میکند. یکی از دانشجویان اظهار میکند که برخی مهاجمان هنگام اعمال خشونت، از نام حضرت زهرا (س)، امام حسین (ع) و ولایت فقیه استفاده میکردند و این مسئله موجب آزردگی دانشجویان شده است. رهبر انقلاب در پاسخ، به جای آنکه صرفاً به نقد رفتار مهاجمان بسنده کنند، نگرانی اصلی خود را متوجه پیامدهای فرهنگی این رفتار میکنند و میفرمایند: «مولوی برای رماندن کسی از دین، با همین شیوه یا حسین و یا زهرا داستانی نقل میکند [...]. این یک شیوه برای رماندن از دین است. معلوم میشود از زمان مولوی و اینها هم از این چیزها بوده است! حالا بعضیها عمداً میکنند؛ آنوقت غیر عمدی آن بوده است. حالا شما که جوان مؤمن صالح نورانی هستید، تکلیف شما در مقابل آنها چیست؟ این است که نگذارید از دین برمند. بالاخره یکی از این طریق، افراد را از دین میرماند؛ شما که نقطه مقابل آن فکر میکنید، نباید بگذارید.»[24]
این مواضع موجب شد خاتمی که طبق ادعای یاران رسانهایش در آستانه ایجاد تنش بود، ناگزیر به تغییر ادبیات گردد و در اجتماع پنجم مرداد مردم همدان با چنین ادبیاتی سخن بگوید: «حملۀ به کوی دانشگاه از جنایاتی بود که قلب همه را از مقام معظم رهبری تا علما و ملت ایران به درد آورد.»[25]
شش دلیل شکست دشمن
اگرچه حادثهٔ کوی دانشگاه، فضای ملتهبی را در جامعه ایجاد کرده بود، اما خروش باشکوه ملت انقلابی در راهپیمایی ۲۳ تیر ۱۳۷۸ چنان بازتاب گستردهای در سطح بینالملل داشت که رسانههای متعددی از جمله یو.اس.ای.تودی و واشنگتنپست در آمریکا، روزنامه السفیر در لبنان و دهها شبکه تلویزیونی در روسیه، به پوشش آن پرداختند. حرف مشترک اغلب آنها این بود که راهپیمایی روز چهارشنبه، آرامش را به تهران بازگرداند.[26] همچنین راهپیمایی پس از نماز جمعه 25 تیرماه نیز انعکاسی از ادامه این بیعت با رهبری بود.
اما حضور حماسی اصلی، در نمازجمعه 8 مرداد تهران بود که به امامت رهبر شهید انقلاب اسلامی برگزار شد. در این نماز امام شهید با اشاره به سخنان پیشین خود که «به ملت ایران عرض کردم هدف اینها «امنیت ملی» است، آن روز هنوز آتشسوزیها شروع نشده بود.» هدف اغتشاشات را «از بین بردن امنیت کشور» دانستند «یعنی مردم جوانشان را اگر به دانشگاه تهران یا دانشگاه فلان شهرستان فرستادند، خاطرجمع نباشند که هفتهی دیگر نامهاش خواهد آمد؛ از محل کسبشان، از محل کارشان، از محل زندگیشان، سلب امنیت و آرامش شود».
ایشان همچنین به تحلیل «حادثهی بسیار تلخ کوی دانشگاه» پرداختند و از دیدار اخیر خود با دانشجویان چنین یاد کردند: «آن شب که این جوانان آسیبدیده و مصدوم کوی دانشگاه پیش من آمدند، [...] انسان نمیتوانست خودش را از تلخی این حادثه دور کند. اینها جوانان نجیب و خوب و حقیقتاً مؤمن و صادق و پُرشوری محسوب میشدند که عمدتاً متعلّق به شهرهای دیگر - اصفهان، خراسان، یزد و ... - بودند؛ البته تعدادی هم تهران بودند. جماعتی از این جوانان آمدند و من از نزدیک آنها را دیدم. حقیقتاً دل انسان آتش میگیرد که این قدر دستهای دشمن، بیملاحظه و در ارتکاب به جنایت بیباک باشد [...]. به خیال او، جرقه اینطور زده شد. منتها محاسباتش غلط از آب درآمد.»
ایشان با شرح اینکه دشمن در شش نقطه محاسبه غلط کرد، آنها را چنین برشمردند: اول، ملت ایران را از اسلام و انقلاب بریده پنداشت، در حالی که این ملت، همان ملت استوار هشت سال دفاع مقدس است. دوم، دانشجویان را مخالف نظام پنداشت، غافل از اینکه تودهٔ دانشجویان مؤمن و انقلابیاند. سوم، وحدت مسئولان را باور نکرد، در حالی که همهٔ مسئولان در بحران همصدا بودند. چهارم، جناحهای سیاسی را مقابل هم تصور کرد، اما همه در راهپیمایی عظیم مردم شرکت کردند. پنجم، روی اراذل و اوباش حساب کرد که با حضور بسیج، پراکنده شدند. ششم، توان دستگاههای اجرایی را نادیده گرفت.
ایشان در ادامه این خطبه، جملاتی نیز در تکمیل دیدار خصوصی خود، خطاب به عموم دانشجویان بیان کردند: «دانشجویان عزیز! ببینید که دشمن در محاسبات خود عنصر دانشجو را وارد مىکند. البته از مدّتى پیش وارد کرده است؛ اما حالا دشمن به صورت عملى مىخواهد با عنصر دانشجو، بازى کند. [...] هرچه مىتوانید، در موضع یک انسان آگاه و هوشیار عمل کنید. مملکت متعلّق به شماست. ما که رفتنى هستیم؛ نسل شماست که این مملکت را مىگیرد.[...] نگذارید این کشور، این منابع، این قدرت عظیم و این منطقه حسّاس به دست دشمن بیفتد. خودتان را آماده کنید.»[27]
[1] گلمحمدی، حمیدرضا (۱۳۹۶). بررسی نقش امام خامنهای در مهار بحرانهای سیاسی اجتماعی ایران، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ص۲۷۰.
[2] سلام، ۱۵/۴/۱۳۷۸، ص۱.
[3] رسایی، حمید (۱۳۹۰). پایان داستان غم انگیز (نگاهی به زمینههای صدور حکم حکومتی مقام معظم رهبری درباره قانون مطبوعات)، ج۱، تهران: کیهان، ص۳۱۳.
[4] اطلاعات، ۱۹/۴/۱۳۷۸، ص۲.
[5] به عنوان نمونه رجوع کنید به مصاحبه تاجزاده در همان روزنامه اطلاعات به تاریخ ۱۹/۴/۱۳۷۸، ص4.
[6] کیهان، ۱۶/۴/۱۳۷۸، ص۱۴.
[7] گفتگوی سعید لیلاز با رادیو بیبیسی، صبح جمعه ۱۸ /۴/۱۳۷۸
[8] خبرگزاری جمهوری اسلامی، بولتن ایران در رسانههای بیگانه، شمارۀ ۱۱۲، ۱۹ / ۴ / ۱۳۸۷
[9] قدیریان، احمد (۱۳۸۷). حادثه کوی دانشگاه تهران، تهران: دفاع، ص۱۴۲-۱۴۶.
[10] کیهان، ۱۹/۴/۱۳۷۸، ص۱۴.
[11] همان.
[12] همان.
[13] همان.
[14] بررسی نقش امام خامنهای در مهار بحرانهای سیاسی اجتماعی ایران، ص۲۷۸.
[15] اطلاعات، ۱۹/۴/۱۳۷۸، ص۴.
[16] بیانات رهبر شهید انقلاب در پی حادثه کوی دانشگاه تهران در سال ۷۸، ۱۳۷۸/۰۴/۲۱، https://khl.ink/f/۲۹۵۹.
[17] همان.
[18] بیانات رهبر شهید انقلاب در دیدار جمعی از دانشجویان مجروح حادثه کوی دانشگاه، ۱۳۷۸/۰۵/۰۴، https://khl.ink/f/۲۹۶۱
[19] همان.
[20] همان.
[21] همان.
[22] همان.
[23] همان.
[24] همان.
[25] خبرگزاری جمهوری اسلامی، ۵/ ۵/ ۱۳۷۸
[26] روزنامه اطلاعات، ۲۶/ ۴/ ۱۳۷۸، ص۲
[27] بیانات در خطبههای نمازجمعه تهران، ۸ /۵ / ۱۳۷۸


















نظرات