بررسی چرایی عدم تحقق بیداری اسلامی فلسطین


هادی مشهدی رضا
155 بازدید
فلسطین انقلاب اسلام

 بررسی چرایی عدم تحقق بیداری اسلامی فلسطین

 پس از خروج تدریجی نیروهای غربی از عراق و افغانستان و عدم تحقق دمکراسی در کشورهای خودکامه عرب، جوانه های بیداری اسلامی در زیر سایه سنگین فقر و ظلم حاکم در این کشورها، شروع به شکل گرفتن کرد. پایداری امتهای عرب در مسیر مبارزه خود با طاغوتهای پیر و الگوگیری از انتفاضه های فلسطین و انقلاب اسلامی ایران، سقوط سران دیکتاتور تونس، مصر، یمن، لیبی و مقاومت مردم بحرین وعربستان را تا به امروز، به بار آورد.

 پیروزی ملت های مسلمان در به پایین کشیدن سران فاسق خود، به ویژه هم پیمانان رژیم صهیونیستی، این امید را در دلها زنده نمود که روزی، ملت و رهبران فلسطینی بیدار خواهند شد و در یک قیام متحد، رژیم صهیونیستی را به پایان حیات خود نزدیک خواهند کرد. اما با وجود عوامل مساعد برای تحقق بیداری فلسطینی، خروش مردمی فلسطین علیه رژیم اشغالگر قدس تا به امروز محقق نشده است. در این گزارش با بررسی عوامل مساعد و موانع پیش روی بیداری فلسطینی، به سئوالات ذیل پاسخ خواهیم داد:

- عوامل مساعد برای ظهور بیداری فلسطینی چیست؟

- موانع تحقق بیداری فلسطینی در سطوح داخلی، منطقه ای و بین المللی چه بوده است ؟

الف) عوامل مساعد برای ظهور بیداری فلسطینی

با گذشت یک سال و نیم از ظهور بیداری اسلامی در منطقه خاورمیانه، افکار عمومی شاهد تحولاتی مثبت در مسیر مقاومت فلسطینیان برای رسیدن به اهداف والای خود می باشد. این تحولات هرکدام به تنهایی توانستند تسریع کننده بروز بیداری فلسطینی و پایان دوران رکود ملت فلسطین باشد. اما امیدهای فلسطینیان در تحقق این مسیر، میسر نشد. عوامل مساعد برای تحقق بیداری فلسطینی در سه سطح داخلی، منطقه‌ای و بین‌المللی عبارتند از:

الف-1) سطح داخلی

1- افزایش شهرک سازی در قدس: پس از امضای توافقنامه اسلو در سال 1993، بسیاری از فلسطینی‌ها امید داشتند طبق برنامه‌ریزی مقرر و با توجه به تقسیم‌بندی اراضی کرانه باختری به مناطق A ، B و C - که نظام‌های مدیریتی خاصی را میان رژیم صهیونیستی و فلسطینی‌ها پیش‌بینی می‌کرد- به تدریج، ادارة ‌این اراضی به فلسطینی‌ها محول شود. اما دولت های رژیم صهیونیستی در سال‌های گذشته، سیاست ساخت و گسترش شهرک ها در کرانه  باختری را سرلوحه فعالیت های خود قراردادند.

سال 2011 میلادی (سال 90) را باید سالی طلایی برای رژیم ‌صهیونیستی در جهت تشدید اقدامات ساخت و ساز و افزایش 5 برابری آن نسبت به سالهای گذشته قلمداد کرد. گزارش «دایره روابط عمومی ساف» در 28/12/2011، دال بر این مدعاست.

بر اساس این گزارش، رژیم ‌صهیونیستی، ساخت 26 هزار و 837 واحد مسکونی را تصویب، 15 هزار و 525 دونم را مصادره، 495 منزل و مؤسسه را تخریب و 18 هزار و 764 اصله درخت را ریشه‌کن کرد. در همین حال به گزارش مؤسسة بتسلیم، رژیم ‌صهیونیستی در سال 2007، کار ساخت هزار و 850 واحد مسکونی را در کرانه باختری آغاز کرد و وزارت مسکن رژیم صهیونیستی هم مناقصاتی برای ساخت هزار و 577 واحد مسکونی دیگر برگزار کرد که البته این ارقام شامل قدس شرقی نمی‌شود. این قسمت از قدس در سال گذشته، شاهد بالاترین میزان ساخت و ساز در طول 10 سال گذشته بود و کار ساخت حدود 6 هزار و 350 واحد در مناطق یهودی قدس شرقی،‌ در مراحل مختلف خود قرار دارد.

علاوه بر این، طبق اطلاعات منابع عربی، اسراییل قصد دارد در 5 سال آینده در راستای اجرای طرح «قدس بزرگ»، 8 هزار واحد مسکونی جدید در قدس احداث نماید. این طرح، بخشی از طرح شهرداری قدس برای ساخت 60 هزار واحد مسکونی در20 سال آینده است که 88 درصد این تعداد، در قدس شرقی احداث خواهند شد. همچنین طی این سال، رژیم ‌صهیونیستی اقدامات ساخت 11 نقطة شهرک‌نشینی غیرقانونی شامل 680 ساختمان ایجاد شده در اطراف شهرکهای مجاز را آغاز نمود. در همین راستا، به گفته «یعقوب کاتز» نماینده کنست و طبق داده‌های وزارت کشور رژیم ‌صهیونیستی، شمار ساکنان شهرک‌ها در سال 2011، 3/4 درصد افزایش یافته و به 342 هزار و 414 نفر رسیده است. به گفتة وی، 700 هزار اسراییلی در مناطق اشغالی سال 1948 از جمله قدس شرقی و ارتفاعات جولان زندگی می‌کنند که 300 هزار نفر از آنها ساکن قدس شرقی هستند. به گفته کاتز، در سال 2011، 60 هزار نفر از اسراییلی‌ها هم در حال تحصیل در مؤسسات کرانه باختری بوده‌اند. بر اساس گزارش دیگری از جنبش اسراییلی «صلح اکنون» سال 2011، شاهد افزایش20 درصدی تعداد واحدهای مسکونی جدید در شهرکهای کرانه باختری از جمله قدس بود. در این حال باید سال سوم حکومت نتانیاهو را یک رکورد ویژه در 3 سال اخیر از این لحاظ، محسوب کرد.(1)

2- بحران های اقتصادی، سوخت و برق در کرانه باختری و نوار غزه: پس از مصادره درآمدهای مالیاتی تشکیلات خودگردان توسط رژیم صهیونیستی و توقف کمک های آمریکا(در پی مراجعه ابومازن به سازمان ملل) کابینه سلام فیاض با مشکلات اقتصادی عدیده ای از جمله افزایش نرخ بیکاری و عدم توانایی در پرداخت حقوق کارمندان در کرانه باختری روبرو شد. در نوار غزه نیز بحران های سوخت، برق، آب آشامیدنی و مواد دارویی و غذایی، مشکلات عدیده ای را برای ساکنان آن بوجود آورد.(2)

3- افزایش تجاوزات شهرک نشینان: در سال 1390، شاهد افزایش ملموس تجاوز و جنایت راستگرایان افراطی علیه ملت مظلوم فلسطین در مناطق مختلف کرانه باختری بودیم. بر اساس گزارش ارتش رژیم صهیونیستی، 96 مورد درگیری میان شهرک‌نشینان و مردم فلسطین طی سال 1390 به وجود آمده است. این در حالی است که در سال 1389 تعداد این درگیری‌ها 51 مورد بوده است. علاوه بر این، در گزارش اشاره شده است که در سال 1390، حدود 2661 اصله درخت زیتون، قطع و 58 دستگاه خودرو به آتش کشیده شد و بیش از 87 فلسطین زخمی شدند.(3)

4- عملکرد نامطلوب گروههای فلسطینی: عدم تحقق وحدت ملی بین گروههای فلسطینی که از آن با عنوان آشتی ملی نام برده می شود، یکی دیگر از عللی است که موجب افزایش نارضایتی فلسطینیان شده است. عدم تحقق بندهای سند آشتی ملی(معروف به سند قاهره) از جمله توقف سیاست بازداشت، افزایش آزادی های سیاسی، آزادی زندانیان سیاسی و مقدمه چینی برای برگزاری انتخابات، ملت فلسطین را از گروههای فلسطین نا امید نموده است و میزان احتمال یک تحرک مردمی فرا گروهی را محتمل تر نمود. از طرف دیگر، تغییر رویکرد حماس در مقاومت مسلحانه، مسئله ای است که احتمال خروش مردمی در نوار غزه را پر رنگ تر نموده است. در یک کلام، اختلافات داخلی فلسطینی، تن رنجور ملت فلسطین را به ستوه آورده و شاید درمان این درد، تحرک مردمی فلسطینیان باشد.

5- بازداشت مبارزان در کرانه باختری: سیطره امنیتی دستگاههای اطلاعاتی تشکیلات خودگردان و رژیم صهیونیستی بر کرانه باختری و بازداشت گسترده و مستمر مبارزان فلسطینی، به ویژه اعضای کادر جنبش های حماس و جهاد اسلامی، عاملی است که همواره مورد اعتراض فلسطینیان بوده است. تشدید این سیاست، علیرغم وعده هایی که سران تشکیلات در خلال گفتگوهای آشتی ملی داده‌اند مسبب تشدید اعتراضات مردمی بوده است.

الف-2) سطح منطقه ای

1- پیروزی اسلامگرایان پس از بیداری اسلامی: پیروزی ملت های مسلمان در قیام های عدالتخواه خود در کشورهای تونس، مصر و لیبی و موفقیت گروههای اسلامگرا در انتخابات این کشورها ( النهضه در تونس و اخوان المسلمین در مصر) موجب انگیزشی دوباره در ملت فلسطین شد. همگان بر این باورند که پس از سقوط حکومت حسنی مبارک، تسخیر سفارت اسرائیل در قاهره و کسب اکثریت کرسی های پارلمان مصر توسط جماعت اخوان المسلمین، عرصه فلسطین می‌توانست شاهد انتفاضه یا قیام مردمی جدیدی باشد، اما این امر تا به امروز محقق نشده است.

2- بحران های داخلی رژیم صهیونیستی: ظهور بحران های اقتصادی و مسکن در سرزمین های اشغالی و برگزاری راهپیمایی‌های میلیونی در شهرهای سرزمین های اشغالی به همراه بروز اختلافات شدید در بین سران صهیونیست در خصوص مسائلی همچون ادامه شهرک سازی، پرونده هسته ای ایران و حمله به آن و تعامل با کشورهای عربی پس از بیداری اسلامی، یکی دیگر از عوامل ظهور بیداری فلسطین حتی در داخل اراضی سال 1948 بوده است.

الف-3) سطح بین المللی

1- به بن بست رسیدن مذاکرات سازش: پافشاری تشکیلات خودگردان بر تداوم روابط خود با رژیم صهیونیستی علیرغم بی نتیجه بودن آن، برگزاری نشست ناکام اخیر اردن، ادامه نامه‌نگاری‌های ابومازن با نتانیاهو و همکاری امنیتی تشکیلات با رژیم صهیونیستی به اضافه تلاش های بی‌فایده کمیته بین المللی چهارجانبه، همگی نتایج به بن بست رسیدن مذاکرات سازش است. این موضوع در مواضع رهبران فلسطینی در زمان مراجعه ابومازن به تشکیلات خودگردان به وضوح قابل مشاهده بوده است.

2- شکست ابومازن در سازمان ملل: پس از مراجعه ریاست تشکیلات خودگردان به سازمان ملل و ارائه درخواست عضویت کشور مستقل فلسطینی(در حدود مرزهای سال1967) در این سازمان و رد آن توسط شورای امنیت، احتمال ظهور یک اقدام مردمی جدی قوت گرفت. اما بازهم واکنش های فلسطینیان، محدود به محکوم نمودن تلاشهای آمریکا باقی ماند و تشکیلات خودگردان تنها موفق شد با کسب حمایت بیش از 120 کشور جهان به عضویت سازمان یونسکو در آید.

ب) موانع ظهور بیداری فلسطینی

 با تشریح عوامل مساعد برای ظهور بیداری فلسطینی و ادامه اشغالگری صهیونیستی در سرزمین فلسطین، این سوال به ذهن خطور می کند که با وجود تمامی این محرک ها، علت عدم خیزش ملت فلسطین پس از بیداری اسلامی در منطقه خاورمیانه چیست؟ برای پاسخ به این پرسش ابتدا باید موانع موجود در مسیر بیداری فلسطینی را در سه سطح داخلی، منطقه ای و بین المللی مورد بررسی قرار داد:

ب-1) سطح داخلی

1- رقابت گروهها بر سر حاکمیت: بعد از تلاش های سران مصری برای نزدیک نمودن گروههای فلسطینی به یکدیگر و موفقیت نشست های ابتدایی آشتی ملی در نیمه ابتدایی سال 1390، امیدها برای انسجام ملی در مسیر حرکت ملت فلسطین قوت یافت. اما پس از مدتی و به دنبال دخالت های منطقه-ای و بین المللی در این اجماع ملی، دوباره زخم کهنه اختلافات سرباز کرد و حتی توافق دوحه نیز نتوانست دو جنبش فتح و حماس را بر سر یک میز قدرت بنشاند. در این زمینه می توان به اختلافات بر سر گزینه پست نخست وزیری دولت آینده و وزرای کلیدی این دولت اشاره کرد. عدم تفاهم جنبش‌های  فتح و حماس بر سر این گزینه ها و نگرانی دو جنبش در مورد از دست دادن قدرت خود در کرانه  باختری و نوار غزه، تبدیل به یک یأس نا امید کننده در مسیر حرکت ملت فلسطین تبدیل شد و ملت فلسطین با مشاهده حس قدرت جویی دو جنبش بزرگ، انگیزه خود را برای ایجاد یک قیام مردمی از دست دادند.

2- نبود مرجعیت واحد: عدم وجود یک رهبری مشخص و واحد در تاریخ فلسطین، مهمترین مانع در طول تاریخ مبارزه و مقاومت فلسطین بوده است. این مانع- چه در داخل و چه در خارج از سرزمین فلسطین- اجازه حرکت رو به جلو را هرگز به ملت فلسطین نداده است. از طرف دیگر، گسستگی ارضی سرزمین فلسطین و پراکنده شدن مردم فلسطین در چهار بخش نوار غزه، کرانه باختری رود اردن، سرزمین های اشغالی(سال1948) و اردوگاههای آوارگان، از انتخاب یک رهبری واحد و مشخص برای قیام ملت فلسطین علیه ظلم و اشغالگری جلوگیری نموده است.

3- اختلافات دینی و اعتقادی: وجود طیف های مختلف ایدئولوژیکی و اعتقاداتی به دلیل وجود ادیان مختلف در فلسطین، مانعی برای تشکیل صف واحد در مبارزه و مقاومت است. در کشورهای عربی که بیداری اسلامی در آنها رخ داد اکثریت انقلابیون، مسلمان بودند و برگزاری نمازهای جماعت میلیونی در میدان های اصلی، نشان دهنده عمق این یکپارچگی بوده است. اما در سرزمین فلسطین هر طیف اعتقادی به گونه خاص خود به حرکت و جنبش می اندیشد. جنبش های اسلامگرا مثل حماس، جهاد اسلامی و کمیته های مقاومت مردمی به مقاومت مسلحانه معتقدند و در برابر آنها گروههای ملی گرا و لیبرالی مثل جنبش های فتح و ابتکار ملی، جبهه های خلق و دمکراتیک و حزب کمونیست در اندیشه مبارزه دیپلماتیک و صلح آمیز هستند. در این بین، گروههای افراطی  مثل سلفی ها و جنبش هایی مثل جیش الاسلام، نیز قائل به هیچ هماهنگی نبوده و تنها خط مشی مبارزاتی خود را خارج از اجماع فلسطینیان پیگیری می کنند. تفرق آراء در روش مبارزه، مانعی جدی در هر قیامی است.

4- اختلافات رهبران داخل و خارج: برخی گروههای فلسطینی دارای رهبرانی در خارج و حتی انشعاباتی در بیرون مرزهای خود می باشند. در این زمینه می توان به «خالد مشعل» رئیس دفترسیاسی حماس، «رمضان عبدالله» دبیرکل جنبش جهاد اسلامی، «خالد عبدالمجید» دبیرکل جبهه مبارزه مردمی، «عربی عواد» دبیرکل حزب کمونیست، «نایف حواتمه» دبیرکل جبهه دمکراتیک، سرهنگ «ابوموسی» دبیرکل جنبش فتح انتفاضه و «احمد جبریل» دبیرکل جبهه خلق- فرماندهی کل، اشاره نمود. مشاهدات این رهبران از قیام های مردمی در خارج فلسطین و لمس مشکلات و کمبودها توسط رهبران در داخل فلسطین، پس از بیداری اسلامی به محور اختلافات داخلی گروهها تبدیل شده است. اوج این اختلافات در تفاوت دیدگاههای رهبران حماس و جهاد اسلامی در داخل و خارج در موضوع ادغام این دو جنبش قابل مشاهده است. از طرف دیگر، اختلافات داخلی گروهها در مورد ورود به واکنش های موشکی، برقراری آتش بس و حفظ آرامش اوضاع در برابر حملات اخیر جنگنده های رژیم صهیونیستی به نوار غزه، نشان دهنده وجود اختلافاتی است که ظهور آنها در مسیر یک قیام، تهدیدی برای رسیدن به مقصد آن قیام به شمار می آید.

5- وضعیت سیاسی و اجتماعی خاص فلسطین: از مهمترین موانع قیام مردمی و همه جانبه در فلسطین، تفاوت سیاسی فلسطین با کشورهای شاهد انقلاب است. در کشورهای شاهد انقلاب، ملت‌های انقلابی در برابر یک نظام دیکتاتور و دست نشانده غرب و امپریالیسم جهانی هستند. در این کشورها نیازها و مطالبات ملت ها و اهداف انقلاب متحد و مشخص است. اما در فلسطین ما شاهد سه نظام متفاوت در سه منطقه مختلف با حضور ساکنان جدا از هم هستیم.

ملت فلسطین در خاک خود با سه نظام مقاومتی، سازشگر و اشغالگر روبروست. در نوار غزه دولت مردمی اسماعیل هنیه با رویکردی مقاومتی بر سر کار است. ساکنان غزه دچار بحران سوخت، آب، برق و مواد غذایی و دارویی هستند. ولیکن علت این امر را محاصره غزه می دانند و مقاومت در برابر حملات رژیم صهیونیستی را در رأس برنامه های خود قرار داده اند. در کرانه باختری رود اردن، ساکنان فلسطینی دچار مشکل بیکاری و کمبود درآمد هستند. آنها خواستار اصلاح کابینه سلام فیاض و حل مشکلات اقتصادی خود هستند. در سرزمین های اشغالی(مرزهای 1948) فلسطینیان در کنار یهودیان به زندگی  می پردازند، اما به دنبال رفع اشغالگری و بازگشت خاک فلسطین به خود هستند. در این میان، نباید آوارگان فلسطینی در خارج را فراموش نمود. این فلسطینیان نیز به دنبال حق بازگشت به سرزمین آبا و اجدادی خود و بازیابی هویت و ماهیت اصلی خود هستند. با نگاه عمیق تر به ساختار سیاسی- اجتماعی فلسطین، اهمیت وحدت کلمه در این سرزمین غصب شده و حرکت تمامی ملت به سوی پایان اشغالگری رژیم غاصب تجلی می یابد.

ب-2) سطح منطقه ای

1- نا آرامی های سوریه: ماجراجویی غرب در سوریه برای به چالش کشیدن این نظام حامی مقاومت و تشدید جنگ رسانه ای در این زمینه موجب شده است که رهبران فلسطینی تمامی نگاه خود را به سوی سرانجام این کشور معطوف سازند. همچنین بحران سازی رسانه ای در سوریه باعث شده است نگاههای ملت های عرب و مسلمان از قبله اول مسلمین(بیت المقدس) به سمت دمشق منحرف شود و رژیم اشغالگر قدس در کمال آرامش، طرح های یهودی سازی خود را توسعه داده و در کنار آن، ضمن تشدید محاصره نوار غزه، حملات خود را به ساکنان مظلوم این نوار ادامه دهد. در این بین، تحرکات رهبران حماس در سوریه و موضع گیری های سران جنبش در قبال نظام حامی آنها(بشار اسد) فلسطینیان را در انتظار سرانجام بحران سوریه قرار داده و آنها را از مقدمه چینی برای بیداری فلسطینی باز نگاه          داشته است.

2- تأثیرات اخوان المسلمین: ماهیت دو جنبش بزرگ و صاحب قدرت فلسطین یعنی فتح و حماس برگرفته از ایدئولوژیک اخوان المسلمین است. با نگاه به تاریخچه جماعت اخوان المسلمین و خط مشی این گروه در انقلاب اخیر مصر، می توان دریافت که اخوان المسلمین نمی تواند منشأ یک خروش انقلابی و مردمی تأثیر گذار باشد. در انقلاب اخیر مردم مصر، اخوان المسلمین تا لحظه سقوط نظام دیکتاتوری حسنی مبارک، هیچ تحرک و یا موضع گیری انقلابی از خود نشان نداد. اخوان معتقد است برای تحول در جامعه باید با اتکا به قوانین اسلام و فعالیت های اجتماعی، تغییرات را تحقق بخشید و گزینه مبارزه مسلحانه در اعتقادات جماعت جایی ندارد. البته باید توجه داشت که رفتار جنبش های فتح و حماس در فلسطین با جماعت اخوان در مصر متفاوت است چراکه در مصر، یک حکومت به ظاهر مسلمان در رأس امور بوده است و لیکن در فلسطین یک دشمن سرتاپا مسلح و تشنه به خون ملت در برابر فتح و حماس وجود دارد و نمی توان با چنین دشمنی با زبان صلح و سازش صحبت نمود. طرفداران دو جنبش فتح و حماس نیز با توجه به رویکرد کنونی خود، در انتظار صدور دستورهای انقلابی رهبران جنبش هستند که تاکنون محقق نشده است.

3- دخالت مصر و قطر: معنی و مفهوم بیداری اسلامی در کشورهای منطقه، خیزش علیه نظام حاکم با استفاده از تمامی گزینه های موجود حتی گزینه درگیری مسلحانه و تقدیم کشته در این مسیر است. در فلسطین نیز در شرایطی که طرف مقابل(رژیم صهیونیستی) با توسل به زور و اسلحه به دنبال ادامه اشغالگری است، نمی‌توان یک اعتراض مردمی مسالمت آمیز را تصور نمود. ظهور آشتی ملی در فلسطین از دیدگاه نیل به وحدت، امر مثبتی تلقی می شود اما از نظر آنکه با تحقق دولت آشتی، گزینه مقاومت و مبارزه کنار گذارده شود نمی‌توان با آن همگام شد. این همان مسئله ای است که پای مصر و قطر را دوباره به فلسطین باز نمود. پروژه ای که در آن، مصر، نقش جذب کننده گروههای فلسطینی به مسئله ای غیر از انقلاب را دارد و قطر، نقش دور کننده حماس از مقاومت و مبارزه. هدف این پروژه را می توان تفاهم و توافق دو جنبش کاملاً صلح طلب حماس و فتح بر سر تشکیل یک دولت فلسطینی در دو تکه جدا از هم و بدون ریخته شدن قطره ای خون چه از سوی فلسطینیان و چه صهیونیست ها  تصور نمود.

ب-3) سطح بین المللی

1- نگرانی آمریکا در مورد ثبات منطقه: تمامی تحلیلگران و کارشناسان اذعان دارند که یکی از نتایج قطعی بیداری اسلامی در منطقه، ایجاد نگرانی در میان سران ایالات متحده و کشورهای غربی در خصوص ثبات و آرامش منطقه است. این امر از دو بعد قابل بررسی است. بعد اول آنکه با سقوط نظام‌های مورد حمایت غرب در خاورمیانه، ضمن متزلزل شدن پایگاههای استعمار در این منطقه، زمینه به قدرت رسیدن اسلامگرایان مخالف امپریالیسم جهانی فراهم می شود. تحقق این موضوع به معنای برهم خوردن طرح آمریکا برای ایجاد خاورمیانه جدید است. ادامه حکومت دیکتاتورهای دست نشانده غرب در منطقه، نتیجه ای جز منزوی شدن مسلمانان در جهان و تروریست خواندن مسلمین در دنیا نداشته است. این همان بهانه ای است که آمریکا با ایجاد حادثه یازده سپتامبر موفق شد به عراق و افغانستان حمله نماید ولیکن در اتمام آن ناکام ماند. کارشناسان آمریکایی نیز این امر را پیش بینی کرده و رایزنی های گسترده مقامات آمریکایی با گروههایی مثل اخوان المسلمین و انقلابیون مصری نیز در همین راستا بوده است. حال تصور کنیم پس از ظهور بیداری فلسطینی یک رهبر اسلامگرای مخالف سازش و غرب بر سر کار آید. این موضوع، امری است که همواره سران آمریکا نسبت به تحقق آن ابراز نگرانی نموده اند و از همین روی است که بر ادامه فعالیت ابومازن به عنوان رهبری سازشکار تأکید داشته‌اند. سکوت آمریکا در برابر ظهور بیداری فلسطینی، ریسک بزرگی برای این کشور و صهیونیزم حاکم بر آن خواهد بود. پس این کشور همواره تلاش می نماید با دخالت طرف هایی مثل مصر و قطر، ابتکار عمل در فلسطین را در دست خود نگه دارد و از رویش انقلابی مردمی در این کشور جلوگیری نماید.

در بعد دوم، همانطور که شاهد بودیم، ظهور بیداری اسلامی در خاورمیانه منجر به ظهور خیزش‌های مردمی در آمریکا و انگلیس و حتی در داخل سرزمین های اشغالی شد. این بحران ها، هرچند کوتاه مدت اما برای مدتی، سران غرب را دچار نگرانی و اضطراب نمود. حال اگر بیداری فلسطینی با حضور گسترده ملت فلسطین تحقق یابد، می توان تصور نمود که حرکت فلسطینیان خارج به سوی مرزها، قیام فلسطینیان داخل اراضی 1948، حمایت مسلمانان منطقه و همبستگی آزادیخواهان جهان، بحرانی عظیم و جدی را برای حکام غرب و صهیونیست ایجاد خواهد کرد. این بحران، قطعاً دارای تبعات اقتصادی و سیاسی مهمی در جهان خواهد بود که خود، مانعی برای توطئه های غرب در خاورمیانه می‌باشد.

2- عدم حمایت اتحادیه های عرب و اروپا: در سقوط حاکمان دیکتاتور عرب، شاهد دخالت مشهود اتحادیه عرب و اعضای اتحادیه اروپا بودیم. در این زمینه می توان به صدور قطعنامه ها و کمک‌های تسلیحاتی و مالی اشاره نمود. اما در شرایطی که ملت فلسطین از 64 سال اشغالگری رنج می‌برند سران اتحادیه عرب و اروپا در اندیشه سقوط نظام حامی این ملت یعنی؛ سوریه هستند. سوریه که سالها پذیرای خیل عظیم آوارگان فلسطینی و گروههای مقاومت بوده است، هم اکنون مورد بی مهری سران عرب قرار گرفته است. شاید اگر تلاش های کنونی سران عرب، صرف حمایت قاطع از ملت مظلوم فلسطین شده بود، مردم فلسطین سالها پیش توانسته بودند از زیر چتر اشغالگری خارج شوند. از طرف دیگر، در حالیکه اعضای اتحادیه اروپا با برگزاری «نشست های دوستان سوریه» به دنبال سقوط این نظام هستند، هیچگاه در صدد دوستی واقعی با ملت فلسطین بر نیامدند و با فروش تسلیحات به رژیم اشغالگر قدس، زمینه ادامه حیات این رژیم سرتاپا مخالف دمکراسی را فراهم آورده‌اند. پس چگونه می-توان تصور نمود که ملت بدون حامی فلسطین، تنها با توسل به سنگ و چوب بتوانند انقلابی را در برابر رژیم مورد حمایت اتحادیه ها و مجامع جهانی، به مقصد برسانند.

نتیجه گیری

علل ظهور بیداری اسلامی که از دسامبر سال 2010 در تونس آغاز شد و اکنون نیز در کشورهای عربستان و بحرین هنوز ادامه دارد، در فلسطین نیز قابل مشاهده است. همانطور که در این گزارش بررسی شد عوامل مساعد برای ظهور بیداری فلسطینی از علل مشابه آن در بیداری کشورهای عربی قوی تر است. از جمله این عوامل می‌توان به ادامه شرایط سخت زندگی، دیکتاتوری و عدم ظهور تحول مثبت در جامعه اشاره نمود. در فلسطین علاوه بر این عوامل، اشغالگری، اختلافات، بحران های رژیم صهیونیستی و کشتار روزانه در نوار غزه و بازداشت در کرانه باختری نیز از زمینه های مساعد برای ظهور هر چه سریعتر بیداری فلسطینی است.

با توجه به موانعی که در گزارش به آنها اشاره شد می توان به این نتیجه رسید که رفع موانع ذکر شده و تحقق بیداری فلسطینی به طور مستقیم با امنیت و هویت رژیم صهیونیستی در تعارض است. در این وضعیت، احساس خطر مقامات صهیونیستی و توطئه چینی آنها برای تشدید موانع بیداری فلسطینی قابل پیش بینی خواهد بود. باید توجه داشت که این توطئه ها توسط طرف ها ثالث و بطور غیرمستقیم در پرونده هایی همچون آشتی ملی، تغییر رویکرد گروههای مقاومت و مذاکرات سازش اجرایی می شود، که عدم ظهور بیداری فلسطینی تاکنون، نشان دهنده موفقیت این طرح هاست. از طرف دیگر، در بعد منطقه‌ای نیز خلق بحران سوریه و انحراف افکار عمومی از مسئله فلسطین به تحولات دمشق، موفق شده است که از تمرکز فلسطینیان بر سر مسائل داخلی خود و همسویی با انقلاب های منطقه جلوگیری کند.

تبعات ناشی از نظام سیاسی- اجتماعی خاص سرزمین فلسطین و وجود مرزهای صهیونیستی در میان خاک فلسطینیان، موجب نمایان شدن مطالبات متفاوت، اهداف متفاوت و نظام های مختلف در برابر ملت فلسطین شده است. علت اصلی موفقیت انقلاب  ملت های منطقه، مردم متحد، خاک واحد و هدف مشخص (سقوط یک دیکتاتور ظالم) بوده است.

پس نتیجه آنکه وضعیت کاملاً متفاوت فلسطین با کشورهای دیگر منطقه خاومیانه، موجب شده است ملت فلسطین که تا به امروز، شاهد وقوع بیداری در سرزمین خود نباشد. به اعتقاد نویسنده، تنها راه موفقیت ملت فلسطین در ایجاد بیداری موفقیت آمیز، نشانه رفتن رژیم صهیونیستی و سیاست اشغالگری این رژیم است و این امر تنها با وحدت کلمه در میان مردم، گروههای فلسطینی و تمامی مسلمانان و آزادیخواهان جهان ممکن خواهد بود. باید توجه داشت که قرارگرفتن مسجدالاقصی در کانون توجه جنبش جهانی و فلسطینی برای پایان اشغالگری صهیونیستی، احتمال موفقیت این نهضت را قطعاً افزایش خواهد داد.


موسسه تحقیقات و پژوهشهای سیاسی- علمی ندا