30 فروردین 1358،انقلاب فرهنگی در جمهوری اسلامی ایران


30 فروردین 1358،انقلاب فرهنگی در جمهوری اسلامی ایران

روزها و هفته ها پس از انقلاب یک خلاء آشکار در بین گروه های سیاسی وقت به وجود آمد نیروهایی که برای راهپیمایی و مخالفت با حکومت شاهنشاهی دوش به دوش هم حرکت می کردند با از دست رفتن هدف مشترک در روزهای پس از انقلاب برای اداره دست آوردهای انقلاب سهم خواهی می کردند. (این گروه ها با فراموش کردن اینکه این حادثه نه کودتایی چند روزه بلکه انقلابی مردمی بود که باید خود مردم در باره آن تصمیم می گرفتند بر مواضع خود پای فشاری می کردند) این اختلاف ها بیشترین تاثیر خود را در دانشگاه به نمایش گذاشت این اختلاف و حوادث در سال های بعد دلیل اصلی شکل گیری انقلاب فرهنگی در دانشگاه ها شد. دیدگاه آموزش در برخی کشور های در حال توسعه در ان روزگار مانند هند بر این بود که باید آموزش عالی در یک کشور بومی شود یعنی بنا به نیاز های جامعه اقدام به آموزش دادن شود و در ایران علاوه بر این دیدگاه اسلامی کردن آموزش ها نیز مطرح بود که برای پاسخ به این نیاز ها هم محیطی آرام تر از محیط آن روزها و زمانی بیشتر از زمان های پیشنهادی نیاز بود.

اما در زمینه برخورد های فیزیکی و اغتشاشات هم آنگونه که در سطرهای بعد به آن اشاره خواهد شد اوضاع به گونه ای پیش رفت که تنها اقدامی با قید انقلابی بودن می توانست اوضاع را نسبتاً آرام کند.

با تمام این تفاصیل انقلاب فرهنگی از مهجورترین و ناشناخته ترین برهه های زمانی برای مردم می باشد حتی برای برخی (از جمله خود بنده) یافتن یک وقایع نگاری ساده مطمئن و بدون اعمال نظر شخصی را درباره این حادثه سخت می کند. شاید یکی از دلایل عمده این باشد که در عصر حاضر برخی دست اندرکاران فرهنگی آن روزها هر گونه حمایت و یا جانبداری خود را از انقلاب فرهنگی و یا عقایدی که خود در آن روز ها بر پایفشاری می کردندرا به منزله ایستادگی و مخالفت با جریان دانشگاهی دانسته و از آن اجتناب می ورزند و برخی بر حدت آن افزوده آن را انکار می کنند و برخی نیز سعی در تلطیف ماجرا دارند.

در این مجال کوتاه سعی شده است ابتدا برخی از محورهای اندیشه امام خمینی (ره) در مورد آموزش عالی در کشور و نوع تغییرات که بعدها سعی شد در عملکرد انقلاب فرهنگی به آن عمل شود برشمریم و در ادامه حوادث آن روزها از اوائل انقلاب اسلامی تا زمان صدور فرمان انقلاب فرهنگی بپردازیم.

محورهای تربیتی و آموزشی از نگاه امام خمینی:

"با وابستگی فرهنگی امکان استقلال در سایر ابعاد امکان پذیر نیست".

در این محورها سعی شده بیشتر بر اساس ایراد سخنرانی های سالهای 60-57 باشد که قرابت بیشتری با مسئله احساس شود.

امام خمینی دانشگاهیان را مدیران آینده می دانست و با معرفی کردن دانشگاه به عنوان مرکز سعادت و شقاوت یک ملت محورهای گوناگون را برای اصلاح دانشگاهها نام می برد که به برخی از آنان تیتر وار اشاره می کنیم(در این تیتر ها سعی در شبیه بودن و یا استفاده از عین عبارت بوده است.)

1- پرهیز از تربیت خارجی و نجات از غربزدگی

2- معلم های متعهد عامل تربیت نسل آینده و تصفیه دانشگاه از عوامل غربزده

3- تربیت موافق زمان

4- سیاسی باز آوردن نسل آینده و مطلع کردن آنان از مسائل روز

5- اعتماد به نفس دادن به آنان و استقلال نفسانی

6- ورود بانوان به عرصه تربیت و تعلیم

7- نفی مدرک گرایی و تربیت مردمی دانشجویان , بر خلاف روشنفکران که در ادوار گذشته بر سر الفاظ و ایدئولوژی هایی که تنها خودشان (فضای دور از مردم) می فهمیدند جنگ زرگری به راه می انداختند.

8- دانشگاه را به صورتی در نیارند که اشخاصی که از آنها خارج می شوند به درد همان خارجی ها بخورند.

9- وحدت حوزه و دانشگاه: که در این مورد به سخنان امام مراجعه می کنیم که زیبا ترین نصایح را به این دو قشر به عنوان دو قشر نخبه و روشنفکر می نمایند.

بین این دو قشر جدایی انداختند به طوری که روحانیون بدبین بودند به دانشگاهها و دانشگاهها بدبین بودند به روحانیون و این نقشه ای بود برای اینکه این قشر های موثر را از هم جدا کنند و همه را از ملت جدا کنند تا بتوانند اینها کاری انجام بدهند و انها بهره برداری خودشان را از این کشور بکنند

عزیزان دانشگاهی من و عزیزان فیضیه من آگاه باشید دشمنان درصدند بین شما تفرقه بیندازند و توجه داشته باشید که اگر دانشگاه و فیضیه اصلاح شود کشور شما استقلال خودش را بیمه می کند.

 

ریشه های انقلاب فرهنگی:

خیلی زود بعد از انقلاب دانشگاه با توجه به نیروی بالقوه ای که در جریان انقلاب نشان داده بود تبدیل به کانون توجهی برای بسیاری از گروه های سیاسی و دولت شد. و اولین حرکت ها و انتصابات آغاز گردید.

اولین انتصاب توسط مهندس بازرگان انجام گرفت تعیین دکتر محمد ملکی به همراهی سه تن دیگر برای سرپرست دانشگاه تهران.

دو هفته بعد از انتصاب سرپرست موقت دانشگاه تهران حکومت وزارت فرهنگ و همراه با وزارت علوم و آموزش عالی را ادغام کرده و در 27/12/57 وزارت فرهنگ و آموزش عالی را تشکیل داد.

شاید تشریح وضعیت از زبان ملکی گویای وضعیت آموزش و پرورش آن روزها باشد. وی از اوضاع به نام اوضاع استثنایی یاد می کند و می گوید که دانشگاه محل آموزش دوسازمان مجاهدین و فداییان خلق بوده که یکی در دانشگده علوم و دیگری در دانشکده فنی آموزش نظامی می دادند. وجود تانکهای نظامی در محوطه دانشگاه و استفاده از مسجد دانشگاه به عنوان انبار تسلیحات به غنیمت گرفته شده عملاً فضای علمی دانشگاه ها را به حالت تعطیلی در آورده بودند اما در همین دوره هم امام تاکید فراوان بر تشکیل کلاس ها دارند.

در دوره نخستین تصفیه که هدف اصلی آن اخراج رژیم سابق بود اساتیدی که به ارتباط با رژیم اشتهار داشتند و یا اساتیدی که در لیست به دست آمده از ساواک بودند از دانشگاه ها تصفیه شدند. مسئولیت این نقشه ها باشورای تزکیه بود.

شورای هماهنگی:

در تاریخ 27/11/1357 سازمان ملی دانشگاهیان طرحی برای اداره دانشگاهی ها ارائه داد که می توان به نوعی آن را تقسیم کننده قدرت اداره دانشگاه میان اساتید، کارمندان دانشگاه و دانشجویان یاد کرد. البته اداره دانشگاه ها به وسیله این طرح هم به دلیل جو پر تنش و اختلاف دانشگاه ها عملا ممکن نبود و حتی این رودررویی های نا متوازن بین اساتید، دانشجویان و کارمندان باعث تجاوز از صلاحیت ها میشد.

استقلال دانشگاهها:

پس از ناکارآمد شناخته شدن شورای هماهنگی گروهی از اساتید و حقوقدانان و نمایندگان دانشگاهها مامور تدوین عنوان رابطه قانونی استقلال دانشگاه ها و موسسات آموزش شدند این طرح در 22/5/1358 برای وزارت فرهنگ و آموزش عالی فرستاده شد که در آن وقت دکتر علی شریعتمداری در راس آن بود.

طرح لایحه استقلال دانشگاه ها از سوی سازمان دانشگاهیان به شدت مورد حمایت بود اما به علت مخالفت حکومت در سیاستهای عملی اش طرح اجرا نشد. این طرح عملاً دانشگاه ها را به صورت جزایر مستقلی در می آورد که بعد ها ممکن بود تبدیل به مرکز انتشار تفکرات غربی شده در مقابل جریان حاکمیت بایستند.

رژیم سابق سرمایه گذاری فراوانی در دانشگاه ها کرده بود تا بتواند از آنها به عنوان یک پایگاه فکری در راه رسیدن به اهدافش استفاده کند. اما فرو ریخته شدن رژیم باعث شد، امکانات دانشگاهی رژیم که در سابق از آن برای مشروعت بخشیدن به خود استفاده می کرد بیکار بمانند. واز سوی دیگر فاصله دانشگاه هااز مردم و ایدئولوژیک آنان باعث می شد، این محیط بالقوه ترین محیط برای رشد هر نوع تفکری وایجاد بستر مناسب برای آن تفکر در آینده نیز باشد.

گروههای سیاسی در این دوره برای جذب دانشجویان از ورزش های گروهی تا کمک های بلا عوض را در رئوس برنامه خود قرار داده بودند.

تقسیم دانشگاهها به فضاهایی که در اختیار گروه ها بود باعث فاصله گرفتن دانشگاه از محیط آموزشی و فرهنگی به عنوان راهبرد اصلی و تبدیل شدن ان به محل برخورد ایدئو لوژی های غربی و شرقی (جنگ سردی) و اسلامی انقلابی بود تعبیر امام خمینی از دانشگاه ها به عنوان اتاق جنگ شاید مناسبترین وصف اوضاع آن روز دانشگاه های کشور بوده است یکی از عواملی که بیش از پیش نگاه مسولان را معطوف به دانشگاه کرد اغتشاشهایی بود که هر چند یک بار جاهای مختلف تهران، کردستان، خوزستان، گنبد ترکمن صحرا و سیستان و بلوچستان و.. صورت می گرفت محور اغتشاشات شعارهای مختلفی از ایجاد خلق گرفته تا حقوق کارگران بود که در این ماجراها گروهک ها نقش عمده ای ایفا می کردند. و این ایفای نقش را مدیون نفوذ خود در دانشگاه ها بودند.

"فعالیت های انها در دانشگاه ها زیاد درد سر آفرین برای انقلاب نبود اما فعالیت هایی که از سوی این دانشجویان در نهاد های دیگر جامعه می شد مثلاً در دبیرستان کارخانجات، مطبوعات و در میان اقلیت های قومی در کردستان، خوزستان، ترکمن صحرا و بلوچستان – واقعاً درد سر آفرین شده بود. "

نتیجه تمام وقایعی که در دانشگاه اتفاق افتاد وقایعی که دانشگا هیان باعث آن بودند و نوع نگرش غیر دینی برخی از انان، یک پرسش اساسی را مطرح ساخت که یکی از پایه های اصلی انقلاب فرهنگی بود که آیا در دوره پس از انقلاب اسلامی هم باید روند آموزش همان روند آموزشی رژیم سابق همان منابع درسی و همان سیستم اساتید به جای مانده از رژیم باشد و ایا در این دوره هم همان خروجی های قبلی را نخواهد داشت ؟

یکی از اولین حرکت های دانشجویان در سال 58-59 در دانشکده اقتصاد دانشگاه بهشتی به منظور تشکیل دانشکده اسلامی صورت گرفت که علی رغم حسن ظنی که در این مورد داشتند شاید در ان سالها تنها طرح صورت مسئله ای دیگر بیش نبود این طرح نیز با مقاومت و مخالفت از جانب روسای دانشگاه ها و به دلیل عدم مانوس بودن با سیستم دانشگاهی آن روز ها به مرحله فراموشی سپرده شد.

در این سالها پس از آن که تحرکات جدی که از سوی تفکرات غربی و شرقی در ارائه طرح های رنگارنگ برای اداره دانشگاهها از استقلال دانشگاه تا... ویا حتی مارکیست ها هم که خواستار تصفیه و اصلاح دانشگاه به سبک خود از امپریالیزم غربی بودند مسئولان انقلابی سعی در متمرکز کردن نیروها برای ارائه طرحی جامع داشتند که نمونه آن دعوت شهید بهشتی از دانشجویان مسلمان برای ارائه طرحی جامع بود.

مهمترین واقعه ای که همه را به جنبش وادار کرد پیام نوروزی امام در این روز ها بود.

پیام نوروزی امام خمینی در این روزها بیشتر محورهای ذیل معطوف بود:

1- تصفیه اساتید وابسته

2- ایجاد محیط سالم آموزشی

3 -پرهیز از ادامه روند روشنفکری قبل از انقلاب در دانشگاه ها

4- تکیه نظام اموزشی بر اسلام و نه بر مکاتب شرقی و غربی

این پیام هادی و محرک آنانی بود که خواستار آغاز تغییر و تحولاتی به شیوه اسلامی در دانشگاه ها بود. در همان روزهای تعطیل نوروزی دست به کار شده و پیام را به عنوان راهبرد اصلی خود تعیین کردند.

بعد از بررسی های اولیه مسئله چگونگی انجام انقلاب فرهنگی در مناسب ترین شکل مطرح بود که به سه شیوه عملی بیان گردید.

1- نظام اموزشی کنونی در دانشگاه ها پابرجابماند. و در کنار آن طرحی تدوین و هر وقت آماده شد دانشگاه ها بر اساس آن شروع به کارکنند. (تغییر تدریجی بدون توقف)

2- در کنار دانشگاه های موجود موسسات آموزشی انقلابی و اسلامی نظیر دانشکده اسلامی در دانشگاه ملی ایجاد شود و براساس ضابطه های جدید استاد و دانشجو بپذیرد. (حرکت موازی)

3- کلیه کارهای آموزشی دانشگاه متوقف اعلام شود و تا زمانی که طرح نظام جدید ایجاد نشود دانشگاهها شروع به کار نکنند(توقف نظام آموزشی و تعطیلی دانشگاهها)

روش اول مغایر با اصول اولیه یک حرکت انقلابی بود و در ضمن تا زمان بررسی این روش عملا در حال اجرا بود و ناکارآمدی آن اثبات شده بود.

روش دوم هم به رسمیت پذیرفتن مکاتب غربی با اصول اسلامی و تفکر اصلاح دانشگاه ها مغایرت داشت. و عملا دولت به سمت انتخاب سومی می رفت که شاید انتخاب ان جز در شرایط بعد از انقلاب در هیچ کشوری ممکن نباشد.

برای چگونگی اجرای طرح و سازماندهی نیرو ها در حین اجرای آن سیستم اجرایی نیز طراحی شد اما در این بازه زمانی هم اتفاقاتی روی داد که هم بر درستی طرح نسبتا صحه می گذاشت و هم به روند آن شتاب می داد از اتفاقات تاثیر گذار ان روزها که باعث مرزبندی های صریح تر شد را می توان چهار اتفاق زیر نام برد:

1- سخنرانی آقای هاشمی رفسنجانی در دانشگاه تبریز26/1/1359

سخنرانی آقای هاشمی رفسنجانی که درباره مبانی فکری اسلام و بنیادهای انقلابی صحبت می کردند با مخالفت دانشجویان هوادار مجاهدین و کمونیست ها قطع می شود.

جلسه به اغتشاش کشیده شده و آقای هاشمی جلسه را ترک می کند این رفتار مورد اعتراض روحانیان و مردم تبریز قرار می گیرد دانشجویان انجمن های اسلامی هم با حمایت این جو بوجود آمده شروع به تصفیه دانشگاهها نموده دانشگاه تبریز به تصرف دانشجویان انجمن اسلامی در میآید این موج بعد در بیست و هشتم در دانشگاه تربیت معلم و سی ام همه دانشگاههای تبریز به تصرف این طیف دانشجویان در می آید.

2- لو رفتن طرح و عکس العمل گروههای چپ گرا:

طرح مدت زمان کوتاهی پس از ماجرای تبریز و در حین اغتشاشات تبریز بود که لو رفت عوامل نفوذی (وابسته به مجاهدین خلق) طرح را لو داده با اعلامیه ای که یکی از اسناد دولتی شاهد بر مدعا ضمیمه آن بود مخالفت شدید خود را با طرح اعلام کردند.

 

3- ماجرای آیت

یکی از ماجراهایی که می رفت که باعث لوث شدن و تخریب هدف انقلاب فرهنگی شود ماجرای نوارهای آیت می باشد حسن آیت عضو شورای مرکزی حزب جمهوی اسلامی ایران و دبیر سیاسی حزب که در این نوارها که باز هم با تمهید عوامل مجاهدین تهیه شده بود به اظهار نظر هایی پیرامون اوضاع جامعه و راهبردهای حل مشکلات پرداخته بود

که در ان زمان سعی شد به عنوان مواضع رسمی حزب جمهوری و اهداف انقلاب فرهنگی به شمار روند که بعذ از سوی حزب و دفتر تحکیم وحدت (انجمن های اسلامی) تکذیب و اعلام شد که نظرات ایشان شخصی بوده است.

4- تعیین ضرب الاجل سه روزه:

روز شنبه 30/1/1358 شورای انقلاب و بنی صدر رئیس جمهور وقت (بنی صدر در ابتدا با توجه به تمایلات حزبی اش مخالف طرح بود اما پس از این که دید نمی تواند در مقابل این موج ایستادگی کند با شعار معروف خود سوا بر موج چنان پیش رفت که خود سمبل عملکرد محدود کردن داشگاه ها شد) با امام دیدار میکنند و در پایان اطلاعیه ای صادر می کنند و سه عمل را خواستار می شوند:

الف- تخلیه دانشگاه ها از عوامل و گروه های سیاسی در 3 روز(30/ 1 تا 2/ 2 /1359)

ب- تعطیلی دانشگاه ها پس از پایان امتحانات در 14خرداد و تحویل آنها در 15 خردا د تا تهیه برنامه آموزشی مدون. پذیرش دانشجو در سال آتی بر موازین جدید خواهد بود

ج- توقف هر گونه استخدام

به دنبال مصوبه شورای انقلاب دانشگاه تبدیل به عرصه ی درگیری شدید بین دانشجویان انجمن های اسلامی و گروههای سیاسی که مقاومت بیشتری به خرج میدادند شد برخی از گروهها اقدام به تخلیه دفاتر نموده اما برخی که موثر ترین آنها هم سازمان دانشجویان پیشگام و گروه دانشجویان پیکار بودند مقاومت به خرج دادند و در گیری هایی را در سطح دانشگاههایی مانند تربیت معلم، علم صنعت، دانشگاه ملی و... باعث شدند که با دخالت مردم، سپاه و کمیته منجر به کشته شدن یک نفر و زخمی شدن بیش از سی نفر شد و پس این ماجراها دانشگاهها تحت مدیریت مجریان طرح در آمد.

دانشگاه تهران هنوز به عنوان آخرین سنگر شاهد خونین ترین درگیری ها بود که از 5/6 صبح 1/2/59 آغاز شده و تا تاریخ 2/2/59 که دانشگاه در اختیار نیروهای جمهوری اسلامی قرار گرفت 5 نفر کشته و 700 نفر زخمی شدند. این روز پایان سلسله اغتشاشاتی که از ابتدای انقلاب تا آن روز ادامه داشت و در 30/8 این روز هم این دانشگاه به تصرف دانشجویان مسلمان درآمد.

در تاریخ 1/2/59 امام(ره) در سخنرانی که در جمع مردم و دانش آموزان داشتند اشاره به نکته ای داشتند که مورد سوال بسیاری از انقلابیون بعد از انقلاب پیش آمده بود و آن اینکه آیا همه علوم اعم از علوم فنی و مهندسی، علوم انسانی را باید اسلامی کرد و آیا این عملی است امام در این سخنان مقصود از اصلاح دانشگاه ها را تبیین می کنند.

"بعضی گمان کردند که علوم دو قسم است: علم هندسی یکی اسلامی است یکی غیر اسلامی علم فیزیک یکی اسلامی است یکی غیر اسلامی... و بعضی توهم کردند که اینها که قائلند به اینکه باید دانشگاهها اسلامی شود یعنی علم فقه، تفسیر و اصول در ان ها باشد.... این ها اشتباهاتی است که بعضی می کنند یا خودشان را به اشتباه می اندازند آنچه می خواهیم بگوییم این است که دانشگاه های ما وابسته است دانشگاه های ما استعماری است.

معنی اسلامی شدن دانشگاه این است که دانشگاه استقلال پیدا کند... دانشگاه ما تربیت اسلامی ندارد

روز دوم اردیبهشت یعنی سالروز پایان این ضرب الاجل سه روزه بود که در سال های بعد به نام سالروز انقلاب فرهنگی نامیده شد. روزهایی که مردم در حضوری دوباره به پاسداری از دست آوردهای انقلاب خود پرداختند.

دانشگاهها روزهای آرامی را تا بعد از اتمام امتحانات و تعطیلی گذراند و بعد از آن در 23/3/59 امام خمینی فرمان تشکیل شورای انقلاب فرهنگی را صادر فرمودند که عمده ترین وظیفه آن تهیه برنامه ای برای بازگشایی دانشگاهها و اداره دانشگاهها در زمان تعطیلی می باشد افراد معرفی شده برای شورا در این فرمان عبارتند از:

1_محمد جواد باهنر،2_مهدی ربانی املشی،3_حسن حبیبی،4_عبدالکریم سروش،5_ شمس آل احمد، 6 _جلال الدین فارسی، 7_ علی شریعتمداری

تعطیلی دانشگاهها در این سالها (61-59) هزینه هایی نیز در برداشت که کمترین آن آموزش ندادن به نیروها بالقوه از دست دادن اساتید مجرب (حساب وابستگان را جدا کنید) می باشد البته برای تعدیل این وضعیت و ادامه روند تحقیقات شورای انقلاب فرهنگی اقدام به تاسیس جهاد دانشگاهی برای جذب نیروها در زمانی تعطیلی دانشگاهها نمود، که بعد ها جهاد دانشگاهی جذب دفاع مقدس شدو همچنین تاسیس نشر دانشگاهی و ترغیب اساتید برای ترجمه و تالیف کتب از جمله اقدامات موثر در این زمینه بود.

البته کشور بزودی دستخوش جنگی هشت ساله شد که مهمترین عامل مجهول ماندن میزان دسترسی به اهداف انقلابی فرهنگی می باشد و باعث شد که این حادثه بعد این سالها هم مورد قضاوت و بررسی همه جانبه ای قرار نگرفته باشد باید مد نظر باشد از نظر رهبری انقلاب هم این تعطیلی نباید طولانی میشد بلکه در همان سند های اولیه هم که مورد تایید ایشان قرار گرفته(پذیرش دانشجو در سال آتی) زمان بازگشایی دانشگاهها سال تحصیلی آینده ذکر شده البته دانشگاهها تا مهر 61 بسته ماند که در آن زمان با توجه به توصیه های مکرر امام و نیاز جامعه دانشگاهها بازگشایی شد.

منابع:

1- انقلاب فرهنگی در دانشگاه های ایران محمد شرف زاده بردر

پژوهشکده امام خمینی (س) و انقلاب اسلامی

2- دانشگاه و انقلاب صادق زیبا کلام انتشارات روزنه

3- اندشه های امام خمینی (ره) مجموعه مقالات هشتمین کنفرانس بین المللی اندیشه اسلامی جلد اول دبیر خانه کنفرانس بین المللی اندیشه اسلامی


سایت مرکز اسناد انقلاب اسلامی