نگاهی به شخصیت علمی و فرهنگی علامه امینی


میرصادق سیدنژاد
742 بازدید
علامه امینی

نگاهی به شخصیت علمی و فرهنگی علامه امینی

تولّد

در یکی از روزهای سال 1320 در شهر تبریز کودکی چشم به جهان گشود که اسم او را پدر بزرگوارشان به سبب عشق وافری که به امام حسین علیه السلام داشتند «عبدالحسین» گذاشتند و در تربیت و پرورش فضایل اخلاق او سعی تمام نمودند. از همان اوان کودکی آثار نبوغ و تیزهوشی در او مشاهده می شد. این امر پدر را که خود از اهل دانش بود بر آن داشت که لحظه ای از تعلیم او غافل نشود و از هر فرصتی برای ارتقای سطح معلومات او استفاده نماید. طولی نکشید که این تلاش ها ثمر داد و این کودک را به مرحله ای از کمال و دانایی رساند که اندیشمندان بزرگ دنیای اسلام را به تحسین و تکریم او وا داشت.

دوران تحصیل

اوّلین معلم علامه امینی رحمه الله پدر بزرگوارشان میرزا احمد امینی تبریزی بوده است. وی که خود اهل فضل و در زهد و تقوا و علم در بین اقران معروف بود، مقدمات خواندن و نوشتن و برخی از کتاب های رایج را در خانه به او آموخت. وقتی پدر ایشان متوجّه استعداد فوق العاده و هوش سرشار فرزندشان شدند او را برای تکمیل تحصیلات به معروف ترین مدرسه علمیه آن روز تبریز بردند و از آن پس علامّه امینی نزد استادان ممتازی چون سیدمحمد موسوی معروف به «مولانا» و آیة اللّه سیدمرتضی خسروشاهی و آیة اللّه حسن توتونچی به آموختن دانش پرداخت. در ادامه به راهنمایی این بزرگواران برای تکمیل مدارج عالی تحصیلی به حوزه علمیه نجف رهسپار گردید و در این شهر بزرگ علاوه بر کسب فیض از محضر استادان مبرزی چون آیة اللّه سیدابوالحسن اصفهانی و آیة اللّه میرزا محمد نائینی و مرحوم آیة اللّه شیخ محمدحسین کمپانی و شیخ محمدحسین کاشف الغطا از برکات بی پایان معنوی بارگاه مولی الموحدین علی بن ابی طالب علیه السلام برخوردار شد. او به سبب تلاش و اهتمام فوق العاده ای که در تحصیل داشت، در اندک مدّتی به اخذ درجه اجتهاد از مراجع طراز اوّل آن روز موفق شد.

دوران تحقیق و تألیف

علامه امینی رحمه الله پس از پایان تحصیلات و تکمیل مراتب علمی، به منظور شروع خدمت به فرهنگ و جامعه اسلامی، مطالعاتی را آغاز نمود و در این میان نخستین و در عین حال مهم ترین موضوعی که توجّه او را به خود جلب کرد مشاهده وضع مسلمانان و اختلافات آن ها با یکدیگر بود. او می دید که مسلمانان با داشتن مشترکات فراوانی چون قرآن مجید و معارف و احکام اسلامیِ فراوان در برخی امور با یکدیگر اختلاف نظر دارند این امر مانع اتحاد و در نتیجه رشد جوامع اسلامی می شود. با مشاهده این وضع تصمیم گرفت از طریق تحقیق و تعمق و تجزیه و تحلیل به روشن شدن برخی مسائل کمک کند تا از این راه به برطرف شدن اختلافات کمک نماید. پس از مطالعه فراوان به تألیف و تدوین آثار بسیار مهمّ و حتی بی نظیری دست زد که تالیف اثر گران سنگ و بی بدیل الغدیر ـ که موجب تحسین همه اندیشمندان با انصاف جهان اسلام شد ـ از جمله آنهاست. وی در این اثر مسئله رهبری جامعه اسلامی پس از پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم و علل بروز نابه سامانی هایی را در این زمینه، با توجه به منابع معتبر اهل سنت به طور کامل و در عین حال منصفانه تجزیه و تحلیل کرد.

آثار علمی و تالیفات

مرحوم علامه امینی در طول زندگی پربار خود کتاب های بسیاری تألیف نمودند که علاوه بر مجموعه بی نظیر الغدیر برخی از آثار ایشان عبارتند از:

1. تفسیر سوره فاتحه؛ 2. شهداء فضیلت؛ (در شرح حال دانشمندان شیعه که از قرن چهارم ه تا عصر حاضر به شهادت رسیده اند)؛ 3. سیرتنا و سنّتنا (در پاسخ به علّت محبّت فراوان شیعه به اهل بیت علیهم السلام و ردّ غلوّ)؛ 4. تحقیق و تصحیح کامل الزیارات ابن قولویه؛ 5. ادب الزائر در آداب زیارت امام حسین علیه السلام ؛ 6. ریاض الانس؛ 7. تعلیقه بر مکاسب و رسائل شیخ انصاری؛ 8. العترة الطاهرة فی الکتاب العزیز؛ 9. ثمرات الاسفار؛ 10. رجال آذربایجان.

هریک از این آثار در نوع خود، علاوه بر پاسخ به سئوالات علمی، مشتمل بر نکات دقیق و ارزشمند تحقیقی هستند و برخی از زوایای تاریک علمی و پژوهشی را روشن می سازند.

الغدیر

علامه امینی رحمه الله بیشتر عمر خود را صرف تدوین و نگارش کتاب الغدیر کردند. وی حدود چهل سال و هر روز شانزده ساعت در تهیه مطالب این دائرة المعارف بزرگ اسلامی زحمت کشید. این اثر مشتمل بر بیست جلد است که تاکنون یازده جلد آن چاپ و منتشر شده است. ایشان در تبیین هدف خود از نگارش الغدیر گفته اند: «الغدیر ملل اسلامی را در یک صف واحد متحد و متشکل می سازد. مجموعه مطالب این اثر اتحادی را که در زمان رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم در سایه همدلی اسلامی بین صفوف مسلمین بود دوباره به جوامع اسلامی برمی گرداند». در یک نگاه تمامی مطالب الغدیر در دو موضوع کلی خلاصه می شود: اثبات ولایت مطلقه ائمه معصوم علیهم السلام از طریق اثبات خلافت بلافصل امیر المؤمنین علیه السلام ؛ نفی ولایت غیر معصوم در اسلام.

احداث کتابخانه امیرالمؤمنین علیه السلام

یکی از کارهای مهمّ علاّمه امینی احداث کتابخانه بزرگی در نجف اشرف است. وی پس از زحمات فراوانی که در جمع آوری الغدیر متحمل شده بود، به فکر احداث کتابخانه ای در نجف اشرف می افتد. وی در زمان تدوین الغدیر تقریبا به اغلب کتابخانه های معتبر جهان که احتمال می داد در آنها مطالبی مفید یافت شود سر زد و بدین منظور سفرهای زیادی به کشورهای مختلف جهان چون پاکستان، هند، سوریه و ترکیه کرد. وقتی کتابخانه های مجهز دنیا را دید که دارای صدها هزار جلد کتاب نفیس هستند از این که حوزه نجف به عنوان مهم ترین حوزه اسلامی فاقد این گونه کتابخانه ها بود که پاسخ گوی محققان و طالبان علم باشد بسیار ناراحت شدند. آن گاه در صدد برآمدند کتابخانه مجهزی بنا نمایند و پس از تلاش های پی گیر در روز عید غدیر سال 1379 کتابخانه امیرالمؤمنین علیه السلام را راه اندازی کردند. این کتابخانه در ابتدای افتتاح دارای حدود چهل و دو هزار جلد کتاب بوده است و همه ساله به مقدار کتاب های آن افزوده شده است. نقل می کنند صاحب الذریعه، مرحوم شیخ آقا بزرگ تهرانی، وقتی آن کتابخانه را دیدند فرمودند: «اگر از مردم پروا نمی کردم بر درگاه کتابخانه سجده می کردم».

تبلیغ و سخنوری

علامه امینی رحمه الله در کنار کارهای تحقیقاتی و خدمات فرهنگی بزرگ، از تبلیغ و منبر که از مؤثّرترین شیوه های ترویج معارف اسلامی بود غافل نبودند. ایشان در زمان خود یکی از مبلغان وارسته به حساب می آمدند. در مجموعه سخنرانی هایشان جز رضایت خداوند و تبیین معارف اهل بیت علیهم السلام هدف دیگری نداشتند. در کنار مسافرت های علمی و تحقیقی که داشتند به هر شهر یا کشوری که وارد می شدند، بخشی از وقت خود را صرف ایراد سخنرانی های روشنگرانه علمی می کردند و بذر محبّت و مودّت اهل بیت علیهم السلام را در سرزمین دل های عاشقان می پاشیدند. نقل می کنند وقتی از ولایت اهل بیت علیهم السلام و مظلومیت امیرالمؤمنین علیه السلام سخن می راندند همیشه اشک از چشمانشان جاری می شد و مستمعان را بی اختیار به گریه وا می داشتند. بعدها برخی از مجموعه سخنرانی های ایشان به صورت کتاب منتشر شد، از جمله آن ها زندگی نامه حضرت زهرا علیهاالسلام است.

وفات علامه امینی

به دنبال یک عمر فعالیت علمی و فرهنگی با برکت کم کم قوای بدنی علاّمه بزرگوار امینی رو به ضعف نهاد. در سال های پایان زندگی دچار کسالت و ناراحتی جسمی شدند و در نهایت به دنبال شدّت یافتن کسالت در روز 28 ربیع الثانی 1390 (برابر با 12 تیرماه 1349) به هنگام اذان ظهر دعوت حقّ را لبیک گفتند. نقل می کنند در آخرین ساعات زندگی به یکی از فرزندانشان می فرمایند با آبی که به تربت امام حسین علیه السلام ممزوج است لب های مرا مرطوب کنید و دعاهای صحیفه سجادیه امام زین العابدین علیه السلام را برایم بخوانید. آن گاه خود نیز به همراه فرزند «مناجات متوسّلین» و «مناجات معتصمین» را با صدای حزین زیر لب زمزمه می کنند. ناگهان در لحظات نزدیک به اذان ظهر درحالی که عبارت: «اللهمّ اِنّ هذِهِ سکراتُ الموت قد حلّت فاقبل اِلیّ بوجهک الکریم» را زمزمه می کردند، جان به جان آفرین دادند و به دیار باقی منتقل شدند. جنازه آن اندیشمند فرزانه به نجف اشرف منتقل و در کنار کتابخانه بزرگی که خود بنا کرده بود، خاک سپرده شد. روحش شاد و راهش پررهرو باد.

اخلاق و رفتار علامه امینی

حسن خُلق

درباره شخصیّت معنوی و اخلاق برجسته علامه امینی رحمه الله بسیاری سخن گفته اند. استاد محمّد عبدالغنی حسن مصری درباره سجایای اخلاقی او در ضمن قصیده ای که سروده است چنین می نویسد: به هنگام بحث و گفت وگو لحن او گاهی تند می شود، لکن خلق و خوی او بسیار نرم و لطیف است.

محمد سعید دحدوح در نامه ای که به ایشان نوشته اند در توصیف سجایای اخلاقی او می نویسند: «به راستی شما از آل محمد اخلاق را به ارث برده اید... از قدیم شنیده بودم که مرد مؤمن کسی است که حال او تو را به یاد خدا اندازد، نه گفته او. معنی این حدیث را نمی فهمیدم تا وقتی که شما را دیدم. باید گفت اوست مصداق آیه شریفه «کونوا دُعاةَ النّاسِ بِغَیْرِ اَلْسِنَتِکُمْ».

عبادت

یکی از ابعاد زیبای شخصیت مرحوم علامه امینی پایبندی او به تلاوت قرآن و به جای آوردن نمازهای مستحبی و ادعیه بود. عادت او این بود که همیشه ساعتی قبل از طلوع فجر به نماز شب می ایستاد و پس از نماز صبح با توجّه و تدبّر یک جزء کامل از قرآن را تلاوت می کرد. آیت الله نجومی در توصیف چگونگی نماز خواندن مرحوم امینی می نویسد: «در عمرم ندیدم کسی را که مثل علامه امینی با حضور قلب نماز بخواند». فرزند ایشان می نویسد: «هنگام فرا رسیدن ماه رمضان، پدرم تمام کارهای عادی خودشان را تعطیل می کردند و با فراغ بال به استقبال روزه و عبادت در نجف اشرف یا کربلا می رفتند و مقید بودند که در طول ماه مبارک رمضان پانزده مرتبه ختم قرآن کنند و ثواب چهارده ختم آن را به چهارده معصوم علیه السلام و ثواب یک ختم قرآن را نیز به روح والدین شان هدیه می کردند و این کار را تا سال های پایان عمر مبارکشان ادامه دادند».

توسل و زیارت

علامه امینی رحمه الله به رغم تمام مشغله های علمی و فعالیت های فرهنگی هرگز از زیارت و توسل به اهل بیت عصمت علیهم السلام غافل نمی شدند. وقتی که در نجف اشرف ساکن بودند پایبند بودند در وقت های خاصّی به زیارت مرقد با برکت علی علیه السلام مشرّف شوند. آن گاه که به حرم مشرف می شد ند و به خواندن زیارت می پرداختند، اندوه فراوانی چهره ایشان را می پوشاند و بی اختیار با صدای بلند گریه می کردند. ایشان بارها به قصد زیارت کربلا، پیاده از نجف تا کربلا می رفتند. یکی از دوستانشان درباره زیارت و توسّل های علاّمه امینی رحمه الله می نویسد: «تضرع و معنویت علامه امینی را در کم تر عالمی دیدم. در ایام عاشورا و دهه فاطمیه حال علامه امینی به طور محسوس تغییر می کرد و با صدای بلند در مجالس گریه می کردند. کم تر عالمی را دیدم که با چنین حالی گریه کند».

امانت داری

از جمله خصایص برجسته علامه امینی رحمه الله امانت داری اوست. عدم رعایت این صفت ارزشمند در تألیف و نگارش، خیانت به جامعه بشری است. بسیاری از اختلافات بزرگ فرقه ای و مذهبی در بین ادیان و مذاهب از این امر ناشی شده است. علامه امینی رحمه الله در تمام تألیفات خود به ویژه در مجموعه کم نظیر الغدیر با وسواس کامل مواظب رعایت این مهمّ بودند که مبادا حقّی از کسی ضایع شود. در ضمن توصیه هایی که به فرزندشان درباره تألیف و نگارش کرده اند، می فرمایند: «واجب است اکثر روابط اجتماعی و رفت و آمدهای غیر لازم را ترک کنی و الاّ وقت کافی برای نوشتن و تالیف پیدا نمی کنی. گذشته از آن امانت در تالیف را فراموش نکن. هر چیزی را خواستی نقل کنی همان گونه نقل کن که هست. از تصرف در کتب تاریخی و مصادر بپرهیز».

شجاعت

شجاعت صفتی بود که علاّمه امینی رحمه الله به آن آراسته بود. برخورداری از این ویژگی او را قادر ساخت که به بزرگ ترین کارها اقدام نماید و از جوّسازی ها و تهدید و تحریک های دشمنان حقیقت هراسی به دل راه ندهد. این امر به بهترین صورت در تدوین اثر ارزشمندی چون الغدیر نمایان است. در برخوردهای اجتماعی نیز جلوه های از این خصیصه ارزشمند به چشم می خورد. از خود ایشان نقل شده است وقتی که برای انجام مناسک حج به بیت الله الحرام مشرف شده بودند در عرفات صحرا را پر از جمعیت می بینند و از کثرت جمعیّت جایی برای سکونت و نصب خیمه پیدا نمی کنند. پس از جست وجو متوجه می شوند در گوشه ای از بیابان جای وسیعی را مأموران حکومتی برای اشراف و خاندان سلطنتی عربستان نگه داشته اند. علامّه امینی بلافاصله وسایل خود را به آن جا منتقل می کنند. وقتی مأموران اعتراض می کنند که این جا مال امیر است، با شجاعت در مقابل آنها ایستادگی می کند و به آنها می گوید: «این جا سرزمین بندگان است به امیرتان بگویید به جای دیگر برود». در نهایت سربازان از آن همه شجاعت تعجب می کنند و به او متعرض نمی شوند.

استقامت و اراده

از جمله صفات بارز صاحب الغدیر اراده پولادین و بردباری اوست. وی در خلال تألیف الغدیر هرگونه سختی و رنج را تحمّل می کنند و می فرمایند: هیچ کتابخانه بزرگ یا کوچکی نبود که از دسترس استفاده من دور مانده باشد و در این راه از معاشرت با هیچ پرهیزگاری محروم نشدم و از استماع موعظه همه واعظان و دل سوزان برخوردار شدم. هم چنین به تصریح خود ایشان در جریان تألیف الغدیر حدود ده هزار کتاب خطی را مطالعه کرد و به صد هزار جلد کتاب مراجعه مکرّر داشته است. مرحوم آیة اللّه سید عبدالهادی شیرازی می نویسد: «اگر ما از نزدیک وضع علاّمه امینی را مشاهده نکرده بودیم که او به تنهایی به تألیف چنین کتابی قیام کرده، تصور می کردیم که کتاب الغدیر تألیف یک گروه علمی است که هرکدام به نوشتن قسمتی از آن پرداخته اند».

علاّمه امینی از دیدگاه آیت الله سیدابوالحسن اصفهانی

به دنبال چاپ هریک از آثار علامه امینی رحمه الله سیل پیام ها و نامه های علمای اسلامی و اندیشمندان دانش دوست، از نقاط مختلف جهان به سوی او سرازیر می شد و هریک به گونه ای و از بُعدی اثر منتشر شده وی را مورد تمجید قرار می دادند. دقت در مضمون تک تک این نامه ها از جمله راه هایی است که می توان به توانمندی علمی و مهارت اعجاب انگیز مرحوم علامه امینی در زمینه پژوهش و تحقیق پی برد.

آیت اللّه ابوالحسن اصفهانی رحمه الله مرجع بزرگ آن عصر در تمجید از مؤلّف و اثر ایشان نوشتند: «کتاب ارجمند شهیدان راه فضیلت را با امعان نظر نگریستم و دیدم با حسن ظنّی که به مؤلّف امینش علاّمه امینی دارم، مطابقت دارد. این پرچم دار دانش و ادب و قهرمان جنبش فکری اسلامی، همان گونه است که زیبنده دانش و فضیلت و رأی و بصیرت است. خدا این مجاهد مدافع را مدد نماید و بازوی این قهرمان را که از افتخارات و حریم همرایانش پاسداری می نماید بگیرد و در نشر فضائل و افتخارات رجال مذهبش یاری دهد».

علامه امینی در کلام مرحوم کمپانی

آیت اللّه شیخ محمدحسین غروی اصفهانی در تقریظی که بر کتاب شهیدان راه فضیلت نوشته اند، درباره این اثر و مؤلّفش می نویسند: «از مطالعه شهیدان راه فضیلت و آن مایه از علم و تاریخ صحیح و تتبّع و بررسی موشکافانه و امانت نقل که در آن نهفته است، پی بردم که مؤلّفش حائز این هردو امتیاز است: هم حُسن انتخاب دارد و هم حسن ترتیب بیان... این هردو، دو برهانند بر نبوغ امینی در زمینه هنر نویسندگی و فضیلت راست گویی و دانشجویی و برچیره دستی وی در ساخت و پرداخت سخن... من بی اختیار زبان به ثنایش می گشایم که در فراهم کردن گزارش های تاریخی پراکنده چنین سخت کوشیده و در زنده کردن نام و یاد مجاهدان دانشمندی که خون خویش را به پای فضیلت نثار کرده اند احساسات گرم نشان داده و غیرت و همت به خرج داده است».

مقدمه شیخ محمد خلیل الزین العاملی بر کتاب علامه امینی

شیخ محمّد خلیل الزین العاملی در مقدمه ای که به کتاب شهیدان راه فضیلت نگاشته اند. در معرفی کتاب و توصیف ویژگی های مرحوم علاّمه امینی عبارات بسیار رسایی دارند که از جمله می نویسند: «امّا غیرت علاّمه امینی و عشقی که به هم سلکانش می ورزید او را واداشته تا پی دانشمندانی را بگیرد که برای دفاع از فضیلت و راستی و در میدان نبرد اعتقادی و فکری به خون کشیده شده اند... علاّمه امینی پرچمدار علم، مظهر راستی، مرد تبلیغات اسلامی و نابغه خاندانی بزرگ و مشهور است... کتاب بی همتایش، شرح حال بزرگ ترین دانشمندان و نویسندگان شیعه را در بر گرفته است. آن دانشمندان که افکار عمومی را زیر بال تربیت داشته اند و سرنوشت میلیون ها انسان را در پهنه جهان اسلام به دست علمایی که شرح حالشان در این جا آمده پیشوایان مذهب شیعه اند و نمایندگان عقیده و رأی تشیع و تعیین کنندگان سرنوشت این واحد بزرگ اجتماعی و حاملان اخبار و عقاید خاندان پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم ؛ همانان که با جهاد و مقاومتشان علوم و معارف شکوفا شد و خورشید دانش و دین بر مدار وجودشان می گردد».

کتاب علامه امینی در نگاه آقابزرگ تهرانی

مرحوم شیخ آقا بزرگ تهرانی درباره کتاب شهیدان راه فضیلت می نویسند: به این گلزار دل فروز نظر کردم و هرچه دیدم گل و لاله بود و بید و نارونی که از نسیم سحری به وجد آمده باشد؛ گلزاری که باغبان خوش سلیقه و دل سوخته ای چون امینی برپا کرده است. عطری بر آن پاشیده که بوی مشک را از یاد می برد و خوشه های گوهرین پرورده که گردن و سینه و گوش را می آراید. خاطره مجد و شکوه دیرینه را به یاد آورده و افتخارات اجدادی را فرا دیده نهاده است... بر استاد گران مایه هنرمندی هزارآفرین که مظهر راستین دین است و جمال آیین و مردی پریقین به خاطر شاهکاری که برای امتش پدید آورده و جهدی که نموده و هنری که به خرج داده است. پروردگار آمرزنده از طرف شهیدان نیک بخت چنان پاداشی در بازپسین زندگی دهدش که وی آنان را بدین کار داده است.

الغدیر در نگاه شیخ محمد دحدوح

در توصیف ویژگی های الغدیر دانشمند سخت کوش شیخ محمّد دحدوح از علمای حلب در ضمن یک نامه و مقاله شیوایی چنین می نویسند:... الغدیر اموری را پابرجا و استوار ساخت و اوهامی را برطرف نمود و حقایقی را ثابت کرد و چیزهایی را مدلل نمود که ما به آنها وقوفی نداشتیم و نمی دانستیم و سخنان و مطالبی را ابطال کرد که قرن ها بر مبنای آن مطالب نکوهش ها می شد و ما چنین می پنداشتیم که آن مطالب مطابق واقع است و نمی دانستیم در کجا آمده.

الغدیر از دیدگاه محمد عبدالغنی

استاد محمدعبدالغنی، محقق و فاقد معروف مصری می نویسد: دانشمند بزرگوار «امینی» از زلال محبّت امام علی علیه السلام و پیروان او سیراب گشته و این امر او را بر آن داشته که برای به دست آوردن وسیله قرب به پیشگاه خاندان بزرگ علوی، از بذل عزیزترین نیروهای روحی و جسمی خود دریغ ننماید واز فروغ دانش و بینش خود تا آن جا استفاده کرده که به ندای کیش و مذهب خود پاسخ دهد و وظیفه نهایی خود را ایفا نماید. آری آیین دوستی و دل دادگی چنین است و این چنین دوستی و فداکاری در خور ملامت نیست؛ زیرا باید اذعان کرد که این دانشمند بزرگوار و متتبع در عین این که محبّت سرشار و شیفتگی سراسر وجود او را فرا گرفته، از عصبیت و هواهای نفسانی دور است. او دانشمندی است که نتیجه علم و بینش خود را در راه دوستی بی پایان به علی علیه السلام و شیعیان او به کار برده و در عین حال عواطف نفسانی خود را تحت نظام برهان از سرکشی باز داشته و این چنین پایداری در وادی محبت است که در خور ملامت نیست.

نامه دکتر محمد غلاّب به علاّمه امینی

دکتر محمّد غَلاّب، فیلسوف معروف مصری، در نامه ای به مرحوم علامه امینی می نویسد: «ما یقین داریم که جوانان امروز دنیای اسلام از این ثمره های خوشگوار بهره خواهند برد، به ویژه که بیشتر نوشته های این روزگار، سبک وزن و بی ارزش است و حرکت علمی و ادبی اکنون به صورت تجارت صرف درآمده است. کتاب حضرت شما در وقتی مناسب به دستم رسید؛ زیرا من هم اکنون سرگرم تحقیق و تألیف در بخش هایی چند از مسائل اسلامی هستم. از این رو برای من بسیار اهمیّت دارد که اصول اساسی و آرای درست شیعه اثناعشری، در برابرم، روشن و مستند قرار داشته باشد تا دیگربار، در برابر این فرقه جلیل (چونان فلان و فلان (دکتر طه حسین، احمد امین مصری) و دیگر نویسندگان تازه کار شتابزده، دچار لغزش نشویم.

دیدگاه عادل غضبان درباره علاّمه امینی

استاد عادل غضبان مدیر مجله الکتاب قاهره درباره الغدیر می نویسد: «مؤلّف الغدیر کتاب خویش را از بحث هایی دامنه دار درباره مسائل بسیاری از شریعت و تاریخ آکنده است؛ بحث هایی که نظرگاه شیعه را روشن می کند و بر اهل سنت واجب است آن را به درستی بشناسند. بنابراین باید به منابع و کتبی مراجعه کنند که تحریف نشده؛ زیرا همین شناخت درست نظرگاه های مختلف است که می تواند شکاف میان مسلمین را از میان بردارد تا ملت های مسلمان توانمند گردند و صف های آنان یکی شود».

الغدیر از دیدگاه دکتر عبدالرحمان کیالی

دکتر عبدالرحمان کیالی می نویسند: «دنیای امروز چه قدر احتیاج دارد که به عمق اختلاف در مسئله خلافت بعد از رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم بهتر پی ببرد... و بداند که چرا مسلمانان دچار انحطاط شدند تا کارشان امروز به این وضع کشانده شده است و مسلمانان بدانند که چه باید بکنند تا میان آنها «وحدت کلمه» به وجود بیاید و با ایجاد جبهه واحدی دست به یک نهضت دینی، سیاسی، اقتصادی، ادبی، و علمی بزنند. آیا ممکن است گذشته را جبران کنند و عقب ماندگی ها را ترمیم نمایند؟... کتاب الغدیر با دربرداشتن سنت پیغمبر صلی الله علیه و آله وسلم و تاریخ و علم و ادب و اخلاق و حقایق و اقوال، مسأله خلافت را کاملاً روشن کرده است. بنابراین بر هر مسلمانی لازم است که مطالب این کتاب را در صفحات دل خود ثبت کند و بداند که مورّخان در رساندن حقیقت چقدر کوتاهی کردند و از بیان حقیقت فاصله گرفتند. ما امید داریم در آینده در پرتو روشنایی الغدیر گام برداریم تا رشد و عزّت و قوّت اسلامی خود را باز یابیم.

علامه از دیدگاه استاد یوسف داغر بیروتی

استاد یوسف اسعد داغر بیروتی محقق برجسته مسیحی و مؤلّف مَصادِرُ الدَّراسَةِ الاَدَبِیّة می نویسد: «به خدا سوگند، اگر برای شیعه در قرن چهاردهم قمری جز امینی بزرگ و الغدیرش و مرحوم سیدمحسن امین و اعیان الشیعهاش و علامه کبیر شیخ آقا بزرگ و الذریعهاش نبود، در نظر خردمندان، همین مردان دین برای خدمت به علم و اجتماع و هدایت افکار کافی بودند».

دست نوشته علاّمه بزرگوار سیدشرف الدّین بر الغدیر

«گفتار ما در مقام تقریظ و قدردانی از ادای حقّ بزرگی که تو بر گردن مسلمانان پیدا کردی عاجز است. کتاب الغدیر از حدّ ستایش بالاتر است. این کتاب مثل و مانندی ندارد. همین قدر می گویم که امّت اسلامی تو را از پهلوانان نادری که در عرصه علم و جهاد به وجود آمده اند می داند و از خداوند تبارک و تعالی می خواهد که بازویت را محکم و در پیمودن این راه نورانی خیر و صلاح که در پیش گرفته ای تایید نماید».

دست نوشته آیت الله سیدعبدالهادی شیرازی بر الغدیر

تقریظ مرجع بزرگ جهان تشیّع حضرت آیة اللّه سیدعبدالهادی شیرازی رحمه الله بر کتاب الغدیر از حقایق بسیار روشن این است که کتاب ارزشمند الغدیر نوشته رهبر دینی بی نظیر و مصلح کبیر و معلم اخلاق حجت الاسلام امینی نجفی از عالی ترین چیزهایی است که دانشگاه بزرگ اسلامی و نجف اشرف به آن فخر می کند، چنان که فخر تمام مسلمین می باشد. اگر مؤلف عالی قدر این کتاب (علامه امینی) در میان ما نبود و نمی دیدیم که او به تنهایی اقدام به این عمل بزرگ نموده، جا داشت که گمان شود این کتاب اثر گروهی است... نویسنده آن در جهان دانش بی نظیر است و کسی به پای او نمی رسد و اگر به این دائرة المعارف الغدیر دست یافتی خود را در ساحل آب جوشانی خواهی یافت که هرگز تمام نمی شود و از آن بر نمی گردی مگر آن که جانت را از معارف الهی و حافظه ات را از تعالیم قدسیه دینی پر خواهی دید».

علامه از دیدگاه عبدالفتّاح عبدالمقصود

استاد عبدالفتّاح عبدالمقصود مصری، نویسنده معروف می نویسد: «امینی آن غوّاص و شناوری است که موکلّ و مکفّل شده به پرده برداشتن گوهرهای گران قدر از دریا... امینی جهانی است وسیع که در آن هوش و حافظه خوانندگان گم می شود... جهان بدون علی علیه السلام بازار گم راهی است و انسانیّت بی وجود او کانون جاهلیّت و نادانی است».

علامه از دیدگاه علامه

استاد علامه سترگ محمدتقی جعفری رحمه الله درباره مرحوم علامه امینی می نویسد: «عبدالحسین امینی، یکی از موثرترین گامهای بلند را در زدودن گرد و غبار تاریخ از چهره امیدبخش علی بن ابی طالب علیه السلام برداشته است».

علامه از دیدگاه استاد حکیمی

استاد محمدرضا حکیمی در توصیف علامه امینی می گوید: «و الحق صاحب الغدیر... کردارها را روشن کرد، اسرار اعمال سلف را باز نمود، تاریخ را دوباره پیش چشم ما گذاشت و به تعبیر شیخ محمّد سعید دَحدوح حلبی، از گذشته فیلمی تهیه کرد و به ما نشان داد تا حقایق را نه تنها بدانیم، بلکه ببینیم و این بود روحیه و اخلاص و وسیع نگری مردی که خویشتن را فدای حقیقت بزرگ کرد... الغدیر را به عنوان کتابی اصلاحی و تفاهمی به جهان تقدیم کرد او به اقتضای بحث علمی رعایت واقع تاریخی پژوهش های خویش را با کمال حریّت و قاطعیّت دنبال می کرد و برای زنده نگاه داشتن شعله ولای علی در جان ها زبان آتشین خویش را هیچ گاه به کام نمی برد. راست و صریح و قاطع سخن می گفت و مدرک ارائه می کرد و با خلوص و امانت تمام به نقد تاریخ و حدیث می پرداخت».

علامه امینی در شعر شاعران

رهنمود آهنین پی

امینی، رهنورد آهنین پی

روان در کوره راه گنگ تاریخ

عدالت، با قضاوت نامه وی

جنایت پیشگان را کرده توبیخ

امینی تک سوار دشت حیرت

که دارد روز و شب هرسو تکاپو

گذارد از حَرور عشق و غیرت

حقیقت جودلش، در سینه او

امینی رهبر آزادگان را

به ملّت های روشن دل نشان داد

پریش و تیره دل نسل جوان را

صفا بخشید، از عشق و توان داد

جمال مبهم تاریخ اسلام

ز یُمن همتّش، گردید روشن

حسان

فاتح فتح الفتوح

رستم رزم آوران، آن نه که در جنگ دیو...

شاخ سر دیو و دد به گاوْ سر کُوبَدا

بلکه جهان پهلوان اوست که از دست خصم

اسلحه برگیرد و به شَرْش در کُوبَدا

مؤلف الغدیر، فاتح فتح الفتوح

رایت این فتح گو به عرش بر کُوبَدا

خفته خواب قرون، خیز که با الغدیر

غُلغله مَحْشَرتْ حلقه به در کُوبَدا

حجّت حقّ شد تمام، از جهت اتّفاق

چند نفاقت درِ فتنه و شر کُوبَدا

کار وصی، چون نبی امر الهی بوَد

«شُورْ» در آن خلق را سر به سقر کُوبَدا

امر گر از خلق بود شُوْر در آن جایز است

امر خدا خلق را «شُوْر» به سر کُوبَدا

هرکه به جنگ خدا، تیغ کشد «شهریار»

تن به زره خاید و سر به سِپر کُوبَدا

استاد محمدحسین شهریار

چه غدیری

«سیّد حسون یعّاج» در وصف الغدیر اشعار زیبایی سروده اند که ترجمه دویست از آن چنین است.

کدام غدیر (گودال آب) است که بر دریا فزونی گیرد؟ غدیر تو دریایی است که دریا از معارضه با آن ناتوان است. اگر بگویی دریا با دریّ که دارد به آن فخر می کند، می گویم در غدیر تو رشته هایی از گوهر است که هیچ دُرّی بمانند آن نتواند بود

 


مجله:گلبرگ-خرداد 1381، شماره 30 ، صفحه 145