جنبش تنباکو نقطه عطف تاریخ بیداری اسلامی


1301 بازدید

جنبش تنباکو نقطه عطف تاریخ بیداری اسلامی

مقدمه:جنبش تنباکو بدون تردید مهم ترین و گسترده ترین قیامی بود که در عصر ناصرالدین شاه روی داد. اگر چه پیش از آن جنبش های مردمی علیه ظلم و ستم شاهان قاجار سابقه داشت اما این جنبش هم از جهت گستردگی و هم نظر مقابله آن با استعمارگران غربی قابل مقایسه با جنبشهای قبل از خود نیست.از اوایل قرن نوزدهم میلادی استعمارگران به خصوص دو کشور روسیه و انگلستان شروع به دست اندازی به منابع ثروت ایران نمودند. جنگهای ایران و روسیه که منجر به قراردادهای گلستان و ترکمنچای شد، خسارات سنگینی به همراه جدایی بخشهایی از خاک ایران را به همراه داشت. در این واقعه نیز شاهد نخستین تلاشها از سوی نهاد دینی برای بیدار نمودن مردم مسلمان در برابر آنچه در حال وقوع بود، هستیم. تجاوزات استعمارگران ادامه یافت. جداسازی هرات توسط انگلستان در عهدنامه پاریس و در پی آن واگذاری امتیازاتی چون  ایجاد خطوط تلگرافی به انگلیس  و بهره برداری از مراکز شیلات به روسیه نشانه های آشکار نفوذ اقتصادی و فرهنگی غرب به جوامع اسلامی بود. در ادامه این روند قرارداد رویتر که مفاد یک طرفه آن و واگذاری بخش عمده ثروت ایران به یک فرد بیگانه برای افراد آگاه در داخل و خارج از کشور حیرت آور بود، نهاد دینی را به شکلی جدی تر به فعالیت وادار کرد و حاج ملا علی کنی به مقابله با امتیاز برخاست. با روشنگری های وی قرارداد به مرحله عمل نرسید. پس از آن بیدارگری های علمای اسلام جنبش تنباکو را علیه امتیاز استعماری دیگری سازمان دهی کرد و با موفقیت به پایان برد. با توجه به نقش بلا منازع علمای اسلام در هدایت جنبش، این موفقیت نقطه عطفی در بیداری اسلامی و مبارزات ضد استعماری ایران و جهان اسلام به شمار می رود.

 

از قرن شانزدهم میلادی رابطه اروپا با سرزمین های اسلامی وارد مرحله جدیدی می شود و سرنوشت مسلمانان شدیداً با اروپا در آمیخته می شود. هلندی ها و پرتقالی ها با کشف راه های دریایی تازه، مناطق نفوذی در سرزمین های اسلامی به دست می آورند و به دنبال آن انگلیسی ها و فرانسوی ها نفوذ خود را در این مناطق گسترش می دهند. روسیه تزاری نیز به دست اندازی به سرزمین های مسلمان نشین مرزهای شرقی خود پرداخت. در واقع این دوران که برابر با قرن چهاردهم هجری قمری(1300 ق) بود، دوران ضعف و فتور کشورهای اسلامی از جمله ایران بیشتر از گذشته نمایان شد. فاصله غرب و جهان صنعتی هر لحظه با جهان اسلام عمیق تر و بیشترمی شد. ثروت و مکنت حاصل از پیشرفتهای صنعتی  به فرنگیان اقتدار سیاسی ـ نظامی و اقتصادی داده بود و رقابتی وحشتناک  در بین دول اروپایی برای استعمار ثروتهای ملل و سرزمینهای اقصی نقاط دنیا در گرفته بود. بهره برداری از منابع خدادادی به تبدیل این سرزمین ها به بازار مصرف کشورهای مقتدر، ظهور پدیده جدیدی را به نام استعمار به عنوان ارمغان آن قرن نشان می دهد.

 در این دوران اروپا راه تکامل می پیمود اما زندگی مسلمانان دچار انحطاط فکری شده بود و آداب و رسوم خرافه ای بر آن غلبه کرده بود این انحطاط مانع تحقیق و تتبع علمی در بین مسلمانان شده بود و برخی تعصبات جای حقایق دینی را گرفته بود مسلمانان گرفتار جهان بینی محدودی شده بودند که با پیشرفت های علمی سازگاری نداشت. اروپائیان که مترصد فرصت بودند از رکود و بی خبری امت اسلامی به سود خود استفاده می کردند و مخصوصاً در قرن شانزدهم دامنه استعمارگری خود را به سرزمین های اسلامی گسترش دادند. مسلمانان به علت برداشت نادرستی که از دیانت داشتند برای مبارزات اجتماعی و ضد استعماری و استبدادی آماده نبودند روشنفکران جامعه عمدتاً تحت تاثیر پیشرفت غرب مجذوب تمدن و فرهنگ غرب شده بودند و راه نجات را مستحیل شدن در آن می دانستند. در چنین شرایطی عده ای از علما ادامه این وضع را خطری جدی برای امت اسلام تلقی کرده و دوام امت اسلام را در بازگشت به فرهنگ اولیه اسلام و به کار بستن تعالیم قرآن و سنت پیامبر می دانستند . آنها با دخالت در امور اجتماعی و سیاسی سعی در بیدار نمودن مردم نمودند.

ایران به لحاظ موقعیت ژئوپولوتیک و قرار داشتن بر سر راه هندوستان و آبهای گرم مورد توجه دول اروپایی بود. در این زمان سلطه و حاکمیت در ایران به دست بی کفایت خاندان قاجار بود و آنها در مقابل انتزاع سرزمینهای ثروت خیز کشور و دادن امتیاز به دول بیگانه نه تنها غمگین و شرمسار نبودند بلکه آن را تضمینی برای استمرار قدرت و حاکمیت خود می دانستند که نمونه آن را قرارداد ترکمنچای و حمایت  روسیه از عباس میرزا برای رسیدن به سلطنت می توان مشاهده کرد. در این میان سهم روسیه و انگلستان در دست اندازی به منابع و ثروت های ایران بیش از دیگر کشورها بود. در مقابل این تهاجم، تنها نهاد بالنده و غمخوار ، نهاد مذهب و مرجعیت بود. از علمای روشنفکری که سعی در بیداری ملل اسلامی در مقابل تهاجم غرب را داشت، سید جمال الدین اسدآبادی بود که در جریان امتیاز تنباکو نیز با مکاتبه با میرزای شیرازی و تحریک او به برخورد فعال با تهاجم انگلیس در جریان امتیاز تنباکو نقش خود را ایفا نمود.

تنباکو ایران از دوره سلاطین صفویه در جهان معروف بود و سیاحان و نمایندگان دولت های مختلف که به ایران آمده یا از ایران عبور نموده بودند، از تنباکوی ایران تعریف کرده اند.(1) علاوه بر میزان زیادی مصرف داخلی تنباکو در ایران، سالانه مقدار زیادی از تنباکوی ایران به کشورهای دیگر صادر می شد.(2)

با توجه به این که صادرات هر کشور به منزله یکی سرچشمه های حیاتی رشد اقتصادی آن کشور به شمار می رود، یکی از وظایف حکومتها، ایجاد تسهیلات برای افزایش صادرات و برداشتن محدودیت های بر سر راه آن است. اعطای امتیاز تنباکو به شرکت انگلیسی، یکی از زیان بارترین قراردادهایی بوده است که در تاریخ ایران بر اقتصاد و بازرگانی داخلی و خارجی ایران وارد شده است. واگذاری چنین امتیازی به اندازه ای حیرت آور بود که برای شخصیت های آگاه داخل و خارج از کشور باورکردنی نبود.

در سفر سوم ناصرالدین شاه به اروپا که در آوریل 1889(1306 م) به اروپا انجام شد، در زمان توقف شاه در انگلستان، از سوی انگلیس ها در زمینه گرفتن امتیازهای جدید به شاه و امین السلطان، صدراعظم پیشنهادهایی صورت گرفت. از جمله این پیشنهادها، پیشنهاد امتیاز توتون و تنباکوی ایران بود. ناصرالدین شاه قبل از این سفر در ژانویه 1889 امتیاز بانک شاهنشاهی را با انحصار نشر اسکناس و بهر برداری از منابع معدنی به بارون جولیوس دو رویتر اعطلا نمود و یک ماه بعد از آن پرنس دالگورکی توانست انحصار پنج ساله راه آهن را برای روسیه کسب کند.(3) اما قرار داد تنباکو بسیار زیان آورتر بود.. ناصرالدین شاه در 8 مارس1980(1307) امتیاز تولید، فروش و صادرات تنباکو را به مدت 50 سال در مقابل سالانه 15 هزار لیره و یک چهارم سود خالص به شرکت انگلیس تالبوت واگذار کرد که به امتیاز رژی(4) معروف است.(5)

تمام 15 فصل امتیازنامه به نفع صاحب امتیاز بود و ماده های دوم، ششم و هشتم از همه مهمتر بود. پیرو این ماده ها به همه زمین دارانی که توتون تولید می کردند، دستور داده بودند که خود را به نمایندگان کمپانی معرفی کنند و در غیر این صورت جریمه و یا زندانی خواهند شد. همچنین پنهان کردن یا فروش خودسرانه توتون نیز ممنوع شده بود و به دارنده امتیاز حق داده شده بود که خودش هر بهایی که بخواهد برای فراورده های توتون معین کند. بدیهی بود که ایرانیان حاضر نبودند، محصولی را که با زحمت به دست آورده بودند به بهایی اندک در اختیار یک شرکت بیگانه قرار دهند و خودشان مجبور باشند برای مصرف داخلی از آن شرکت خریداری کنند. (6) این امتیازنامه یکی از جدی ترین تجاوزات استعمارگران به منابع ثروت کشور بود که تا این زمان انجام شده بود.

تالبوت پس از تشکیل شرکت سلطنتی تنباکوی ایران در لندن در آوریل 1891 با کارکنانش به ایران بازگشت تا آنچه را که به رژی تنباکو معروف شد، سازمان دهد.(7) در ایران آن روز یک پنجم مردم در کار خرید و فروش و کشت تنباکو و توتون بودند و سالی 435 تن به ترکیه و هند و افغانستان صادر می شد. سود کمپانی را به سالی 500 هزار لیره تخمین می زدند. ضمناً شرکت حق داشت کلیه اسباب و وسایل وآلات لازم را بدون پرداخت مالیات وارد سازد و از این راه سود سرشاری به دست آورد.

هجوم انگلیسی ها به ایران به بهانه این که کارمندان کمپانی تنباکو هستند، چنان گستاخانه و مغرورانه بود که در برخورد با مردم سخت بی پروا و باخشونت رفتار می کردند. آنها به ایران مانند یک کشور مغلوب نگاه می کردند. سپس کمپانی به همه نقاط ایران حتی به دهات و روستاها نیز نمایندگان خود را اعزام کرد و اداره خود را دایر نمود. آنها حتی به حکومت نیز اعتنایی نمی کردند و دولتی ها هم که همگی جزو رشوه خوران کمپانی بودند هر روز به حکام ولایات جهت پیشرفت امور ماموران کمپانی اوامری صادر میکردند.(8)

اگر چه نخستین اعتراض به امتیاز نامه تنباکو از خارج از کشور برخاست و در دو مقاله در روزنامه اختر که توسط ایرانیان در استانبول  منتشر می شد، نسبت به واگذاری این امتیاز اعتراض شده بود. (9) اما روشنگری علمای اسلامی و به کار گیری آموزه ای دینی در این راه بود که مقاومت جدی را در برابر این تهاجم استعماری در داخل کشور به وجود آورد و هدایت نمود. این مسئله ای است که حتی نویسندگان غربی نیز بر آن تاکید دارند. جان فوران می نویسد: «جنبش تنباکو توسط روحانیت رهبری شد...روحانیت رهبری اصلی جنبش را برعهده داشت... نقش آنان در جنبش قاطع و تعیین­کننده بود.»(10) در دور دوم مذاکرات با دولت  میرزای آشتیانی صریحا موضع خود را اعلام کرد و گفت که اعتراض علما چیزی بیش از شورش علیه امتیاز نامه تنباکو است و آنها درصدد آنند که به طور کلی تسلط فرنگی بر اقتصاد کشور را از بین ببرند . این نکته نشان می دهد که جنبش تنباکو بخشی از جریانی است که در ایران آغاز شده است و این جریان همان بیداری نسبت به نفوذ استعمار برای غارت ثروت های سرزمین های اسلامی است . در میان اسناد و مکتوبات مربوط به شیخ فضل الله نوری، رساله ای است حاوی شصت مساله که پاسخ آن از سوی میرزای شیرازی داده شده است و مجموعه آن در سال 1306 ق نشر یافته است. یکی از این مسائل، سوالی است در خصوص استفاده از اجناس خارجی و پاسخی که میرزای شیرازی بدان داده است. در مضمون فتوای میرزای شیرازی بر خلاف سنت جاری علما، پاسخ میزرا اجمالی نیست بلکه تفصیلی است.مقصود میرزا فقط بیان حکم نبوده است بلکه تنویر افکار و افشای توطئه اجانب بر اهمیت اولی مترتب می باشد. جالب است که این فتوا مربوط به 29 صفر 1306 ق یعنی حدود سه سال قبل جریان رژی است. در مجموع عاملی که تار و پود جامعه‌ای را می‌لرزاند و طبقات و گروه های گسسته جامعه را به هم جوش می‌داد و آنها را برای قیام یک پارچه می‌کرد، چیزی نبود مگر اسلام و خاصه شیعه که در متن و بطن خود آرمان ظلم­ستیزی و عدالت­گستری را به بهترین وجه نهادینه کرده بود. پس از روشنگری های علمای دینی به تدریج زمزمه های مخالفت با امتیاز رژی از هر طرف برخاست و عده ای از مهین پرستان به پا خواستند و نهضت مقاومتی بر علیه تاراج ثروت ملی کشور و نفوذ فرهنگی غرب به کشور تشکیل دادند. این نهضت از نقاط عطف تاریخ بیداری اسلامی محسوب می شود. اگرچه در این نهضت گروههای دیگری به غیر از علما شرکت جستند و نقشی ایفا کردند اما در مجموع هسته اصلی جنبش و ایدئولوژی آن اسلامی بود و رهبری آن در دست علمای اسلام قرار داشت. نقش علمایی چون میرزای شیرازی و میرزا حسن آشتیانی در روشنگری و بیدار نمودن مردم بارز است.

در شیراز یکی از روحانیون به نام سید علی اکبر فال اسیری مجتهد، در مسجد وکیل شیراز بالای منبر رفت و سخنرانی موثری علیه امتیاز رژی انجام داد و در حالی که شمشیری را تکان می داد گفت: اگر نمایندگان انحصار بخواهند وارد شیراز  شوند، اعلام جهاد می کنم.(11) زمانی که این جریان به اطلاع امین السلطان، صدر اعظم شاه رسید، فرمان ساکت نمودن مردم را با اعمال زور صادر کرد. قوام الملک حاکم شیراز دستور اخراج سید از شیراز را صادر نمود و برای آنکه با عکس العمل مردم روبرو نشود، شب هنگام فال اسیری را دستگیر کرده و از راه بوشهر به بصره فرستادند.

پس از فارس، جنبش ضد امتیاز رژی در تبریز، دومین شهر بزرگ ایران در آن زمان به حرکت در آمد. آذربایجان برخلاف فارس، اصفهان و کاشان توتونکار زیادی نداشت اما تجارت خارجی تنباکوی ایران عمدتاً در دست تجار آذربایجان بود.(12)

در جریان قیام در تبریز، اعلان های رسمی شرکت تنباکو پاره شد و اعلامیه های انقلابی جایگزین آنها گشتند. در اعلامیه ذکر شده بود که هرکس با کمپانی همکاری کند، کشته می شود. مردم تبریز با ارسال تلگرافی برای شاه، علیه فروش حقوق خود به بیگانگان اعتراض کرده و عزم خود را در دفاع قهریه از آن حق اعلام داشتند. جنبش ضد رژی در تبریز با سخنان تهدید آمیزی که در مساجد گفته می شد در ماه محرم گسترش یافت و در هفتم محرم 1309 میرزا جواد آقا مجتهد تبریزی به مخالفت جدی با رژی سخن گفت و امتیاز را مخالف با اسلام دانست.(13)

در نیمه صفر 1309 جنبش ضد رژی به اصفهان سرایت کرد. در اصفهان نیز که علما مرکزیتی داشتند، آقا نجفی و برادرش شیخ محمد علی ، فتوای تحریم خرید و فروش و استعمال تنباکو را صادر کرد و در اصفهان اثر بسیار گذاشت. از طرف تجار عریضه ای در مخالفت با رژی به ظل السطان حاکم اصفهان تقدیم شد. دستگاه رژیم در اصفهان نیرومند بود چون هم کمپانی تجاری انگلیسی خلیج فارس در آنجا فعالیت اقتصادی وسیعی داشت و هم ظل السلطان از رژی حمایت بی دریغی داشت. وی دستور داده بود بدون هیچ حرفی محصول دخانیات را به کارگزاران رژی بفروشند. اما آثار مقاومت از آغاز محسوس بود. در اصفهان یکی از بازرگانان بزرگ شهر در پاسخ حاکم اصفهان که دستور تحویل توتون ها به شرکت رژی را داده بود، تمام تنباکوها و توتون های خریداری شده را در حیاط منزلش آتش زد.(14) لذا دستورنامه هایی که عمال حکومت صادر کردند از حد تهدید و هراساندن مردم فراتر نرفت، زیرا جرات و قدرت مقابله با رهبران مذهبی و موج خشمگین مردم را نداشت.

حاج میرزا محمد حسن معروف به میرزای شیرازی در رهبری و به نتیجه رساندن خواسته های جنبش تنباکو نقشی اساسی ایفا کرد. وی فرزند میرزا سید محمود حسینی و متولد سال 1320ق در شیراز است. وی در 8 سالگی مقدمات را تمام کرد و فنون خطابه و منبر را نزد میرزا ابراهیم شیرازی و لمعه را نزد شیخ محمد تقی شیرازی آموخت سپس برای ادامه تحصیل به اصفهان رفت و در مدرسه صدر مشغول به تحصیل شد. ده سال بعد به نجف رفت و در درس صاحب جواهر شرکت کرد و بعد از او به درس شیخ انصاری رفت و به یکی از شاگردان برجسته شیخ تبدیل شد. میرزا بعد از شیخ انصاری مرجعیت عامه یافت وحدود 23 سال مرجع علی­الاطلاق شیعه گردید. علیرغم این که از میرزا اثری کتبی باقی نمانده، اما علمای زیادی در حوزه ی درسی شان پرورش یافتند که برخی از مهمترین آنها عبارتند از: آخوند ملامحمدکاظم خراسانی، میرزا حبیب مجتهد خراسانی، سیدمحمدکاظم طباطبایی یزدی، سیداسماعیل صدر، حاجآقا رضا همدانی، میرزای نائینی، سیدمحمد فشارکی اصفهانی و میرزا محمدتقی شیرازی و شیخ فضل الله نوری. میرزا در سن 82 سالگی در سامرا به علت بیماری سل چشم از جهان فروبست و در جوار مرقد حضرت علی(ع) به خاک سپرده شد.(15)

علما و مردم برای حل ماجرای  تنباکو به میرزای شیرازی که در سامرا اقامت داشت پناه بردند. ایشان در ابتدا طی نامه ای به شاه، ضمن اشاره به زیان امتیاز تنباکو لغو آن را خواستار شد. در این نامه به تاریخ 19 ذیحجه 1308 ق  میرزا با شرح مفاسد مداخلات خارجی در امور داخلی ایران و اختلاط اتباع خارجه با مسلمین آن را منافی صریح قرآن مجید و نوامیس الهیه و موهن استقلال دولت و مخل نظام مملکت و موجب پریشانی عموم رعیت دانسته بود.(16) شاه اهمیتی به اعتراض میرزای شیرازی نداد و به نماینده ی ایران در بغداد گفت، نزد میرزا برود و فواید امتیاز را بازگوید. میرزای شیرازی که با جواب آنها قانع نشده بود، اعلام کرد «اگر دولت از عهده بر نمی آید ملت از جواب حسابی عاجز نیست.» میرزای شیرازی مجددا با ارسال تلگرافی در ربیع الثانی 1309 ق بر شاه اتمام حجت کردکه شاه مجددا پاسخ قانع کننده ای نداد.(17) بالاخره در جمادی الاول 1309 ه­.ق (آذر 1270 ه.ش)  میرزای شیرازی مرجع تشیع در فتوایی که از سامرا صادر کرد، استعمال توتون و تنباکو را محاربه با امام زمان دانست. متن به این شرح بود: «بسم الله الرحمن الرحیم ـ الیوم استعمال تنباکو و توتون بای نحو کان در حکم محاربه با امام زمان عجل الله فرجه است. حرره الاحقر: محمد حسن الحسینی» (18) بدین ترتیب در اوضاعی که تجارت مسلمین و کشور ایران رو به ضعف و نابودی می رفت و اجناس خارجی هر روز بازارهای عالم را اشغال و اشباع می ساخت، میرزای شیرازی فصل جدیدی را از مبارزه با اجنبی آغاز کرد که کاملاً تازگی داشت و هیچ سابقه ای از قبل نسبت به آن یافت نمی شود و تحت عنوان تحریم مطرح شد. تحریم کالاها و اجناس خارجی، آن هم با تفسیر و توجیه مذهبی، سلاح برنده ای بود که به عنوان مبارزه و مقاومت منفی در فرهنگ سیاسی جای خود را باز کرد و از آن پس بسیاری از ملل تحت ستم همچون هند تحت رهبری گاندی، از آن سود جستند و به نتایج مطلوبی نیز رسیدند.

دولت و کمپانی در مقام از بین بردن آثار فتوا برآمدند.اول دستور دادند نسخ فتوا را جمع آوری کنند. اما خیلی دیر شده بود. چرا که خطبا و وعاظ آن را برای مردم خوانده، تفسیر و به سرعت در میان آنها تکثیر کرده بودند.چون حکومت با انتشار سریع فتوا مواجه شده بود درصدد انکار آن برآمد و آن را جعلی خواند. این حربه نیز با هجوم مردم به سمت تلگراف خانه ها و ممانعت ماموران دولتی از دسترسی مردم به تلگراف خانه برملا شد.  مردم نیز در سراسر ایران فتوای میرزا را سرلوحه کار قرار دادند و در یک جبهه واحد قرار گرفتند و بعد از تحریم استعمال دخانیات تا لغو امتیاز توسط روحانیون بلند پایه، دکه های تنباکو فروشی بسته شد. ملت با یکدلی حیرت آوری عکس العمل نشان داد. همه مردم قلیان ها و سیگارها را که مانند چای برای هر گردهمایی یا ضیافتی لازم می شمردند، کنار گذاردند و حتی این تحریم به داخل کاخ سلطنتی نیز کشیده شد.(19) در قصر ناصرالدین‌شاه زنان حرم از آماده ساختن تنباکو برای شاه استنکاف ورزیدند. شیخیه هم از حکم میرزا تبیعت کردند رئیس آنها اعلام کرد که شیخیه فقط در فروع با شریعتمداران اختلاف دارند، اما در مسائل سیاسی از این دست با مجتهدین همسو هستند و ابتدا خود قلیان را ترک کرد. ماموران خارجی هم در برابر امتناع استعمال دخانیات کارکنان ایرانی خود عکس العمل نشان ندادند(20)

در این میان مقاومت مردم بی سابقه بود، تقاضای واحدی مطرح می شد و در این زمینه کلیه مردم اعم از زن ، مرد ، اعیان و عوام و پیر و جوان فقط لغو امتیاز نامه را می خواستند. سنخ مقاومت هم تازه و بی نظیر بود. اعتماد السلطنه نوشت:«از صدر اسلام تاکنون در مملکت شیعه این طور ایستادگی از علما دیده نشده بود» (21)

شاه در برابر مخالفت علما در 4 ژانویه 1892(2 جمادی الثانی 1309) برای میرزا حسن آشتیانی که رهبری جنبش را در تهران به دست داشت پیام فرستاد که یا قلیان کشیدن را مجدداً شروع کند و سرمشقی به مردم بدهد و یا ایران را ترک کند. آشتیانی جواب داد که ترجیح می دهد، برود. این اخبار با سرعت در شهر منتشر شد و هزاران نفر دور ارگ سلطنتی را گرفته و به شاه فحش می دادند. تظاهرات 7 کشته و 20 مجروح به جا گذاشت.

در روز 5 ژانویه آشتیانی نه هنوز قلیان کشیده بود و نه شهر را ترک کرده بود.شاه به او پیغام داد که بماند و به عنوان نشانه آشتی یک انگشتر برلیان برای او فرستاد. اما مجتهد این هدیه را نپذیرفت مگر پس از دریافت خبر انحلال رژی که توسط مدیر شرکت اعلام شد و دعوت کرد که فروشندگان توتون و تنباکو برای پس گرفتن اجناس خود مراجعه نمایند.(22)

 بدین ترتیب بزرگترین جنبش قرن نوزردهم علیه کمپانی تالبوت، پیمانکار انگلیسی تنباکو در ایران آغاز شد. دامنه این تظاهرات، تهران، تبریز، اصفهان و شیراز و شهرهای بزرگ ایران را فرا گرفت. در تهران برای جنگ با بیگانگان تا لغو این امتیاز ، همه مردم به جهاد فرا خوانده شدند. مردم به طرف کاخ سلطنتی هجوم بردند. ناصرالدین شاه که به شدت وحشت زده شده بود و از سفارت روسیه نیز برای کمک در متفرق کردن مردم  توسط بریگارد قزاق، جواب منفی شنیده بود، به گارد سلطنتی دستور داد به مردم شلیک کنند. در نتیجه عده ای کشته و زخمی شدند. اما این اقدامات نتوانستند جلوی جنبش مردم را بگیرند. برای انگلیسی ها و شاه روشن شد که انجام امتیاز تنباکو محکوم به ناکامی است. دولت انگلستان با لغو این قرارداد به شدت مخالفت می کرد ولی طغیان مردم در اطراف کاخ های سلطنتی تشدید شد. ناصرالدین شاه برای «سر فرانک لاسلاس»، وزیر مختار انگلیس پیغام فرستاد که سلطنت و جانش در خطر است و کار به دست ملت و روحانیون افتاده و صلاح در این است که امتیاز نامه لغو شود. انگلیسی ها در ابتدا زیر بار نمی رفتند با مشاهده اصرار شاه پاسخ دادند که با اخذ 500 هزار لیره غرامت از امتیاز صرف نظر خواهند کرد. ناصرالدین شاه با عجله این مبلغ را در مقابل گرو گذاشتن عواید گمرکات بنادر جنوب از بانک شاهنشاهی قرض کرد و قسمتی از آن را به شرکت صاحب امتیاز پرداخت و امتیاز را در 25 ژانویه 1892(25 جمادی الاخر 1309 ق) لغو کرد.

نقش محوری میرزای شیرازی در جنبش تنباکو با مروری بر حوادث جنبش قابل ملاحظه است. نخست آن که  نامه های شاه به میرزا و پاسخ های میرزا  نشان می دهد که شاه طرف حساب اصلی خود را علما می دانست و علاوه بر آن به نقش محوری میرزا در میان علما پی برده بود.  دیگر آن که  زمانی که امین السطان  از علما خواست تا از لغو قرارداد چشم پوشی کنند، آنها جواب دادند که با وجود ابقای امتیازنامه توان حکم دادن و حلیت استعمال تنباکو را ندارند و حکمی که توسط میرزای شیرازی صادر شده است فقط توسط خود او قابل تغییر است.  از سوی دیگر چنانکه ملاحظه می شود پافشاری میرزا در لغو کامل امتیاز رژی بسیار تاثیر گذار است. این نکته زمانی اهمیت بیشتری خواهد داشت که توجه کنیم حتی تندروترین علمای پایتخت یعنی آشتیانی به گونه ای در صدد ختم ماجرا بودند.

 به طور کلی باید گفت که بیداری اسلامی در این مقطع هنوز متوجه استعمار خارجی بود نه استبداد. بعدها علما و سردمداران جنبش بیداری مردم به این نتیجه می رسند که تا استبداد داخلی از بین نرود نتیجه ای حاصل نخواهد شد. بنابراین هدف کلی الغای امتیاز رژی حفظ تمامیت ارضی و اعتقادی مردم بود.  سخنی از جهاد علیه سلطنت در میان نبود. چنانکه میرزای شیرازی در پاسخ به شاه نه تنها موضع خود بلکه فلسفه کلی نهضت را تشریح کرد او اعلام داشت که خیزش مردم در جهت تقویت اقتدار دولت مرکزی است و جنبش مردم از آن روی اتفاق افتاده که گمان می رفته است دولت مسئله ای که خود به وجود آورده است نمی تواند حل کند و برای حل آن نیاز به حمایت مردم دارد. پس مردم هدفی جز رفع استیلای بیگانه نمی طلبند و هویت حرکت آنها خیزش علیه بنیادهای دولت مرکزی نیست. او اعتراض علیه رژی را وظیفه شرعی دانست و این که کسی حق تخلف از وظایف را ندارد.

 

پی نوشتها:

1 ـ محمود محمود، تاریخ روابط سیاسی ایران و انگلیس در قرن نوزدهم، تهران: انتشارات اقبال 13  ، ج4،ص1584

2 ـ بر اساس تخمین کتابچی خان، رئیس گمرکات ایران، مصرف داخلی تنباکو در ایران حدود 232/52 تن و صادرات به بغداد، بیروت، قاهره، عربستان، هندوستان، و افغانستان650/4 تن بوده است.(جرج کرزن، ایران و قضیه ایران، ص 585ـ 595)

3ـ احمد خان ملک ساسانی، سیاستگران دوره قاجار،تهران: گلستان، 1376، ص 162ـ156

4ـ چون امتیاز نوعی انحصار را به همراه داشت که در زبان فرانسه آن را رژی می گویند و در ایران نیز به امتیاز رژی معروف گردید.

5ـ پیتر آوری، تاریخ معاصر ایران از تاسیس تا انقراض سلسله قاجاریه، تهران : موسسه‌ انتشارات‌ عطایی ،  1379، ص 195

6ـ ادوارد براون، انقلاب مشروطیت ایران، ترجمه مهری قزوینی، تهران: انتشارات امیرکبیر، 1376، ص63

7ـ محمود محمود، ص 1580ـ1587

8 ـ سید تقی نصر، ایران در برخورد با استعمارگران از آغاز تا مشروطیت،  تهران : شرکت مؤلفان و مترجمان ایران ، 1363 ،  ص 360

9ـ  برای اطلاع بیشتر از مضمون این مقالات رجوع کنید به (حسن اصفهانی کربلایی، تاریخ دخانیه، به کوشش رسول جعفریان ، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی،1382 ، 61ـ 47 و یعقوب آژند، قیام تنباکو، تهران: کتابهای شکوفه وابسته به انتشارات امیرکبیر،1367،ص 87ـ85

10ـ  جان فوران، مقاومت شکننده، تاریخ تحولات اجتماعی ایران ار سال 1500 میلادی مطابق با 879 شمسی تا انقلاب ، تهران: موسسه خدمات فرهنگی رسا، 1386، ص 254

11ـ پیتر آوری، همان،ص 159

12ـ احمد خان ملک ساسانی، همان،ص433

13 ـ نیکی کدی، تحریم تنباکو در ایران، تهران: انتشارات کتابهای جیبی،1365، ص97

14ـ محمود افشار یزدی، سیاست اروپا در ایران، ص 256

15 ـ محمد دزفولی، ابعاد شخصیت میرزای شیرازی، ( سده تحریم تنباکو: مجموعه مقالات صدمین سالگرد قیام تنباکو)، به اهتمام موسی نجفی و رسول نجفیان، تهران: انتشارات امیرکبیر،1373 ، ص 163ـ147

16 ـ محمد حسن رجبی(دوانی)، مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه دوره قاجار، تهران:نشر نی، 1390، ص 348

17ـ همان، ص 350

18ـ همان، ص352

19 ـ ناظم الاسلام کرمانی، تاریخ بیداری ایرانیان، ص 38ـ 33

20 ـ همان، مقدمه ص21

21 ـ روزنامه خاطرات اعتماد السلطنه، ص781.

22 ـ فوریه، سه سال در دربار ایران، ترجمه عباس اقبال آشتیانی ،تهران: دنیای کتاب، 1368،ص24ـ20


مرکز اسناد انقلاب اسلامی