قرارداد سری نفت در برابر موشک

روایتی از همکاری پنهان پهلوی با رژیم صهیونیستی


قرارداد سری نفت در برابر موشکاز چپ، حسن طوفانیان و بهرام آریانا در مقر فرماندهی ارتش رژیم صهیونیستی

یکی از نقاط ثقل روابط پنهان نظامی و امنیتی ایران و اسرائیل در دوره پهلوی، به ۱۸ فروردین‌ماه ۱۳۵۶ باز می‌گردد. در این روز، ارتشبد طوفانیان، معاون وزارت جنگ و مسئول خریدهای نظامی شاه، در تهران قراردادی عمده با شیمون پرز امضا کرد. این قرارداد که بر پایه مبادله نفت با اسلحه تنظیم شده بود، شامل همکاری فنی و تولید موشک‌های زمین به زمین می‌شد. ماجرا از سال‌ها پیش و با اعزام طوفانیان به اسرائیل برای استفاده از تجارب صهیونیست‌ها در مدرنیزه کردن ارتش آغاز شده بود.

نوشتار پیش رو بریده‌ای از صفحات ۴۴ تا ۵۰ کتاب «همکاری ساواک و موساد» است. این کتاب که توسط مرکز اسناد انقلاب اسلامی و به قلم تقی نجاری‌راد منتشر شده است، فراز و فرودهای آن همکاری سری را روایت می‌کند.

 

اعزام طوفانیان به اسرائیل

«لوبرانی» نماینده اسرائیل، [...] برای از سرگیری همکاری نظامی، [...] بدون آن که از دولت متبوعش دستور داشته باشد، با اسدالله علم وزیر دربار ملاقات و به نام نخست‌وزیر اسرائیل از وی برای مسافرت به کشورش دعوت کرد تا ضمن گردش در اسرائیل از صنایع نظامی آن کشور نیز دیدن کند. شاه با این سفر موافقت نکرد و ترجیح داد که ارتشبد طوفانیان معاون وزارت جنگ و مسئول خریدهای نظامی این سفر را انجام بدهد.[1]

 

همکاری‌های نظامی

سفر ارتشبد طوفانیان از نظر اسرائیلی‌ها به معنی گرم شدن روابط دو کشور بود. لذا تصمیم گرفتند از فرصت به دست آمده حداکثر استفاده را ببرند. در این سفر طوفانیان و همراهان او از صنایع مختلف نظامی اسرائیل دیدن کردند. هر چند به آن‌ها اجازه داده نشد تکنولوژی‌های بسیار سری را ببینند، اما از آنچه که دیدند به شدت تحت تأثیر قرار گرفتند. طوفانیان و همراهان او در این سفر با رابین[2]، نخست وزیر، شیمون پرز[3]، وزیر دفاع و مردخای گور[4]، رئیس ستاد ارتش اسرائیل نیز ملاقات کردند. طوفانیان پس از بازگشت گزارش بسیار مثبتی به شاه داد. از این رو تصور می‌رفت که به دنبال این بازدید و گزارش طوفانیان، همکاری‌های دو کشور بیشتر شود، اما شاه از پیامدهای سیاسی همکاری بیشتر با اسرائیل نگران بود. او نه تنها از واکنش کشورهای میانه‌رو عرب می‌ترسید، از واکنش داخلی ایران نیز واهمه داشت و به این جهت تقاضای مهلت کرد.

در این هنگام محیط سیاسی خاورمیانه نسبتاً آرام بود؛ چون از وقتی موافقتنامه جداسازی نیروها در سپتامبر ۱۹۷۵ با مصر امضا شد، روابط اعراب و اسرائیل رو به آرامش نهاده و توجه جهانیان به جنگ داخلی لبنان و دخالت سوریه در آن معطوف شده بود. این محیط آرام موجبات سومین و آخرین سفر اسحاق رابین به تهران در ایام نوروز سال ۱۳۵۵ را فراهم کرد. این بار نیز شاه در نوشهر به سر می‌برد و در آنجا با رابین ملاقات و مذاکره کرد. بر خلاف دیدارهای گذشته، این بار مسئله غامضی در میان نبود و هدف ملاقات، تنها این بود که با شاه گفت‌و شنود سیاسی در محیطی آرام برقرار شود و این مسئله به عنوان وزنه متقابلی در برابر نفوذ اعراب به کار رود.[5] چند ماه بعد، در شهریورماه ۱۳۵۵، شیمون پرز، وزیر دفاع اسرائیل به تهران آمد.

روز قبل از ورود پرز، اسدالله علم وزیر دربار ایران با «لوبرانی»، نماینده اسرائیل ملاقات کرد. در این دیدار، نماینده اسرائیل به علم پیشنهاد کرد که شاه راجع به موضوع اقدام مشترک برای مجاب کردن سنای آمریکا مبنی بر این که فروش اسلحه به ایران را بپذیرند، با پرز گفت‌وگو کند.[6] شیمون پرز، پس از ورود به تهران، در کاخ نیاوران با شاه ملاقات کرد. در ابتدا شاه طبق معمول، نظر ارتش را درباره مسائل گوناگون بین‌المللی به تفصیل شرح داد. او از آمریکا به دلیل درک نکردن تغییراتی که در خاورمیانه صورت گرفته، انتقاد کرد، سپس به خطراتی که ایران را از جانب شوروی تهدید می‌کرد، اشاره نموده و گفت: «شوروی مایل است هلال خصیب را تبدیل به هلال سرخ کند و خلیج فارس را از طریق عراق، افغانستان و بلوچستان مورد تهدید قرار دهد.» شاه استدلال کرد که: «در چنین شرایطی، ایران باید قوی باشد، تا بتواند از خودش دفاع کند، ولی متأسفانه گروه فشار یهودیان آمریکا این موضوع را درک نکرده و مانع از حمله به او و کشورش در روزنامه‌های آمریکا نمی‌شوند. فروش اسلحه به ایران با تأخیر صورت می‌گیرد و ماه‌ها در کمیته‌های مختلف کنگره آمریکا معطل می‌ماند. در این حال فلسطینی‌ها محیط خاورمیانه را مسموم کرده و در هر یک از کشورهای طرفدار غرب، در منطقه خرابکاری می‌کنند. عراق همچنان چشم طمع به کویت دوخته است. شوروی به شورشیان ظفار کمک می‌رساند. پس ایران چاره‌ای جز اینکه به خودش اتکاء داشته باشد، ندارد.»

 

نفت در برابر سلاح

[…] به دنبال ملاقات پرز با شاه، مذاکرات فنی درباره صنایع نظامی دو کشور در اقامتگاه لویزان در تهران آغاز شد که شامل شش طرح بود. مهم‌ترین این طرح‌ها، تولید موشک‌های زمین به زمین دارای ۴۵۰ کیلومتر برد و حامل کلاهک‌های غیراتمی ۳۵۰ پوندی می‌شد. این معاملات بر اساس مبادله نفت با اسلحه انجام می‌گرفت و ارزش آن بالغ بر 1.2 میلیارد دلار بود. قرار شد به محض امضای قرارداد، ایران معادل ۲۵۰ میلیون دلار نفت به عنوان پیش پرداخت به اسرائیل بدهد. دو کشور شروع به مبادله هیئت‌های کارشناسی کردند و سرانجام جایگاه تولید موشک‌های مزبور در ناحیه سیرجان تعیین و قرار شد مادام که قرارداد امضا نشده، دو کشور آن را به کلی سری نگه دارند و به خصوص اجازه ندهند دولت آمریکا از آن بویی ببرد؛ زیرا می‌ترسیدند حکومت کارتر به هر دو کشور فشار وارد سازد، تا آن را لغو کنند.

در فروردین‌ماه ۱۳۵۶ کلیه‌ی قراردادها آماده امضا شده بود. بنابراین شیمون پرز وزیر دفاع اسرائیل مجدداً به تهران آمد و پس از رسیدن به حضور شاه، قرارداد همکاری فنی بین دو کشور را امضا کرد.

 

[1] عبدالرضا هوشنگ مهدوی، صحنه هایی از تاریخ معاصر ایران، مقاله ۲۵ سال همکاری محرمانه شاه و اسراییل، تهران، انتشارات علمی، ۱۳۷۷، صص ۴۵۳_۴۵۵

[2] Rabin

[3] Shimon Peres

[4] Merdkhi Gor

[5] همان، ص ۴۵۶

[6] امیراسدالله علم، گفتگوهای من با شاه خاطرات محرمانه امیراسدالله علم، ترجمه ی گروه مترجمان، تهران، انتشارات طرح نو، ۱۳۷۱، ص ۸۱۴