مروری به فرایند انحلال حزب خلق مسلمان

انبار سلاح در زیرزمین منزل شریعتمداری چگونه کشف شد؟


انبار سلاح در زیرزمین منزل شریعتمداری چگونه کشف شد؟استقبال و پذیرایی آیت‌الله شریعتمداری از آشوب‌آفرینان حزب خلق مسلمان- ۱۳۵۸ - قم

پس از پیروزی انقلاب اسلامی، رویارویی جریان‌های سیاسی مخالف با مبانی نظام نوپای جمهوری اسلامی، صحنه‌ای پرتنش را رقم زد. از آن جمله تشکیل جریانی با عنوان «خط میانه» با حمایت آمریکا بود. (برای آشنایی با خط میانه، اینجا را بخوانید)

در این راستا، نزدیکان شریعتمداری به تلقید از «حزب جمهوری اسلامی»، « حزب جمهوری اسلامی خلق ‌مسلمان» (که به اختصار حزب خلق مسمان خوانده می‌شد) را با حمایت رسمی آیت‌الله شریعتمداری، گزینه بدیل آمریکا در برابر امام تأسیس کردند. اوج این تقابل، در آذرماه سال ۱۳۵۸ و با اقدامات تهاجمی و ایجاد اغتشاش در آذربایجان، به‌ویژه اشغال رادیو و تلویزیون تبریز، تجلی یافت. فشار افکار عمومی و پیامدهای اقدامات حزب، سرانجام فرآیندی را کلید زد که به نقطه پایانی مشخصی منتهی و در پانزدهم دی‌ماه ۱۳۵۸ رسماً حزب خلق ‌مسلمان منحل شد.

روایت این موضوع در صفحات ۱۵۱ تا 188 از کتاب «حزب خلق مسلمان ایران، از ظهور تا سقوط» به رشته تحریر درآمده است. کتابی که توسط دفتر پژوهش‌های مؤسسه کیهان و به قلم اصغر حیدری منتشر شده و خواندن آن خالی از لطف نیست.

 

درخواست مردم: انحلال

به دنبال غائله‌آفرینی حزب خلق‌مسلمان در آذربایجان و به‌ویژه شهر تبریز در آذرماه سال ۱۳۵۸ که منجر به اشغال رادیو و تلویزیون تبریز شد و ماهیت ضدانقلابی این حزب روشن گردید، مردم مسلمان آذربایجان و تبریز راهپیمایی‌های عظیم و پرشکوهی علیه حزب خلق‌ مسلمان برپا نمودند و اقشار گوناگون ملت مسلمان ایران و روحانیون شهرهای مختلف با ارسال تلگراف، طومار و انتشار اطلاعیه‌هایی خواستار انحلال حزب خلق ‌مسلمان شدند. فشارهای مردمی بر بانی و حامی حزب افزایش یافت تا جایی که کارکنان دارالتبلیغ اسلامی قم که مؤسسه‌ای وابسته به آیت‌الله شریعتمداری بود، طی نامه‌های سرگشاده‌ای ضمن ابراز انزجار از دخالت‌ها و اقدامات ناروا و متعصبانه حسن شریعتمداری پسر آیت‌الله چنین نوشتند: «حضرت آیت‌الله! ما کارکنان دارالتبلیغ مصرانه از شما می‌خواهیم عدم وابستگی و ارتباط خود را به حزب خلق‌مسلمان به‌طور رسمی و قاطعانه برای ملت ایران و خصوصاً مردم غیور آذربایجان اعلام کنید تا تکلیف مردمی که به تبع از شما به این حزب روی آورده‌اند، روشن شود. […]»[1]

 

توقف موقت

حزب خلق‌ مسلمان که با این حجم عظیم از مخالفت‌ها و درخواست‌های انحلال مواجه شده بود به ناچار در تاریخ بیست‌وچهارم آذر ۱۳۵۸ فعالیت خود را متوقف کرد و طی اطلاعیه‌ای در مورد علل این تصمیم نوشت: «ملت شریف ایران! حزب جمهوری اسلامی خلق ‌مسلمان ایران از ابتدای تأسیس، هدف و عمل خود را پشتیبانی از ره‌آوردهای انقلاب اسلامی و تقویت جمهوری اسلامی قرار داده است. علاقه‌مندی و احترام مؤسسین و دست‌اندرکاران حزب به مراجع بزرگوار تقلید به هیچ‌وجه دلیل وابستگی سیاسی به آن‌ها نمی‌باشد و حزب دارای خط‌مشی سیاسی مستقل می‌باشد. با وجود این، عده‌ای سعی می‌کنند نیک و بد حزب را به حضرت آیت‌الله‌العظمی شریعتمداری منتسب نمایند.» در ادامه اطلاعیه، کشته شدن پاسدار منزل آیت‌الله شریعتمداری، تجمع مردم تبریز در صداوسیما و تصرف آن توسط مردم و نه اعضای حزب شرح داده و سپس چنین نوشته شده است: «سیل اتهامات به سوی حزب خلق‌مسلمان سرازیر گردید و مسئولیت تمام نارسایی‌ها و ناآرامی‌ها را متوجه این حزب کردند و حزب را ضدانقلاب، ارتجاعی و وابسته به امپریالیسم و صهیونیسم جلوه دادند. سیل اتهامات چنان بی‌پایه و بی‌اساس است که ما خود را محتاج به دفاع در مقابل آن نمی‌بینیم؛ چون جو اختناق‌آمیز موجود را به هیچ‌وجه مساعد برای فعالیت سیاسی آزاد نمی‌دانیم. ضمن رد تمام اتهامات، تا ایجاد شرایط مساعد دفاتر خود را در کلیه نقاط ایران موقتاً تعطیل کرده و از هرگونه فعالیت حزبی خودداری می‌نماییم […].»[2]

 

خودداری از مصاحبه

اتخاذ چنین تصمیمی از سوی حزب و درخواست مکرر از آیت‌الله شریعتمداری برای انحلال آن باعث شد که خبرنگاران و روزنامه‌های داخلی و خارجی به‌طور مکرر خواستار مصاحبه با آیت‌الله شوند اما دفتر وی با انتشار اطلاعیه‌ای عنوان نمود آیت‌الله شریعتمداری تا اطلاع ثانوی هیچ مصاحبه و گفت‌وگویی را نمی‌پذیرد.[3] […]

 

ادامه آشوب‌ها و...

حزب خلق‌ مسلمان علی‌رغم ادعای توقف فعالیت‌هایش با استفاده از نیروی نظامی کمیته‌های انقلاب تحت سلطه خود در تبریز آشوب خونینی به راه انداخت. نماز جمعه، رادیو و تلویزیون، بانک‌ها، دفاتر روزنامه‌ها و راهپیمایی‌های مردم مدافع انقلاب آماج حملات اعضای حزب قرار گرفت و به رغم دفاع مردم و اعضای سپاه پاسداران تبریز به شهری آشوب‌زده تبدیل شد […] انگشت اتهام در این آشوب و خونریزی‌ها متوجه بانی و حامی حزب بود. عاقبت در نتیجه فشارهای مردمی و مذهبی آیت‌الله شریعتمداری در تاریخ پانزدهم دی‌ماه ۱۳۵۸ اطلاعیه‌ای منتشر ساخت که در بخش‌هایی از آن آمده بود: «در مورد حزب جمهوری اسلامی خلق ‌مسلمان به‌طوری که کراراً بیان و اعلام نموده‌ام، حزب مزبور از آغاز کار الی یومنا هذا تا این روز در تصمیمات و کارهای خود مستقل بوده و من دخالتی در تصمیمات و کارهای آن نداشته‌ام. به‌طوری که حزب مزبور اعلام کرده از این پس تمام دفاتر آن تعطیل و هیچ‌گونه فعالیت سیاسی نداشته و نخواهد داشت. اینجانب صریحاً اعلام می‌دارم چنانچه این حزب برخلاف این گفتار بخواهد در آینده به حیات خود ادامه دهد به هیچ‌وجه مورد تأیید من نبوده و نخواهد بود.»[4]

[…] این اطلاعیه مانع از ایجاد هرج‌ومرج توسط حزب خلق‌مسلمان در تبریز نشد. اعضای مسلح حزب، سلاح‌های خود را زمین نگذاشتند و تبریز را به صورت یک شهر جنگ‌زده درآوردند!

 

پایان تلخ

[…] فتنه حزب خلق مسلمان در قم به مرحله بسیار خطرناک تهیه و انبار سلاح و مهمات نیز رسیده بود و اگر هوشیاری مسئولان امر نبود، چندین در شهر مقدس قم فاجعه آفریده می‌شد. باید توجه داشت تا سال‌ها پس از فوت شریعتمداری، زیرزمین حسینیه وی محل اختفای سلاح‌های بجامانده از حزب خلق مسلمان بود.

گزارش اداره کل اطلاعات قم در این مورد چنین است: «به گزارش اداره کل اطلاعات قم در مورخ۲۶ /۵/ ۱۳۶۷ در حین کندن زیرزمین حسینیه منزل شریعتمداری که در اختیار دفتر بود، در عمق یک متری زمین، انباری از سلاح‌های مختلف کشف گردید. در پی کشف انبار فوق، عباسی داماد شریعتمداری و شاکری یکی از گردانندگان بیت شریعتمداری دستگیر می‌شوند.

آقای عباسی در ضمن بازجویی اعتراف می‌کند که از مخفی نمودن سلاح‌ها مطلع بوده و این کار به دستور آقای شریعتمداری صورت گرفته است و ایشان حتی در مقابل این پیشنهاد که صلاح است سلاح‌ها تحویل سپاه گردد، اظهار داشت: «چون وضع ما با سپاه خوب نیست و مردم گاهی علیه ما تظاهرات می‌کنند، لذا خوف دارم که اگر الان این کار را بکنیم، بیشتر علیه ما سر و صدا راه بیندازند.» […] »

[…]  ستاد مرکزی حزب خلق مسلمان در تبریز، مرکز فرماندهی برنامه‌ریزی و تدارک اصلی حزب به شمار می‌رفت و تا این مکان سقوط نمی‌کرد، غائله خلق مسلمان پایان نمی‌یافت. خلع سلاح کمیته‌های وابسته به حزب، بازوهای نظامی آن را از کار انداخت و امکان حمله به مرکز حزب را فراهم آورد. این حمله از ساعت دو بامداد شنبه ۲۲ دی‌ماه ۱۳۵۸ آغاز و تا ساعت پنج صبح ادامه یافت. […] ساختمان حزب آماج شلیک نیروهایمان قرار گرفت. حزبی‌ها پشت کالیبر پنجاه‌های داخل سنگرهایشان ایستاده و رگبار می‌زدند. […] چند نفر از سپاه تهران زخمی شده بودند[5] […] از درون ساختمان مرکز حزب خلق مسلمان مدارک و تعدادی سلاح، چوب، چماق، قمه، تبر، آلات شکنجه، تصاویر خانواده پهلوی و مشروبات الکلی کشف گردید. در ضمن ۲۸ نفر پاسدار زندانی در اسارت حزب خلق مسلمان که تعدادی زن نیز در بین آنها بود به سلامت آزاد شدند.

 

[1] روزنامه جمهوری اسلامی، 25/9/58، ص5

[2] روزنامه اطلاعات، 25/9/1358، ص 2.

[3] روزنامه اطلاعات، 25/9/1358، ص 2.

[4] روزنامه کیهان، 25/10/1358.

[5] روزنامه کیهان، 22/10/ 1358.