بازخوانی اسناد سی‌آی‌ای از ارتباط بنی‌صدر با آمریکا


 بازخوانی اسناد سی‌آی‌ای از ارتباط بنی‌صدر با آمریکا

پس از تسخیر لانه جاسوسی و در پی کشف اسناد طبقه‌بندی‌شده از سفارت ایالات متحده در تهران، مدارک تازه‌ای از ارتباطات پیشین ابوالحسن بنی‌صدر با نمایندگان دستگاه‌های اطلاعاتی آن کشور، در اختیار دانشجویان انقلابی قرار گرفت. این اسناد که ملاقات‌های محرمانه وی با مأمور سی‌آی‌ای را نشان می‌داد، در آستانه برگزاری جلسه بررسی عدم کفایت سیاسی اولین رئیس‌جمهور، به مجلس شورای اسلامی ارائه شد.

به بهانه سالروز تنفیذ حکم ریاست جمهوری بنی‌صدر توسط امام خمینی در 15 بهمن‌ماه 1358، مطالعه روایت این لغزش او خالی از لطف نیست. تنفیذی که در متن آن قید شده بود: «لکن تنفیذ و نصب اینجانب و رأی ملت مسلمان ایران محدود است به عدم تخلف ایشان از احکام مقدسۀ اسلام و تبعیت از قانون اساسی اسلامی ایران.» روایت چگونگی کشف این مدارک، دلایل احتیاط در افشای زودهنگام آن با وجود اطلاع از محتوای کلی برخی اسناد پیشین و تحلیل نهایی این پرونده، در صفحات ۲۴۹ تا ۲۵۴ کتاب «ایستگاه خیابان روزلت» آمده است، کتابی که توسط مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی و به قلم محمد محبوبی منتشر شده است.

 

تنفیذ حکم ریاست‌جمهوری

نخستین انتخابات ریاست‌جمهوری نظام جدید در سراسر کشور برگزار و سیدابوالحسن بنی‌صدر با اختلاف چشمگیری نسبت به رقبای خود، به‌عنوان رئیس‌جمهور ایران برگزیده شد. او در ۱۵ بهمن به بیمارستان قلب تهران رفت -جایی که امام خمینی به‌واسطه سکته قلبی‌شان در آنجا بستری بودند- و حکم تنفیذش را گرفت. […]

 

واکنش آمریکا

برگزیده شدن بنی‌صدر به‌عنوان نخستین رئیس‌جمهور ایران برای واشنگتن «رضایت‌بخش» بود.[1]

آمریکایی‌ها اختر بخت خود را برافروخته یافته و امیدوار شده بودند که بدون پرداخت هزینه چندانی، گروگان‌ها را آزاد خواهند کرد. افق روشنی که کاخ سفید در تعامل با بنی‌صدر می‌دید، باعث شد اعمال تحریم‌های اقتصادی علیه ایران را به تعویق بیندازد. […] اکنون فرصت آن فرا رسیده بود که آمریکایی‌ها مسیر رایزنی‌های خود را از دالان‌های غیررسمی به مجاری رسمی بازگردانند.

اگرچه ریاست جمهوری بنی‌صدر اختیارات قابل‌توجهی به او می‌داد تا مسأله گروگان‌ها را مطابق ایده خود حل‌وفصل کند، لیکن او فعلاً نمی‌توانست از اختیاراتش به‌کلی و به‌راحتی استفاده کند. مانع اصلی، آن بود که مجلس شورای اسلامی هنوز تشکیل نشده بود و به همین خاطر، او نمی‌توانست کابینه مطلوب خود را به‌کار گیرد. […] لذا بنی‌صدر ناچار بود تا برپایی مجلس، امور کشور را با کابینه شورای انقلاب پیش ببرد. […]

 

دانشجویان خط امام

مشکل بزرگ بنی‌صدر در حل مسأله رابطه ایران و آمریکا به شیوه خود، دانشجویان مسلمان پیرو خط امام بود. او شماری از این دانشجویان را از جلسات شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت در شهریور و مهر ۱۳۵۸ به یاد داشت و می‌دانست که در دو موضوع کلان، با آن‌ها اختلافات مبنایی دارد؛ یکی «چیستی خط امام» و دیگری «چگونگی مواجهه با آمریکا». طبیعی بود که بنی‌صدر در نخستین سخنرانی‌های خود در کسوت ریاست‌جمهوری، مواضع شدیداللحنی علیه دانشجویان بگیرد.

بنی‌صدر طی یک مصاحبه تلفنی که در ۱۷ بهمن‌ماه صورت داد، عملکرد دانشجویان را خودکامگی دانست و گفت وضعی که آن‌ها در کشور به وجود آورده‌اند، مصداق «حکومت در حکومت» است. روز بعد، بنی‌صدر در یک سرمقاله اختصاصی که برای روزنامه کیهان نوشت، بر دانشجویان خط امامی سخت تاخت و رویه حاکم بر افشاگری‌های خارج از دستگاه قضایی را به باد انتقاد گرفت. او در پایان مقاله‌اش نتیجه گرفت: «عده‌ای تصمیم گرفته‌اند به اسم خط امام، دولت انقلاب اسلامی را که با تصویب خود امام عهده‌دار امور است، در داخل و خارج کشور از هرگونه اعتباری بیندازند.»[2]

این نوشته بنی‌صدر علیه دانشجویان، ابهام بزرگی در ذهن خوانندگان کاشت: موضع واقعی رئیس‌جمهور در برابر دانشجویان مسلمان پیرو خط امام چیست؟ پرسش‌های مکرر خوانندگان از دفتر روزنامه انقلاب اسلامی، روزنامه‌ای که تحت مدیریت بنی‌صدر به چاپ می‌رسید، سبب شد بنی‌صدر صریح‌تر و شفاف‌تر از گذشته موضع خود را بیان کند. او گفت که دانشجویان را به‌عنوان «مظهر اراده و خواست ملت» قبول دارد اما عملکرد آن‌ها را مخالف خط امام می‌داند و نمی‌پذیرد. […] بنی‌صدر از نخستین روزهای تکیه بر کرسی ریاست جمهوری برای خط امامی‌ها خط و نشان کشید.

اما چرا از نظر آمریکایی‌ها، روی کار آمدن بنی‌صدر پرتو روشنی بر حل مسأله گروگان‌ها می‌تاباند؟ و چرا بنی‌صدر در بدو ورود به کاخ ریاست‌جمهوری، شمشیرهایش را در مقابل دانشجویان فاتح سفارت از رو بست؟ پاسخ این پرسش‌ها را می‌توان در لابه‌لای اسناد کشف‌شده از ایستگاه سی‌آی‌ای در تهران جست‌وجو کرد. در میان این اسناد، می‌توان آثاری از پیوند تنگاتنگ بنی‌صدر و مأموران سی‌آی‌ای یافت. […]

 

ارتباط با سی‌آی‌ای

بنی‌صدر برای سازمان سی‌آی‌ای ناشناخته نبود. در دی‌ماه ۱۳۵۷، زمانی که او در حلقه اطرافیان امام خمینی در نوفل‌لوشاتو قرار داشت، یکی از مأموران سی‌آی‌ای به نام ورنون کاسین[3] در پوشش یک تاجر آمریکایی با او ملاقات کرد و میان آن‌ها، یک آشنایی مقدماتی حاصل شد. اکنون که زمان استخدام بنی‌صدر فرا رسیده بود، مهره‌ای بهتر از کاسین در اختیار آمریکایی‌ها نبود و از این رو، کاسین در مردادماه ۱۳۵۸ با گذرنامه‌ای جعلی وارد تهران شد و بدون هیچ تماسی با سفارت، در هتل اینترکنتیننتال اقامت گزید.[4]

 

ملاقات‌های محرمانه

در صبح روز ۸ شهریور ۱۳۵۸، نخستین ملاقات حضوری ابوالحسن بنی‌صدر و ورنون کاسین در ایران برگزار شد. […] ملاقات‌های دوم و سوم بنی‌صدر و کاسین هم در روزهای ۱۱ و ۱۴ شهریور برگزار شد که پیرامون موضوعات مختلف، از جمله تحلیل اوضاع اقتصاد ایران، سپری شد. […] جمع‌بندی کاسین از سه جلسه‌ای که با بنی‌صدر به گفت‌وگو نشسته بود، مجموعاً مثبت بود. او پیشنهاد داد که در آینده، سازمان با استفاده از مأموری دیگر، بنی‌صدر را به خدمت خود درآورد.

 

تأثیرگذاری بنی‌صدر

اینک حل معمای بنی‌صدر و عملکرد او در کسوت ریاست جمهوری ساده‌تر می‌شود. نظر تحلیلگران سی‌آی‌ای درباره بنی‌صدر در دوران ریاست جمهوری قابل توجه و مهم است: «بنی‌صدر تقریباً رونوشت کاربنی بازرگان است؛ از آن جهت که به دنبال امتیازگیری از ایالات متحده و به جیب زدن آن‌هاست.»[5]

این بدان معنا نیست که کنش‌های مشکوک بنی‌صدر در قبال دولت آمریکا از زمستان ۱۳۵۸ تا بهار ۱۳۶۰ -مانند اعلام بیرون کشیدن اموال ایران از بانک‌های آمریکایی که منجر به بلوکه شدن دارایی‌ها شد، درگیری شدید او با دانشجویان مسلمان پیرو خط امام، استعفای ناگهانی‌اش پیش از صدور قطعنامه شورای امنیت و دستور بمباران هواپیماهای آمریکایی باقی‌مانده در صحرای طبس- «لزوماً» با دستور مأموران سی‌آی‌ای بوده است، لیکن به جرأت می‌توان گفت که سود کنش‌های بنی‌صدر در این دوره، اغلب به حساب آمریکایی‌ها واریز می‌شد. کنشگری بنی‌صدر در جریان بحران روابط ایران و آمریکا، اگر با هماهنگی مستقیم سی‌آی‌ای نبوده باشد، دست‌کم برآمده از همدلی‌ها و همسویی‌های شخصی اوست.

 

تأخیر در انتشار اسناد

حال پرسش تازه‌تری پیش می‌آید: چرا دانشجویان مسلمان پیرو خط امام اسناد بنی‌صدر را تا جلسه بررسی عدم کفایت سیاسی در خردادماه ۱۳۶۰ منتشر نکردند؟ جواب این سؤال را می‌توان در مقدمه دانشجویان بر کتاب افشای اسناد بنی‌صدر یافت. آن‌ها توضیح دادند که حوالی دی‌ماه ۱۳۵۸، هفت سند به‌دست آمده بود که پیش از دیدار نخست بنی‌صدر و کاسین را پوشش می‌دادند. از اسنادی که در زمان برگزاری انتخابات ریاست جمهوری کشف شده بود، چنین فهمیده می‌شود که سازمان سی‌آی‌ای به بنی‌صدر طمع کرده، کاسین در پاریس در قالب یک تاجر آمریکایی با او گفت‌وگو کرده و سرانجام سی‌آی‌ای درصدد استخدام اوست، اما اتصال کاسین به بنی‌صدر در این اسناد موجود نبود. دانشجویان از اهرن[6] درباره بنی‌صدر پرسیدند و اهرن اظهار داشت که او همکاری با سی‌آی‌ای را در ازای دریافت حقوق ماهیانه هزار دلار پذیرفته است؛ لیکن «از آنجایی که اهرن از کاندیداتوری آقای بنی‌صدر برای ریاست جمهوری مطلع بود، ما در یک چنین امر حساسی نمی‌توانستیم به گفته‌های وی استناد کنیم [...] در همان زمان نیز این فکر بود که اسناد به همین صورت، بدون کم و کاست به اطلاع امام برسد که در آن زمان، حجت‌الاسلام آقای موسوی خوئینی‌ها به لحاظ فقدان دلایل کافی این امر را صلاح ندانستند.»[7]

 

اقدام نهایی

سایر اسناد بنی‌صدر که ملاقات او با کاسین در تهران را گواهی می‌داد، در اوایل اردیبهشت ۱۳۶۰ از میان مدارک رشته‌شده به‌دست آمد؛ زمانی که گروگان‌ها آزاد شده بودند و بنی‌صدر خود را دوشادوش مجاهدین خلق، در مقابل رهبر انقلاب ایران تعریف می‌کرد. «بعد از این که مسأله عدم کفایت سیاسی آقای بنی‌صدر در مجلس مطرح شد، طی تماسی که با امام امت گرفته شد، دیگر از جانب ایشان اصراری برای حفظ اسناد در میان نبود و اسناد برای طرح در مجلس در اختیار موسوی خوئینی‌ها قرار گرفت...»[8]

با توجه به این توضیحات مشخص می‌شود که دانشجویان مسلمان پیرو خط امام تا حدود یک ماه پیش از برگزاری جلسه عدم کفایت سیاسی بنی‌صدر، از وجود ارتباطات میان او و مأمور سی‌آی‌ای اطلاع نداشتند و تا پیش از آن، تمام دانسته‌های آن‌ها محدود به طمع سازمان سی‌آی‌ای به استفاده از بنی‌صدر بود.

 

[1]Newsweek, 11 Feb. 1980, p. 16.

[2] کیهان، 17 بهمن 1358، ص 12؛ همان، 18 بهمن 1358، صص 1-2.

[3] ورنون کاسین (Vernon Cassin) یکی از افسران مجرب سی‌آی‌ای بود که حوزه مأموریتی‌اش از اواسط دهه 1330، در کشورهای مختلف غرب آسیا می‌چرخید. ریاست ایستگاه سی‌آی‌ای در دمشق و امان، برخی از سوابق کاسین است. همچنین نام ورنون کاسین در عملیات استخدام علی حسن سلامه (ابوحسن)، یکی از سران نامدار سازمان آزادی‌بخش فلسطین، به چشم می‌خورد. (Bird. The Good Spy: The Life and Death of Robert Ames. pp. 106-108.) در اسناد داخلی سی‌آی‌ای، از نام مستعار «گای راترفورد» (GUY RUTHERFORD) برای ورنون کاسین استفاده شده است.

[4] اسناد لانۀ جاسوسی آمریکا. ج 1، صص 474-476.

[5] FCO 8/3582, p.5.

[6] توماس ال.اهرن، تحت پوشش افسر کنترل مواد مخدر و مسئول بخش سیا در لانه جاسوسی

[7] اسناد لانۀ جاسوسی آمریکا. ج 1، صص 464-465.

[8] اسناد لانۀ جاسوسی آمریکا. ج 1، ص 465.