اولین سنگر امنیت انقلاب

روایتی از سازماندهی سریع انقلابیون و فرمان خلع سلاح عمومی


181 بازدید
کمیته انقلاب

اولین سنگر امنیت انقلابرژه نیروهای کمیته انقلاب اسلامی در میدان آزادی تهران

ماجرای تأسیس کمیته‌های انقلاب اسلامی حکایت جالبی دارد؛ حکایتی از جنس جوشش مردمی و مدیریت بحران در لحظات صفر انقلاب. عده‌ای معتقدند اولین جرقه‌های این نهاد و ایده آن، ریشه در روزهای پرالتهاب قبل از پیروزی نهایی دارد. هسته‌های اولیه به صورت طبیعی و خودجوش از متن توده‌های مردم مسلمان و از درون مساجد سراسر کشور تکوین یافت. در واقع، مساجد که کانون اصلی مبارزه بودند، به صورت ارگانیک نیاز به نظم‌دهی و مدیریت تظاهرات داشتند. این هسته‌ها ابتدا در قالب «کمیته انتظامات تظاهرات»، کمک‌رسانی به منازل شهدا و زندانیان سیاسی و بعدها در سطحی وسیع‌تر و سازمان‌یافته‌تر تحت عنوان «کمیته استقبال از امام خمینی» با نظارت مستقیم روحانیت شکل گرفتند.[1]

اما نقطه عطف و تولد رسمی این نهاد، در روزهای ۲۲ و ۲۳ بهمن ۱۳۵۷ رقم خورد. پس از سقوط پادگان‌ها، کلانتری‌ها و فروپاشی ساختارهای امنیتی و انتظامی رژیم پهلوی، سلاح‌های بسیاری به دست مردم عادی و گروه‌های مختلف سیاسی افتاد. خیابان‌ها مملو از سلاح بود و هیچ نیروی انتظامی مشخصی وجود نداشت. «بیم آن می‌رفت در نبود نیروی نظامی و انتظامی متمرکز، امنیت جامعه به خطر افتد و تهدیدی از این ناحیه متوجه انقلاب اسلامی شود.»[2] در این شرایط حساس که هر لحظه امکان سوءاستفاده ضدانقلاب و ایجاد هرج‌ومرج وجود داشت، امام خمینی در ۲۳ بهمن ۱۳۵۷ و یک روز پس از پیروزی انقلاب اسلامی، در پیامی مهم ضمن تذکراتی به مردم برای جلوگیری از خرابکاری و آتش‌سوزی، فرمان دادند که مردم به مساجد و مراکز بروند و با راهنمایی روحانیت از انقلاب پاسداری کنند.[3] ایشان در پیامی دیگر در همان روز صراحتاً و با حکمی قاطع از مردم خواستند: «در هر شهر و محله کمیته‌هایی تشکیل شود و محافظت از شهرها را به عهده گیرد.»[4]  بدین ترتیب، کمیته‌های انقلاب اسلامی به‌عنوان نخستین نهاد انقلابی متولد شد تا پاسدار امنیت و آسایش عمومی شهروندان در سراسر کشور باشد.

 

فرمان خلع سلاح

یکی از خطرات بزرگی که انقلاب اسلامی نوپا را در همان ساعات اولیه تهدید می‌کرد، وفور سلاح در دست افراد غیرمسئول و گروه‌هایی بود که شاید برخی دلسوز انقلاب نبودند. هرج‌ومرج ناشی از مسلح بودن همگانی می‌توانست به جنگ داخلی منجر شود. به همین خاطر امام خمینی در تاریخ ۲۴ بهمن ۱۳۵۷ و درست در بحبوحه هیجانات پس از پیروزی در اطلاعیه‌ای فرمان خلع سلاح عمومی را صادر کردند. ایشان در این پیام خطاب به ملت شریف ایران فرمودند: «اسلحه‌هایی که به دست مردم افتاده از بیت المال مسلمین است و اَحَدی حق خرید و فروش آنها را ندارد؛ و تصرف در آنها بدون اجازه مقام مسئول، حرام و موجب ضمان است.»[5]

اهمیت این موضوع تا آن اندازه زیاد بود که امام سازوکار دقیقی را برای آن مشخص کردند و مساجد را محور جمع‌آوری سلاح قرار دادند: «اسلحه و آنچه از اموال دولت در دست اشخاص است، مستقیماً یا توسط امام جماعت یکی از مساجد، به کمیته مخصوص که از طرف نخست وزیر تعیین شده است تحویل دهند و قبض رسید بگیرند.»[6] این فرمان، خط بطلانی بود بر نقشه‌های شومی که می‌خواستند با استفاده از سلاح‌های پخش شده، ناامنی را در کشور نهادینه کنند. امام مردم را مسئول نظارت بر اجرای این حکم دانستند و فرمودند: «کسانی که اسلحه به دست آنان است و تحویل نمی‌دهند، بر عموم ملت است که مراقبت از آنان کنند و آنان را به همان کمیته معرفی نمایند.»[7]

این تدبیر امام، عملاً کمیته‌ها را به بازوی اجرایی و امنیتی نظام نوپا تبدیل کرد. کمیته‌ها موظف شدند تا علاوه بر جمع‌آوری سلاح‌های سبک و سنگین، از مراکز دولتی، کلانتری‌ها و پادگان‌ها نیز محافظت کنند. آیت‌الله خامنه‌ای در توصیف آن روزهای پرالتهاب و نقش حیاتی کمیته‌ها می‌فرمایند: « کمیته در دشوارترین و حساس‌ترین ساعات این انقلاب، مثل یک پیشمرگِ انقلاب، سینه‌ى خودش را سپر کرد [...] در آن روزهاى اوّل آن کسى که این نهال را قدرتمندانه محافظت مى‌کرد، کمیته‌ها بودند.»[8] ایشان معتقد بودند کمیته حق حیات بر گردن این انقلاب دارد؛ چراکه « اگر کمیته نمى‌بود، قطعاً ضد انقلاب بر تهران تسلط پیدا مى‌کرد، حالا نمى‌گویم تسلطى که مى‌توانست تهران را بگیرد، اما مى‌توانست امنیت تهران را به کلى مختل کند. »[9]

 

سازماندهی در دل آشوب

در روزهای نخست، جوشش احساسات مردم منجر به تشکیل حدود ۱۵۰۰ کمیته خودجوش و فاقد ضابطه گزینشی در تهران شد.[10] این تکثر اگرچه سرمایه‌ای عظیم بود، اما فقدان آموزش نظامی و خطر تداخل وظایف یا نفوذ فرصت‌طلبان، ساماندهی فوری آن را طلب می‌کرد؛ نیازی که با کمک نیروهای انقلابی ارتش و آموزش سریع ۱۰ هزار نیرو تا پیش از نوروز ۵۸ پاسخ داده شد.

در پاسخ به این ضرورت ساختاری، با پیشنهاد شهید مطهری و حکم امام خمینی در دهم اسفند ۵۷، آیت‌الله مهدوی کنی مسئولیت «سازماندهی کمیته‌ها به منظور پاسداری از انقلاب» را بر عهده گرفت و ستاد مرکزی را در مجلس شورای ملی مستقر کرد.[11] آیت‌الله مهدوی با اجرای طرح «منطقه‌بندی تهران» به ۱۴ بخش و انتصاب روحانیون شاخص در رأس هر منطقه، ساختاری منحصربه‌فرد ایجاد کرد؛ این تدبیر هوشمندانه باعث شد تا ترکیب متنوع اعضا از دانشجو و کارگر تا ارتشی و بازاری تحت نظارت علما قرار گیرند و ضمن جلوگیری از تندروی‌های احتمالی، امنیت شهر دقیقاً منطبق بر موازین شرعی تأمین گردد. در این مسیر بسیاری از زندانیان مسلمان رژیم سابق مانند آیت الله باقری کنی برادر بزرگتر آیت الله مهدوی کنی، عزت شاهی، احمد خالدی، شهید سعید گلاب بخش، علی قنادها، بهزاد نبوی، شهید صادق اسلامی، مجتبی ثبوت، حسین شریعتمداری، حسین صادقی، سیدرضا نیری، خسرو تهرانی و
جمال اصفهانی با این کمیته ها به همکاری پرداختند. [12]

کمیته از ابتدا نیز یک ساز و کار مشخصی برای خود تبیین کرد. الویری می‌گوید در ابتدای امر از حدود چهل نفری که قصد خود را برای همکاری به آقای مهدوی و تیم ایشان اعلام کردند شرح سوابقی گرفته شد و اینکه چه کارهایی میتواند برای کمیته انجام دهد: «بعد از آنها خواستیم تا تعدادی را از بین خودشان برای شورای مرکزی انتخاب کنند. پس از رأی گیری آقایان مهدوی کنی و صادق اسلامی، اصغر نوروزی و بنده و یکی دو نفر دیگر که نامشان در خاطرم نیست به عنوان اعضای شورای مرکزی انتخاب شدند.»[13]

 

 

آچار فرانسه نظام

دامنه فعالیت‌های کمیته در سال‌های آغازین انقلاب اسلامی، بسیار فراتر از یک نیروی پلیس معمولی بود. در آن سال‌های پرآشوب و در خلأ نهادهای مستقر حکومتی، کمیته‌ها «آچار فرانسه» نظام بودند. آن‌ها همه کار می‌کردند؛ از مبارزه با مجرمان و گروه‌های مسلح و تروریست‌های ضدانقلاب گرفته تا حل‌وفصل اختلافات خانوادگی و رسیدگی به شکایات مردم. یکی از درخشان‌ترین کارنامه‌های کمیته، نقش‌آفرینی در خنثی‌سازی کودتای نقاب (نوژه) در تیرماه ۱۳۵۹ بود. در این عملیات حساس، نیروهای کمیته با هوشیاری تمام و طی یک شب، حدود ۳۵۰ نفر از عوامل اصلی کودتا را بازداشت کردند و مانع از تحقق اهداف شوم آنان شدند.[14] همچنین در مقابله با غائله ۱۴ اسفند ۱۳۵۹ در دانشگاه تهران که توسط بنی‌صدر و هوادارانش ایجاد شده بود، کمیته نقشی کلیدی در کنترل اوضاع داشت.

در سال‌های ۶۰ و ۶۱ که منافقین وارد فاز مسلحانه شدند و جنگ شهری را آغاز کردند، کمیته‌ها خط مقدم مبارزه بودند. کشف خانه‌های تیمی متعدد سازمان مجاهدین خلق (منافقین) و دستگیری عناصر اصلی ترور، برگ زرین دیگری در کارنامه این نهاد است. تجهیز دویست گلوگاه و پاسگاه در نقاط مختلف کشور که مانع بزرگی بر سر جابجایی و نقل و انتقال اعضای گروه‌های معاند، جاسوس‌ها و متخلفان بود، امنیت را به جاده‌ها و شهرهای دورافتاده بازگرداند.[15]

علاوه بر ابعاد امنیتی، کمیته در حفاظت از فرآیندهای دموکراتیک نظام اسلامی نیز سهم بسزایی داشت. تأمین امنیت انتخابات‌های سرنوشت‌ساز سال ۵۸، از جمله رفراندوم جمهوری اسلامی در ۱۲ فروردین و انتخابات مجلس خبرگان قانون اساسی، بر دوش پاسداران کمیته بود. همچنین با شروع ترورهای کور منافقین در سال ۶۰، وظیفه خطیر حفاظت از شخصیت‌های نظام نیز به کمیته واگذار شد که بعدها در قالب «یگان حفاظت» ساختاریافته شد و توطئه‌های ترور بسیاری را خنثی کرد.

 

ساختار تشکیلاتی و تدوین اساسنامه

پس از مرحله اول سازماندهی، نیاز به قوانین مدون احساس می‌شد. آئین‌نامه و دستورالعملی کلی در ستاد مرکزی کمیته‌های انقلاب اسلامی تدوین شد و در سال ۱۳۵۸ نیز مورد تجدید نظر قرار گرفت. در آغاز، مقررات از طریق بخشنامه و آئین‌نامه‌های کمیته مرکزی ابلاغ می‌شد. اما تثبیت جایگاه قانونی این نهاد نیازمند مصوبه مجلس بود. اساسنامه کمیته در مجلس مطرح شد؛ ولی با تأخیر در ۴/۳/۱۳۶۵ با حمایت امام‌خمینی به تصویب رسید. این اساسنامه شامل دو فصل و ده ماده و هفت تبصره بود. طبق ماده ۳ اساسنامه، فرماندهی کل کمیته‌های انقلاب اسلامی پس از تأیید رهبری به دست وزیر کشور منصوب می‌شد. ساختار کمیته‌ها به مرور زمان تکامل یافت و دارای معاونت‌های اطلاعات و عملیات، طرح و برنامه، پشتیبانی، آموزشی و اداری و مالی شد. نکته جالب توجه این بود که پیش از شکل‌گیری ارگان‌های تبلیغی، این نهاد دارای معاونت فرهنگی نیز بود که نشان از دغدغه‌های فرهنگی مؤسسین آن داشت.[16]

در کنار معاونت‌ها، واحدهای تخصصی دیگری نیز شکل گرفت. «دانشکده کمیته انقلاب اسلامی» برای تربیت نیروهای متخصص، «یگان حفاظت» برای تأمین امنیت شخصیت‌ها، و حتی «یگان دریایی» و «یگان هوایی» برای کنترل مرزها و مبارزه با قاچاق مواد مخدر زیر نظر فرمانده کمیته فعالیت می‌کردند. سلسله‌مراتب فرماندهی نیز از فرماندهی کل تا فرماندهی استان، شهرستان و پاسگاه تعریف شده بود.[17]

 

سنگربانان مرز و شهر؛ حضور در دفاع مقدس

با آغاز جنگ تحمیلی رژیم بعث علیه ایران، کمیته‌ها علاوه بر تأمین امنیت شهرها و مبارزه با ستون پنجم دشمن، راهی جبهه‌های نبرد حق علیه باطل شدند. آن‌ها ابتدا در قالب دسته‌های چریکی و جنگ‌های نامنظم وارد عمل شدند. جالب آنکه فرماندهی بسیاری از گردان‌های سپاه در جبهه و عمده نیروهای شهید دکتر مصطفی چمران در ستاد جنگ‌های نامنظم از افراد کمیته بودند.[18]

حضور کمیته در جنگ به همین‌جا ختم نشد. آن‌ها به مرور سازمان رزم خود را تشکیل دادند و در قالب تیپ‌هایی مانند «موسی‌بن‌جعفر(ع)» و «قوامین» و در نهایت «لشکر ۲۸ روح‌الله» در عملیات‌های مختلف شرکت کردند و شهدای فراوانی تقدیم انقلاب اسلامی نمودند. آیت‌الله خامنه‌ای در آن دوران، به عنوان نماینده امام در شورای عالی دفاع و ستاد مشترک ارتش، با درک ظرفیت عظیم این نیرو، درخواست اعزام نیرو به خرمشهر را داشتند. کمیته در پاسخ به این فراخوان، در طرحی موسوم به «اعزام بزرگ»، هشت هزار نیرو به جبهه‌ها فرستاد که تأثیر بسزایی در تقویت جبهه‌ها داشت. لشکر حضرت روح‌الله کمیته انقلاب اسلامی بعدها در عملیات مرصاد نیز نقش مؤثری در سرکوب منافقین ایفا کرد. یگان هوایی کمیته نیز با گشت‌زنی بر فراز مناطق عملیاتی و مرزهای شرقی، در تأمین امنیت آسمان کشور و پشتیبانی از نیروها فعال بود.[19]

 

تیغ تیز مخالفت‌ها و سپر حمایتی امام

طبیعی بود که فعالیت‌های گسترده، قاطعانه و انقلابی کمیته، دشمنان زیادی برایش بتراشد. چند دسته با اصل کمیته‌ها مخالف بودند: گروه‌های سیاسی معاند مانند سازمان مجاهدین خلق و فداییان خلق، سلطنت‌طلب‌ها و عوامل باقی‌مانده ساواک؛ چراکه کمیته‌ها را مانع آزادی عمل و توطئه‌های خود می‌دانستند.[20] حتی برخی جریانات سیاسی درون نظام مانند جبهه ملی و دولت موقت (نهضت آزادی) نیز با وجود نهادهایی چون کمیته و دادگاه انقلاب مخالف بودند و آن را ابزاری در دست روحانیت انقلابی می‌پنداشتند.

مخالفان با پخش شایعات، بزرگ‌نمایی برخی ضعف‌ها و خطاهای فردی، و متهم کردن کمیته‌ها به تندروی، سعی در تخریب وجهه این نهاد مردمی و ایجاد تقابل میان مردم و کمیته داشتند. اما امام خمینی همواره از نیروهای انقلابی کمیته حمایت و توطئه‌ها را خنثی کردند. ایشان بارها از کمیته‌ها ستایش کردند و در جمله‌ای ماندگار خطاب به پاسداران کمیته‌های انقلاب فرمودند: «شما عزیزان اسلام را زنده کردید و شما عزیزان ایران را بیمه کردید».[21]

امام در پاسخ به انتقادات و تلاش‌ها برای انحلال کمیته، ضمن تأکید بر لزوم تصفیه عناصر ناصالح و برخورد با تخلفات، بر «ضرورت وجودی» کمیته‌ها تأکید می‌ورزیدند. ایشان در ۲۹ تیر ۱۳۵۹ صراحتاً فرمودند: «تمام کمیته‌ها در سرتاسر مملکت باید به قدرت خودش باقی باشد.»[22] حتی در سال ۶۲ و در پاسخ به استفسار مجلس، دوباره تأکید کردند که کمیته‌ها باید بدون تغییر باقی بمانند. امام عملکرد کمیته در برقراری امنیت در اوج هرج‌ومرج‌های اول انقلاب را عملی دانستند که « پیش خدا ثبت است» و از مسئولین قضایی و اجرایی خواستند مانع کار کمیته‌ها نشوند.[23]

حمایت‌های امام(ره) منحصر به ایشان نبود. شخصیت‌های برجسته‌ای چون آیت‌الله خامنه‌ای و شهید بهشتی نیز همواره حامی کمیته بودند.

 

فرجام ادغام و میراث ماندگار

کمیته انقلاب اسلامی پس از سال‌ها مجاهدت شبانه‌روزی، تقدیم شهدای فراوان و عبور دادن کشور از گردنه‌های سخت امنیتی و نظامی، سرانجام پس از تثبیت انقلاب و ساماندهی ساختارهای رسمی کشور، در تیرماه سال ۱۳۶۹ با تصویب قانون نیروی انتظامی، با شهربانی و ژاندارمری ادغام شد و «نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران» را تشکیل داد.  اگرچه نام «کمیته» از ساختار اداری کشور حذف شد، اما روحیه انقلابی، مردم‌داری، ایثار و شجاعتی که در آن نهاد موج می‌زد، به عنوان میراثی گران‌بها در تاریخ انقلاب اسلامی و در بدنه نیروهای مسلح باقی ماند. بسیاری از فرماندهان و نیروهای خدوم انتظامی و نظامی امروز، پرورش‌یافتگان مکتب کمیته هستند.

 

[1] خواجه‌سروی، غلامرضا (۱۳۹۳). خاطرات آیت‌الله مهدوی کنی. تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی. ص ۲۵۷.

[2] مرتضوی، سیدضیاء (1400) دانشنامه امام خمینی، تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ص269

[3] مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (۱۳۹۹) صحیفه امام خمینی، ج6، تهران: نشر عروج، ص128-129.

[4] صحیفه امام، ج۶، ص۱۳۲.

[5] صحیفه امام، ج۶، ص137.

[6] همان.

[7] همان.

[8] بیانات آیت‌الله خامنه‌ای، ۲۳/۱۱/۱۳۶۴.

[9]  بیانات آیت‌الله خامنه‌ای، 26 /10/1361.

[10] تاریخ شفاهی کمیته‌های انقلاب اسلامی، ص ۳۶–۳۷.

[11] خاطرات آیت‌الله مهدوی کنی، ص ۲۳۰.

[12] روزی‌طلب، حسن (1392) صخره سخت، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ص 52

[13]  الویری، مرتضی (1375) خاطرات مرتضی الویری، تهران: دفتر ادبیات انقلاب اسلامی، ص 80

[14] همان.

[15] تاریخ شفاهی کمیته‌های انقلاب اسلامی، ص۱۴۴–۱۴۵.

[16] تاریخ شفاهی کمیته‌های انقلاب اسلامی، ص ۱۲۵–۱۲۹.

[17] تاریخ شفاهی کمیته‌های انقلاب اسلامی، ص137،143،153،155،217.

[18] تاریخ شفاهی کمیته‌های انقلاب اسلامی، ص149.

[19] تاریخ شفاهی کمیته‌های انقلاب اسلامی، ص117،147،148،152.

[20] فوزی، یحیی. تحولات سیاسی - اجتماعی در جمهوری اسلامی ایران (۱۳۵۷-۱۳۹۶). تهران: سمت. ج ۱، ص ۲۰۸–۲۰۹.

[21] صحیفه امام، ج ۱۶، ص ۷۴.

[22] صحیفه امام، ج ۱۳، ص ۵۲.

[23] صحیفه امام، ج ۱۷، ص ۴۰۰.