اعدام پاکروان


9745 بازدید

روز 22 فروردین 1358 سرلشکر حسن پاکروان رئیس پیشین ساواک و عامل مؤثر در حمله به مدرسه فیضیه قم در 1343ش، و ارتکاب جنایات متعدد دیگر همراه با 10 نفر دیگر از سران رژیم پهلوی با حکم دادگاه انقلاب اعدام شد .
نام حسن پاکروان برای اولین بار در 24 اسفند 1339 در سطح کشور مطرح شد، در این روز پاکروان بعد از برکناری تیمور بختیار از ریاست ساواک به عنوان دومین رئیس این سازمان از سوی محمدرضا پهلوی انتخاب شد.
حسن پاکروان در سال 1290 ش در تهران به دنیا آمد. پدر او فتح‌الله پاکروان از دولتمردان زمان رضا‌شاه و در واقعه مسجد گوهرشاد مشهد، استاندار خراسان بود. مادرش امینه پاکروان استاد زبان و ادبیات فرانسه دانشگاه تهران بود.
پاکروان پس از پایان تحصیلات ابتدایی، همراه پدرش راهی مصر شد و در دبیرستان فرانسویها در اسکندریه تحصیلات متوسطه را به پایان برد. سپس راهی فرانسه شد و از دانشکده‌های نظامی «پوآتیه» و «فونتن بلو» در رشته توپخانه فارغ‌التحصیل گردید.
پاکروان در آن کشور قصد داشت با دختری فرانسوی ازدواج کند ولی به دلیل مخالفت پدر و مادرش با این ازدواج، با شلیک چند گلوله دست به خودکشی زد ولی از مرگ نجات یافت.
پاکروان در سال 1312 ش به ایران بازگشت و به مدت هشت سال به عنوان مربی دانشکده افسری به تدریس پرداخت. در سالهای 1320ـ1322 ش افسر ستاد ارتش بود. سپس به مدت دو سال فرمانده پادگان بوشهر و افسر انتظامات بنادر جنوب شد. پاکروان دو سال هم به عنوان افسر رکن دوم ستاد ارتش خدمت کرد. سپس با درجه‌ سرهنگی به مدت دو سال به عنوان وابسته نظامی ایران به پاکستان رفت.
پاکروان بعد از بازگشت به ایران به ریاست رکن دوم ستاد ارتش منصوب شد. در 17 دی 1330 نشان افتخار «لژیون دونور» از طرف سفارت فرانسه در تهران، برای تلاش وی در توسعه روابط ایران و فرانسه به پاکروان اهدا شد. پاکروان سال بعد مدتی به عنوان وابسته نظامی به فرانسه رفت.
در زمان نخست‌وزیری محمد مصدق و کودتای 28 مرداد 1332 پاکروان ریاست رکن دوم ستاد ارتش را به عهده داشت و پس از کودتا به عنوان وابسته نظامی ایران راهی هند شد.
پاکروان در سال 1335 ش پس از تأسیس سازمان اطلاعات و امنیت کشور (ساواک) معاون عملیاتی این سازمان شد. چهار سال بعد که تیمور بختیار رئیس ساواک قدرت زیادی پیدا کرد و شاه را به وحشت انداخت، و نیز روی کار آمدن دموکراتها در امریکا با ریاست جمهوری جان اف کندی (1961ـ1963 م/ 1339 ـ 1342ش) و فشار آن کشور برای ایجاد تغییرات سیاسی ـ اجتماعی در ایران، باعث شد که شاه در 24 اسفند 1339 سرتیپ حسن پاکروان را که فردی خونسرد، اهل مطالعه و مخالف تندی و شدت عمل بود به ریاست ساواک بگمارد. هر چند او می‌دانست پاکروان به درد ساواک نمی‌خورد.
در زمان ریاست پاکروان بر ساواک پنج نخست‌وزیر (جعفر شریف امامی، علی امینی، اسد‌الله علم، حسنعلی منصور و امیر‌عباس هویدا) روی کار آمدند.
از حوادث مهم این دوران می‌توان به برگزاری رفراندوم انقلاب سفید در 6 بهمن 1341، حمله کماندو‌های رژیم شاه به مدارس فیضیه قم و طالبیه تبریز در 2 فروردین 1342، قیام 15 خرداد 1342، تبعید امام خمینی به ترکیه در 13 آبان 1343 و ترور حسنعلی منصور در اول بهمن 1343 اشاره کرد.
در قیام 15 خرداد 1342 با اعلام حکومت نظامی، نعمت‌الله نصیری به فرمانداری نظامی تهران منصوب شد و جنبش مردم سرکوب گردید. پاکروان در آن روزها در مصاحبه‌ای امام خمینی و تعداد دیگری از روحانیان را ـ که زندانی شده بودند ـ متهم به خرابکاری و تماس با عوامل خارجی کرد. ولی این ادعاها هرگز ثابت نشد و حکومت شاه در اثر فشار روحانیون و مردم مجبور شد امام خمینی را آزاد کند. هنگامی که امام در قیطریه تهران زیر نظر ساواک اقامت داشت پاکروان بارها به دیدار ایشان رفت و سعی کرد امام خمینی را متقاعد کند که به دیدار شاه بروند و با این ملاقات موضوع به سازش کشیده شود. ولی امام در مقابل اصرار پاکروان به وی گفت: «این اظهار تمایل دستگاه جهت ملاقات من با شاه به منظور حل مشکلات و اصلاح امور نیست بلکه آنها به خوبی دریافته‌اند که شاه تا آنجا در میان اجتماع ساقط است که اگر انگشت او به دریا برسد دریا نجس می‌شود، لذا می‌خواهند مرا وادار کنند با او ملاقات کنم تا مرا هم مثل او ساقط و آلوده سازند.»
امام خمینی سپس در فروردین 1343 راهی قم شد و پس از سخنرانی تاریخی‌اش درباره کاپیتولاسیون، مأمورین ساواک مجدداً وی را در 13 آبان 1343 بازداشت و با یک هواپیمای نظامی به ترکیه تبعید کردند. اهمیت خبر تبعید به حدی بود که ساواک به طرزی بی‌سابقه آن را طی بیانیه‌ای در مطبوعات به اطلاع مردم ایران رساند: «از آنجایی که طرز فکر و تحریکات آقای خمینی مخالف و در تناقض یا منافع مردم و امنیت و استقلال و تمامیت ارضی شناخته شده است، ایشان از 13 آبان 1343 از کشور تبعید می‌گردند.»
ترور حسنعلی منصور، نخست‌وزیر، در اول بهمن 1343 توسط هیئتهای مؤتلفه‌ اسلامی که نشانه رشد گروه‌های مسلح بود باعث شد که شاه پاکروان را بر کنار کند و به جای وی نعمت‌الله نصیری را که در سرکوب قیام 15 خرداد 1342 موفق بود، به ریاست ساواک منصوب نماید.
بعد از حسنعلی منصور، امیر‌عباس هویدا به نخست‌وزیری رسید. وی پاکروان را به عنوان وزیر اطلاعات (وزارتخانه‌ای که به امور جهان گردی اختصاص یافته بود) برگزید. پاکروان در شهریور 1345 به عنوان سفیر ایران راهی پاکستان شد و سه سال بعد در مهر‌ماه 1348 به عنوان سفیر ایران به فرانسه رفت. پاکروان در فرانسه فعالیتهای دانشجویان ایرانی مخالف رژیم شاه را کنترل می‌کرد.
 پاکروان در آبان ماه 1352 به ایران بازگشت و تا سال 1356 ش در بازرسی شاهنشاهی در کنار حسین فردوست مشغول به کار شد.
پاکروان در مهر ماه 1356 مشاور و سرپرست امور مالی وزارت دربار شد. در سال 1357 ش با اوج‌گیری حوادث انقلاب پاکروان در مصاحبه‌ای گفت:‌ «تنها راه باقی مانده برای شاه این است که همه دزدهای پیرامون خود را بازداشت و تیر‌باران کند.» ماه بعد، زمانی که شاه قصد فرار از کشور را داشت پاکروان در ملاقاتی با احسان نراقی، جامعه‌شناس و رئیس مؤسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران، گفت:‌ «عزیمت او یعنی فرار از مسئولیتها، نباید بگذاریم برود!»
به هر حال شاه در 26 دی 1357 از کشور خارج شد و با ورود امام خمینی در 12 بهمن 1357، دولت شاپور بختیار پس از ده روز سقوط کرد.
حسن پاکروان توسط مردم بازداشت و تحویل دادگاه انقلاب اسلامی شد. دادگاه نیز وی را به جرم کشتار 15 خرداد 1342، تبعید امام خمینی به ترکیه... به اعدام محکوم کرد و در 22 فروردین 1358 سرلشکر حسن پاکروان تیر‌باران شد.
در تاریخ 22 ساله ساواک چهار نفر بر آن ریاست کردند. تیمور بختیار رئیس اول، توسط خود ساواک ترور شد و پاکروان، نصیری و ناصر مقدم نیز بعد از انقلاب اعدام شدند. 

 


دایرة‌المعارف انقلاب اسلامی، سوره مهر، دفتر ادبیات انقلاب اسلامی، ج 1، ص 202 و 203