از میدان جنگ تا میدان سازندگی

مروری بر سفرهای امام شهید به استان آذربایجان غربی


از میدان جنگ تا میدان سازندگی

آذربایجان غربی در جغرافیای سیاسی و تاریخی جمهوری اسلامی ایران، از جایگاهی ویژه برخوردار است. این استان به دلیل هم‌جواری با مرزهای عراق و ترکیه، تنوع قومی و مذهبی، برخورداری از موقعیت ارتباطی و قرار گرفتن در معرض تحولات امنیتی، در سال‌های پس از پیروزی انقلاب اسلامی همواره یکی از مناطق مهم و حساس کشور به شمار می‌رفت. مردم این خطه، در دوران جنگ تحمیلی و مبارزه با گروه‌های ضدانقلاب، هزینه‌های سنگینی پرداختند و در عین حال با حفظ پیوندهای ملی و اسلامی خود، از تمامیت ارضی و نظام جمهوری اسلامی دفاع کردند. در چنین شرایطی، سفر آیت‌الله خامنه‌ای، رئیس‌جمهور و رئیس شورای عالی دفاع، به آذربایجان غربی از ۳۰ مهر تا سوم آبان ۱۳۶۷ صرفاً یک بازدید معمولی از مناطق جنگ‌زده نبود. این سفر در فاصله کوتاهی پس از پذیرش قطعنامه ۵۹۸ و در مرحله‌ای انجام شد که کشور از یک سو در آستانه ورود به دوران بازسازی قرار داشت و از سوی دیگر، تهدیدهای امنیتی و تلاش دشمنان برای ایجاد اختلافات قومی و مذهبی همچنان ادامه داشت.

 

شوک قطعنامه و هشدار امام

روز قبل از اعلام خبر پذیرش قطعنامه؛ به دستور امام، جلسه‌ای در دفتر ریاست جمهوری تشکیل شد که مسئولان ارشد کشور و رؤسای قوا و تعدادی از شخصیت‌های مهم دینی، سیاسی و نظامی در این جلسه حضور داشتند. با اعلام این خبر همه فرماندهان در شوک عجیبی فرو رفتند. فردای آن روز، دوشنبه ۲۷ تیر ۱۳۶۷، خبری از رادیو تلویزیون اعلام شد که: «جمهوری اسلامی قطعنامه را پذیرفت.» امام این وضعیت را در بین رزمندگان و مردم پیش‌بینی کرده بود که آن‌ها احساس شکست بکنند؛ چون می‌خواستند بعد از ۸ سال جنگ تحمیلی با پیروزی قاطع این جنگ به پایان برسد. اما حس و حال رزمندگان نشان از پیروزی قاطع نداشت و احتمال سوءاستفاده دشمن نسبت به این وضعیت پیش‌بینی می‌شد.

در این راستا امام در پیامی محرمانه، مأموریتی به مسئولان ارشد می‌دهند تا ماجرا را برای مردم تبیین کنند. خود امام حساسیت موضوع را این‌طور نشان می‌دهند: «صریحاً می‌گویم باید با تمام همتتان در توجیه این کارها باشد. قدمی انحرافی حرام است و موجب عکس‌العمل می‌شود.»[1]

 

جهاد تبیینِ آقایِ رئیس‌جمهور

آیت‌الله شهید سیدعلی خامنه‌ای به‌عنوان رئیس‌جمهور یکی از مخاطبین این پیام مهم بودند. آغاز اقدامات روشنگرانه ایشان در جهاد تبیین پیش از این روزها بود و شامل ایراد خطبه‌های نماز جمعه، حضور در ناآرامی‌های جبهه غرب، حضور در بین رزمندگان و نامه به ائمه جمعه بود. ایشان در بین همه اقشار مردم حاضر بودند تا به سؤال‌های آن‌ها پاسخ دهند. بعد از قطعنامه هم، جهاد تبیین ایشان متوقف نشد و این بار مأموریت برای ایجاد امید بیشتر در میان ملت اهمیت پیدا کرده بود؛ بر همین اساس سفر به جبهه‌های غربی در دستور کار قرار گرفت. ایشان به عنوان رئیس شورای عالی دفاع سفر خود را از ارومیه آغاز کردند و در اجتماع عظیم مردم در ورزشگاه تختی، هدف سفر خود را این‌چنین شرح دادند: «هدف ما در درجه اول دیدار با شما مردم، تشکر از ایثارگری‌هایتان و لمس مسائل منطقه از نزدیک و در درجه بعد ارائه یک گزارش کوتاه از مسائل کشور است.»[2]

 

حضور در غرب کشور

ایشان در همان سخنان نخستین با یادآوری طرح‌های دشمن برای ایجاد جدایی در مناطق غرب و شمال غرب، بر اهمیت راهبردی سفر اشاره کردند: «شما مردم مبارز این منطقه این افتخار را دارید که از پیروزی انقلاب تا امروز در حال جهاد و مبارزه بودید و هستید [...] دشمنان قصد داشتند با انگیزه‌های قومی و مذهبی، اتحاد مردم را از هم بپاشند و با ایجاد اختلاف بین مردم، حیثیت معنوی آنان را از بین ببرند اما اسلام دست‌های مردم را به‌هم گره زد. دشمن با تمام توطئه‌های خود نتوانست در میان این ملت اختلاف ایجاد کند ولی هنوز هم مأیوس نشده است و به توطئه‌های خود ادامه خواهد داد لکن ما آینده را خوب می‌شناسیم و دشمن را ناکام خواهیم کرد.» ایشان در مراسم صبحگاه مشترک نیروهای مسلح ارومیه در لشکر ۶۴ با تأکید بر این‌که «گرچه دشمن از ادامه تعرض و تجاوز خود به خاک میهن اسلامی‌مان دست کشیده است، اما هنوز سرانگشتان خائن استکبار در کار است و باید تمام نیروهای مسلح برای در هم شکستن توطئه‌های دشمنان اسلام، بیش از پیش هشیار و آماده‌تر باشند.»، تداوم توطئه دشمنان را یادآور شدند.[3]

شهر کردنشین مهاباد مقصد بعدی آن سفر بود و در طلیعه سفر، آیت‌الله خامنه‌ای چنین از آن یاد کردند: «شهر ادب‌پرور مهاباد دارای مردم مؤمنی است که علی‌رغم این‌که همیشه مورد هجوم ضد انقلاب قرار داشته‌اند همچنان به نظام جمهوری اسلامی وفادار مانده‌اند.» ایشان در مهاباد هم آینده را هدف گرفت: «ما با تکیه بر تجارب ۸ سال گذشته با برنامه‌ریزی و استفاده از نیروهای توانا، وقفه‌ای که در سال‌های گذشته در سازندگی کشور به‌وجود آمده بود را جبران خواهیم کرد. تمامی اقوام ایرانی باید در این سازندگی شریک و همکار باشند و آینده‌ای درخشان را برای کشور مهیا کنند.»[4]

 

و امیدی به آینده

بعد از ظهر اول آبان، میاندوآب شاهد یک تصویر تاریخی بود که مشابه آن را به یاد نداشت. صفی چند کیلومتری از مردان و زنان این شهر که با سردادن شعارها و پرتاب گل و پخش شیرینی، به استقبال این فرمانده پیروز جنگ آمده بودند. آیت‌الله شهید با یادآوری حملات هوایی مستمر دشمن به شهر میاندوآب گفت: «روحیه مقاومت مردم این شهر در آن روزهای بحرانی باعث سربلندی و افتخار ملت ایران در دنیا شد و همین مقاومت‌ها باعث شد که دشمن به هیچ‌یک از اهداف خود دست نیابد.» اما او در گذشته متوقف نماند و در این شهر نیز از فرداها سخن گفت: «وجود جوانانی خودساخته، متخصص و هوشیار، حافظ کشور و انقلاب در مقابل هرگونه توطئه داخلی و خارجی خواهد بود. [...] مردم و مسئولان باید در کنار یکدیگر و با تکیه بر توانائی‌ها و استعدادهای خود، کشور را بسازند. رسیدن به ایرانی آباد دور از دسترس نیست.»

ایشان در مسیر بازگشت نیز در مراسم شامگاه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و نیروهای بسیج سپاه دوازدهم خاتم‌الانبیاء(ص) در پادگان مالک اشتر ارومیه حضور یافتند.[5]

آیت‌الله خامنه‌ای سفر دوم آبان خود را از شبستر با تأکید بر این‌که سازندگی، امتداد جنگ است، آغاز کردند. در خامنه، شهر پدری خود که مقصد بعدی بود، بر سازش‌ناپذیری روحیه عاشورایی مردم ایران تأکید کردند: «ما در طول ۸ سال جنگ تحمیلی تسلیم شرق و غرب نشدیم و در دوران سازندگی کشور نیز به هیچ وجه تسلیم قدرت‌ها نخواهیم شد.» و در خوی که خیابان‌ها چراغانی و ده‌ها قربانی در پیش پای او شد، از مردم خواستند «در این مسیر، کسانی که امکانات مالی دارند، با ایجاد واحدهای تولیدی-صنعتی و ساخت بسیاری از مراکز ضروری کشور، نقش فعالی داشته باشند زیرا به جریان افتادن سرمایه‌های مردمی در بازسازی کشور، نقش بسیار مؤثری خواهد داشت. به این ترتیب آینده کشور بسیار روشن خواهد بود.»[6]

قبل از ترک آذربایجان غربی در صبح سوم آبان، مراسم عقد ازدواج یک جانباز برگزار شد که خود، نمادی از امید به آینده بود. آیت‌الله شهید در ارزیابی نتایج سفر سه روزه خود به آذربایجان غربی تأکید کرد: «علاوه بر دیدار از شهرهای ارومیه، مهاباد، میاندوآب و خوی به شهرهای سردشت، ماکو، بازرگان، پیرانشهر، نقده و بوکان و روستای میرآباد سردشت نیز هیئت‌هائی اعزام شد. [...] مردم این استان علی‌رغم تحمل مشکلات ناشی از جنگ و حضور ضدانقلاب در گذشته همچنان دارای روحیه شاد و عزم قوی و شور و اشتیاق فراوانند.»[7]

 

روایت یک ایستادگی تاریخی

آیت‌الله خامنه‌ای در دیدار سال ۱۳۷۵ با مردم ارومیه، به سفر خود در نخستین فرصت پس از پایان جنگ تحمیلی اشاره کردند. یادآوری آن سفر، مقدمه‌ای برای توصیف جایگاه تاریخی آذربایجان غربی و مرور تجربه‌های دشواری بود که مردم این منطقه پشت سر گذاشته بودند. ایشان در این دیدار، ضمن قدردانی از مردم استان، بر سابقه مقاومت آنان در برابر حوادث تاریخی و تلاش برای حفظ پیوندهای ملی تأکید کرده و گفتند: «خدای متعال را سپاسگزارم که همان‌طوری که بعد از جنگ تحمیلی در اوّلین فرصت به این استان شهیدپرور و به دیدار شما مردم عزیز آمدم و توفیق ملاقات با شما عزیزان را پیدا کردم، حالا هم بار دیگر این توفیق پیدا شد که با شما در این استان تاریخیِ سربلندِ خوش‌سابقه‌ی فداکار ملاقات کنم.»[8]

در مرور تجربه‌های تاریخی آذربایجان غربی، یکی از محورهای اصلی سخنان ایشان، نقش مردم در مقابله با ناامنی‌ها و تلاش‌هایی بود که به گفته ایشان، با هدف ایجاد اختلاف و جدایی در منطقه صورت می‌گرفت. این نگاه، تنها به حوادث دوران جنگ تحمیلی محدود نمی‌شد؛ بلکه مبارزه با گروه‌های ضدانقلاب پس از پیروزی انقلاب اسلامی را نیز در بر می‌گرفت. ایشان با تأکید بر نقش مردم در مقابله با این تحرکات، ایستادگی آنان را نشانه‌ای از رشد و آگاهی اجتماعی دانستند:«بعد از انقلاب هم خود شما شاهد بودید و دیدید کسی که [در مقابل] توطئه‌ی دشمن ایستادگی کرد و مقاومت کرد، خود مردم بودند. بسیج مردم، جوان‌های مؤمن مردم در مقابل فتنه‌گری و اختلاف‌افکنی و تحریکات و تجزیه‌طلبی و خباثت‌های گوناگون بیگانگان که با تحریک یک عده آدم‌های غافل انجام می‌گرفت، ایستادند و مبارزه کردند. این عظمت و رشد روحی مردم است و خیلی باقیمت و ارزشمند است.»[9]

 

هم‌زیستی در محاصره توطئه

وجه دیگری از نگاه ایشان به آذربایجان غربی، تأکید بر هم‌زیستی پیروان ادیان مختلف و خطر بهره‌برداری سیاسی از تفاوت‌های مذهبی بود. این موضوع در منطقه‌ای اهمیت ویژه داشت که مسلمانان و مسیحیان در کنار یکدیگر زندگی می‌کردند. در روایت ایشان، وجود این تنوع دینی به‌خودی‌خود عامل اختلاف نبود؛ بلکه مداخلات خارجی و تلاش برای تبدیل تفاوت‌های مذهبی به زمینه‌ای برای جدایی و منازعه، عامل اصلی تهدید هم‌زیستی مردم به شمار می‌رفت. ایشان برای توضیح این مسئله، به حوادث تاریخی ارومیه، سلماس، خوی و ماکو اشاره کردند و مدعی شدند که قدرت‌های خارجی در گذشته کوشیده بودند از حضور جمعیت مسیحی منطقه برای ایجاد پایگاه نفوذ و جداسازی بخشی از ایران بهره بگیرند: «در این استان یک تعدادی از هم‌میهنان ایرانی ما، از آشوری و ارمنی و مسیحیان کاتولیک و پروتستان حضور دارند؛ آن روز هم بودند. هم مسلمان‌ها با این‌ها، و هم آن‌ها با مسلمان‌ها برادرانه و دوستانه رفتار می‌کردند؛ بین آن‌ها هیچ مشکلی وجود نداشت. امّا نکته‌ی عبرت‌آموز این است که نمایندگان کشورهای خارجی و استعمارگر چون دیدند یک تعدادی مسیحی در این استان وجود دارد، به طمع افتادند که شاید بتوانند با تحریکات مذهبی و فرقه‌ای و دینی، یک پایگاهی از مسیحیّت در این بخش از ایران به وجود بیاورند و این بخش را از ایران جدا کنند. یکی از آن امتحان‌های سختی که برای این استان، یعنی برای ارومیه، سلماس، خوی، ماکو و همین شهرهایی که در این منطقه هستند پیش آمد ــ در همان برهه‌ی از زمان و از تاریخ ــ [همین] بود که نمایندگان دولت آمریکا، نمایندگان دولت روسیه‌ی تزاری و نمایندگان دولت انگلیس در این نقطه این توطئه را طرّاحی کردند و یک فتنه‌ی عجیبی به راه انداختند. هزاران نفر از مسلمانان و مسیحیان، به خاطر فتنه‌ی بیگانگان، در همین ارومیّه و سلماس و بقیّه‌ی جاها کشته شدند!»[10]

 

الگوی ایستادگی ملی

در دیدگاه رهبر شهید انقلاب، در زمان‌های قبل وقتی کشور دچار ذلت می‌شد مردان دلاور و باگذشت نداشتیم تا بتوانیم از پیچ‌های تاریخی با عزت عبور کنیم، اما بعد از انقلاب و ایجاد روحیه ملی و معنوی در مردم ایران عزیز بسیار از خودگذشتگی‌ها را نشان دادند. استان آذربایجان غربی از آن دست کشورهایی است با وقوع انقلاب مجاهدت را آغاز کرد و جوان‌های مؤمن و خوب آن دیار از جمله شهید باکری اهل مبارزه بودند و صحنه را حفظ کردند. در سال‌های جنگ تحمیلی هم رشادت‌هایی رقم زدند از جمله: «آن بمباران شیمیایی یک شهر، خیلی چیز عجیبی است؛ مردم صبر کردند، تحمل کردند؛ این حوادث را توانستند تحمل کنند؛ این عظمت مردم را نشان می‌دهد.»[11]

خیلی از شهدای بزرگ اهل این استان نبودند ولی چون آنجا میدان مبارزه و میدان کار بود، در همان استان به شهادت رسیدند. رهبر شهید درباره اهمیت معرفی شهدا این‌چنین می‌فرمایند: «کشور به حفظ و احیاء یاد این عزیزان حقیقتاً احتیاج دارد. همه باید توجّه کنند به این مسئله که مسئله‌ی یاد شهیدان، یک مسئله‌ی محلّی و منطقه‌ای و مخصوص یک مردم خاص و زمان خاصّی نیست؛ همیشه به این احتیاج داریم و نباید اجازه بدهید که این یاد مندرس بشود. و کارهای زیادی باید انجام بگیرد؛ یکی از کارها این باشد که آذربایجان غربی را با ایستادگی‌اش، با برخورد شجاعانه و آگاهانه‌اش با حوادث و فتنه‌ها برای مردم کشور معرّفی کنید که بدانند.»[12]

حضور ۳۰ مهر ۱۳۶۷ تجلی یک الگوی حکمرانی مبتنی بر ارتباط بی‌واسطه با ملت و پیشبرد جهاد تبیین در بزنگاه‌های تاریخی بود. آیت‌الله خامنه‌ای با درک دقیق مختصات آذربایجان غربی، پیوند میان فداکاری‌های گذشته و مسئولیت‌های آینده را ترسیم کردند؛ به‌گونه‌ای که دفاع از مرزها جای خود را به بازسازی، حفظ انسجام ملی و تقویت هویت اسلامی داد و آذربایجان همچنان به‌عنوان تکیه‌گاهی مستحکم و استوار برای کل جغرافیای ایران عزیز تثبیت شد.

 

[1] «متن کامل نامه امام خمینی درباره علل پذیرش قطعنامه 598 و پایان جنگ»، خبرگزاری مهر، شناسه خبر ۳۸۶۹۶۶.

[2] روزنامه اطلاعات، ۱ / ۸ / ۱۳۶۷، ص ۳.

[3] روزنامه جمهوری اسلامی، ۱ / ۸ / ۱۳۶۷، ص ۱۲.

[4] روزنامه جمهوری اسلامی، ۲ / ۸ / ۱۳۶۷، ص ۴.

[5] روزنامه اطلاعات، ۲ / ۸ / ۱۳۶۷، ص ۳.

[6] روزنامه اطلاعات، ۳ / ۸ / ۱۳۶۷، ص ۳.

[7] روزنامه جمهوری اسلامی، ۴ / ۸ / ۱۳۶۷، ص ۴.

[8] بیانات در جمع مردم ارومیه در استادیوم تختی، ۲۷ / ۰۶ / ۱۳۷۵، https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=۲۸۱۱

[9] همان.

[10] همان.

[11] بیانات در دیدار دست‌اندرکاران کنگره بزرگداشت ۱۲ هزار شهید آذربایجان غربی، ۳۰ / ۰۷ / ۱۳۹۶، https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=۳۸۳۲۱

[12] همان.