اهمیت آزادی سازی خرمشهر و دلایل تداوم جنگ بعد از آن  چه بود؟


حسن جنتی
195 بازدید
آزادی خرمشهر دفاع مقدس

اهمیت آزادی سازی خرمشهر و دلایل تداوم جنگ بعد از آن  چه بود؟

آزادی خرمشهردرواقع تنها آزادی یک شهر از اشغال دشمن توسعه طلب نبود بلکه نمادی برای به نمایش گذاشتن عزم مردمی بود که با کمترین امکانات رزمی در برابر ارتش صدام که ازسوی قدرتهای جهانی و منطقه ای پشتیبانی می شد، توانستند دشمن متجاوز را مجبور به عقب نشینی به خاک خود کنند.

این پیروزی درخشان که با بازتاب جهانی روبرو شد نقطه عطفی را در تاریخ تحمیلی عراق علیه ایران رقم زد که معادلات نظامی منطقه را دگرکون ساخت و به همین دلیل تنها چند ماه بعد رژیم صهیونیستی با همه امکانات به جنوب لبنان حمله کرد تا از این فرصت برای وارد آوردن فشار بر مردم لبنان بویژه شیعیان این کشور که عمدتا در جنوب لبنان مستقر بودند، وارد سازد.

کشورهای عربی حامی صدام نیز از این پیروزی درخشان سخت به وحشت افتادند و تلاش کردند برای ممانعت ازپیشروی های بعدی ایران ، پیشنهادهایی را برای به اصطلاح استقرار آتش بس ارائه کنند. بدون آنکه در طرح خود رفع کامل اشغال ایران را ارائه کنند تنها به جبران خسارت توجه داشتند اما در اجرای همین وعده هم صرفا به طرح های روزنامه ای بسنده کردند. از همه مهم تر آنکه هرگز به موضوع تعیین متجاوز در جنگ به بهانه نقض بیطرفی در میانجیگری ، توجه نکردند.

دلیل ایران برای ادامه جنگ بعد از آزادی خرمشهر

با در نظر گرفتن جمیع شرایط آن زمان موضوع مخالفت ایران با اجرای آتش بس بدون رفع کامل اشغال سرزمین های ایران بویژه در غرب کشور در نفت شهر و نیز اصرار منطقی ایران برای جلوگیری از تکرار چنین تجاوزهایی  بیش از پیش مشخص می گردد . چنانکه اگر سازمان ملل و سایر کشورهای میانجی صلح به درخواست ایران در مورد  تنبیه طرف متجاوز درجنگ یعنی عراق و شخص صدام حسین رئیس جمهوری عراق توجه می کردند هرگز موضوع تجاوز عراق به کویت تنها دو سال پس از اجرای آتش بس بین ایران و عراق ، اتفاق نمی افتاد .

جالب آنکه زمانی که ایران در27 تیرماه 1367رسما موافقت خودرا به اجرای قطعنامه 598 اعلام کرد و دو روز بعد امام خمینی نیز به صراحت موضوع پایان جنگ را طی نامه ای تاریخی اعلام کردند، عراق نه تنها از این اقدام استقبال نکرد بلکه علی رغم شعارهای خود در مورد پذیرش آتش بس بلافاصله دست به عملیات جدید علیه مواضع ایران زد. در فاصله تیر ماه تا مرداد ماه 1367 عراق سه عملیات بزرگ را علیه ایران سازمان دهی کرد. قصد عراق از این عملیات که در سه مرحله تحت عنوان توکلت علی الله برگزارشد ف تصرف مناطق جدیدی از ایران و گرفتن اسراء برای مذاکرات آتی اعلام شد.  

بنابراین حتی اگر درخرداد 1361 مسئولین ایرانی می پذیرفتند که آتش بس بدون خروج کامل عراق ازمناطق اشغالی مرزی ایران ، برقرار شود از آنجا که صدام و حامیانش همچنان دنبال وارد آوردن ضربه مجدد به ایران بودند ، احتمالا بازهم صدام چند ماه بعد به ایران حمله می کرد. زیرا صدام از همان ابتدا رویای تسلط بر خوزستان را در سر می پروراند و برای رسیدن به این هدف تا زمانی که با ضربه جدی روبرو نمی شد ، از این سیاست توسعه طلبانه خود که مقدمه ای برای بدست گرفتن رهبری جهان عرب بود ، دست برنمی داشت.

به نظر می رسد پیروزی خرمشهر این باور را درمیان فرماندهان جنگ تقویت کرد که در سایه هماهنگی ایجاد شده بین ارتش و سپاه می توان با انجام عملیات برون مرزی می توان درس خوبی به متجاوزان داد تا آنها را از تکرار اقدام هایشان پیشمان ساخت. اما درهمان زمان آمریکا و شوروی و هم کشورهای اروپایی مانند فرانسه ، انگلیس و آلمان با افزایش کمکهایی که هزینه آن را کشورهای نفت خیز جنوب خلیج فارس بویژه عربستان ، امارت و کویت تامین می کردند ، به کمک صدام شتفاتند زیرا پیروزی ایران در آن مقطع را تقویت حرکت انقلاب اسلامی در منطقه ارزیابی می کردند.

بنابراین برای پاسخگویی به این سئوال مهم که چرا ایران بعد از آزادی خرمشهر به جنگ ادامه داد باید همه شرایط تاریخی آن روز در منطقه و جهان را در نظر گرفت و بدور از فضا سازی های امروز به اهمیت تصمیم تاریخی در آن زمان و نتایجی که این تصمیم برای ایران و منطقه داشت توجه کرد.

درهمین ارتباط سردار عزیز جعفری فرمانده قرارگاه فرهنگی و اجتماعی بقیه‌الله در مصاحبه ای می گوید  «از طرفی به دلیل اینکه یک حس پیروزی نظامی به وجود آمده بود برخی به دنبال اِتمام جنگ بودند؛ اما صدام در آن دوران بحث آتش‌بس را مطرح کرده بود و این موضوع در منطق اسلام اصلاً قابل‌قبول نیست؛ چراکه کشور عراق به خاک ایران تجاوز کرده و خسارات جانی و مالی بسیاری را برجای گذاشته بود و زمانی که در خرمشهر شکست خورد، توطئه عقب‌نشینی و آتش‌بس را در فکر داشت. طبیعی بود که رژیم بعثی توان خود را ازدست‌داده و با عقب‌نشینی به دنبال تجدیدقوا بود و علت عقب‌نشینی آن‌ها هم بر اساس گفته خود صدام، صرفه‌جویی در نیرو‌های پدافندی و بازسازی سایر نیرو‌ها برای حمله جدید و پوشاندن نقاط ضعف خودشان بود. صدام هرگز برای ما قابل‌اعتماد نبود، همان‌طور که بعد از پذیرش قطعنامه دوباره به خاک ایران حمله کرد، ما معتقد بودیم که صدام دوباره به خرمشهر حمله خواهد کرد.»[1]

بر اساس همین منطق ایران تلاش می کرد با وارد آوردن ضربه ای مهم بر پیکر ارتش عراق شرایط را برای نشستن بر سر میز مذاکره فراهم سازد. همچنانکه سردار جعفری در بخش دیگری از همین مصاحبه می گوید: « در آن دوران آقای هاشمی رفسنجانی به ما گفتند که شما یک عملیات بزرگ دیگر را انجام دهید و ما نیز با مذاکره با مجامع بین‌الملل به دنبال احقاق حقوق ایران و معرفی کشور عراق به‌عنوان کشوری متجاوز از سوی کشور‌های دیگر هستیم. جمهوری اسلامی در دفاع مقدس تنها بود و کشورعراق با حمایت کشور‌های دنیا به مصاف ما آمده بود و ما با این شرایط موفق به آزادسازی خرمشهر شدیم که پیروزی بزرگی نیز بود، ولی ما زمانی می‌توانستیم بگوییم که پیروزی حاصل‌شده است که متجاوز تنبیه‌شده باشد و به همین دلیل هم بود که حضرت امام خمینی (ره) قطعنامه ۵۹۸ را زمانی که صادر شد نپذیرفت. »[2]

بنابراین با نگاهی واقع بینانه به رویدادهای خرداد 1361 بخوبی می توان دریافت ایران راهی بجز ادامه مقاومت در برابر متجاوزان بعثی و حامیان شرقی وغربی اش نداشت. ایران هرگز دنبال جنگ طلبی و  اشغال خاک عراق نبود بلکه تلاش می کرد از طریق انجام عملیات برون مرز ی صدام و حامینانش را به پذیرفتن خواست منطقی خود وادار سازد. با نگاهی به خواسته های مشورع ایران در همان زمان بخوبی می توان این واقعیت را درک کرد که جهان آن روز اگر می پذیرفت که اولا نیورهای متجاوز عراقی به سرمرزهای خود برگردند و ثانیا زمینه برای تعیین متجاوز و پرداخت خسارت بصورت واقعی فراهم می کردند در همان زمان ایران از توقف جنگ استقبال می کرد. اما صدام و حامیان آنها با دم زدن ازآتش بس صرفا تلاش می کردند خود را درافکارعمومی حامل صلح و مخالف جنگ نشان دهند. درعمل هم دیدیم که چگونه پس از پذیرش قطعنامه 598 از سوی ایران ، صدام به حملات خود ادامه داد. وهمان متحدان سابق عراق زمانی که صدام در سودای ضمیمه کردن خاک کویت به عنوان استان نوزدهم عراق بود، چگونه در برابر او صف آرایی کردند زیرا دیگر متوجه شدن سیاست های توسعه طلبانه بعثی ها در عراق حد و مرزی ندارد .

همانطور که آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی درباره اهمیت آزادسازی خرمشهر فرمودند:

« خرمشهر وقتی آزاد شد، خوب، خیلی پیروزی بزرگی بود- آن‌هائی که درست یادشان هست، سال ۶۱- خیلی کار عظیمی بود؛ هم از لحاظ سیاسی مهم بود، هم از لحاظ نظامی بسیار پیچیده و مهم بود، هم از لحاظ اجتماعی و نگاه عمومی و دل مردم، چقدر مهم بود و تأثیر داشت. از همه جهت کار عظیمی بود. همه، از جاهای مختلف آمدند. من آن وقت رئیس‌جمهور بودم. آقایان رؤسای جمهور چندین کشور- پنج شش تا، هفت تا کشور- آمدند اینجا با ما ملاقات کردند و صریحاً به ما گفتند که الآن دیگر وضع شما با گذشته فرق می‌کند؛ بعد از این فتح بزرگی که انجام گرفت. یعنی این‌قدر ابعاد داخلی و خارجی این حادثه عظیم بود. امام واقعاً یک معلم بود. امام یک معلم اخلاق بود. تا این حادثه‌ی عظیم، با این عظمت، با این حجم پیدا شد، از همان ساعت اول تو خیابان اثرش در روحیه‌ی مردم فهمیده شد، امام فوراً درد را احساس کرد، درمانش را بلافاصله داد: «خرمشهر را خدا آزاد کرد». این معنایش این بود که فرماندهان مسلحی که این همه سختی کشیده بودند، این همه رنج برده بودند، آن خون دلها را خورده بودند، چقدر شهیدهای خوب و بزرگ ما در همین فتح بیت‌المقدس دادیم، بر اثر این همه مجاهدت، حالا این کار بزرگ انجام گرفته، این‌ها مغرور نشوند. سیاسیونی که در مساند قدرت نشسته‌اند، از این پیروزی بزرگی که در عرصه‌ی سیاسی برایشان پیدا شد، بر اثر این حادثه مغرور نشوند: «و ما رمیت اذ رمیت و لکنّ اللَّه رمی»؛ من و شما کاره‌‌‌‌‌‌ای نیستیم؛ دست قدرت الهی است. » [3]

 

[2] همان .

[3] بیانات در دیدار اعضای هیئت دولت16/۰۶/88  

https://farsi.khamenei.ir/newspart-index?tid=1637#41616


موسسه مطالعات و پژوهش های سیاسی