یک مقام سابق موساد : اسرائیل، درخواست کشتن [امام] خمینی را مورد توجه قرار داد


4540 بازدید

 یک مقام سابق موساد : اسرائیل، درخواست کشتن [امام] خمینی را مورد توجه قرار داد

یوسی آلفر مقام سابق موساد در سالگرد وفات آیت‌الله خمینی از نگرانی‌های مستمر اسرائیل در مورد ایران و روابط مخفی اش با عربستان سعودی حرف زد.

بیست و سال پس از اینکه یوسی، موساد را رها کرده، هنوز هم گاه بگاه یک خاطره مربوط به ساعت 4 صبح یکی از روزهای سالهای پیشین او را بیدارمی‌کند. چه می‌شد اگر مقامات موساد با درخواست کشتن آیت‌الله روح‌الله خمینی در تبعیدگاهش در نزدیکی پاریس در سال 57 موافقت می‌کردند؟

آلفر در مصاحبه‌ای گفت: « نمی‌شود به این سوال پاسخ داد.» او در این مصاحبه افزود: « برای مرکزیت رهبران بسیار کاریزماتیک و به همین ترتیب برای عواقب ناشی از کشتن آنان باید توضیح و دلیلی وجود داشته باشد.»

آلفر به شرح جزئیات اساسی این واقعه در کتاب جدید خود با عنوان «اسرائیل در جست‌وجوی متحدان خاورمیانه ای» می‌پردازد. آن روز ییتزاک هوفی، رییس وقت موساد ، آلفر را به همراه الیزار شافیر، نماینده موساد در تهران، احضار کرد و درخواست شاپور بختیار، نخست‌وزیر منصوب شده از سوی شاه، را برای ترور [امام] خمینی با آنها در میان گذاشت.

پاسخ شافیر به این درخواست منفی بود: اگر [امام] خمینی به ایران بازگردد، ارتش و پلیس امنیتی شاه، ساواک، از او محافظت می‌کنند. آلفر نفس عمیقی کشید و گفت: « ما در مورد اینکه [امام] خمینی حامی چه چیزی است و چه فرصت‌هایی دارد، به حد کافی چیزی نمی‌دانیم تا این خطر را توجیه کنیم.»

نداشتن اطلاعات و دستکم گرفتن [امام]خمینی، نه فقط برای موساد بلکه برای آمریکا، انگلیس و خود ساواک هم نقص بود. اگر آلفر همان چیزهایی را که امروز می‌داند، می‌دانست چه پیشنهادش چه بود؟

آلفر گفت: « اگر این گفت‌وگو چند ماه بعد نیز صورت می‌گرفت، می‌گفتیم این کار ارزش خطر کردن دارد. نمی‌گویم که اگر من نظر متفاوتی ابراز می‌کردم، رییس موساد تصمیم متفاوتی می‌گرفت. اما این اتفاق همیشه در ذهن من مانده است.»

انقلابیون به قدرت رسیده، خیلی زود اهداف خود را آشکار کردند. آلفر گفت:

«ما دیدیم که آنها چطور با مخالفان برخورد کردند و همه را اعدام کردند. ما عزم و اراده آنها را تحسین می کردیم». او افزود: «آنها در برنامه‌شان برای صادر کردن انقلابشان هیچ تردیدی به خود راه ندادند... بختیار هم همه اینها را می‌دانست اما ما نه بختیار را می‌شناختیم و نه روحانیت را. اوضاع را به درستی درک نکردیم.»


گاردین – 5 ژوئن 2015 (15 خرداد ماه 1394)