ترور در قلب شهر
روایتی از ماجرای بمبگذاری در میدان راهآهن تهران (شهریور ۱۳۶۳)
در نخستین روز شهریور ۱۳۶۳، میدان راهآهن تهران شاهد انفجاری مهیب بود؛ انفجاری که در میان رفتوآمد روزمره مردم و فعالیت کسبه، تلفات و خسارات سنگینی بر جای گذاشت. بر اثر این حادثه، ۱۷نفر جان خود را از دست دادند و حدود ۳۰۰ نفر مجروح شدند. شدت انفجار به اندازهای بود که ۲۰ باب مغازه منهدم شد و دهها دستگاه خودرو که در حاشیه میدان پارک شده بودند، آسیبهای کلی دیدند.
این ایام، جمهوری اسلامی ایران چهارمین سال جنگ تحمیلی با رژیم بعث عراق را پشت سر میگذاشت و فضای داخلی کشور نیز بهشدت ملتهب و آماج حملات تروریستی بود. گروههای معاند، بهویژه سازمان مجاهدین خلق (منافقین) و جریانهای تندروی سلطنتطلب، با هدف ایجاد رعب و وحشت عمومی و القای ناامنی، استراتژی بمبگذاری در اماکن پرتردد را در دستور کار خود قرار داده بودند. انفجار میدان راهآهن تهران، یکی از خونبارترین حلقههای این زنجیره ترور کور محسوب میشود.
قلب رفتوآمد شهر
میدان راهآهن در تهرانِ دهه ۱۳۶۰ تنها یک میدان یا تقاطع شهری نبود، بلکه یکی از مهمترین گرههای ارتباطی پایتخت و دروازه ورود و خروج مسافران به شمار میرفت. پیوند این میدان با ایستگاه راهآهن سراسری، روزانه شمار زیادی از مسافران، شهروندان، رانندگان، کسبه و رهگذران را به این نقطه میکشاند و در پیرامون آن، مجموعهای از مغازهها، رستورانها، مسافرخانهها، گاراژها و خطوط تاکسی و اتوبوس شکل گرفته بود. ازاینرو، میدان راهآهن فضایی صرفاً عبوری نبود؛ بلکه بخشی فعال از زندگی اجتماعی و اقتصادی تهران محسوب میشد؛ مکانی پرتردد که حضور همزمان مردم عادی، مسافران و خودروهای متعدد، آن را به یکی از متراکمترین فضاهای عمومی شهر تبدیل کرده بود. در چنین محیطی، هر حادثهای میتوانست در کوتاهترین زمان، زندگی روزمره شمار زیادی از مردم را مختل کند و پیامدهایی فراتر از محدوده میدان بر جای بگذارد.
انفجار و ابعاد خسارات
ساعت ۸:۵۰ دقیقه صبح روز پنجشنبه یک بمب که حاوی ۲۵ کیلوگرم مواد منفجره بوده و در کنار یک کیوسک آبمیوهگیری جاسازی شده بود، در ضلع شمالی غربی میدان راهآهن منفجر شد. روزنامه خراسان به علت انفجار اینگونه اشاره کرده است: «در آستانه برگزاری هفته دولت به منظور جلوگیری از انعکاس سریع پیشرفتها و عملکردهای مثبت دولت جمهوری اسلامی ایران مزدوران استکبار جهانی با انفجار بمب در میدان راهآهن تهران گروهی از مردم بیگناه را به خاک و خون کشیدند.»[1] در این گزارش تعداد شهدا ۱۷ تن و مجروحین ۳۰۰ تن ذکر شده است و شدت انفجار به حدی بوده که گودالی به قطر ۲ متر ایجاد کرده بود و به مغازهها و ماشینهای پیرامون تا شعاع ۱۰۰ متری آن آسیب جزئی و کلی وارد آمده است. بر اثر این انفجار ۲۰ مغازه حدود ۲۰ تا ۸۰ درصد آسیب دیدند و دهها اتومبیل که در حال حرکت بودند یا در میدان پارک کرده بودند خسارات وارد شد.
تعداد شهدا و مجروحین
تعداد شهدای این حادثه در همه منابع خبری ۱۷ تن گزارش شده است به صورتی که در همان ساعات اولیه انفجار تعداد شهدا ۱۵ نفر بوده است و بعد دو نفر از مجروحین نیز در طی رسیدگی به شهادت میرسند. درمیان شهدای این انفجار شهید بابک بانوییان از خبرنگاران روزنامه کیهان بوده است.[2] تعداد مجروحین نیز ارقام مختلفی از ۲۰۰ تا ۴۰۰ نفر را شامل میشود و در خاطرات آیتالله هاشمی رفسنجانی ایشان اشاره میکنند با انفجار بمب در میدان راهآهن تهران موجب شهادت ۱۷ تن و مجروح شدن بیش از ۷۰۰ نفر از شهروندان بیگناهی تهرانی شدند.[3]
نکته قابل توجه در روزنامه اطلاعات به چشم میخورد که اشاره دارد: «طبق آخرین تماسی که صبح امروز با کلانتری ۱۷ داشتیم به گفته یک مقام آگاه در فاجعه بمبگذاری میدان راهآهن تا این لحظه ۱۹ نفر از هموطنان به شهادت رسیده و ۵۸ نفر از مجروحین این حادثه در بیمارستانها بستری هستند. از این عده چهار نفر در حال اغما به سر میبرند. ضمناً ۱۲۹ نفر از مجروحین این فاجعه به طور سرپایی مداوا شدند.»[4] در همان ساعات اول انفجار به علت تعداد زیاد مجروحین و بیمارانی که به بیمارستان راهآهن منتقل شده بودند جمعی از مجروحین را به بیمارستانهای سینا، لقمانالدوله و شهدای تجریش منتقل کردند و عده زیادی از این مجروحین از کارمندان راهآهن بودند.
بررسیهای میدانی پلیس
بعد از انفجار تا ساعت ۱۲:۱۰ عملیات پاکسازی محل انفجار به درازا کشید و مردم در محل انفجار حضور یافتند و با شعارهایی مانند «مرگ بر منافق» و «منافق مسلح اعدام باید گردد» در آنجا تجمع کردند. مأمورین انتظامی نیز پس از برقراری مجدد نظم در آنجا حاضر بودند و عبور و مرور وسایل نقلیه مجدداً در میدان راهآهن و خیابانهای اطراف برقرار و منطقه به حالت عادی خود بازگشت. ضمن آنکه در حرکت قطارهای تهران تغییری حاصل نشد. سرهنگ عباس منظمی رئیس پلیس تهران جزئیات حادثه را اینگونه بیان میکند: «احتمالاً بمب در داخل ساک یا بستهای بوده که در کنار کیوسک آبمیوهگیری نبش خیابان شوش غربی کار گذاشته شده بود و آثار و بقایای انفجار که روی زمین باقی مانده است نشان میدهد بمب در زمان انفجار با زمین تماس داشته.»[5] کارشناسان پلیس تهران قطعات بمب منفجر شده را جهت تشخیص نوع و قدرت انفجار و بمب به مرکز پلیس تهران بردند. رئیس پلیس تهران همچنین اضافه میکند: «از آثار تخریب این انفجار وارد آمده ۸ باب مغازه، دو مسافرخانه، ۱۰ اتومبیل و سه دستگاه موتور سیکلت است.»[6]
مسئولیت انفجار
در این رابطه وزیر کشور حجتالاسلام ناطق نوری هنگام ورود به فرودگاه رشت ضمن گفتگویی با یک خبرگزاری اظهار داشت که تاکنون خطی پیدا نشده که مشخص شود این عمل نشانهای از جانب چه کسانی است و توسط چه گروهی طراحی و اجرا شده است اما میتوان گفت این حادثه توسط هر گروهی که اتفاق افتاده است به هدف مشخص خود نرسیدهاند. وی با اشاره به این نکته که منطقهی محل انفجار از محرومترین نقطههای تهران است، میگوید: «آنهایی که دم از خلق میزنند و مردم را پشتوانه خود میدانند آیا این عمل نشان خلقی بودن آنهاست که ایجاد وحشت کرده و دست به این گونه اعمال غیر انسانی که از سوی تمامی ملل محکوم است میزنند؟ [...] این احتمال میرود که کار گروههای سلطنتطلب و جریانهای راست و یا کار گروههای منافق باشد.»[7]
در اخبار روز جمعه دوم شهریور، رادیو صدای آمریکا اعلام میکند که یک گروه تبعیدی ایرانی در پاریس ضمن تلفن به این دفتر خبرگزاری خود را مسئول بمبگذاری معرفی کرده است. این شخص گروهی موسوم به آریا را مسئول بمبگذاری پنجشنبه صبح در تهران معرفی کرده است. گفته شده بود گروه آریا، یک گروه سلطنتطلب است که پایگاهش در ایالات متحده آمریکاست. همچنین دفتر خبرگزاری فرانسپرس در تهران نیز اعلام کرد در یک تماس تلفنی، گروهی با نام واحد هفته مقاومت مسئولیت انفجار را به عهده گرفته است.[8] اما برآوردهای بعدی نشان داد که این انفجار، جزو عملیاتهای بمبگذاری سازمان مجاهدین خلق (منافقین) بود که در هماهنگی با رژیم صدام انجام میشد.
انتخاب میدان راهآهن تهران - به عنوان یکی از متراکمترین نقاط پایتخت - برای انجام چنین عملیات مهیبی، نشاندهنده تشدید گرایش این سازمان به سمت «تروریسم کور» و کشتار جمعی بود. هدف نهایی این گروهها، فلج کردن روزمرگی، ایجاد شکاف روانی و تزریق ناامیدی در میان توده مردم و جدا کردن آنها از نظام بود. هدفی که اگرچه خسارات جانی و مالی دردناکی به جای گذاشت، اما در بستر انسجام اجتماعی و ایستادگی مردم ایران در سالهای دفاع مقدس محقق نشد.
[1] خراسان، ۱۳۶۳ / ۰۶/ ۰۲، ص۱.
[2] کیهان، ۱۳۶۳/۰۶/۰۳، ص۳.
[3] هاشمی، محسن (۱۴۰۰). به سوی سرنوشت (کارنامه و خاطرات سالهای ۱۳۶۳)، تهران: نشر معارف انقلاب، ص۱۸۷.
[4] اطلاعات، ۱۳۶۳/۰۶/۰۳، ص۱۵.
[5] همان.
[6] همان.
[7] بهروزی، فرهاد (۱۳۹۵). تقویم تاریخ دفاع مقدس (امتحان بزرگ)، ج۴۹، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ص۱۰۴.
[8] روزنامه اطلاعات ۳/۶/۱۳۶۳، ص ۱۵


















نظرات