سی خرداد ۶۰ آغاز منفور خلق شدن تا همیشه ی تاریخ


1095 بازدید

۳۰ خرداد برای فرقه ی رجوی گرچه آغاز علنی رویارویی خشونت آمیز با مردم بود، اما مطابق با ماهیت خشونت طلب آن ها بود ؛ چرا که از قبل هم هر چند فاز سیاسی به مواضع خود داده بودند ولیکن در عمل آن گونه که می گفتند نبود. برای بررسی این موضوع تاریخ و نوشته های فرقه را ورق می زنیم ؛ فرقه در کتاب رویارویی مجاهدین با خمینی اذعان می دارد که مردم مجاهدین را نمی شناختند اما سردمداران گروه رجوی از سر طمع و حرصی که داشتند و نه مقبولیتی که میان مردم باشد، مدعی کسب کرسی شدند و با برآورده نشدن انتظارات نابه جای آن ها عکس العمل های منفی ابتدا به شکل تبلیغی و در جریان تجزیه ی کردستان علنی می گردد و هر جای ایران که موضع مخالفتی در بین بود فرقه پیشتاز می شد. در این کتاب وقتی صحبت از قضیه ی کردستان می شود از قول موسی خیابانی آورده که " ما در آن موقع از دخالت علنی در این قبیل مسائل که می توانست به تعارض پیش از موقع ما با رژیم منجر شود ، خودداری کردیم" این سخن به معنای آن است که از ابتدا چنین بینشی در بین فرقه بوده است. با مطالعه ی کتاب رویارویی مجاهدین با خمینی متوجه می شویم فرقه به همان دلیلی که خودش بیان می دارد ؛ یعنی ، عدم شناخت مردم از آن ها ، ابتدا با شیوه های تبلیغی و سیاسی بدون دادن کوچک ترین شعاری که دال بر تضادش با عوامل اصلی انقلاب و رهبران مذهبی آن مثل آیت ا.. خمینی باشد به جذب نیرو می پردازد .

از دلایل دیگر سخن مان مبنی بر ماهیت تروریستی و خشونت طلب فرقه عملکردشان در سرپیچی از فرمان تحویل سلاح ها توسط گروه ها بود . فرقه که در سال ۵۷ هنگام تصرف و تسلیم پادگان ها به جمع آوری سلاح اقدام کرده بود، آن ها را تحویل نداد و دلیلش هم مواضع بعدی بود که قصد به اجرا درآوردن آن را داشتند و به بیان دیگر استفاده از سلاح ها در فاز به اصطلاح نظامی و در واقع تروریستی.

 

در همین خصوص ذکر این مطلب هم لازم می آید که شیوه ی جذب افراد که باید از تعلقات تهی شوند حال تعلقات فردی یا شغلی و خانوادگی و یا هر چیز دیگری که مانع وابستگی صد در صد فرد به فرقه باشد، به نوعی آماده سازی آن ها برای وارد شدن به این روی کرد فرقه ی رجوی است که خشم و کینه رجوی را با ۳۰ خرداد ۶۰ به اوج رسانده و با به زوال کشاندن تمامی نمودهای عاطفه و محبت در عراق و در کنار دیکتاتوری چون صدام که به خاک میهن تجاوز کرده به نمایش می گذارد و تا آن جا پیش می برد که به جای گسیل داشتن نیروها برای دفاع از خاک و وطنشان ، آن ها را به خیابان ها می کشاند تا به روی خلق اسلحه بکشند و بعدها دخترانی را که تا قبل از ۳۰ خرداد برای فروش روزنامه و تبلیغ و.. به خیابان ها می فرستاد در خیابان های فرانسه ، آلمان و... به گدایی بفرستد و جمعی دیگر را با عناوین پر طمطراقی چون عضو و رئیس شورا و فرمانده و چه و چه .. در کنار خود نگه دارد و با هر انتقادی اقدام به گروگان گیری زن و فرزند اعضا و گرفتن اقرارنامه نماید.

به طور خلاصه دلایل بالا و چگونگی تعلیم افراد در همان ابتدای جذب ، جمع آوری سلاح ، عدم تحویل آن ها ، دفاع از تجزیه کشور ، فردی که در جنگ عامل نفوذی دشمن بود ( بنی صدر) و داشتن اندیشه ی التقاطی همه سر آغاز به منصه ی ظهور رسیدن ماهیت تروریستی فرقه ی رجوی در ۳۰ خرداد ۶۰ بود.


انجمن نجات