انس عمیق امام خمینی با مناجات شعبانیه
امام خمینی (ره) علاقه زیادی به مناجات شعبانیه داشت و معتقد بود این تنها دعایی است که همه ائمه علیهمالسلام میخواندند. وی معتقد بود دعای شعبانیه وسیله عروج انسان است. در این مناجات، حالت استغفار و انابه و استغاثه و تضرع به پروردگار به شکل عاشقانهای وجود دارد.
روایت این موضوع در صفحات ۹۸ تا ۱۰۱ از کتاب «الف لام خمینی» به رشته تحریر درآمده است. کتابی که در زمستان ۱۳۹۶ توسط مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی به قلم هدایتالله بهبودی منتشر شده است.
آغاز درس اخلاق
آنچه از نوشتههای یک طلبه ورودی ۱۳۱۷ به حوزه علمیه قم برمیآید این است که حاجآقا روحالله خمینی عصرهای پنجشنبه و جمعه در مدرسه فیضیه اخلاق درس میداد.[1] و نیز گفته شده وی «چند سال در سالهای میانی بین رحلت آیتاللهالعظمی حاج شیخعبدالکریم حائرییزدی (۱۳۱۵ ش) تا هجرت آیتاللهالعظمی حاج سیدحسین طباطبایی بروجردی (۱۳۲۳ ش) به قم، در مدرسه حاج ملاصادق و سپس فیضیه برای طلاب و گروهی از غیرطلبهها درس اخلاق میفرمودند».[2]
طلبه یادشده مینویسد که عنوان درس اخلاق حاجآقا روحالله خمینی در آن زمان درباره آیه هجده از سوره حشر بود: «یَـٰٓأَیُّهَا ٱلَّذِینَ ءَامَنُواْ ٱتَّقُواْ ٱللَّهَ وَلْتَنظُرْ نَفْسٌ مَّا قَدَّمَتْ لِغَدٍ ۖ وَٱتَّقُواْ ٱللَّهَ ۚ إِنَّ ٱللَّهَ خَبِیرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ» / ای کسانی که ایمان آوردهاید! از خدا پروا کنید و هر کسی باید بنگرد چه چیزی برای فردای خویش فرستاده و از خدا پروا کنید که خدا از آنچه میکنید آگاه است.
وی جزئیات بیشتری از کم و کیف این جلسهها ننوشته، اما یادآور شده که آقای خمینی در پایان هر درس این جمله از دعای شعبانیه را هر بار باز میگفت: «إلهی هَبْ لی کَمالَ الْانْقِطاعِ إلَیْکَ وَ أَنِرْ أَبْصارَ قُلُوبِنا بِضیاءِ نَظَرِها إِلَیْکَ حَتّى تَخْرِقَ أَبْصارُ الْقُلُوبِ حُجُبَ النُّورِ فَتَصِلَ إلى مَعْدِنِ الْعَظَمَةِ وَ تَصیرَ أرْواحُنا مُعَلَّقَةً بعِزِّ قُدْسِکَ». [...]
وسیله عروج انسان
آقای خمینی از دعاهای مشهور، بیش از همه، از دعای شعبانیه گفته است. او معتقد بود این تنها دعایی است که همه ائمه علیهمالسلام میخواندند و آن را شایسته شرح و تفسیر به وسیله عارفان دلسوخته، و نه عارفان لفظی، میدانست.[3] او معتقد بود دعای شعبانیه وسیله عروج انسان است؛ «برای این که میبیند خودش هیچ نیست و هر چه هست نقص است و هر چه هست از اوست؛ هر چه کمال است از اوست؛ خودش چیزی ندارد؛ هیچیک چیزی ندارند؛ انبیا هم هیچی نداشتند. همه هیچاند و اوست فقط. همه هم دنبال او هستند. آنها که میفهمند، آنها که وارسته میشوند و میروند سراغ همان معنا... کمال انقطاع همین است».[4]
در جایی دیگر گفت: «کمال انقطاع، خروج از منزل خود و خودی و هر چه و هر کس، و پیوستن به او است، و گسستن از غیر و هبهای الهی است به اولیای خلَّص، پس از «صَعقِ» حاصل از جلال که دنباله گوشه چشم نشان دادن اوست، «ولاحظته»... و «أبصار قلوب» تا به «ضیاء نظره» او نور نیابد، حجب نور خرق نشود و تا این حجب باقی است، راهی به معدن عظمت نیست و ارواح، تعلق به «عزّ قدس» را درنیابند.» [...]
جلسات پر رونق
روایتی یگانه و مهم از حاج شیخ محمدتقی صدرای اراکی، همدوره حاجآقا روحالله، درباره تدریس اخلاق او در عصرهای روز جمعه، یک ساعت به غروب، در دست است. «برای جلوگیری از انحراف مردم، در عصرهای جمعه به جای مرحوم حاج میرزاجواد آقا تبریزی که در مدرس زیر کتابخانه درس اخلاق میگفتند، یک درس اخلاق شروع کردند و کسبه و تجار و اهالی از افاضل و اوالی عصرهای جمعه به مدرسه فیضیه هجومآور میشدند تا از درس اخلاق ایشان بهرهمند گردند. ولی بین درس اخلاق مرحوم حاجمیرزا جوادآقا و درس اخلاق ایشان از زمین تا آسمان فرق داشت؛ شاید جهت عمده آن سادهگویی ایشان و بیان سادهاش بود. در وقتی که آن مرحوم درس میگفت دورتادور مدرس، پر میشد، ولی برای درس ایشان این قدر جمعیت جمع میشد که فضای مدرسه، شاید تا لب حوض و بالاخره تا آن اندازه که صدا شنیده میشد و در آنجا هم که صدا شنیده نمیشد مردم میایستادند و اثرات خوبی در میان مردم داشت».[5]
[1] گنجینه دانشمندان، ج 8، صص 18 تا 21.
[2] خمینی، روحالله، شرح چهل حدیث (اربعین حادیث)، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، چ پنجاه و هفتم، 1392ش، ص هفت. صاحب اعیانالشیعه مینویسد که استقبال از درس اخلاق آقای خمینی او را به تشکیل دو جلسه درس در هفته، روزهای پنجشنبه و جمعه واداشت. از همه طبقات در این جلسهها حاضر میشدند. «پهلوی برای او پیغام فرستاد که این جلسهها را فوری تعطیل کند. اما او یک کلام جواب داد که من ملزم به برپایی این جلسات هستم، به هر نحوی که باشد، تا شهربانی بیاید و مانع برپایی آن گردد. بعد از آن که حکومت مقدار صلابت وی و میزان علاقه مردم به او را دید، از دخالت مستقیم خودداری کرد، ولی ظلم و ستم آنها به طور غیر مستقیم زیاد شد؛ پس ناچار گردید که جلسه را از مدرسه فیضیه به مدرسه حاج ملاصادق، با وضع محدودتری منتقل کند و بعد از سقوط پهلوی بار دیگر این جلسهها به مدرسه فیضیه انتقال یافت.» (حسن الأمین، مستدرکات اعیان الشیعه، بیروت، دارالتعارف، چ سوم، صص 81 تا 83). آیتالله جعفر سبحانی گفته است: «پس از درگذشت آیتالله حائری ایشان در مدرسه فیضیه درس اخلاقی شروع کرد که با استقبال طلاب و فضلا و شخصیتهای فهمیده روبرو شد. درس او در عین این که بعد اخلاقی و عرفانی داشت، دور از بعد سیاسی نیز نبود. به همین جهت شهربانی قم درس را تعطیل کرد و ایشان حوزه درس را به مدرسه حاج ملا صادق منتقل نمود.» («با یاران و شاگردان امام»، حوزه، شم 32 خرداد و تیر 1368، صص 114 تا 126) آیتالله محمدعلی گرامی نیز میگوید: «امام گفت من برای دو نفر از آقازادههای تهرانی... مصباح الشریعه می گفتم. مردم عوامی که می آمدند زیر کتابخانه فیضیه نماز بخوانند، می دیدند که صحبتهایی می شود و کم کم نشستند و این طوری شد که درس ادامه پیدا کرد و سپس اشارهای کردند که آن درس اخلاق منجر به حرفهایی شد... البته علت تعطیلی درس، رژیم نبود، چون با جلوگیری رژیم درس ایشان از فیضیه به مدرسه حاج ملا صادق منتقل شد. شاید کمتر کسی اطلاع داشته باشد که در زمان حاج شیخ، امام پس از اذان صبح در منزلش برای عدهای درس اخلاق می گفت.» (خاطرات آیت الله محمد علی گرامی، صص 194 و 195)
[3] صحیفه امام، ج 21، ص 2.
[4] همان، ج 19، ص 253.
[5] مجدد دین در قرن چهاردهم (نسخه خطی)، صص 245 و 247.


















نظرات