چمران حرف هایش را زندگی می کرد / مجاهد عارف جبهه حق در کلام حسن رحیم پور ازغدی


محسن هوشمند
508 بازدید

 
ویژه نامه شاگرد اول مدرسه عشق 
 
  
از نگاه من چمران فقط یکیست.یعنی فقط چمران مثل چمران بود.نمی‌دانم!شاید بعدا بیایند افرادی که بشوند "مثل چمران". ولی حالا من کسی را نمی‌شناسم که از دل خانه های فقیر نشین کوچه پس کوچه های بیروت سوخته تا قله های یخ زده کردستان حکایت گر دلاور مردی هایش باشد. نمی شناسم مردی را که دانشگاه بریکلی نامش را با عنوان شاگرد اول ثبت کرده باشد و در حالی که بورسیه حکومت است علیه رژیم طاغوتی فعالیت کند. نمی شناسم دکترای فیزیک پلاسمایی را که نوشته هایش تا عمق وجود را متاثر کند و نقاشی هایش چشم را به بلندای دیده مبهوت. نمی شناسم استاد دانشگاهی را که در آمریکا کار و خانواده خود را رها کند و تنها با یک هدف به سوی سختی های بی پایان بشتابد؛ادای تکلیف. آری! فقط چمران این گونه بود.به قول استاد رحیم پور ازغدی" افراد زیادی در طول تاریخ حرف های زیبا زده‌اند.اما یک تفاوت مهم وجود دارد میان افرادی که حرفهایشان را زندگی کردند و با عمل و خون شان شعر و نثر نوشتند با آن هایی که با گفتن و نوشتن ها زندگی کردند."... وچمران جزو آن هایی بود که اثبات کرد حرفهایش را زندگی می کند. مطلب پیش رو بخش هایی از سخنان حسن رحیم پور ازغدی عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی درباره شخصیت شهید چمران است که هفته گذشته در همایش"مثل چمران" در مشهد بیان شد.
یک موضوع ممکن است ما را درباره شهید چمران به اشتباه بیندازد. افراد زیادی در طول تاریخ از عبارت های زیبا (مانند نوشته های چمران) استفاده کردند. ولی باید توجه داشته باشیم که یک تفاوت مهم وجود دارد بین افرادی که حرف هایشان را زندگی می کنند و با عمل و خونشان شعر و نثر می نویسند با آن هایی که با این کلمات و گفتن و نوشتن  ها زندگی می کنند. ارزش اصلی این کلمات، دعاها و ... شهید چمران به این دلیل بود که او به آن چه می گفت در نظر معتقد و در عمل ملتزم بود و هزینه آن را با تمام زندگی اش پرداخت.
روح چمران تنیده در عبارات زیبا
یک تفاوت بین شعر و عرفان وجود دارد و آن این است که شعر یک مهارت است که بر ذهن و احساسات تاثیر می گذارد و لزوما التزام عملی ندارد. بنابر تعبیر قرآن کریم دین برای رسیدن به حقیقت کافی نیست. باید چیز دیگری هم در کنارش باشد به نام التزام عملی.
قرآن کریم می فرماید: هنر سرودن و نوشتن خیلی مهم است به شرط این که در وهله اول در خدمت ارزش های توحیدی قرار گیرد و علاوه بر این پشت این کلمات حقیقی وجود داشته باشد.»
خیلی ها مثل چمران زیبا گفته و نوشته اند و ما هم خوانده و از هنرشان استفاده کرده ایم. ولی هیچ وقت به این ایمان نیاورده ایم که پشت (بسیاری از این نوشته ها) حقیقتی وجود دارد.
یک ارزش مهمی که آثار شهید چمران دارد این است که پشت این عبارت های قشنگ، آن روح زیبا و بزرگ اوست. کلمات زیبا وقتی ارزشمند است که با یک روح بزرگ پیوند خورده باشد. افرادی که حرف زیبا زده اند و روح زیبا هم داشته اند، خیلی کم هستند.
معیارهای او عکس معیارهای ماست
یک دلیل برای این که شخصیت های بزرگ را بشناسیم این است که معیارهایشان عکس معیارهای ماست. معیارهای ما ظاهری است و معیارهای آن ها باطنی.
شهید چمران نمونه بارزی از این امر بود. او عکس مسیری را که همه می رفتند طی می کرد. به عنوان مثال خیلی ها سقف آرزوهایشان این بود که درس بخوانند، بروند آمریکا، استاد دانشگاه شوند و ... اما چمران درست عکس این سیر را طی کرد؛ ولایت الهی یعنی این. او در شرایطی که در آمریکا ازدواج کرده و استاد دانشگاه بود، به یک باره همه چیزهایی را که برای نسل او و برای خیلی ها در امروز آرزوست، رها کرد و برای یادگیری جنگ چریکی به مصر رفت. بعد هم رفت به لبنان و در روستاهای فقیرنشین میان محروم ترین طبقات جامعه کار کرد. این افراد درست عکس سیر دیگران را طی می کنند.
معیارهای متقین در شخصیت چمران
حضرت علی (ع) در بخشی از نهج البلاغه ویژگی های متقین را خطاب به همام شخصی که از این حضرت سوال کرده است تشریح می کنند که مقایسه آن ها با ویژگی های شخصیتی شهید چمران قابل توجه است. از جمله ویژگی هایی که در این خطبه آمده، چنین است: وسط صحنه ها حضور دارند و در عین حال درست زندگی می کنند، حرف هایشان از نظر زمان و مکان و ... کاملا به جا و صحیح است، پوشش و امکانات زندگی شان را براساس میانه روی و تعامل انتخاب می کنند، متواضع هستند، آن چه خداوند نگاه کردن به آن را منع کرده است، نمی بینند، گوش هایشان را وقف کرده اند، خودشان را در مشکلات می اندازند، اگر نمی دانستند که اجلی در کار است و مدتی باید در دنیا زندگی کنند، حتی یک لحظه هم روحشان در این دنیا آرام نمی گرفت، در نظرشان خداوند بزرگ است و هر چه غیر از خداوند باشد کوچک ، وقتی راجع به بهشت و جهنم حرف می زنند، انگار که به واقع آن ها را دیده اند، حزن و غمی لطیف و مسئولانه همواره در وجودشان هست، همه مردم از دست آن ها در امنیت کامل هستند، بدن هایشان تکیده و لاغر است، چیز زیادی از دنیا نمی خواهند، روحشان عفیف است، برداشتشان از دنیا حداقلی است و تلاش دارند دینشان را حفظ کنند، معرفت را با قدرت تحمل و صبر تلفیق می کنند، حرف و عملشان با هم تطبیق دارد، آرزوهای دراز مدت دنیایی ندارند ولی برنامه ریزی دارند، قلبشان همواره در برابر خداوند خاشع و به کمترین ها قانعند ، معاشرت با آن ها مشکل نیست، در هر عرصه ای که ورود پیدا می کنند، برایشان حفظ دین مهم است، شهوت و تمایلات شخصی شان را کشته اند، خشمشان را کنترل می کنند و در کنار مردم هستند ولی یکی از آن ها نیستند.
* زمانی که این اوصاف متقین را با زندگی شهید چمران مطابقت می دهیم، مشاهده می کنیم که بسیاری از آن ها در این شهید بزرگوار وجود دارد.
زندگی چمران از نگاه رحیم پور ازغدی
توجه به زندگی نامه شهید چمران نکته های بسیار ارزشمندی دارد و می تواند الگو و نمونه ای برای جوانان باشد.
* او از سن ۱۴ - ۱۵ سالگی به کلاس های درس تفسیر آیت ا... طالقانی و کلاس های فلسفه، منطق و معارف شهید مطهری می رفت.
چمران همچنین از اولین اعضای انجمن اسلامی دانشگاه تهران و از فعالان نهضت مقاومت ملی در برابر کودتا بعد از کودتای ۲۸ مرداد بود.
وقتی هم که به آمریکا رفت به جای این که خود را با شرایط محیط تطبیق دهد، تلاش کرد که محیط را تغییر دهد . باید توجه داشته باشیم انسان ها ۲ دسته اند، عده ای در هر شرایطی که قرار می گیرند تحت تاثیر قرار می گیرند و برخی هر کجا که می روند تلاش می کنند شرایط را تغییر دهند. او در آمریکا هم با وجود این که با بورسیه حکومت تحصیل می کرد، پل های پشت سرش را خراب کرد و به شدت علیه حکومت طاغوتی به فعالیت پرداخت. چمران در آن زمان انجمن اسلامی دانشجویان ایران در کالیفرنیا و انجمن اسلامی در آمریکا و کانادا را تاسیس کرد. بعد از پایان تحصیلات هم ازدواج کرد و در یکی از بهترین دانشگاه های آمریکا مشغول بود.
اما در همین شرایط همه چیز را رها کرد و در زمان جمال عبدالناصر به مصر آمد و به مدت ۲ سال آموزش های جنگ چریکی و نظامی را فراگرفت. در واقع آن ها اولین هسته های مقاومت و جهاد مسلحانه علیه استبداد و استعمار بودند.
انتقاد چمران از جمال عبدالناصر
در آن زمان شهید چمران به عبدالناصر انتقاد می کند که چرا شعارهای او به جهاد اسلامی، بیشتر عربی است. شهید چمران تاکید داشت که مسئله نباید عرب و فارس و ترک و ... شود و باید اسلام و نجات محرومان باشد. نقل شده است که در همان زمان جمال عبدالناصر در پاسخ به این موضوع ضمن پذیرش اصل بحث شهید چمران عنوان می کند که «در حال حاضر شعاری جایگزین این وجود ندارد. چرا که عرب آن قدر تحقیر شده است که شعاری بهتر از این نیست.»
بعد از مرگ جمال عبدالناصر هم چمران راهی لبنان شد. باید توجه داشته باشیم که او وقتی به لبنان آمد که این کشور فاحشه خانه خاورمیانه بود و شیعیان ضعیف ترین قوم آن بودند. در واقع باید گفت که شهید چمران به خاطر خدا از همسر و بچه هایش گذشت و کار را در لبنان از صفر شروع کرد.
او در آن زمان کارش را با بچه های فقیر و گرسنه شروع کرد و برخی از رهبران و فرماندهان حزب ا... کنونی -که در جنگ ۳۳ روزه اسرائیل را شکست داد- جزو همان بچه های خردسالی بودند که چمران از مناطق مختلف جمع کرد.
امکانات و بودجه، فرهنگ نمی سازد
دراین جا توجه به یک نکته قابل تامل است.آیا ما نباید از خودمان بپرسیم که با این همه امکانات و بودجه های فرهنگی چند انسان تربیت کردیم. خیال می کنیم شکل فرهنگ سازی و کادرسازی ما بودجه و امکانات، قانون و حکم است. در حالی که شهید چمران هیچ کدام از این ها را نداشت. او خودش بود و خدای خودش. اشتباه می کنند افرادی که به نظرشان با بودجه های رسمی می شود فرهنگ سازی کرد. آدم ها این طوری ساخته نمی شوند. با این بودجه ها می شود جلسه آبرومند تشکیل داد - که زیاد هم هست - ولی چمران به دنبال این ها نبود.
او با همان شرایط اولین هسته های انقلابی در خاورمیانه را پایه گذاری کرد و بعد از آن هم مدرس اولین هسته های مقاومت نظامی در سپاه شد. در آن زمان که چمران میان بچه های یتیم در لبنان نشسته بود هیچ محاسبه مادی و دنیایی به نفع چمران نبود. او هیچ امکانات و بودجه ای نداشت. در آن شرایط هیچ انگیزه ای به جز ولایت الهی نمی توانست این کار را انجام دهد و چمران فقط این انگیزه را داشت.
از سیاسی ها سیاسی تر بود ولی...
یکی از درس های مهمی که من از زندگی شهید چمران آموختم این بود که او بعد از انقلاب که به ایران آمد به عنوان معاون نخست وزیر در امور انقلاب منصوب شد. ولی حتی یک روز هم پشت میزنشین نشد و نگفت که «من معاون نخست وزیر هستم.» بعد از آن در زمانی که نماینده مجلس شد هم به همین صورت بود. باید توجه داشته باشیم چمران از میان افرادی که سیاسی شدند، سیاسی تر بود ولی هیچ وقت وارد جنگ قدرت و دعوای سیاست نشد.
* در آن زمان که دید در کردستان مشکل به وجود آمده است گفت که «دیگر جای من در تهران نیست» درست در همان موقعیتی که همه از کردستان به عقب باز می گشتند او به کردستان رفت. چون او انسانی بود که وقتی همه به آمریکا و غرب می رفتند، به ایران آمد. در زمانی که همه به دنبال منافعشان بودند او در خلاف مسیر دیگران حرکت می کرد.
اولین ارتباط چمران با امام خمینی (ره)
اولین ارتباط امام خمینی (ره) با شهید چمران باز می گردد به ماجرای کردستان پیش از آن به طور قطع امام (ره) چیزهایی را درباره چمران شنیده بودند ولی ارتباط مستقیم با او نداشتند. در آن زمان وقتی که چمران در محاصره پاوه گیر افتاده بود و همه مسئولان رسمی ایستاده و نگاه می کردند، امام خمینی (ره) ناگهان همه تشکیلات را گذاشتند کنار و خودشان پیامی صادر کردند و دستور دادند که از رادیو پخش شود. در این پیام آمده بود که کلیه نیروهای نظامی باید حرکت کنند به سمت پاوه و محاصره را بشکنند. بعد هم گفتند که این دستور رسمی است و کسی نباید منتظر دستور دیگری باشد و هر کسی هم که سرپیچی کند، محاکمه می شود. شهید چمران می گفت: وقتی پیام امام (ره) از رادیو پخش شد همه دشمنان ترسیدند و محاصره شکسته شد. بعد از آن هم امام خمینی (ره) چمران را به دلیل شایستگی هایش به عنوان نماینده خودشان در شورای عالی دفاع منصوب کردند.
انقلاب تمام نشده است
شهیدچمران در مورد انقلاب تحلیلی دارد که چنین است: ایشان می گوید که یک مرحله از انقلاب سال ۵۷ تمام شد و ما در آن زمان توانستیم رژیم را تغییر دهیم، ولی اصل وظایف ما بعد از آن شروع شد. آن موضوع تغییر حکومت بود یعنی جمهوری اسلامی تشکیل شد ولی هنوز از نظر دنیا روی کاغذ است. کار اصلی ما که باید بعد از این انجام دهید، تغییر نظام اقتصادی، سیاسی، خانواده، بانکی، رسانه ای، آموزش و پژوهش، روابط بین الملل و ... به طور کل نظام سازی است. شهید چمران این را هم می پرسد که آیا ما با نظام قدیم می توانیم مدیریت انقلابی داشته باشیم؟ بعد هم تاکید می کند که این نظام سازی در زمانی کوتاه محقق نمی شود و ممکن است دهه ها طول بکشد.


نشریه صبح خراسان