تأثیر روایت بهنگام شهید باقری در تصویرسازی شکست آمریکا
شهید حسن باقری خبرنگار روزنامۀ جمهوری اسلامی بود که خبر رسید عملیات پنجۀ عقاب نیروی دلتای نیروی آمریکا که به بهانۀ آزادسازی آمریکاییهای گروگان گرفتهشده در سفارت ایالات متحده در تهران انجام شده بود، با امداد الهی به شکست انجامیده است.
تیتر یک آن روز روزنامۀ جمهوری اسلامی «توطئۀ نظامی آمریکا» بود، با روتیتری نادر! آیۀ اول سورۀ فیل به عنوان روتیتر انتخاب شده بود.
در همان روز از قول میرسلیم در زیر تیتر یک نوشته شده بود: «نمیتوان گفت آزادی گروگانها صورت گرفته که تجاوز نظامی آمریکا برای است، بلکه هدفهای وسیع دیگری مورد نظر بود.»[1]
در مقدمۀ خبر نیز نوشته شده بود: «به دنبال آخرین تماس تلفنی روزنامۀ جمهوری اسلامی با سپاه پاسداران تربت حیدریه در ساعت ۲۲:۱۰ دیشب، در مورد آخرین اطلاعات رسیده از منطقۀ سقوط هواپیمای آمریکایی، مسئول سپاه گفت: حدود چند دقیقه پیش از کمیته طبس به ما خبر دادند که در عملیات هشت هواپیما و تعدادی هم هلیکوپتر شرکت داشتهاند که البته دو جنازه با سه چتر نجات به همراه دو موتور هندا ۷۵۰ در آن محدوده پیدا شده ولی هنوز کسی دستگیر نگردیده و احتمالاً فراریان باید در منطقه پراکنده شده باشند.»
غلامحسین افشردی که به حسن باقری معروف بود، اولین خبرنگار حاضر در میدان بود و عکسی با بالگردهای آمریکایی انداخت.
او در آغاز گزارش خود نوشته است: «پس از انتشار خبر شکست توطئۀ کارتر جنایتکار در مورد ربودن گروگانهای جاسوس، بر آن شدیم که از نزدیک گزارشی از منطقه تهیه کنیم. منطقۀ فرود هواپیماها و هلیکوپترها، محلی است در فاصلۀ حدود ۲۷۰ کیلومتری یزد و ۱۶۰ کیلومتری طبس، در حوزۀ هنگ ژاندارمری بیرجند پاسگاه رباط خان در چهل کیلومتری این نقطه واقع است. دیروز صبح در ۲ کیلومتری محل فرود هواپیما به اولین گروه سربازان پادگان مرزی برخوردیم که محافظت منطقه را به عهده داشتند. در کنار تانکری که توسط مزدوران کثیف آمریکایی به آتش کشیده شده بود به نگهبانی مشغول بودند. افسر فرماندۀ این گروه به ما گفت که مزدوران آمریکایی سوار بر یک موتور تریل جلوی این تانکر مواد سوختی را گرفتند و حتی به راننده اجازۀ برگشت هم ندادند و در عوض تانکر او را به گلوله بستند که در نتیجه تانکر منفجر شده و آتش گرفته و آنهم از ناحیۀ سرآسیب دیده است که برای مداوا به یزد اعزام گردید. [...] در این بین فرماندۀ حفاظت منطقه که یک سرگرد نیروی زمینی لشکر خراسان بود برای بازدید به این محل آمد و وقتی فهمید که ما خبرنگار هستیم و از تهران آمدیم متذکر شدند این منطقه توسط مزدوران آمریکایی مینگذاری شده و رفتن برای تهیۀ عکس و گزارش خطرناک است. اما وقتی با اصرار ما روبهرو شد، قبول کرد که خود نیز همراه ما بیاید و راهنمایی کند. ما نیز متوجه شدیم که اولین گروه خبرنگار و عکاس هستیم که برای تهیۀ گزارش از این جنایت فاجعهبار کارتر به منطقه آمدهایم.»[2]
ادامه گزارش، روایتی از جزئیات حادثه بود که بعدها تکمیل شد. از اینکه قرار بوده است این نقطه تبدیل به فرودگاه شود که «چون این نقشهها توسط همین آمریکاییان طرحریزی میشده، لذا مختصات این منطقه را داشتند و قبلاً هم از این محل برای صدور اورانیومهای استخراج شده از منطقه به آمریکا استفاده میکردهاند.» تا باقی ماندن «جعبه سیاه هواپیمای ۳۳۰ که حافظۀ مختصات پرواز، جهت و مسیر پرواز بوده در محل بین سوختههای لاشۀ هواپیما موجود بود و از این جعبه میتوان اطمینان یافت که این مزدوران از کدام پایگاههای کشورهای آمریکا در منطقه پرواز کرده است.» و نیز جزئیاتی همچون اینکه «ما دوربین اسلحههای زاویهسنج سنگین را دیدیم که کنار آنها جعبۀ مواد منفجره آمادۀ انفجار قرار داشت و این بسیار خطرناک بود.»[3]
روز بعد ادامه گزارش منتشر شده است، از جمله مصاحبه با استوار شریفی فرمانده پاسگاه و نیز در مورد شهادت فرمانده سپاه پاسداران یزد نوشت: «سرگرد فرماندۀ محافظت اظهار داشت که این پاسدار وسیلهای را از زمین برداشته که به همراه آن مواد منفجره بوده و در این موقع صدای فانتوم از بالای سرش به گوش میرسد و او نیز سراسیمه این وسایل را به زمین پرتاب میکند و در نتیجه انفجار این مواد منفجره، دست راست وی قطع میشود و او به شهادت میرسد. این قول را فرماندۀ پاسگاه رباط خان نیز با تفصیل بیشتری - مبنی بر اینکه فرماندۀ هنگ هم حضور داشته - تعریف و تأیید کرد. به قول دیگری نیز گفته شد که در زمان عبور فانتومها برای بمباران هلیکوپتر، یکی از فشنگها با قدری خطای اصابت به هدف به این پاسدار خورد و وی شهید شده است. اما آنچه که ما دیدیم، حدود صد متری فرود هلیکوپترهاست و حتی آثار خون وی روی زمین مشهود است. در کنار این نقطه دو زاویهیاب به اضافۀ جعبهای که گفته میشد مواد منفجره است افتاده، ولی عمل نکرده و هیچ انفجاری صورت نگرفته است. حتی سرگرد فرماندۀ محافظت منطقه میگفت ما مجدداً به این مواد تیراندازی کردهایم که ببینیم آیا منفجر میشود یا نه، که منفجر نشد و البتّه جای گلولهها باقی بود. و غیر از این هیچ اثر انفجاری و یا اثر گلولۀ فانتوم را نیز ما ندیدیم. بر مسئولین است که تحقیقات وسیعی را در این مورد انجام داده و جوانب قضیه را روشن سازند.»[4]
شهید باقری روز بعد گزارش کاملتری از سفر خود را با عنوان «اسرار تکان دهنده ای از بمباران هلیکوپترها»[5] و مصاحبه با برخی شاهدان از حادثه را منتشر کرد.
حسن باقری در پنجمین گزارش مصاحبهای از محمد علی افزار راننده اتوبوس شرکت اتوسیر یزد منتشر کرد که چگونگی اسارت مسافران در دست مزدوران داخلی آمریکایی را روایت میکند که به مدت ۸ ساعت طول کشید.[6]
حضور بهنگام و استمرار در روایت شهید حسن باقری باعث شد تأثیر گزارشهای او بر تصویرسازی بهتر از توطئه آمریکا و امداد الهی برای شکست آن، بعد از چند دهه همچنان باقی بماند. امری که در روز روایت شهادتش نیز، بر تارک صفحه اول روزنامه جمهوری اسلامی درخشید و این روزنامه زیر عکس او نوشت: «برادر شهید افشردی (باقری) - نفر وسط- اولین خبرنگاری بود که از جنایت آمریکا در صحرای طبس خبر تهیه کرد.»[7]
شرح عکس: در روز شهادتش روزنامه جمهوری اسلامی این عکس را در صحفه اول درج کرد و نوشت: «برادر شهید افشردی (باقری) - نفر وسط- اولین خبرنگاری بود که از جنایت آمریکا در صحرای طبس خبر تهیه کرد.» سمت چپ شهید، بهرام محمدی عکاس روزنامه و سمت راست رستمی راننده خودروی آنان ایستاده است.
[1] روزنامه جمهوری اسلامی، ۶ / ۲ / ۱۳۵۹، ص ۱
[2] روزنامه جمهوری اسلامی، ۶ / ۲ / ۱۳۵۹، ص ۳
[3] روزنامه جمهوری اسلامی، ۷ / ۲ / ۱۳۵۹، ص ۳
[4] روزنامه جمهوری اسلامی، ۸ / ۲ / ۱۳۵۹، ص ۲
[5] روزنامه جمهوری اسلامی، ۹ / ۲ / ۱۳۵۹، ص ۶
[6] روزنامه جمهوری اسلامی، ۱۰ / ۲ / ۱۳۵۹، ص ۱
[7] روزنامه جمهوری اسلامی، ۱۱ / ۱۱ / ۱۳۶۱، ص ۱


















نظرات