06 اسفند 1404

این پاسخ من نبود

روایتی از جلسه پاسخ میخائیل گورباچف به نامه امام


این پاسخ من نبود

در دی‌ماه ۱۳۶۷ حضرت امام نامه‌ای‌ به میخائیل گورباچف فرستاد. نامه‌ای که در آن گورباچف را به خدا و ضرورت اعتقاد به آن و عدم توجه به برخی مفاهیم واهی توجه داد. هوشمندی امام در ارسال این نامه را می‌توان در ترکیب تیم اعزامی به مسکو هم دید. پاسخ این نامه بعد از گذشت حدود یک ماه توسط ادوارد شواردنادزه، وزیر امور خارجه اتحادیه جماهیر شوروی در حضور حضرت امام قرائت شد. 

 

ورود به تهران

در روز ششم اسفند سال ۱۳۶۷ فرستاده گورباچف به تهران آمد. ادوارد شواردنادزه فرستاده ویژه رهبری شوروی و وزیر امورخارجه اتحاد جماهیر شوروى دیشب وارد تهران شد و مورد استقبال دکتر ولایتى، وزیر خارجه قرار گرفت. وی حامل نامه میخائیل گورباچف، صدر هیئت رئیسه اتحاد شوروی است.[1]

فردای آن روز و در هفتم اسفند این دیدار از ساعت ۸:۳۰ صبح[2] در جماران و با حضور  علی اکبر ولایتی (وزیر امور خارجه) محمد جواد لاریجانی، علی رضا نوبری (سفیر جمهوری اسلامی ایران در شوروی) و سید احمد خمینی برگزار شد.

 

اضطراب زیاد

ناصر نوبری سفیر ایران در مسکو در مورد مقدمات برگزاری این جلسه و حالات شواردنادزه، می‌گوید: «شواردنادزه تنها وزیر خارجه‌ای بود که با امام یک دیدار دیپلماتیک داشت. زمانی که به ایران آمد خیلی نگران بود که چگونه با امام ملاقات کند و بسیار مضطرب بود. وقتی وارد تهران شد به من گفت که من می‌خواهم از شما خواهش کنم که فردا ساعت هشت که ملاقات داریم شما زودتر بیا من هم زودتر می‌آیم تا ببینم که چگونه باید رفتار کنم چون من می‌خواهم این ملاقات یک ملاقات مثبتی باشد و گفت من هفت‌ونیم آنجا هستم.»[3]

شواردنادزه طبق قرار آمد:« هفت و نیم شواردنادزه آمد و پرسیدم که نگرانیت چیست؟ گفت من خیلی نگرانم. من این همه با آمریکایی‌ها و دیگر مقامات کشورها مذاکره و ملاقات کرده‌ام اما هیچ وقت با چنین رهبری ملاقات نکرده‌ام. من هم توضیح دادم که هیچ مشکلی نیست شما پیام را می‌خوانی و ایشان هم جواب می‌دهند. گفتند که نه من خیلی استرس دارم به نظر شما هیچ مشکلی پیش نمی‌آید؟ گفتم نه هیچ مشکلی پیش نخواهد آمد.»[4]

 

یک دیدار متفاوت برای ادوارد

کتاب خاطرات شواردنادزه شاید بهترین روایت از این دیدار و از نگاه مهمان امام در آن ساعات باشد: «هنگام ورود به ایران، آقای ولایتی وزیر امور خارجه به من گفت که امام خمینیبرای این ملاقات آماده هستند. من هم به این دیدار بسیار امیدوار بودم و با این امید به خدمتشان رسیدم. امام خمینی به دلیل کسالت و با توجه به توصیه پزشکان، هیچکس را برای ملاقات به حضور نمی‌پذیرفت. برای من استثناء قائل شده بودند و علت آن البته ابراز احترام به کشور بزرگی بود که من وزیر امور خارجه آن بودم.»[5]

فضای دیدار و حال و هوای دیپلماتیک او در دیدارهای مشابه و تفاوت آن در دیدار با امام بخش قابل توجه روایت اوست: «برف می‌بارید. امام خمینی در ارتفاعات زندگی می‌کردند. موقع ورود همانند مسجد باید کفش را در می‌آوردم. با جوراب وارد شدم. این امر برایم تا حدی ناگوار بود. تصور کنید لباس‌تان با تمامی مقررات تشریفاتی هماهنگ شده است ولی بدون کفش هستید و مثل اینکه در عبادتگاه به‌سر می‌برید، با این تفاوت که از دیگران نباید منزوی شوید بلکه باید حرف بزنید. در عین حال باید سعی کنید موافقت هم‌صحبت خود را بدست آورید. از همان ابتدا متذکر شدند که من اولین شخص خارجی هستم که به حضور امام می‌رسیدم و پس از انقلاب اسلامی تا آن زمان کسى از مهمانان خارجى با امام ملاقات نکرده بود. به خاطر ضیق وقت[6] بایستی در عرض ١٥ تا ٢٠ دقیقه ملاقات را تمام می‌کردیم. این محل پر برف نیست اما زمانی که برف می‌بارد یخبندان می‌شود. با جوراب نشسته بودم و از سرما کرخت شدم. حدوداً ١۵ دقیقه ما را به انتظار نشاندند. »[7]

 

وقتی امام آمد

شواردنادزه در ادامه روایت خود از لحظه ورود ایشان می‌نویسد: «چند دقیقه بعد به من اشاره کردند که ایشان تشریف می‌آورند. اول پسر امام وارد شد. وی هم مؤدبانه به من گفت که امام تشریف می‌آورد. یک مرد سالخورده لاغر اندام وارد اتاق شد، خوش قیافه با ریش سفید و طبق سنت محلی با کلاه بی‌لبه مشکى و روپوش خاکستری. وی در کنار صندلی‌های ما، در گوشه تخت نشست. مرا معرفی کردند. گویا در اطراف ما کسی نبود. اما حرکات من، سخنانم و حتی یک نگاه من به اطراف مورد توجه خاصی بود. از رادیو و تلویزیون هم کسی حضور نداشت.»[8]

 

یک دیدار متفاوت

شوارنادزه در ابتدای این دیدار ضمن تشکر از امام گفت: «از حضرت امام بسیار متشکرم از این فرصتی که برای ملاقات با شما به دست آوردم. مأموریت دارم پیام جوابیه میخائیل سرگئی گورباچف را تسلیم حضرت امام کنم. سعی خواهم کرد به طور خیلی مختصر محتوای این پیام را برای شما عنوان نمایم.» او در ادامه به اهمیت تبادل پیام بین دولت‌ها اشاره کرد و ادامه داد: «واقعیات تبادل پیام‌ها بین رهبران کشور ما یک پدیده منحصر به فرد در روابط فیمابین است. اعتقاد ما بر این است که شرایط پیش آمده است تا روابط فیمابین دو کشور ما وارد یک مرحله کیفی جدیدی شود؛برای همکاری‌ها در تمامی زمینه‌ها.»[9]

شواردنادزه در مورد توجه همه اعضای رهبری شوروی به نامه امام می‌گوید: «پیام جنابعالی خطاب به دبیر کل کمیته مرکزی حزب کمونیست اتحاد شوروی از مفاهیم فراوان سرشار است. تمامی اعضای هیات رهبری شوروی متن پیام جنابعالی را مطالعه کردند. شکی نیست که ما در موارد عمده‌ای اتفاق نظر داریم اما مواردی هم است که ما اختلاف نظر داریم. اما این مهم نیست.»[10]

 

پاسخ امام

بعد از این که در این دیدار شواردنادزه پیام گورباچف را خواند، پاسخ امام اما متفاوت بود: «ان‌شاء‌الله سلامت باشند، ولی به ایشان بگویید که من می‌خواستم جلوی شما یک فضای بزرگتر باز کنم. [در خاتمه حضرت امام فرمودند:] من می‌خواستم دریچه‌ای به دنیای بزرگ، یعنی دنیای بعد از مرگ که دنیای جاوید است را برای آقای گورباچف باز نمایم و محور اصلی پیام من آن بود. امیدوارم بار دیگر ایشان در این زمینه تلاش نمایند.»[11]

این روایت در خاطرات شواردنادزه جزئیات بیشتری دارد: «[امام] ١۵ دقیقه به سخنانم گوش داد. گاهی اوقات سرش را تکان می‌داد. سپس گویا عمیقاً به فکر فرو رفت و پاسخ داد: من ناامید شدم. شنیده بودم که گورباچف فردی اندیشمند است. ارسال نامه برای او اتفاقی نبود. در آن نامه سخن از جایگاه و نقش بشر نه فقط در این عالم خاکی بلکه عمدتاً در عالم ربانی بود. من به دنبال مسائل این عالم نیستم، من به عالم دیگر می‌اندیشم و پاسخ آن را دریافت نکردم۔ اما آنچه که مربوط به عادی‌سازی روابط است، من از آن حمایت می‌کنم. این سخنان را با خرسندی ادا کردند. همین بود، همین. وی پس از ایراد این سخنان از جاى خود برخاسته وخداحافظى نمود.»[12]

 

و اما پاسخ گورباچف

هرچند شواردنادزه در خاطراتش می‌نویسد که از این برخورد امام حس نارضایتی کرد و به این فکر کرده بود که سفرش را ناتمام بگذارد و بقیه دیدارها[13] را ناتمام بگذارد اما خودش ناخواسته به این موضوع که به امام پاسخ نداده هم معترف است: «نامه امام خمینی، گورباچف را به فکر واداشته بود. نه وی و نه من، هیچ یک نمی‌دانستیم که چه پاسخی باید بدهیم. امام خمینی (ره) در نامه خود، ضمن ارزیابی مثبت از برخورد شجاعانه گورباچف به رویدادها و وقایع آن زمان، اعلام نموده بود که ناکامی‌های کمونیسم آشکار شده است.»[14]

به همین دلیل آن‌ها تصمیم می‌گیرند بجای پاسخ امام کار دیگری کنند: «نامه امام خمینی (ره) دارای ابعاد عمیق فلسفی بود. همانگونه که امام(ره) فرمودند: «من می‌خواستم دریچه‌ای به دنیای بزرگ، یعنی دنیای بعد از مرگ که دنیای جاوید است را برای آقای گورباچف باز نمایم و محور اصلی پیام من آن بود. واضح است که امکانات گورباچف رهبر بی‌دین حزب کمونیست اتحاد جماهیر شوروی برای درک فلسفه رهبر روحانی ایران متناسب نبود. تصمیم گرفتیم که گورباچف در پاسخ خود، به بیان مطالبی در مورد مناسبات دو جانبه، همکاری‌های آتی منطقه‌ای و حل مسائل بسنده کند.»[15]

 

 

[1] روزنامه جمهوری اسلامی، ۷/۱۲/۱۳۶۷، ص ۲.

[2] روزنامه رسالت، ۷/۱۲/۱۳۶۷، ص ۱.

[3] روایت ناشنیده از رد و بدل نامه میان رهبران دو کشور(۱۳۹۰) برای نخستین بار گفتگو با ناصر نوبری سفیر ایران در شوروی، https://www.jamaran.news/fa/tiny/news-20156 ،دسترسی در تاریخ: 09/12/1390 کدخبر: 20156.

[4] همان.

[5] شواردنادزه، ادوارد (۱۳۸۸). تأملی در گذشته و آینده (خاطرات)، ترجمه علیرضا اصلانی و پروین تواضع، تهران: وزارت امورخارجه (دفتر مطالعات سیاسی و بین‌المللی)، ص ۱۲۶.

[6] در آن زمان به علت کسالت، پزشکان ملاقات و صحبت بیشتر از ۱۵ دقیقه را برای امام ممنوع کرده بودند.

[7] تاملی در گذشته و آینده (خاطرات)، ص ۱۲۶.

[8] همان، ص ۱۲۶.

[9] مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (۱۳۹۹). صحیفه امام خمینی، ج۲۱، تهران: نشر عروج، ص ۲۹۸ تا ۳۰۱.

[10] همان.

[11] همان.

[12] تاملی در گذشته و آینده (خاطرات)، ص ۱۲۸.

[13] قرار بود که با آیت‌الله‌ خامنه‌ای و هاشمی رفسنجانی ضیافت رسمی شام داشته باشند.

[14] تاملی در گذشته و آینده (خاطرات)، ص ۱۲۵.

[15] همان.


دکتر علی‌اکبر ولایتی در کنار ادواردشوارد نادزه