28 اردیبهشت 1405

دبی در برابر ابوظبی

پرده‌برداری حاکم دبی از بحران امنیتی امارات


محمدعلی بهمنی قاجار

دبی در برابر ابوظبی

بحرانی که در بهار ۱۳۵۵ از دل اختلاف بودجه و رقابت بر سر قدرت زاده شد و در پاییز ۱۳۵۶ با ترور سیف بن غباش به اوج رسید، تنها در جلسات رسمی و بیانیه‌های دیپلماتیک خلاصه نمی‌شد. پشت درهای بسته، هر یک از طرفین بحران، روایت خود را از آنچه رخ داده بود برای متحدانشان بازگو می‌کردند. یکی از این روایت‌ها را شیخ راشد بن سعید آل‌مکتوم، حاکم دبی، در آبان ۱۳۵۶ در دیداری خصوصی با نمایندگان ایران در میان گذاشت؛ گفت‌وگویی که تصویری روشن از عمق بی‌اعتمادی میان حاکمان امارات و تحلیلی صریح از ریشه‌های بحران به دست می‌دهد.

 

روایت یک ترور

در 4 آبان ماه 1356 شیخ راشد حاکم دبی در مذاکره‌ای خصوصی و دوستانه با صادق شریف عسگری نماینده رادیو و تلویزیون ایران و هوشنگ لاهوتی سرکنسول ایران در دبی به بیان نگرانی‌های خود از طرح ادغام نیروهای نظامی و امنیتی امارات پرداخت و با تأکید بر اینکه ناکارآمدی سیاست‌های امنیتی شیخ زاید در جریان ترور غباش مشخص شده است، بر مخالفت خود به ادغام نیروهای نظامی و امنیتی امارات تأکید کرد. در گزارش 5 آبان ماه 1356 صادق شریف عسگری از مذاکره خصوصی وی با شیخ راشد به این موارد اشاره شده و آمده است:

«صادق شریف عسگری گزارش زیر را درباره اظهارات عمو راشد حکمران دبی که در حضور سرکنسول جدید ایران آقای هوشنگ لاهوتی در کاخ زعبیل ساعت ده بامداد روز چهارشنبه چهارم آبان صورت گرفته است به شرح زیر به استحضار می‌رساند.

در این جلسه که اینجانب و سرکنسول ایران و شیخ محمد بن راشد وزیر دفاع و آقای عباسی مترجم سرکنسولگری حضور داشتیم، عمو راشد درباره سوءقصد به جان عبدالحلیم خدام خطاب به من گفت:

شب گذشته احمد خلیفه السویدی به من تلفن کرده و درباره ماهیت قاتل سیف بن غباش گفت که وی اصلاً فلسطینی بوده و مدتها در عراق زندگی می‌کرده است و اخیراً مدت دو سال است که ساکن ابوظبی می‌باشد.

در اینجا شیخ راشد با نگرانی فراوانی اظهار داشت که من از ابتدا از فلسطینی‌ها که از خبیث‌ترین و جنایتکارترین عناصر عرب هستند سخت اجتناب کرده و می‌کنم و صدها بار به شیخ زاید نصیحت کرده‌ام که از فلسطینی‌ها اجتناب کند و حتی امیر فهد، ملک حسین و برخی از مقامات بلندپایه عرب به زاید گوشزد کرده‌اند که از فلسطینی‌ها اجتناب کند، ولی زاید بدون توجه به دلسوزی و گوشزد و اخطار دیگران نسبت به فلسطینی‌ها توجهی نداشته و بسیاری از آنان را به کارهای حساس گمارده و حتی به آنان تابعیت امارات را اعطاء کرده است.

عمو راشد آنگاه افزود که در حال حاضر بیش از پنجاه هزار فلسطینی در مناصب مختلف رسمی در ابوظبی و سایر امارات به کار گمارده شده‌اند. (پیامد سیاست فلسطین‌هراسی را اینجا بخوانید)

عمو راشد آنگاه با ناراحتی گفت هنگامی که عبدالحلیم خدام و سایر بدرقه‌کنندگان وی وارد محوطه سالن فرودگاه ابوظبی شدند از پلیس خبری نبود و بدبختانه جوان فلسطینی که مسلسل به دست داشت عبدالحلیم خدام را نمی‌شناخت و به او فهمانده شده بود که وزیر امور خارجه دولت امارات عربی متحده لباس عربی بر تن دارد. در اینجا بایستی به اطلاع برسانم که هنگام تودیع عبدالحیم خدام، سویدی و مهدی تاجر و گروهی از مقامات بلندپایه امارات در جلسه هیئت مدیره شورای پولی ابوظبی شرکت داشته و سرگرم رسیدگی به امور پولی ابوظبی بودند، لذا سیف بن غباش که همیشه کت و شلوار به تن دارد مأمور بدرقه عبدالحلیم خدام از سوی سویدی می‌شود. قاتل سیف بن غباش به مجرد این که احساس می‌کند که سیف و عبدالحلیم خدام و همراهان وارد محوطه سالن فرودگاه ابوظبی شدند از بالکن سالن فرودگاه شروع به تیراندازی کرده و هنگامی که متوجه می‌شود که تیرهای او به خطا رفته است، به سوی رستوران فرودگاه فرار کرده و از آنجا با شتاب فراوان وارد محوطه باند فرودگاه شده و یکسره به سوی هواپیمای چکسلواکی می‌رود. در این موقع کارکنان هواپیمای چکسلواکی در هواپیما را می‌بندند.

به این ترتیب مرد مسلح فلسطینی متوجه می‌شود که در هواپیما بسته است، لذا اقدام به گروگان گرفتن کارکنان هواپیمای مذکور می‌کند، ولی بر اثر محاصره نیروی پلیس خود را تسلیم می‌کند.

در حال حاضر جوان مسلح فلسطینی که لباس عراقی بر تن دارد و سه تن دیگر که متهم به شرکت در سوءقصد هستند تحت بازجوئی قرار دارند.

 

نخستین زنگ خطر برای زاید

در حال حاضر نیروهای پلیس و امنیتی ابوظبی به شدت مرزهای آبی و هوائی ابوظبی را تحت کنترل شدید قرار داده‌اند که تا از این راه بتوانند همدستان جوان مسلح فلسطینی را دستگیر سازند.

عمو راشد درباره زاید رئیس دولت امارات می‌گفت، در حقیقت این نخستین زنگ خطری است که از سوی فلسطینی‌ها زاید را تهدید می‌کند.

در اینجا شیخ محمد بن راشد گفت بدبختانه خطر عناصر مشکوک فلسطینی، عدنی، لبنانی، مصری و سوری و غیره بیش از پیش متوجه شخص شیخ زاید می‌باشند.

شیخ محمد با ناراحتی گفت، هنگام تیراندازی به عبدالحلیم خدام افسری که همراه او بود از ترس زیر پلکان مخفی شد و یکی دو پلیس که در فرودگاه بودند فرار کردند.

عمو راشد گفت، خلاصه نظام امنیتی ابوظبی یک نظام آشفته و عجیبی است و اغلب نفرات آن از افراد مشکوک فلسطینی، عدنی، سوری و مصری تشکیل شده است.

در این‌جا عمو راشد گفت، شیخ زاید مرا متهم می‌کند که نیروهای امنیتی و پلیس دوبی اغلب از عناصر ایرانی تشکیل شده است، ولی زاید نادان نمی‌داند که هیچ‌گاه از سوی عناصر ایرانی در این منطقه خطر و آسیبی به ما نرسیده است. همواره ما از سوی اعراب فلسطینی و غیر فلسطینی به خطر تهدید می‌گردیم.

در اینجا من به عمو راشد گفتم ببین! عمو زاید، کمال اطمینان را به فلسطینی‌ها دارد و همیشه نزد من از آنها دفاع می‌کرد و حتی از تو (عمو راشد) انتقاد می‌کند که تو مصالح اعراب را رعایت نمی‌کنی و نیروهای امنیتی خودت را در نیروهای امنیتی ابوظبی ادغام نمی‌کنی.

در اینجا عمو راشد گفت بد نیست لااقل بفهمد که خطر تنها از سوی فلسطینی‌ها او را تهدید می‌کند. زاید نمی‌داند که اگر به افراد محلی مثل عمانی‌ها اطمینان کند به مراتب در امان‌تر خواهد بود.

 

پیوند سرنوشت ایران و دبی

عمو راشد سپس گفت، خوشبختانه زاید یک فرد فوق‌العاده ترسویی است و من سوابق او را از بچگی دارم. زاید و سه برادران وی شخبوط، خالد، هزاع و من هنگامی که در العین زندگی می‌کردیم از همه ما ترسوتر بود و از همه چیز ترس داشت، لذا این حادثه او را کاملاً متوجه خواهد ساخت که فلسطینی‌ها چه خطراتی در آینده برای او خواهند داشت.

در اینجا عمو راشد گفت، محمد (وزیر دفاع) تصمیم گرفته است که زاید را متوجه خطر جدی فلسطینی‌ها کرده و او را وادار سازد که دست فلسطینی‌ها را به تدریج از امور امنیتی کشور و دیگر مسایل کوتاه سازد.

در این موقع سرکنسول ایران آقای لاهوتی از من خواست که به عمو راشد بگویم که همواره خطر از داخل شما را تهدید می‌کند نه از خارج و همانطوری که شاهنشاه بارها فرموده‌اند بایستی امنیت، آرامش و استقرار این منطقه از سوی مردم حقیقی این منطقه تأمین شود. یکی از راه‌های ایجاد امنیت، تصفیه عناصر مرموز و مشکوکی است که بدون حساب در همه امور شما رخنه کرده‌اند، می‌باشد.

عمو راشد در اینجا این مسأله را کاملاً تأیید کرد و گفت، در حقیقت ما از سوی ایران همواره حمایت شده و می‌شویم و ایران به خوبی از عهده رفع خطرات خارجی که ما را تهدید می‌کند برمی‌آید، لذا برماست که از داخل مواظب خودمان باشیم، و مسأله کشته شدن سیف بن غباش در حکم یک زنگ خطری است که برای همه ما می‌باشد.

راشد ضمن تأیید نظرات شاهنشاه گفت، اعلیحضرت شاه همواره خیر و صلاح ما را خواسته و می‌خواهد. ما کاملاً متوجه هستیم که نمی‌بایستی عناصر مشکوک را در این منطقه راه بدهیم، زیرا بدون تردید ضرر ما ضرر ایران و ضرر ایران ضرر ما است. این منطقه بایستی از عناصر فلسطینی، عراقی حتی مصری و سوری محفوظ بماند، به ویژه فلسطینی‌ها که هیچ‌گاه به آنها نمی‌توان اطمینان کرد.

در اینجا به عمو راشد گفتم حتی عراق و لیبی به عناصر فلسطینی معتقد نبوده و همواره فلسطینی‌ها را انبر مقاصد خود قرار داده و می‌دهند، ولی ابوظبی بدون توجه به خطراتی که از فلسطینی‌ها برایش مترتب می‌شود، مشاغل و مناصب حساسی را دراختیار آنان گذارده است. جالب اینجا است که عمو راشد می‌گفت از کجا می‌دانی که عناصر فلسطینی که در ارتش و یا پلیس ابوظبی هستند این مسلسل‌ها را دراختیار فلسطینی‌ها قرار نداده باشند.

بار دیگر عمو راشد توجه مرا به عناصر ارتش ابوظبی جلب کرد و گفت، همه خطرها از عناصر نظامی ابوظبی برمی‌خیزد. من به این عناصر بسیار بسیار مظنونم و همواره مترصد خطرات جبران‌ناپذیری از سوی آنان می‌باشم.»