22 دی 1404
سیا چگونه با سافاری برای عملیاتهای خود پوشش ساخت
کمک ساواک به کارتر برای دور زدن دموکراسی
آغاز تقابل داخلی
تد شاکلی، یک افسر آمریکایی مأمور در سیا بود که در بسیاری از عملیات های مهم و بحث برانگیز سیا در طول دهههای چهل و پنجاه شمسی شرکت داشت. او یکی از برجسته ترین مأموران سیا بود که به دلیل موهای روشن و روشهای مرموزش، به «شبح بلوند» مشهور شده بود.
او در سیا تجربههایی همچون ریاست ایستگاه در میامی در دوره بحران موشکی کوبا، کارگردانی عملیات مونگوس (عملیات سیا برای حذف فیدل کاسترو و کمونیستها از قدرت کوبا در دوران کندی)، مدیریت برنامه ققنوس در طول جنگ ویتنام ریاست چند ایستگاه سیا در آسیای شرقی را در کارنامه دارد و دومین مسئول عملیات مخفی سیا بوده است.
مهمترین مأموریت سیا برای بقا پس از یک بحران اطلاعاتی در آمریکا، به او محول شد.
پس از رسوایی واترگیت یعنی دستبرد به ستاد انتخاباتی حزب دموکرات و نصب غیر قانونی دستگاه شنود در آن در فاصله دی ماه 1350 تا مرداد ماه 1353 که منجر به استعفای ریچارد نیکسون شد؛ کنگره دست دولت آمریکا را برای مأموریتهای بدون اطلاع کنگره تا حدی بست. این امر مانع از انجام کودتا و عملیاتهای ضدملی در دیگر کشورها میشد. این بحران، ماموریت مهم تد شاکلی را پدید آورد.
تغییر درک داخلی از سیا و رازداری دولت موجب شد کمیسیون راکفلر و کمیته کلیسا تحقیقاتی را آغاز کند که دههها عملیات غیرقانونی توسط سیا و افبیآی را فاش میکرد. رسوایی واترگیت توجه رسانه ها را به این عملیات های مخفی معطوف کرد.
یک رویکرد جدید
جیمی کارتر در مبارزات انتخاباتی خود از این نگرانی های عمومی در مورد پنهان کاری اطلاعاتی بهره برد وزمستان 1355 به قدرت رسید. بنابراین تلاش کرد تا دامنه عملیات مخفی سیا را کاهش دهد. 9 آبان 1356، استنسفیلد ترنر مدیر سازمان سیا که از طرف کارتر مأمور به اصلاحات جدی شده بود، از تخریب بیش از 800 موقعیت عملیات مخفی خبر داد. صدها نفر از کارکنان اطلاعاتی، به دلیل بازنشستگی اجباری و پایان کار جامعه اطلاعاتی آمریکا را ترک کردند. ترنر به طرق مختلف به دنبال نوسازی آژانس بود، ابتدا چندین افسر عالی رتبه نیروی دریایی، معروف به «مافیای نیروی دریایی» را به سمت های رهبری منصوب کرد و همچنین تغییر اساسی در روش های سنتی جمع آوری اطلاعات آژانس داد و در ازای آن به استفاده از روشهایی همچون جمعآوری سیگنالها (SIGINT) و ارتباطات (COMINT) روی آورد.
ترنر در خاطراتی که در سال 2005 منتشر کرد از اخراجها ابراز پشیمانی کرد و اظهار داشت: «احتمالاً اصلاً نباید کاهش 820 موقعیت را انجام میدادم، و در صورت بازگشت به گذشته، مطمئناً 17 پست آخر را انجام نمیدادم».
اصلاحات رخ داده در این دوره، روش های عملیات اطلاعاتی را تغییر داد. دوران عملیات مخفی و پاسخگویی محدود گذشته بود، روزگار افزایش بوروکراسی، پاسخگویی و رویههای عملیاتی استاندارد «طبق ضوابط مکتوب» بود.
سازمان اطلاعاتی غیررسمی
اما قبل از آغاز این دوره، «شبح بلوند» توانست محور تشکیل ائتلافی اطلاعاتی شود که آمریکا را بی نیاز از مداخله مستقیم در بسیاری از عملیاتها میکرد. شاید ترنر فکر میکرد که مانع دخالت سیا در امور پنهانی شده است، اما ایده کلوپ سافاری او را دور زد و قدرتی فراتر از سیا قبل از واترگیت داشت. باشگاه به خوبی توانست از محدودیت های تولید شده در بوروکراسی فراتر رود. یک رسانه آمریکایی درباره این کلوب نوشته است: «برای آمریکا، شورش علیه ترنر یک الزام بود.»
شاهزاده ترکی فیصل، در یک سخنرانی در سال 2002 در دانشگاه جورج تاون، ماجرا را چنین تعریف کرد: «در سال 1976، پس از اینکه مسائل واترگیت در اینجا اتفاق افتاد، جامعه اطلاعاتی شما به معنای واقعی کلمه توسط کنگره بسته شد. هیچ کاری نمی توانست بکند. نه می توانست جاسوس بفرستد، نه می توانست گزارش بنویسد و نه می توانست پول بپردازد. برای جبران آن، گروهی از کشورها به امید مبارزه با کمونیسم گرد هم آمدند و باشگاه سافاری را تأسیس کردند. کلوپ سافاری شامل فرانسه، مصر، عربستان سعودی، مراکش و ایران بود. هدف اصلی این باشگاه این بود که اطلاعات را با یکدیگر به اشتراک بگذاریم و در مقابله با نفوذ شوروی در سراسر جهان و به ویژه در آفریقا به یکدیگر کمک کنیم.»
یکی از مقصران بزرگ واترگیت ریچارد هلمز، رئیس سیا بود. او 9 تیر 1345 به عنوان رئیس سازمان سیا در کاخ سفید سوگند یاد کرد و دوران ریاستش نزدیک به 7 سال طول کشید. اواخر اسفند 1351، هلمز اولین قربانی واترگیت شد و ناگزیر استعفا داد. او طی ده سال قبل از استعفا، هم در دوران معاونت سیا و هم در دوران ریاستش مسافرتهای متعددی به تهران داشت. لذا قبل از ترک سازمان سیا، مأموریت یافت تا به عنوان سفیر امریکا به ایران بیاید و با بهرهگیری از سوابق دیرین دوستی خود با محمدرضا پهلوی فعالیتهای سیا در منطقه خلیج فارس را وارد مرحله جدیدی کند. خاصه آن که ایران و عربستان سعودی در دهه چهل شمسی همکاری اطلاعاتی برای بازگرداندن خاندان سلطنتی یمن داشتند و تجربه و بستری برای تأسیس یک سازمان همکاری وجود داشت.
از این رو، رئیس سابق و دیپلمات فعلی به یاری همکار سابقش «تد» برای شکل دهی سافاری آمد. در حالی کلوپ سافاری در حال آغاز ساز و کارش بود که هلمز و تد شاکلی تحت نظارت کنگره قرار داشتند و می ترسیدند که عملیات مخفیانه جدید به سرعت افشا شود.
پیتر دیل اسکات، پژوهشگر و فعال ضد جنگ کلوپ سافاری را به عنوان بخشی از نسخه دوم سیا طبقه بندی کرده است، سازمانی که توسط یک گروه مستقل از عوامل کلیدی حفظ می شود. بنابراین، حتی زمانی که استنسفیلد ترنر ، مدیر جدید سیا در دوره کارتر ، تلاش کرد دامنه عملیات آژانس را محدود کند، شاکلی، معاونش توماس کلینز ، و ادوین پی. ویلسون مخفیانه ارتباطات خود را با کلوپ سافاری و بازوی اقتصادی آن « بانک اعتباری و بازرگانی بینالمللی» حفظ کردند.
تحت اشراف سیا، کلوپ سافاری از تقسیم کار غیررسمی در انجام عملیات جهانی خود استفاده کرد. عربستان سعودی پول، فرانسه فناوری پیشرفته و مصر و مراکش تسلیحات و نیروها را تامین کردند. ایران در دوره شاه، از ابعاد مختلف همکاری میکرد. بیشترین هماهنگی کلوپ سافاری با سازمان های اطلاعاتی آمریکا و اسرائیل بود.
نشست ماندگار
اولین اجلاس این گروه سال 1355 در کشور کنیا برگزار شد و طبق پیشنهاد دومارنش، نام استراحتگاه انحصاری که محل آن دیدار بود برای نامگذاری گروه انتخاب شد: «کلوپ سافاری»
عدنان خاشقجی که با کمال ادهم ، مدیر اطلاعات المخبرات العامه عربستان سعودی دوستی نزدیک داشت؛ اندکی قبل از این مکان بازدید کرده و در نهایت آن را خریده بود.
عدنان خاشقجی، عموی جمال خاشقجی روزنامهنگار مشهور مقتول است. او که نفوذ زیادی در دربار عربستان داشت، دلال اسلحه بود و در آن زمان به خاطر سبک زندگی تجملاتیاش شهرت جهانی داشت. مهمانیهای چند میلیون دلاریاش میتوانست تا چند روز ادامه پیدا کند. نام او دو بار در ایران پرتکرار شد، یکی به خاطر مشارکتش در مقدمات یک کودتای نافرجام و دیگری در ماجرای مکفارلین. آنچنان که رونالد کسلر، روزنامه نگار آمریکایی در کتابی به موضوع عدنان خاشقچی در سال 1365 نوشته است، آن باشگاه « در نود و یک هکتار در دامنه کوه کنیا قرار دارد و از چشم انداز باشکوه برخوردار است؛ جویبارهای کوهستانی، باغهای گل رز، آبشارهایی که به استخرهای آرام میریختند... طاووسها، لکلکها، بزهای کوهی و پرندگان عجیب و غریب در اطراف قدم میزدند...»
اما حیوانات عجیب و غریب تنها موجود نادری نبودند که پسزمینه خیرهکننده باشگاه سافاری کوه کنیا را زیبا کرده بودند؛ نام این باشگاه، با جلسه 5 سازمان اطلاعاتی از سه قاره مختلف به شهرت رسید.
منشور اصلی مقرر میدارد که یک مرکز عملیات تا 10 شهریور 1355 در قاهره ساخته شود. این گروه مقر خود را در آنجا ایجاد کرد و سازمان آن شامل یک دبیرخانه، یک شاخه برنامه ریزی و یک شاخه عملیات بود. در عربستان سعودی و مصر نیز جلساتی برگزار شد. این گروه خریدهای زیادی از املاک و مستغلات و تجهیزات ارتباطی امن انجام داد.
امضای ششم
حاضران در اولین نشست این گروه، عبارت بودند از الکساندر دو مارنش، مدیر سازمان اطلاعات خارجی فرانسه (SDECE)، کمال ادهم ، مدیر اطلاعات المخبرات العامه عربستان سعودی، ژنرال کمال حسنعلی ، مدیر اطلاعات مخبرات مصر، ژنرال احمد دلیمی ، مدیر اطلاعات و فرمانده ارتش سلطنتی مراکش و سپهبد نعمت الله نصیری رئیس ساواک.
شخصیت محوری این ائتلاف، دومارانش بود؛ فردی که سالیان مدیدی ریاست نهاد اطلاعاتی فرانسه را بر عهده داشت، در آمریکا طرف مشورت بود (و حتی بعدا رسما مشاور رئیس جمهور آمریکا شد) در مراکش عضو آکادمی اطلاعاتی آن بود و در ایران نیز مشاور شاه بود و حقوق معینی داشت.
منشور این ائتلاف در همان اجلاس به امضای این حضار رسید. منشوری که فلسفه خود را مقابله با ایدئولوژی مارکسیستی اعلام کرد. امضای عضو ششم، بلکه عضو اصلی آن را هنری کسینجر با مواضع خود انجام داد. هنری کیسینجر با تأیید استراتژی حمایت ضمنی از کلوپ سافاری از سوی آمریکا، فرصتی ساخت تا اهداف آمریکایی را بهوسیله نیابتی و بدون به خطر انداختن و مسئولیت مستقیم انجام دهد. این عملکرد به ویژه پس از تصویب قطعنامه اختیارات جنگی در سال 1973 توسط کنگره ایالات متحده و اصلاحیه کلارک در سال 1976، در واکنش به اقدامات نظامی مخفی سازماندهی شده در شاخه اجرایی دولت اهمیت پیدا کرد .
همزمان با ایجاد کلوپ سافاری، بانک «اعتبار و تجارت بین المللی» (BCCI) مورد توجه قرار گرفت. این بانک در خدمت پولشویی بود؛ تأیید عملی این مکانیسم با افتتاح حساب شخصی جورج دبلیو بوش پدر انجام شد که در آن زمان، مدیر سیا بود باشگاه سافاری برای تامین مالی عملیات اطلاعاتی خود به شبکه ای از بانکها نیاز داشت. از قبل حضور رسمی جورج بوش به عنوان رئیس سیا، ادهم این بانک تجاری کوچک در پاکستان را به یک بانک جهانی به عنوان ماشین پولشویی تشکیلات امنیتی خود در سراسر جهان تبدیل کرد. اما مباحث مالی پوشش برای کارکرد اصلی بود. BCCI همچنین به دلیل تماس های گسترده خود با سازمان های زیرزمینی در سراسر جهان به عنوان یک مکانیسم جمع آوری اطلاعات عمل کرد.
برگهایی از عملکرد این باشگاه را در اینجا بخوانید.
تصویری دیگر از باشگاه سافاری در کنیا