24 دی 1392

معرفی یک کتابچه دستورالعمل نویافته/ صادق حضرتی آشتیانی


معرفی یک کتابچه دستورالعمل نویافته/ صادق حضرتی آشتیانی

دراین نسخه آگاهی‌های تازه ای در شناخت، رجال سیاسی و نظامی، ارباب قلم و مستوفیان ولایات و... گردآمده، ازاین رو داده‌های تذکره مانندآن حائزاهمیت فراوان است.

فردها و کتابچه‌های سیاقی یک دسته از مستندترین منابع زیربنایی به شمار می‌روند و با توجه به باری که دارند، در فهرست‌های موجود، تنها، با ذکر چند مشخصه ظاهری معرفی شده اند، که غالباً با عناوین: کتابچه دستورالعمل، دفترچه حقوق و مواجب، کتابچه مقرری، کتابچه تفاوت عمل، کتابچه جمع و خرج و مانند اینها یاد گردیده اند، پیداست در «چنین اسنادی ارقام و اعداد در متن معمولاً با خط سیاق در دو ستون نقدی (پول) و جنسی (اوزان) نوشته می‌شد1».

کتابچه جای سخن، نسخه نو یافته و نمونه نادری است با ویژگی‌های که از چند منظر می‌توان آن را مورد بررسی قرار داد. در این مقاله مجال معرفی تمام برجستگی‌های آن امکان پذیر نمی‌باشد، بنابراین از درج آگاهی‌های مربوط به روستاهها و جمع و خرج آن چشم پوشی می‌شود.

جز، نام نزدیک به 1300 روستا و اسامی بیش از 1250 نفر مرکب از: شاهزادگان قاجار، رجال، خوانین، ارباب قلم، پیشکاران، صاحب منصبان، عمله جات، هم چنین اشراف و اعیان ولایات مختلف و طوایف ونیزمناصب ومشاغل آنان، به ترتیب درجات دولتی و طبقات درباری ثبت گردیده، از این رو نسخه‌ای پر برگ و بار به حساب می‌آید و آگاهی‌های ذی قیمتی را در سال‌های آغاز پادشاهی ناصرالدین شاه قاجار بدست می‌دهد. که نام بعضی از ایشان کمتر در منابع معاصر دیده شده است، این مقاله رویکردی به ویژگی و شاخصه‌های آن دارد.

واژگان کلیدی:

کتابچه دستور العمل، شاهزادگان، اعیان و اشراف، مستوفیان، صاحب منصبان، سیاق، میرزا یعقوب خان، روستا، طبقات درباری.

مشخصات کتابچه:

خط، شکسته نستعلیق، اعداد به سیاق

کاتب و تاریخ کتابت: نامعلوم

عناوین: در حاشیه با مرکب مشکی، مطالب و نوشته‌ها داخل جدول به زر و شنگرف و مشکی

وضعیت: سالم

بدون جلد، کاغذ نخودی، آهار دار، 63 گ، س متفاوت، اندازه نوشته‌ها: 11× 19، 15× 22 سم

مالک: متعلق به مجموعه شخصی2

معرفی کتابچه دستورالعمل (= بودجه):

همان طور که پیش‌تر یاد گردید، دراین نسخه آگاهی‌های تازه ای در شناخت، رجال سیاسی و نظامی، ارباب قلم و مستوفیان ولایات و... گردآمده، ازاین رو داده‌های تذکره مانندآن حائزاهمیت فراوان است.

در حاشیه پاره ای از صفحات، عنوان طبقات براساس درجات دولتی و درباری مبوب شده، که بعضی از آن‌ها با عنوان کلی به گروه‌های کوچکتری تقسیم شده اند، حتی گاهی در مطاوی متن به مشاغلی مانند « خاصه تراشان » بر می‌خوریم که زائیده مشاغل جمعی است. اما هیچ کدام از گروه‌هایی که زیر مجموعه یک عنوان کلی هستند، روال و ترتیب درستی ندارند. از صفحه آغاز تا انجام نسخه مقابل هر عنوان، در متن، ابتدا جمع کل در دو ستون به صورت نقد (پول) و جنس (اوزان)، سپس اسامی اشخاص و مالیات هر یک از روستاها (خالصه) به تفکیک، زیر نام مالکین آن نگاشته شده و در نتیجه مجموع اقلام ریز با مبلغ کل صدر صفحه برابر و یکسان می‌شود. مگر در مواردی که آن شخص به دلیلی مشمول تخفیف حکومتی قرار گرفته باشد. در این جا برای آشنایی به یک فقره آن اشاره می‌گردد.

مهد علیا: جمع کل: هزار و نهصد و هشتاد تومان و هفت هزار پانصد دینار،

از بابت: خسرو شاه (تبریز) هزار تومان،

از بابت: دستجرده (دهخوارقان) هشتصدوهفتادوپنج تومان و هفت هزار و پانصد دینار،

از بابت: میان کتاب (مازندران) به اسم آقا بابا بیک صدوپنج تومان،

به اسم آقا بابابیک و [ غفور ] شصت و سه تومان،

ازمهم‌ترین برجستگی‌های کتابچه همین اطلاعات درون طبقه ای است، که مطالب پی درپی آن به این شیوه معرفی شده‌اند:

عنوان طبقه / ذکر نام یک یا چند نفر از هر گروه، (بدون سبک و سنگین کردن آنها) / عددی که نشان دهنده جمع افراد آن طبقه است.

تفصیل عناوین:

1 - سرکاران عظام مرکب از: مهد علیا، سرکار ولیعهد، نایب السلطنه و عمله جات آنان، علی خان نسقچی باشی، محمدحسن خان ایشک آقاسی باشی / 12 نفر

2 - اولاد خاقان مغفور: منسوبان ملک قاسم میرزا، کیومرث میرزا، شاپور میرزا، / 29 نفر

3 - امیرزادگان و والدان شاهزادگان: محمدمحسن میرزا، طهماسب میرزا، اسکندرمیرزا، / 27 نفر

4 - صبایا وخادمان خاقان مغفور: میرزا اسمعیل ولدمیرزا خانلر / نواب تاج الدّوله، / 16 نفر

5 - اولاد ولیعهد مبرور: بهرام میرزا، فرهادمیرزا، حمزه میرزا، / 17 نفر 

6 - صبایا و خادمان ولیعهد مبرور: والده نواب و منسوبان نجف قلی خان دنبلی / 7 نفر

7 - امرای (آقایان) قاجار:جناب اصف الدوله، محمدولی خان ولدبیگلربیگی، آقا میر محمد مهدی امام جمعه طهران، ملا صالح برغانی مجتهد قزوینی، عباس خان حاکم استر آباد، میرزا شفیع صدر (78 نفر)

8 - خوانین قاجار: مرتضی قلی خان سپانلو، شیرقلی خان شیبانی، نیازقلی خان و تقی آقا و جعفرقلی والدان صادق خان قاسملو، / 45 نفر

9 - وظایف خورقاجار: حاجی محمدحسین خان خالوی عبدالله میرزا / 18 نفر

10 - ادبای حضرت = امنای دولت: جناب حاجی مدظله العالی، صدرالممالک، میرزا محمدحسین صدردیوان، معیرالممالک، سهراب خان صندوقدار / 11 نفر

11 - امرای بار: عالی جاه منوچهرخان معتمدالدوله، محمدصادق خان دنبلی، غلامحسین خان سپهدار / 12 نفر

12 - اطباء و منجمین و شعراء و علما: میرزا بابا حکیم، میرزا احمد طبیب افشار، میرزاحسین منجم اصفهانی، میرزا نشاطی، حاجی امین جراح / 17 نفر

13 - ارباب قلم = ملتزمین دربار حضرت اقدس: مستوفی الممالک، قوام الدوله، منشی الممالک، میرزا احمدمستوفی، میرزا اسمعیل مستوفی گرگانی، میرزا صالح شیرازی، میرزامحمدعلی مشرف جبّه خانه / 60 نفر

میرزاهای متوقف ولایات:

14 - میرزاهای متوقف آذربایجان / 17 نفر

15 - میرزاهای سایر ولایات: میرزا اسماعیل تفرشی، میرزا احمدوقایع نگار ومظالم نویس، میرزا تقی مستوفی نظام، / 33

عمله جات:

16 - عمله حضور:، محمدقلی خان ایشک آقاسی باشی، میرزا آقا ناظردرب حرم / 21نفر

17 - عمله خلوت: میرزا غلام شاه، الله وردی بیک مهردار، محمداسماعیل بیک / 12 نفر

18 - عمله اصطبل: محمدخان امیرآخور، علی خان امیر آخورسابق، شاه محمد بیک جلودار، آقاسی خان قوشچی باشی، / 11 نفر

19 - عمله بیوتات: اسماعیل خان فراشباشی، استادجعفرمعمارباشی، استادحسن خیاط باشی، /7نفر

20 - عمله درب حرم: میرزا زین العابدین باسمه چی، عبدالله خان معمارباشی، / 11نفر،

21 - غلامان پیش خدمت: شکرالله بیک شاهسون، موسی خان بادکوبه، / 94 نفر

22 - غلامان: قاسم خان قوللرآقاسی، عبدالله خان نورهاشمی، غلامان بسطامی، غلامان قرامانی / 63 نفر

23 - غلامان تفنگدار: میرزا محمدبیک استر آبادی، / 7 نفر

عساکر منصوره:

24 - توپخانه: حبیب الله خان امیرتوپخانه، اسماعیل خان نایب / 8 نفر

25 - قورخانه: حاتم خان شهاب الملک، حاجی محمدشریف بیک سرهنگ، / 2 نفر

26 - شمخال چی و زنبورک چی: حسین علی خان زنبورک چی، محمدخان امیرآخور، / 2 نفر

27 - پیشکاران نظام: حسین خان آجودان باشی / 2 نفر

28 - مهندسین و خان زادگان: میرزا جعفر مهندس باشی، محمدرضاخان ولدمیرزاعبدالکریم / 6نفر

29 - سرهنگ و سلاطین و یاور: محمدولی خان سرهنگ، حاجی محمدعلی خان سرتیپ کزازی، سرهنگ فوج سربندی، محمدعلی خان ماکویی، عباس خان یاور / 58 نفر

دستجات سوار و پیاده:

30 - جماعت سکاک: میرزا آقا سکاک/ 3نفر

31 - قراچور لو و چلیپانلو: جهانگیرخان قراچورلو، جعفر قلی خان سرتیپ پسرحاجی رضا، کریم خان زعفرانلوبا یکصد سوار چنارانی، / 18 نفر

32 - اوصانلو: محمدصادق خان ولد محمدولی خان                / 4 نفر،

33 – عمارلو:                                       / 6 نفر

34 - بغایری و غیره:                                  / 3 نفر

35 - نانکلی: امامقلی خان نانکلی،                          / 3 نفر

36 - چگنی و بکشلو: سلیم خان و ابراهیم خان چگینی              / 20 نفر

37 - چهار دولی: اسکندرخان چهاردولی:                      / 15 نفر

38 - شاهسون: حسین قلی خان سرکرده شقاقی، محمدباقرخان شاهسون   / 6 نفر

39 - مافی و جلیلوند: محمدنظرخان مافی                       / 5 نفر

40 - هداوند و دلفان: طهماسب خان سرکرده ملازم                 / 3 نفر

41 - کردبچه: غیب علی بیک، میرزا قلی بیک،                   / 4 نفر

42 - افشار و قرالر: عباسقلی خان افشار، محمد حسن خان خرقانی قراگوزلو  / 9 نفر

43 - بدانلو: [؟ ]                                      / 4 نفر

44 - عرب و عجم: مرتضی قلی خان عرب                       / 5 نفر

45 – دسته سمنانی: محمدعلی خان ولد مطلب خان دامغانی، مصطفی قلی خان سمنانی / 3 نفر

46 - لاریجانی و غیره:                                   / 8 نفر

47 - فیروزکوهی و غیره: محمدحسن خان فیروزکوهی، باقرخان هزارجریبی  / 3 نفر

48 - مهاجرین: نورالله خان، احمدبیک طالش، میرجهانگیربیک طالش، اسکندرمیرزا والی گرجستان، ورثه محمدحسن خان پسیان/ 57 نفر

خوانین و اشراف ولایات:

49 - خوانین آذربایجان: عبدالحسین خان جوانشیر                / 28 نفر،

اشراف و اعیان آذربایجان:

50 - اشراف و اعیان تبریز: حاجی ملامحمدعلی مسئله دان، حاجی میرزاکاظم تبریزی، / 35                                             

51 - خوانین اردبیل و مشکین: ملامیرزابابا، میرزاعطاالله خطیب باشی، ورثه علی پاشاخان مرندی/18نفر

52 - اعیان ارومی: حاجی میرزا امین افشار                       / 7 نفر

53 - آقایان خوی: روشن افندی، حاجی ملاحسن، حاجی میرزا مهدی خوئی / 12 نفر

54 - اشراف خلخال: آقانصرالله ولد سیدزکی، ملا مهدی شیخ الاسلام       / 7 نفر

55 - اشراف سراب و گرمرود: میرزا حاتم خلیفه،                  / 3 نفر

56 - خوانین قراجه داغ: محمدحسن خان، عباسعلی ولدباقرخان، ایلداربیک ولد اغورلوسلطان / 13 نفر

57 - آقایان مراغه و هشترود: آقا حسین جوجه، آقا بیک مقدم          / 7 نفر

58 - خوانین خراسان: محمدابراهیم خان حاکم جوین، صبیه شاهرخ شاه متعلق به محمدحسن خان هزاره، میرزا ابوالقاسم خان آبدارباشی،    /16 نفر

59 - اشراف خراسان: حاجی میرزا اسماعیل سبزواری، میرزا محمدرضا ولدمیرزاکاظم خبوشائی، میرزا عسکری امام جمعه ارض اقدس، میرزا محمدرضا جلایر آقا سید میرزای اصفهانی مباشر آصف الدوله، /         13نفر

60 - خوانین مازندران و گیلان: محمدتقی خان هزار جریبی،           / 23 نفر

61 - اشراف مازندران و گیلان و آسترآباد: آقارحیم شیخ الاسلامی، ورثه میرزا محمد، کلانتر ساری، میرزا عبدالرسول پیش نماز ساری،        / 32 نفر

62 - خوانین اصفهان و بختیاری: حاج محمدزمان خان، محمدتقی خان بختیاری، / 6 نفر

63 - اشراف اصفهان: میرزا زین العابدین اولاد صفویه وزیرموقوفات، آقا سید حسین امام جمعه، جناب سلطان العلمائی حاجی میرزا حسن، آقا میر محمد صادق واعظ، میرزا عبدالله صدر کرمانی، / 36 نفر

64 - خوانین بروجرد، ملایر، نهاوند و تویسرکان: لطف علی خان ملایری، میرزا زین العابدین ولد میرزا محمدحسین بروجردی: محمدحاتم خان ملایری، حاجی ملا اسدالله مجتهد بروجرد، / 36 نفر

65 - خوانین همدان و قراگوزلو: حاج امیراصلان خان، میرزا هاشم خان قراگوزلو، بهرام خان نایب ایشک آقاسی، لطف علی خان زنگنه،        / 12 نفر

66 - اشراف همدان و قراگوزلو: ورثه حاجی اسماعیل درجزینی، میرزا ابوالقاسم همدانی ملقب به ذوالریاستین، / 20 نفر

67 - خوانین خمسه و گروس: لطف علی خان قراجه لو، موسی خان و علیقلی خان گروسی، / 11 نفر

68 - خوانین و اشراف طهران:                              / 2 نفر

تفصیل اسامی سپاه ظفر پناه رکابی تیولدار

69 - خوانین قاجار: علی محمدخان دولو، محمدقلی خان قوانلو، حسین قلی خان عزالدینلو، محمدابراهیم خان سپانلو، محمد قلی خان شامبیاتی،       / 40 نفر

گفتنی است، برخی از اسامی رجال و سران با هر عنوان و مقام، حتی فراتر از آن تیره و طوایفی مانند، بغایری، بکشلو، نانکلی و... که نامشان در این کتابچه به میان آمده، در منابع و کتب رجالی بویژه کتاب المأثرالآثار (چهل سال تاریخ ایران3) اثر محمدحسن خان اعتمادالسلطنه (1259-1313 هـ - ق) مشاهده نمی‌شود، یا اگر یادی از آنان رفته باشد، با دگرگونی وتغییر جایگاه ایشان همراه است. در همان مأخذ ذیل، توپخانه مبارکه، نام نواب والافتح علی خان به عنوان امیر توپخانه آمده، اما در کتابچه « حبیب الله خان » یاد شده، همان جا میرزا اسماعیل خان را با سمت اجودان باشی و در کتابچه « نایب » آن قلمدادشده است،

به هرحال از این قبیل تغییرات وکمبودها کم و بیش دیده می‌شود و نشان می‌دهد که بایدبیشترآگاهی‌های آن را مربوط به سال‌های آغازدهه هشتاد (نیمه دوم)سده سیزدهم هـ. ق به این سوی دانست، دراین صورت اعتماد السلطنه یا نویسندگان وی به دلایلی که برماپوشیده است، برخی اطلاعات رجالی آغاز سلطنت ناصرالدین شاه را نادیده گرفته اند. بنابراین، اگر قصد و عمدی در کارشان نبوده، می‌توان پذیرفت که آن دسته اطلاعات دور از دسترس آنان قرار داشته است.

دراین جامتذکر می‌شود که به هیچ وجه قصدنداریم، این کتابچه خرد و محدود را با کتاب المآثرو الآثار، اثری وزین و معتبر و از منابع غنی دوره قاجار- مورد نقد وسنجش قرار دهیم، مگر در بعضی موارد و رئوس که مطالب نزدیک به هم دارند.

پیداست هر قدر از این قبیل کتابچه‌ها بیشتر مورد شناسایی قرار گیرند، به همان اندازه کاستی و نادرستی‌های احتمالی بعضی از منابع بیشتر رخ می‌نمایاند.

در فهرست اسامی موجود، اگر از اشخاص معروف و نام آشنایی مانند‌: مستوفی الممالک، ملاصالح برغانی ونظیرآنان صرف نظرکنیم، با فهرست دیگری مواجه می‌شویم که چندان در تاریخ مشهوروشناخته شده نیستند، دراین گونه مواردتاریخ محلی، اسنادمرتبط ونیزتحقیقات میدانی می‌تواند، برای ماگزینه وراهنمای مناسبی باشند، به طوری که تمام اصطلاحات موجود، روستاهای زنده ومتروک وهم چنین اشخاص وبزرگان، هرکدام درجایگاه خودتعریف شوند، ویادداشت‌های رجالی به آن افزوده گردد، آن گاه مصادرخلق شده، ارزش و اهمیت چنین کتابچه‌هایی را بهتر می‌شناساند.

چون، در هیچ یک از منابع یکصدساله اخیر و نیز کتب تراجم، شرح حال میرزا یعقوب خان به میان نیامده5 و از طرفی احتمال می‌رود، تحریر کتابچه به خط وی باشد، در اینجا، درج چکیده‌ای از احوالش غنیمت است.

یعقوب خان آشتیانی

یکی از رجال درستکار و از دولتمردان کارآمد دوره قاجاریه و اوایل سلسله پهلوی به حساب می‌آید، وی «فرزند کربلائی رضا فرزند حاجی حسین آشتیانی (1331ق) است، از تاریخ تولدش آگاهی نداریم، اما وفاتش در سال 1317 خ، روی داد.»6

یعقوب در طلوع جوانی پدر خود را از دست داد و سرپرستی او را یکی از خویشاوندانش به نام میرزا خلیل «سررشته دار آهویی که در دفترخانه مبارکه دارالسلطنه تبریز سررشته دار وظایف بود»7، به عهده گرفت، میرزا خلیل او را به مکتب و درس رهنمون ساخت و دلسوزانه در رشد و تربیتش کوشید، بعد از پایان یافتن دوره تحصیلات به دلیل برخورداری از خط و ربط خوب، بویژه سیاق نویسی، به عنوان عزب8 دفتر در دستگاه مالیه تبریز مشغول به کار شد، بعد از مدتی به فکر تشکیل خانواده افتاد و با دختر میرزا خلیل به نام زرین تاج خانم پیمان زناشویی بست.

چند سال بعد به دلیل کاردانی و تلاشی که در حیطه کاری از خود بروز داد، اداره مالیه اردبیل باوتفویض شد و به مقام بالاتری ارتقاء یافت، به همین خاطر با خانواده به آن شهر کوچ نمود و مالیه آن جا را که از مدت‌ها قبل مغشوش گردیده بود، سر و سامان داد.

میرزا یعقوب مردی دانشور و ادب دوست به شمار می‌آید، مانند اجدادش خط را زیبا می‌نگاشت، از او آثار قلمی پراکنده ای به صورت نظم و نثر بجا مانده9، یکی دیگر از ویژگی‌های بارزش- که نمی‌توان از ذکرش درگذشت – محبت بیکران و شیفتگی بی‌امان او به ساحت پاک اهل بیت: بود.10

صاحب ترجمه عاقبت بر اثر عارضه قلبی ناشی از کار و کوشش بی‌وقفه در شهر اردبیل دعوت حق را لبیک گفت و پیکرش را به قم انتقال دادند و در جوار امامزاده علی بن جعفر8 ان جا به خاک سپردند.

وی در زمان حیات همزمان دو همسر به نام زرین تاج11 و معصومه در خانه داشت، از همسر اولی صاحب پنج فرزند و از دومی یادگاری نماند.12

منابع و پی‌نوشت‌ها:

1 – کوششی در آموزش خط سیاق، جواد صفی نژاد، ص9، چاپ اول، انتشارات سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران، 1387، تهران،

2 - در این فرصت لازم می‌داند، از سرور بزرگوارجناب آقای حاج هاشم کاظمی آشتیانی که با لطف و فروتنی فراوان مجموعه خطی خود را در اختیار نگارنده قرار دادند، صمیمانه قدردانی و سپاسگزاری نماید.

3 - چهل سال تاریخ ایران در دوره پادشاهی ناصرالدین شاه، ج اول الماثروالآثار، تألیف محمدحسن خان اعتمادالسلطنه به کوشش ایرج افشار، ص355، چاپ اول، انتشارات اساطیر، 1363 تهران

4 - همان، ص356

5 - به تصور نگارنده کتابچه جای سخن بدست میرزا یعقوب خان به نگارش درآمده، زیرا، این نسخه در جمع کتب و اسناد و اموال وی جای داشته، همین طور قلم کتابچه با خط چند نسخه خطی که وی نگاشته، نزدیک بهم است، و از طرفی هر کتابچه جمع و خرجی را که مستوفیان و سر رشته داران می‌نوشتند، رسم براین بود، نسخه ای از آن را نزد خود نگاه می‌داشتند، اما با وجود چنین دلایل، نمی‌توان نظر قطعی داد و نیاز به تحقیق و بررسی بیشتری دارد.

6 - نخعی، شهرت خاندان ریشه دار و پرباری در تاریخ ایران است، که نسب آنان به مالک اشتر نخعی، صحابه با وفا و دلیر حضرت رسول6 می‌رسد، بزرگان زیادی در عرصه سیاست و دانش از این دودمان برآمده اند، میرزا یعقوب متعلق به همین نهاد است، که در اواخر خدمت، نام خانوادگی « فکری آشتیانی » را برای خویش برگزید، شهرت؛ شاهنده، انتخابی » شاخه‌های دیگر خاندان نخعی هستند.

7 - رجال و مشاهیر آشتیان، صادق حضرتی، با مقدمه دکتر محمدابراهیم باستانی پاریزی، ص 159، چاپ اول، انتشارات الماس، 1382،

8 - عزب دفتر: محرّر، نویسنده، آنکه در دفتر محاسبات شغل مخصوصی ندارد(فرهنگ معین، دکترمحمدمعین، ص 2298، ج2، چاپ ششم انتشارات امیرکبیر،

9 - آثار خطی وی چنین است: المعجم فی آثار ملوک العجم، از: شرف الدّین فضل اللْه بن عبدالله حسینی قزوینی (نزدیک 740 هـ. ق)، در تاریخ به فارسی، به خط نستعلیق شکسته، میرزا یعقوب آشتیانی در تاریخ 1327 هـ. ق

 

  • [ اخلاق ] کتابی در...، مولف ناشناخته، دارای مقدمه و پنج باب و خاتمه، به فارسی، خط نستعلیق یعقوب ابن کربلائی رضا ابن حاجی حسین آشتیانی در24 ذی حجه الحرام 1321 هـ ق،
  • کتابچه دستورالعمل، رک: به همین مقاله حاضر
  • حدود 35 برگ، متضمن اشعار، قطعات و اندرزهای حکیمانه به خط شکسته و به شیوه راسته چلیپائی،

 

10 – نامبرده در ایام حیات خود، هرگاه به مجلس مرثیه خوانی و عزاداری مولایش می‌رفت، با حالت غریبی که داشت، یکی از آن دستمال‌های مخصوصی را که قبلاً فراهم آورده بود، از جیب بیرون می‌آورد و اشک‌های غلتانش را با آن می‌سترد، بعد آن را با آدابی مخصوص بایگانی می‌کرد، قبل از این که مرگش فرا برسد، وصیت کرده بود، که تمام پارچه‌های پاک و آغشته به اشک و انباشته به مهرش را بدوزند و جامه آخرتش سازند، بی‌تردید، شیفتگی و پیچیدگی روانش زائیده تغزل و تعشقی عارفانه است، که در وصف نمی‌گنجد.

11 - صبایای وی عبارتند از: عالم تاج خانم، فخرالتاج خانم، طلعت تاج خانم، عزت تاج خانم، تنها فرزند ذکورش به نام « موسی »، یکی از چهره‌های برجسته و مردمی دوره پهلوی اول شمرده می‌شود، که بعد از پایان تحصیلات دانشگاهی به مشاغل و مدارج مهمی رسید، خدماتش به صنعت کشاورزی، آبرسانی شهرهای خوزستان و دیگر شهرهای محل خدمتش، فراموش خاطر مردم قدرشناس آن مناطق نخواهد شد، استانداری استان سیستان و بلوچستان، آخرین سمت او به حساب می‌آید، مهندس فکری در سال1323خ با خانم میهن دخت پارسی تبار (دختر سلطان حسین پارسی تبار، افسر نیروی زمینی رضا شاه) پیمان زندگی بست، مادر وی به نام پوران دخت از افراد خاندان بوجاقچی است، که امروزه نوادگانش در تهران، سیرجان و کرمان پراکنده اند، یکی دیگر از نوادگان بوجاقچی عروس کربلائی عباسعلی گمرچی - رئیس گمرکات ایران در دوره قاجار- بوده، که سقا خانه آن هنوز در خیابان البرز موجود است.

12 - چند سال بعد از انقلاب بلشویکی در روسیه تزاری، مسلمانان قفقاز که سخت پای بند اعتقادات مذهبی خود بودند، ویارای پذیرش فرهنگ دیکتاتوری پرولتاریا را در خود نمی‌دیدند، ازسرناچاری جمعیتی در قالب گروه‌های کوچک و بزرگ، خان و مان خود را رها کرده، راهی بعضی از شهرهای شمالی ایران، از جمله تبریز شدند، در این میان زنی مسلمان به نام معصومه خانم که سیمایی خوش و سیرتی پاک داشت، در مجلس عزاداری با زرین تاج خانم آشنایی پیدا کرد، دوستی و معاشرت این دو به دراز کشید، زرین تاج خانم که زنی روشن ضمیر و در آداب و عقاید دینی از تقیدی برخورداربود، در این مدت به نجابت و اصالت وی پی برده بود، دریافت، اگر این زن در اجتماع نابسامان آن روز تبریز رها باشد، بی‌تردید به انحراف و فساد کشیده می‌شود، این افکار مدتی زرین تاج خانم را آزار روحی می‌داد، تا این که به شوی خود پیشنهاد کرد او را (معصومه) به حباله نکاح خود درآورد، در بدو امر، میرزا یعقوب سربازمی زد، اما زرین تاج آن قدر پافشاری کرد و از موقعیت نامطلوب معصومه برایش گفت، تا بالاخره، میرزا یعقوب تن به پیوند داد و او را به عقد خویش درآورد، سرانجام خیال آشفته، اما خردمندانه زرین تاج از تنهایی و بیکسی زنی مسلمان و مهاجر آسوده گشت.

جشن‌نامه استاد اشکوری


ical.ir