13 بهمن 1404
بازخوانی تأسیس «شرکت سهامی فیلم در خدمت دین» با نظر شهید دکتر بهشتی
مبارزه با پخش فیلم
در سالهای تبعید امام خمینی و کاسته شدن شعله مبارزه با افزایش اختناق و رصد و سرکوب هرگونه تحرک سیاسی توسط ساواک، بخشی از مبارزان به اقدامات فرهنگی روی آوردند. این اقدامات از یک سو اهداف بلند مدت در تربیت نسل را بر عهده داشت و از سوی دیگر پوششی برای اقدامات سیاسی و حفظ انسجام تشکیلاتی بود.
یکی از این اقدامات، تأسیس «شرکت سهامی فیلم در خدمت دین» بود که با مشارکت چهرههایی همچون شهید محمدعلی رجایی، شهید محمدصادق اسلامی، ولیالله چهپور، حسن توانا و ... آغاز به کار کرد.
از نگاه ساواک، «شرکت فیلم در خدمت دین» صرفاً یک مؤسسه فرهنگی نبود، بلکه یک مرکز بالقوه برای فعالیتهای سیاسی و مذهبی مخالف حکومت بود. حضور افرادی با سوابق سیاسی و ارتباط اعضا با نهادهایی چون حسینیه ارشاد و مسجد الجواد و نصب عکس آیتالله خمینی در جلسات، حساسیت ساواک را برانگیخته بود. ساواک تلاش به رصد دقیق جلسات از طریق منابع نفوذی خود، شناسایی اعضا و پیگیری فعالیتهای آنها داشت اما تنها تعداد گزارش محدودی از جزئیات این جلسات دارد.
به عنوان نمونه، در گزارش مورخ ۱۲ آذر ۱۳۵۱ آمده است که جلسهای از هیئت مدیره شرکت در خانه حاج سیدرضا نیری تشکیل شد. در این جلسه درباره روند کار شرکت، تصمیمات گرفتهشده و گفتگوهای انجامشده بحث شد. همچنین خبر خرید یک دستگاه آپارات روسی توسط ولیالله چهپور برای نمایش فیلم «دیار پیغمبران» در این گزارش ثبت شده است.[1]
حاج ولیالله چهپور با بیان اینکه به پیشنهاد آیتالله بهشتی، شرکت «فیلم در خدمت دین» را تأسیس شد، میگوید: «آقای بهشتی میگفت به فرزندانمان میگوییم خوب سینما نروید، تلویزیون نبینید و... شما بیایید یک چیزی جایش بگذارید. ما یک شرکت فیلم در خدمت دین درست کردیم.»[2]
شروع کار با بازپخش فیلمهای نسبتا مناسب بود. حبیبالله شفیق میگوید: «مبنایمان براین بود که ضمن اینکه کارهای عبادی اسلامی را میکنیم، یواش یواش وارد بحث مسائل سیاسی هم بشویم. لذا آمدیم اول یک شرکتی تشکیل دادیم بنام شرکت فیلم در خدمت دین. فیلمهای خارجی را که یک خورده هم جنبةه سیاسی داشت و یک خورده هم جنبه فکاهی داشت، اینها را میگرفتند، بعد صدا میگذاشتند روی آن، آن وقت توی جلساتی که ما داشتیم، جلسات خانوادگی دعوت میکردند و این فیلم را نشان میدادند.»[3]
محمد کاظم نیکنام درباره چگونگی تولید میگوید: «فیلمهای دست چندم کهنه از دور خارج شده را می گرفتیم، صحنههای خوب را سر هم میکردیم. بعد داستان برایش درست میکردیم. آن چیزی که ما راجع به این می گفتیم، یک سر سوزن تناسب با آنچه که این فیلم را تهیه کرده بودند، نداشت. خودمان هم روی آن صداگذاری میکردیم. توی مدرسه رفاه به نمایش در میآوردیم. اعلام میکردیم که ماه آینده فلان شب در مدرسه رفاه یک فیلم اخلاقی پخش میشود. بلیط میفروختیم و غوغایی میشد. از این در و دیوار مدرسه جمعیت بالا میرفت.»[4]
این برنامه منحصر به مدرسه رفاه نماند. روایت مهدی سعیدمحمدی چنین است: «ما در برنامههای اردویی از این فیلمها هم استفاده میکردیم یعنی فیلم را میبردیم توی اردو، گاهی مثلاً به جای تئاتر نیم ساعت، 1 ساعت ما فیلم میگذاشتیم. بعضی فیلمهایش خارجی بود، بعضیهایش هم ایرانی بود، مؤسسه فیلم در خدمت دین اینها را اصلاح میکرد و یک فیلم خوب تهیه میکرد.»[5]
چهپور درباره این مرحله گفته است: «من خودم تو مدارس اسلامی، مدرسه علوی، مدرسه رفاه، مدرسه معرفت، هفتهای یک دفعه، از این پرده سیّارها داشتم. میرفتم برای بچهها فیلم ۱۶ میلیمتری میگذاشتیم. [...] یک جاهایی که خلاف بود، فیلم را میچیدیم. کوتینگ میکردیم. صدا میگذاشتیم، آیههای جهاد را کنار این فیلمها میگذاشتیم. آقای هاشمی این را دید. گفت این را نگذارید، این را هر که ببیند، همهتان را میگیرند. مردم را به جهاد و مبارزه تشویق میکردیم. تو خانه من این کارها را میکردم. آپارات ۱۶ داشتم. [...] بعد از انقلاب، قطبزاده یک سریش را از من گرفت، اول که صداوسیما رفت و دیگر هم به ما نداد.»[6]
ترکیب حاضران در جلسات، که در گزارشهای ساواک آمده نسبت آن با مبارزه را به نیکی آشکار میکند، اغلب فعالین اصلی، کسانی هستند که سابقه همراهی با نهضت امام خمینی از سال 1341 را داشتهاند. به عنوان نمونه در یک گزارش ساواک به تاریخ ۵ / ۷ / ۵۲ آمده است: «جلسه مجمع عمومی عادی شرکت مزبور از ساعت ۱۸:۳۰ الی ۲۲:۳۰ روز سهشنبه مورخه ۲۷ / ۶ / ۵۲ با حضور ۶۴ نفر از سهامداران در سالن دبیرستان دخترانه رفاه واقع در کوچه مستجاب پشت ساختمان مجلس شورای ملی تشکیل شد. [...] حاج مرتضی شفیق [...] به مدت ۱۵ دقیقه از طرف کادر هیئت مدیره قبلی تشکر نمود و حضار را به انتخاب هیئت مدیره جدید تشویق کرد و قدری درباره اهمیت وجود این شرکت به منظور رفع نیاز مسلمین و جلوگیری از انحراف اخلاقی آنان صحبت کرد و گفت: ما از شرکت فیلم بهره و سود مادی توقع نداریم و سهامی که خریداری شده جزء خیرات محسوب میشود. سپس حاج سیدتقی خاموشی درباره تقویت این شرکت سخنرانی نمود. آنگاه محمدصادق اسلامی ضمن صحبت پیشنهاد نمود که اعضای هیئت مدیره قبلی را به علت تجاربی که دارند مجدداً انتخاب نمایند.» در ادامه سند اعضای گروه فنی را ولیالله چهپور، کاظم نیکنام، محمدحسین جعفریان و محمدصادق اسلامی نام میبرد.[7]
کار این شرکت تا بدانجا کشید که از شهرستانها برای اجاره فیلم درخواست داده میشد و حتی الگوی ساخت شرکتی شبیه به آن مطرح شد.[8] اثرگذاری آن موجب حساسیت ساواک شد، تا حدی که گفتگوی چند عضو این شرکت در مسجد جلیلی که حاوی هیچ نکته مهمی نیست هم ثبت شده و حتی متذکر شده است «در موقعی که این افراد جمع بودند و با هم صحبت می کردند [آیتالله] محمدرضا مهدوی کنی با دو نفر جوان در حیاط مسجد روی نیمکتی نشسته و مشغول صحبت بودند.»[9] و آشکارا از دست خالی خود در گزارش این شرکت پرده بر میدارد. توانمندی اعضای این مجموعه در اختفای تشکیلاتی در حدی بود که در نظریه زیر گزارشی مربوط به حاج عبداللّه مهدیان و مشارکت او در شرکت فیلم در خدمت دین و برخی شرکتهای پوششی دیگر آمده است: «مانند سایر رفقای حاد و فعال دینی خود مقلد خمینی است و قطعا مانند آنها کمک مالی از محلهایی که در اساسنامه شرکتهای متشکله خود به نام مصارف خیریه و امور فرهنگی پیش بینی کرده اند به خمینی و طرفداران محبوس او و خانواده های آنها تحت پوششهای بسیار دقیق می نماید ولی تاکنون مدرکی در این زمینه بدست نیامده است.»[10]
[1] مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات (۱۳۸۲) یاران امام به روایت اسناد ساواک: شهیدِ صادق / شهید محمّدصادق اسلامی، تهران: انتشارات مرکز بررسی اسناد تاریخی، ص 218
[2] مصاحبه ولیالله چهپور با مرکز اسناد انقلاب اسلامی، جلسه اول، شماره کاست: 2790
[3] مصاحبه حبیبالله شفیق با مرکز اسناد انقلاب اسلامی، جلسه چهارم، شماره کاست: 5659
[4] مصاحبه محمدکاظم نیکنام با مرکز اسناد انقلاب اسلامی، جلسه سوم، شماره کاست: 21943
[5] مصاحبه مهدی سعیدمحمدی با مرکز اسناد انقلاب اسلامی، جلسه سوم، شماره کاست: 23223
[6] مصاحبه ولیالله چهپور با مرکز اسناد انقلاب اسلامی، جلسه اول، شماره کاست: 2790
[7] مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات (1390) مسجد ارک تهران به روایت اسناد ساواک، تهران: انتشارات مرکز بررسی اسناد تاریخی، ص 492
[8] مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات (1384) فریاد بعثت: فخرالدین حجازی به روایت اسناد ساواک، تهران: انتشارات مرکز بررسی اسناد تاریخی، ص 434
[9] مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات (1388) پایگاههای انقلاب اسلامی، مسجد جلیلی تهران به روایت اسناد ساواک، ، تهران: انتشارات مرکز بررسی اسناد تاریخی، ص 204
[10] یاران امام به روایت اسناد ساواک: شهیدِ صادق، ص 241
شهید بهشتی نقطه کانونی مبارزات سیاسی، فرهنگی و اقتصادی بود
تصویری از یکی از اردوهایی که فیلم در آن پخش میشد