06 مهر 1405
از پیشنهاد صدام تا نقشههای پاریس
روایتی از طرحهای ترور امام خمینی در ماههای پایانی عمر پهلوی
ماجرای طرحهای مربوط به حذف امام خمینی، پیش از اقامت ایشان در فرانسه آغاز شد. ۸ مهر ۱۳۵۷، سفیر عراق در تهران پیام محرمانه صدام حسین را به شریفامامی رساند و پیشنهاد اقدام علیه امام خمینی را مطرح کرد. پس از انتقال امام به فرانسه نیز روایتهایی درباره طرحهای دیگری برای حذف ایشان و نقش محافل سیاسی و اطلاعاتی فرانسه و اسرائیل در این زمینه مطرح شد.
در ماههای پایانی حکومت پهلوی، امام خمینی از یک موضوع سیاسی به مسئلهای امنیتی برای رژیم شاه و برخی سرویسهای اطلاعاتی خارجی تبدیل شده بود. حضور ایشان در عراق، انتقال به فرانسه و سپس تصمیم برای بازگشت به ایران، هر بار محاسبات تازهای را در تهران و پایتختهای دیگر به وجود میآورد. در این میان، راهحلهایی مانند محدود کردن فعالیتهای امام، جلوگیری از بازگشت، اخراج از فرانسه و حتی حذف فیزیکی نیز مطرح شد؛ اما آنچه اهمیت دارد، تفاوت میان این پیشنهادها و برداشتهای مختلف از پیامدهای آنهاست.[1]
پیشنهاد صدام
در ۸ مهر ۱۳۵۷، سفیر عراق در تهران پیام محرمانه صدام حسین را به شریفامامی رساند؛ پیشنهادی برای اقدام علیه امام خمینی که با مخالفت شاه روبهرو شد. این پیشنهاد وقتی مطرح شد که امام خمینی هنوز در عراق حضور داشت و به فرانسه منتقل نشده بود.[2] آن هم در شرایطی که حکومت پهلوی نسبت به پیامدهای حضور و فعالیت امام خمینی نگرانی فزایندهای داشت.
روایت دیگری از همین ماجرا، به نقل از اندرو اسکات کوپر، نشان میدهد که پس از انتقال پیام صدام، شاه نظر شریفامامی و ارتشبد ناصر مقدم را درباره این پیشنهاد جویا شد. شریفامامی و مقدم از پذیرش مسئولیت چنین اقدامی خودداری کردند و در نهایت شاه نیز با آن موافقت نکرد.[3]
امام در محاسبات امنیتی
پس از خروج امام خمینی از عراق و استقرار در فرانسه، فعالیت سیاسی ایشان نهتنها متوقف نشد، بلکه ارتباط او با ایران ادامه پیدا کرد. ساواک در فرانسه فعالیتهای امام و اطرافیانش را زیر نظر داشت و گزارشهای مربوط به این فعالیتها را به تهران منتقل میکرد. در آستانه بازگشت امام به ایران نیز مأموران ساواک گزارشهای لحظهبهلحظه درباره این موضوع ارسال میکردند و در تهران درباره راههای جلوگیری از ورود یا نحوه برخورد با ایشان پس از ورود، مذاکرات مختلفی صورت گرفت.[4]
در همین دوره، روایتهای مختلفی درباره طرح حذف امام خمینی مطرح شده است. اهمیت این موضوع در آن است که پیشنهاد ترور تنها از یک مسیر مطرح نشده بود؛ بلکه در روایتهای ارائهشده، نام سرویس اطلاعاتی فرانسه، موساد و حتی حکومت عراق در ارتباط با پیشنهادهای مربوط به حذف امام دیده میشود. در کنار این پیشنهادها، مواضع متفاوت شاه و برخی مسئولان ایرانی نیز قرار داشت که نشان میدهد میان طرح یک عملیات و تصمیم به اجرای آن فاصله وجود داشته است.[5]
فرانسویها و ترور امام
الکساندر دومارانش، رئیس سازمان اطلاعات و ضدجاسوسی فرانسه، از جمله مقامهایی بود که فعالیتهای امام خمینی را با نگرانی دنبال میکرد. در کتاب در اسرار شاهزادگان (Dans le secret des princes) به مأموریت میشل پونیاتوفسکی به تهران برای «حذف [امام] خمینی» اشاره شده است؛ مأموریتی که در دوره اقامت امام خمینی در فرانسه مطرح شد. این روایت، موضوع حذف امام را در ارتباط با محافل سیاسی و اطلاعاتی فرانسه قرار میدهد.[6]
اما روایت مربوط به دومارانش تنها به یک اشاره در خاطرات او محدود نمیشود. در اسناد مربوط به سرویسهای اطلاعاتی فرانسه آمده است که دومارانش پس از بررسی فعالیتهای امام خمینی، طرح ترور او را پیشنهاد کرد. در برابر این پیشنهاد، کاوه، مأمور ایرانی، نسبت به پیامدهای چنین اقدامی هشدار داد و با اشاره به واکنش افکار عمومی نسبت به مرگ شیخ احمد کافی، معتقد بود ترور امام میتواند بهجای آرام کردن شرایط، وضعیت را آشفتهتر کند. گزارش این دیدار نیز به شاه ارائه شد. این بخش از ماجرا اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا نشان میدهد در همان زمانی که دومارانش خطر حضور امام خمینی را جدی ارزیابی میکرد، یک مأمور ایرانی نسبت به پیامدهای اجتماعی و سیاسی حذف او هشدار میداد. بنابراین، مسئله فقط این نبود که آیا امکان اجرای عملیات وجود دارد یا نه بلکه مسئله اصلی، پیامد چنین اقدامی در جامعه ایرانی بود.[7]
موساد و پیشنهاد ترور
در روایت منتشرشده از الیعازر تسفریر، رئیس اسبق موساد، موضوع ترور امام خمینی در فرانسه از مسیر دیگری مطرح شده است. تسفریر گفته بود در زمان اقامت امام در فرانسه، یکی از مشاوران محمدرضا پهلوی و همچنین شاپور بختیار از موساد انتظار داشتند علیه امام اقدامی انجام دهد. به گفته او، بختیار درخواست خود را بهصراحت بیان نکرد، اما مأموران موساد از نحوه برخورد او دریافتند که انتظار دارد برای امام اقدامی صورت گیرد.[8] این ادعا در کنار روایت دومارانش، یکی از مواردی است که در بررسی موضوع ترور امام در فرانسه مورد استناد قرار گرفته است.
در روایت دیگری که از اری بن مناشه، از مأموران عالیرتبه موساد نقل شده، در دسامبر ۱۹۷۸ طرحی برای ترور امام خمینی در پاریس تهیه شده بود. بر اساس این روایت، قرار بود یک تیم اسرائیلی به فرانسه اعزام شود و به محل اقامت امام در نوفللوشاتو حمله کند. در ادامه روایت آمده است که اوری لوبرانی موضوع را با شاه در میان گذاشت و شاه با اجرای آن مخالفت کرد؛ زیرا معتقد بود چنین اقدامی میتواند به شورش عمومی منجر شود.[9]
محاسبه شاه درباره محل اقامت امام
در کنار روایتهای مربوط به حذف امام، موضع شاه درباره ادامه اقامت ایشان در فرانسه اهمیت دیگری دارد. دومارانش برای اطمینان از موضع شاه درباره این مسئله به تهران رفت و با او دیدار کرد. شاه توضیح داد که اگر امام از فرانسه خارج شود، ممکن است به دمشق یا لیبی برود و در آن صورت شرایط برای حکومت ایران دشوارتر شود. او در نهایت گفت: «ترجیح میدهم [امام] خمینی نزد شما بماند، جایی که بتوان او را کنترل کرد.»[10]
این موضع شاه در کنار تلاشهای دولت فرانسه برای اخراج امام قرار میگیرد. بر اساس خاطرات ژیسکاردستن، دولت فرانسه پس از ورود امام به پاریس درصدد اخراج او برآمد، اما پس از اعلام موضع دولت ایران مبنی بر اینکه با ادامه اقامت او در فرانسه مخالفتی ندارد، این تصمیم اجرا نشد. در مرحله دیگری نیز طرح اخراج امام مطرح شد، اما آن طرح نیز در نهایت به اجرا درنیامد.[11]
بنابراین، در یک مقطع مشخص، محاسبه شاه این بود که حضور امام در فرانسه نسبت به انتقال او به کشوری مانند سوریه یا لیبی قابلکنترلتر است. این تصمیم در شرایطی اتخاذ شد که فعالیت امام از فرانسه ادامه داشت و ارتباط ایشان با ایران نیز برقرار بود.[12]
نگرانی از بازگشت امام
با نزدیک شدن زمان بازگشت امام خمینی به ایران، نگرانی دستگاه امنیتی رژیم پهلوی از پیامدهای این بازگشت افزایش یافت. ساواک در فرانسه تحولات مربوط به بازگشت امام را بهطور مستمر گزارش میکرد و همزمان، دولت بختیار، فرماندهان نظامی، ژنرال هایزر، سفارت آمریکا و مأموران سیا درباره چگونگی جلوگیری از ورود یا نحوه برخورد با امام پس از ورود به ایران رایزنی میکردند. در همین دوره، نگرانی از احتمال ترور امام خمینی و طرفداران ایشان نیز در میان افکار عمومی وجود داشت. گزارش ساواک از شایعهای سخن میگوید که بر اساس آن، احتمال ترور امام و گروهی از همراهانش پس از ورود به ایران مطرح بود و بیم آن میرفت که با شهادت ایشان، رژیم بتواند حرکت انقلابی را سرکوب کند. با وجود این نگرانیها، امام خمینی در ۱۲ بهمن ۱۳۵۷ وارد تهران شد و ساواک نتوانست اقدامی علیه ایشان انجام دهد.[13]
تفاوت ارزیابی سرویسها
تفاوت میان ارزیابی سرویسهای اطلاعاتی خارجی از جایگاه امام خمینی و ماهیت جنبش انقلابی مخالف شاه، در روایتهای مربوط به ماههای پایانی رژیم پهلوی به چشم میخورد. بر اساس این روایت، فرانسه و اسرائیل زودتر از آمریکا نسبت به اهمیت و نفوذ امام خمینی حساس شده بودند؛ در حالی که بخش قابلتوجهی از ارتباطات آمریکاییها با مخالفان از طریق نیروهای جبهه ملی، روشنفکران و ایرانیان غربگرا صورت میگرفت و همین ارتباطات بر برداشت آنان از ماهیت جنبش اثر گذاشته بود.[14]
این تفاوت در ارزیابی را میتوان در کنار گزارشهای ساواک درباره فعالیتهای امام خمینی قرار داد. ساواک بهطور مستقیم فعالیتهای امام و تحولات مربوط به بازگشت ایشان را دنبال میکرد و در ماههای پایانی رژیم، گزارشهای مربوط به نحوه برخورد با امام و پیامدهای ورود ایشان به ایران را به تهران منتقل میکرد. در نتیجه، در کنار برداشتهای متفاوت سرویسهای خارجی از مرکز ثقل جنبش، دستگاه امنیتی داخلی نیز با ابعاد اجتماعی و سیاسی بازگشت امام خمینی مواجه بود.[15]
فراتر از ترور
از کنار هم گذاشتن این روایتها میتوان دید که امام خمینی در ماههای پایانی حکومت پهلوی، مجموعهای از گزینههای امنیتی و سیاسی را در برابر بازیگران مختلف قرار داده بود. پیشنهاد حذف از سوی دومارانش، روایت موساد درباره طرح ترور در پاریس، پیشنهاد صدام و همزمان تلاش برای اخراج یا محدود کردن امام، همگی در یک دوره زمانی مشخص مطرح شدند؛ اما واکنشها به این پیشنهادها یکسان نبود.[16]
در داخل ایران، ساواک و دیگر نیروهای نزدیک به رژیم پهلوی، بیش از هر چیز نگران پیامدهای اجتماعی و سیاسی هرگونه اقدام علیه امام خمینی بودند. گزارشهای ساواک از روزهای منتهی به بازگشت امام نشان میداد که موضوع نحوه برخورد با ایشان و پیامدهای ورودش به ایران همچنان در دستور کار دستگاه امنیتی قرار داشته است.[17] همزمان، نگرانی از گسترش ناآرامیها و ناتوانی ارتش و رژیم پهلوی در کنترل شرایط، در محاسبات نیروهای داخلی اهمیت داشت. از این منظر، ترور امام خمینی میتوانست با ایجاد موجی گستردهتر، شرایط را از کنترل رژیم خارج کند.
این محاسبه با برخی برداشتهای سرویسهای خارجی تفاوت داشت. برای بخشی از این سرویسها، حذف امام خمینی میتوانست بهعنوان یکی از راههای جلوگیری از بازگشت یا تضعیف نهضت اسلامی مطرح شود. با این وجود مسئله فقط این نبود که آیا امکان اجرای عملیات وجود دارد یا نه؛ بلکه این پرسش اهمیت داشت که پس از ترور امام خمینی چه اتفاقی خواهد افتاد و آیا رژیم توان کنترل پیامدهای آن را خواهد داشت یا خیر.
تصمیم شاه برای باقی ماندن امام در فرانسه نیز در همین چارچوب قابل بررسی است. او در مقطعی حضور امام در فرانسه را نسبت به انتقال ایشان به کشورهایی مانند سوریه یا لیبی قابلکنترلتر میدانست. این تصمیم در کنار طرحهای مربوط به حذف امام نشان میدهد که سیاست حکومت پهلوی در قبال ایشان بر پایه یک محاسبه ثابت شکل نگرفته بود و میان محدود کردن، کنترل کردن، جلوگیری از بازگشت و در برخی روایتها حذف فیزیکی ایشان در نوسان بود.[18] سرانجام، امام خمینی بدون آنکه هیچیک از این طرحها مانع بازگشتش شود، در ۱۲ بهمن ۱۳۵۷ وارد تهران شد.
[1] شاهدی، مظفر. (۱۳۸۶). ساواک: سازمان امنیت و اطلاعات کشور. تهران: مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، ص. ۷۱۷.
[2] بهنود، مسعود (۱۳۹۳). از سیدضیاء تا بختیار، تهران: جاویدان، ص. ۷۹۳.
[3] Cooper, Andrew Scott. (2016). The Fall of Heaven: The Pahlavis and the Final Days of Imperial Iran. New York: Henry Holt and Company, p367-368
[4] ساواک: سازمان امنیت و اطلاعات کشور، ص۷۱۷.
[5] مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی. (۱۳۸۴). مطالعات سیاسی، ج۲. تهران: مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، ص۳۳۱.
[6] De Marenches, Alexandre; Ockrent, Christine (1986).Dans le secret des princes, Paris: Stock, p156.
[7] مطالعات سیاسی. ج۲. ص ۳۳۱.
[8] Alpher, Yossi (2015). Periphery : Israel's search for Middle East allies, Lanham, Maryland : Rowman & Littlefield Publishing, p22.
[9] ساواک، ص۲۶۳.
[10] Dans le secret des princes, p253–254.
[11] طلوعی، محمود. (۱۳۸۴). داستان انقلاب، تهران: علم، ص۳۶۷–۳۷۰.
[12] هاشمی رفسنجانی، اکبر (۱۳۸۸). کارنامه و خاطرات سالهای ۱۳۵۷ و ۱۳۵۸: انقلاب و پیروزی، زیر نظر محسن هاشمی، با اهتمام عباس بشیری. تهران: نشر معارف انقلاب، ص۱۰۹.
[13] ساواک، ص۷۱۷.
[14] لهدین، مایکل؛ لوئیس، ویلیام (۱۳۶۲). هزیمت یا شکست رسوای آمریکا در ایران، ترجمه احمد سمیعی. تهران: ناشر، ص۱۷۲–۱۷۴.
[15] ساواک. ص ۷۱۷.
[16] مطالعات سیاسی، ج۲، ص ۳۳۱.
[17] ساواک. ص۷۱۷.
[18] Dans le secret des princes, p253–254.