23 شهریور 1405

مصاحبه با سعود الفیصل وزیر امور خارجه عربستان سعودی در سال ۱۳۵۷:

صلح در خاورمیانه فقط با حل مسأله فلسطین به دست می‌آید

امیدوارم افکار عمومی جهان تحت تأثیر لفاظی‌های اسرائیل قرار نگیرد


صلح در خاورمیانه فقط با حل مسأله فلسطین به دست می‌آید

فرهاد مسعودی، مدیرمسئول روزنامه اطلاعات، در سفری که در سال ۱۳۵۷ به عربستان سعودی داشت، با سعود الفیصل، وزیر امور خارجه وقت عربستان، مصاحبه‌ای انجام داد. مسعودی در مقدمه این مصاحبه که در روزنامه اطلاعات به چاپ رسیده است، درباره سعود الفیصل می‌نویسد:«پرنس سعود بن فیصل وزیر خارجه سعودی از چهره‌های درخشان عربستان سعودی و از جمله سیاستمداران فعال دنیای عربی است. پسر ۳۷ ساله ملک فیصل فقید، که فارغ‌التحصیل رشته اقتصاد یکی از بهترین دانشگاه‌های آمریکا (پرینستون) است، راه خود را تا وزارت خارجه عربستان سعودی در مدتی کوتاه طی کرده و اکنون، به عنوان یک شخصیت سرشناس سیاسی که ضمناً حمایت کشور متنفذ سعودی را نیز پشت سر دارد، اغلب در حل و فصل مناقشات داخلی اعراب نقش حساسی ایفا می‌کند. سعود بن فیصل، برای کمک به توسعه روابط کشورش با همسایگان، کشورهای عربی و به طور کلی دنیای خارج به اغلب نقاط مهم دنیا و از جمله تهران سفر کرده و کوشیده است تا سیاست خارجی عربستان سعودی همواره یک سیاست فعال و مثبت باشد.»

در اینجا بخشی از این مصاحبه را که مربوط به نقش اسرائیل و آمریکا در تحولات خاورمیانه است، عیناً از روزنامه اطلاعات مورخه ۳ اردیبهشت‌ماه ۱۳۵۷ آورده‌ایم:

س- اخیراً اسرائیل اعلام کرد که قطعنامه ۲۴۲ سازمان ملل را می‌پذیرد. به نظر شما آیا اسرائیل واقعاً این قطعنامه را می‌پذیرد یا نه؟

ج- اسرائیل با الفاظ بازی می‌کند. آنها مدت‌ها است که این کار را می‌کنند. متأسفانه من فکر نمی‌کنم آنها واقعاً قطعنامه ۲۴۲ را قبول کرده باشند. اسرائیل می‌گوید قطعنامه را قبول دارد، اما حاضر نیست درباره ساحل غربی[=کرانه باختری] رود اردن و نوار غزه مذاکره کند، خب معنای این کار چیست؟ این در حقیقت فقط بازی با الفاظ است. اسرائیل می‌گوید فقط درباره آنچه به مصر، سوریه و اردن مربوط می‌شود حاضر به مذاکره است، در حالی که خود اردن می‌گوید ساحل غربی رود اردن و نوار غزه متعلق به فلسطینی‌ها است. اسرائیلی‌ها عملاً ثابت کرده‌اند به هیچ‌وجه قصد ندارند مناطق اشغالی را تخلیه کنند. مهم این است که این قصد خود را پنهان هم نمی‌کنند. اگر گاهی پیشنهادی می‌دهند که ظاهراً نشانه تمایل آنها به سازش است این فقط ظاهرِ کار است و علت مطرح کردن چنین پیشنهادهایی هم اینست که می‌دانند و متوجه شده‌اند تمام دنیا با سرسختی و لجاجت آنها مخالف است. در حقیقت مدت‌ها است که مردم دنیا به مقاصد پنهانی اسرائیل پی برده‌اند و اسرائیلی‌ها برای روبرو شدن با این وضع جدید گاهی به بازی با الفاظ متوسل می‌شوند، اما متأسفانه در پشت سر این لفاظی همان سیاست لجوجانه قبلی دنبال می‌شود. حتی اخیراً شنیده می‌شود اسرائیلی‌ها با طرح ادعاهای مذهبی و حقوقی می‌گویند که باید در جنوب لبنان باقی بمانند. تا حالا درباره ساحل غربی رود اردن صحبت بود، حالا جنوب لبنان هم اضافه شده. به این ترتیب دیده می‌شود که نه تنها تغییر عقیده نداده‌اند بلکه همان‌طور سرسختانه در جهت مخالف راه‌حل صلح‌آمیز گام برمی‌دارند. من امیدوارم افکار عمومی جهان تحت تأثیر لفاظی‌های اسرائیل قرار نگیرد.

س- درباره نقش آمریکا در تحولات خاورمیانه چه نظری دارید؟ آیا آمریکا نقش اساسی را که می‌تواند در حل بحران داشته باشد تاکنون ایفا کرده یا نه؟

ج- در مورد کیفیت تلاش یک کشور دیگر نمی‌توان قضاوت کرد و آن را خوب یا بد دانست. ما به تلاش و کوشش هر کشور بزرگ برای تأمین صلح با امیدواری نگاه می‌کنیم. در مورد تلاش‌های آمریکا هم امیدواریم که این تلاش‌ها ادامه یابد، چون معتقد هستیم که آمریکا نقش اساسی در این مسأله دارد. حداقل کاری که آمریکا می‌تواند انجام دهد اینست که با استفاده از نفوذ خود اسرائیل را ترغیب کند تا سیاست مصالحه‌جویانه‌ای در پیش گیرد. به ویژه که در این مورد، زمان نقش حساسی دارد. در سراسر دنیای عرب برای هیچ‌کس پنهان نیست که کشورهای عربی در جستجوی صلح هستند و از هر روش اصولی استفاده می‌کنند تا به صلح دست یابند، اما مسأله اینست که صلح را هر دو طرف هم‌زمان با هم باید بخواهند. اگر اسرائیل که طرف دیگر است صلح نخواهد موقعیت فعلی که برای صلح به وجود آمده از دست می‌رود و دیگر هرگز چنین فرصتی به دست نخواهد آمد. درست در همین جا است که آمریکا باید از موقعیت خود استفاده کند و نقش سازنده‌ای را ایفا کند. به هر حال نقشی که آمریکا تاکنون در تحولات صلح منطقه داشته، باید ادامه یابد و حتی افزایش یابد.

س- یکی از مسائل داغ منطقه این روزها گمانه‌زنی و اظهارنظر درباره سرنوشت ابتکار صلح پرزیدنت سادات است. در این مورد نظر شما چیست؟ آیا گمان می‌کنید هنوز شانسی برای پیروزی ابتکار سادات وجود دارد و باید آن را ادامه داد یا اینکه بهتر است اعراب آن را کنار بگذارند و به جای آن در فکر متحد کردن صفوف خود و به ویژه تجدید اتحاد سادات و حافظ اسد باشند؟

ج- اعراب و به طور کلی مسلمان‌ها همه صلح‌دوست هستند و هیچ‌کس جنگ نمی‌خواهد، اما صحبت درباره صلح، آسان و رسیدن به آن مشکل است. ما می‌گوییم صلح در خاورمیانه فقط موقعی به دست می‌آید که مسأله فلسطین و سرزمین‌های اشغالی حل شود. فلسطینی‌ها ملتی هستند که از سرزمین خود رانده شده‌اند و حالا در سراسر دنیا سرگردانند. آنها هیچ جایی را ندارند که به آن پناه ببرند. این ملت توقع دارد که حقوق حقه‌اش به آن بازگردانده شود. تمام دنیا قبول دارد که حقوق حقه فلسطینیها باید به آنها داده شود و مسأله سرزمینهای اشغالی نیز حل شود. این فرمولی است برای صلح که آن را همه دنیا قبول دارد، غیر از اسرائیل. این مسأله مانع اساسی در راه صلح است و این در حالی است که کشورهای عرب و به خصوص مصر و سادات حتی بیش از اندازه در راه صلح گام برداشته‌اند. فرمول صلح شامل دو ماده احقاق حقوق فلسطینی‌ها و حل مسأله مناطق اشغال‌شده، با مخالفت اسرائیل روبرو شده و این مخالفت البته هیچ پایه و اساسی هم ندارد. حتی از جنبه تاریخی ادعای آنها بی‌جا است. تنها زمانی که اسرائیلی‌ها در این منطقه بودند، زمان سلیمان و داود بوده و قبل و بعد از این زمان، فلسطین همواره متعلق به اعراب بوده است، نه اسرائیلی‌ها. به این ترتیب دیده می‌شود که حتی تاریخ قرون هم علیه ادعاهای اسرائیل شهادت می‌دهد. در حال حاضر مسأله اینست که یک طرف آماده صلح است و طرف دیگر صلح نمی‌خواهد و راه‌حل هم روشن است، یا باید طرف دیگر یعنی اسرائیل را وادار به قبول صلح کرد یا با یک فاجعه جهانی روبرو شد.

- اسرائیل ادعا می‌کند که حفظ مناطق اشغالی برای حفظ امنیت آن اهمیت دارد.

ج- این حرف درست نیست، به خصوص وقتی توجه کنیم چه اختراعاتی انجام شده که مسأله بُعد مسافت را منتفی ساخته است. اینکه می‌گویند ۱۲ یا ۱۳ کیلومتر زمین امنیت آنها را حفظ می‌کند، صحیح نیست. شوروی و آمریکا هزاران کیلومتر با هم فاصله دارند اما باز هم از لحاظ امنیتی در امان نیستند. اگر برای حفظ امنیت خود به اسلحه روی بیاوریم هیچ‌وقت امنیت نخواهیم داشت. هیچ‌کس نمی‌تواند تنها از راه اسلحه امنیت خود را تضمین کند. تنها راه برای حفظ امنیت اسرائیل این است که ملت‌های منطقه آن را در میان خود بپذیرند، و تنها راه رسیدن به این امر نیز حل مسأله فلسطین است، نه دریافت تجهیزات بیشتر نظامی. از طرف دیگر اعراب، و حتى فلسطینی‌ها حاضرند تمام تضمین‌های لازم را برای حفظ امنیت اسرائیل به آن بدهند. اما موضوع امنیت فقط یک بهانه است، آنها ادامه اشغال سرزمین‌های عربی را می‌خواهند. این امر بی‌سابقه نیست؛ در سال ۱۹۴۷ که اسرائیل به وجود آمد و در سال ۱۹۵۶ موارد مشابه وجود داشته. یک‌بار بن‌گوریون قرارداد آتش‌بس اعراب و اسرائیلی‌ها را ورق‌پاره نامیده و گفت دیگر این قرارداد قابل اجرا نیست و در سال ۱۹۶۷ هم همین‌طور آنها [بلندی‌های] جولان، ساحل غربی رود اردن و جنوب لبنان و [شبه‌جزیره] سینا را اشغال کرده‌اند. آنها دنبال بزرگ شدن هستند، نه دنبال امنیت. مادامی که دنیا متوجه این هدف اسرائیل نشود، صلح وجود نخواهد داشت. در اینجا مسئولیت دنیا خیلی زیاد است و وقت احساس مسئولیت هم همین حالا است.


روزنامه اطلاعات؛ ۳ اردیبهشت‌ماه ۱۳۵۷