08 بهمن 1404
نظر شهید آیتالله بهشتی درباره آیتالله خامنهای
ز: ۹ / هـ تاریخ: ۲۱ / ۵ / ۱۳۵۲
به: ۳۱۲ شماره: ۹۵۴۱ / ۹ هـ
موضوع: دکتر سید محمد بهشتی
پیرو: ۹۵۴۰ / ۹ ﻫ — ۲۱ / ۵ / ۵۲
یاد شده ضمن تعریف و تمجید از خامنهای، اظهار امیدواری نموده که در آینده خامنهای یکی از علمای موجه ملی و با نفوذ خواهد شد. ضمناً نامبرده روز ۱۶ / ۵ / ۵۲ با اتومبیل شخصی به اتفاق خانوادهاش مشهد را به قصد تهران ترک کرده است.
نظریه شنبه: دکتر سید محمد بهشتی در مشهد با سید علی خامنهای رابطه بسیار نزدیک داشت و از افکار او بسیار تمجید و تحسین میکرد.[1]
نظریه یکشنبه: نظر قابل ذکری ندارد. آرزو
[1] نظرات شهید دکتر بهشتی درباره آیتالله خامنهای تا روزهای آخر حیات بر همین منهاج بود. به عنوان نمونه، یکی از اعضای حزب جمهوری اسلامی نقل میکند: «جلسات شاخه روحانیت مبارز حزب (شاخهای که ما تشکیل داده بودیم) به طور سیار هر بار در منزل یکی از اعضا برگزار میشد. منزل دکتر بهشتی، دکتر روحانی، آقای ناطق، آقای باهنر و بنده. بعد از برکناری بنیصدر از ریاست جمهوری، دکتر بهشتی اعضای هر دو شاخه مجمع روحانیت حزب را به باغی به نام باغ سبز در کرج دعوت کردند تا آنها را به هم نزدیک کنند و میانه آنها را التیام ببخشند. در همان جلسه درباره رئیس جمهوری بعدی هم صحبت شد. نظریات روی حضرت آیتالله خامنهای به عنوان مناسبترین چهره برای ریاست جمهوری بود. شهید مظلوم دکتر بهشتی فرمودند چهرهای مانند شخصیت آیتالله خامنهای خداوند ذخیره کرده برای رهبری این انقلاب، لذا اجازه بدهید محمدعلی رجائی به عنوان رئیس جمهوری مطرح شود.» (قیصری، مهدی (۱۳۸۷) خاطرات حجتالاسلام والمسلمین سید محسن موسوی فرد (کاشانی)، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ص ۱۴۲ و ۱۴۳)
همچنین حبیبالله عسکراولادی از آخرین لحظات شهید بهشتی چنین به یاد دارد: «در آخرین جلسه شورای مرکزی، از بیمارستان خبر آوردند که الحمدلله حال آقای خامنهای رو به بهبود است، بعد گفتند امام پیامی را برای ایشان فرستاده است. پیام در جلسه شورای مرکزی خوانده شد. من کنار میز کوچکی که آقای بهشتی در جلسه شورای مرکزی پشت آن مینشست، نشسته بودم، ایشان گفت: «خوشا به حال آقای خامنهای! اگر ایشان بماند این پیام برایش افتخار است، اگر از این دنیا برود، برگه افتخاری است که ولیفقیه درباره انسان چنین چیزی را بگوید. ای کاش من هم بتوانم با چنین گذرنامهای وارد قیامت شوم» و این جمله را به چند نفری که دور میز بودیم گفتند.» (خبرگزاری دفاع مقدس، شناسه ۲۲۶۹۲)