24 مرداد 1399

منشور حکومت از دیدگاه آیت الله نائینى

همايش بزرگداشت يكصدمين سالگرد مشروطيت در مجلس (14و15مرداد1385)


دکتر نهلا نائینى

 منشور حکومت از دیدگاه آیت الله نائینى

بسم الله الرحمن الرحیم

با عرض سلام خدمت شما گرامیان و عرض تبریک به مناسبت میلاد پر برکت امام جواد(ع) ان شاءالله که ایام پربرکتى را در ماه مبارک رجب داشته باشید و سلام به پیشگاه همه شهداى اسلام از آغاز تاکنون که همچنان ادامه دارد.

عنوان مقاله من منشور حکومت از دیدگاه آیت اللّه نائینى مى باشد.

کتاب تنبیه الامة و تنزیه الملة, که نگارش میرزاى نائینى است, کتابى بسیار با ارزش است که من گرچه این کتاب را براى چندمین بار براى این مقاله مطالعه مى کردم مشاهده کردم حقیقتاً این کتاب به مطالعاتِ دقیق نیازمند است. این کتاب به حقیقت براى همه زمانها, همه ملتهاى خداپرست و موحد و پیرو اسلام و مکتب امیرالمؤمنین(ع) نگاشته شده است. کتابى که فکر مى کنم هیچ وقت کهنه نمى شود و همه ملتهایى که خواستار عدالت و حکومت اسلامى هستند, باید این کتاب را, که منشور حکومتى است, سرلوحه خودشان قرار بدهند. البته من در جایگاهى نیستم که بتوانم از این کتاب تعریف بکنم, ولى آن چه را که از این کتاب خدمت شما عرض مى کنم از گفتار آیت اللّه محمد کاظم خراسانى و آیت اللّه عبداللّه مازندرانى گرفته ام.

آیت اللّه آخوند خراسانى مى نویسد:

( رساله شریفه تنبیه الأمة و تنزیه الملّة که از افاضات جناب مستطاب شریعتمدار صفوة الفقهاء و المجتهدین ثقةالاسلام والمسلمین, العالم العامل آقا میرزا محمد حسین نائینى غروى ـ دامت افاضاته ـ است, اجل از تمجید و سزاوار است که ان شاالله به تعلیم و تعلم و تفهیم تفهّم آن, مأخوذ بودن اصول مشروطیت را از شریعت محقّه استفاده و حقیقت کلمه مبارکه (بموالاتکم عَلَّمنا اللّهُ مَعالِمَ دینِنا و اَصلَح ما کان فَسَدَ من دنیانا) را به عین الیقین ادراک نمایند. ان شاءاللّه تعالى. )

و آیت اللّه عبداللّه مازندرانى مى نویسد:

( بحمداللّه تعالى و حسن تأییده, رساله شریفه ( تنبیه الأمة و تنزیه الملّة) چنان که مرقوم فرموده اند, اجّل از تمجید و براى تکمیل عقاید و تصدیق وجدانى مسلمین به مأخوذ بودن تمام اصول و مبانى سیاسیّه از دین قویم اسلام کافى و فوق مأمول است… )

نکته مهمى را که این بزرگان تأکید مى کنند تعلیم و تعلم و تفهیم تفهّم این کتاب است.

نکته دیگر این بزرگواران این است که رساله شریفه تنبیه الامة و تنزیه الملة اجل از تمجید و براى تکمیل عقاید و تصدیق وجدانى مسلمین به مأخوذ بودن تمام اصول و مبانى سیاسیه از دین اسلام کافى و فوق مأمول است.

بنابراین, حقیقتاً این کتاب علاوه بر خواندن و نتیجه گرفتن, لازم است که تدریس بشود, بویژه در رشته هاى علوم سیاسى و به آیندگان آموخته بشود.

در این کتاب میرزاى نائینى نکات مهمى را مطرح مى کند:

1. با این که ایشان در عراق زندگى مى کرده و وقایع مشروطه در ایران بروز مى یافته و على رغم این که در آن دوران مسائل ارتباط جمعى و مسائل ارتباطات بسیار کند بوده که شاید با امکاناتى که امروزه ما داریم, نتوانیم تصور آن را بکنیم, با این حال, نوشته هاى میرزاى نائینى نهایت اشراف ایشان را در شرایط و اوضاع ایران نشان مى دهد.

2. ارتباط این عالم بزرگوار با علماى دیگر, علماى عراق علماى خارج از عراق, ایران خارج از کشورهاى اسلامى, کاملاً نشان مى دهد که میرزاى نائینى باتمام بزرگان آن عصر در تعامل بوده است.

3. نکته مهم دیگرى که در این کتاب مشاهده مى شود, شرایط زمان, اوضاع کشور و بیان وظیفه مسلمانان است.

میرزاى نائینى در این کتاب, ابتدا شرایط و اوضاع ایران را روشن مى کند و از اوضاع مملکت سخن به میان مى آورد و بعد مى گوید که وظیفه مسلمانان چیست؟

این مسأله یکى از نکته هاى مهمى است که در هر دوره ما باید به آن توجه بکنیم.

مى دانیم تاریخ تکرار شدنى است. البته من رشته ام تاریخ نیست, نه تاریخ است و نه علوم سیاسى; اما جرأت پیدا کردم که در این زمینه مطالبى بنویسم.

4. میرزاى نائینى, تمام این منثور را با استناد بر کلام ائمه(ع) بویژه سخنان امیرالمؤمنین(ع) از نهج البلاغه نوشته است.

در هر نکته اى که گفته, هشدارى که داده و مطلبى را که ارائه داده, قسمتى از کلام مولا امیرالمؤمنین(ع) را متذکر شده است. و جالب تر براى من این بود که: هر بار دنبال هر کدام از این سخنان در منابع اصلى مى گشتم, متوجه مى شدم که مطلبى که در کتاب ذکر شده, با استفاده از حافظه بوده است. زیرا گاهى یک کلمه, گاهى دو کلمه, گاهى چند کلمه جابه جا شده است که معلوم مى کند میرزا اشراف بر منابع داشته است. البته در شرح حال زندگى ایشان هم هست. خود ایشان هم آورده که این رسم میرزاى بزرگ بود که درس خویش را همیشه با خطبه اى از نهج البلاغه آغاز مى کرد. میرزاى نائینى هم که زمانى در آن مکتب در کنار میرزاى بزرگ بوده به این روش خو کرده بود و بر نهج البلاغه تسلط کامل داشت.

5. نکته دیگرى که در این کتاب نظر من را جلب کرد, انتخاب نام کتاب بود. واقعاً گزینش این نام نشانه فراست و کیاست علامه نائینى است. این که تنبیه الامة و تنزیه الملة براى آگاهى دادن به امت و تنزیه ملت از زندقه و بدعت است. تنزیه امت از مسیرى که در آن قرار گرفته بود, از آن شرایطى که براى آن به وجود آمده بود. ملت و امت اسلامى بود, منتهى در تحت شرایط حکومتى قرار گرفته بود که بى شباهت به زمان معاویه نبود. بارها خود میرزا در این کتاب این مقایسه را انجام مى دهد و مى گوید که امروز ملت اسلامى, بسیار شباهت به دوران معاویه دارد.

ایشان با هدف بیدار کردن امت اسلامى در برابر آموزشهاى غلط, غرب زدگى, افکار روشنفکرمآبانه تحصیل کرده هاى غربى آن زمان و این که ملت را از حکومت استبدادى و غاصب پاک کند, این کتاب را نگاشت.

6. پس از اعلان شرایط زمان و اوضاع کشور و وظیفه مسلمانان, وظیفه علما را مطرح مى کند. وقتى که مى خواهد وظیفه علما را مطرح بکند, به حدیث شریف پیامبر گرامى اسلام(ص) اشاره مى کند که مى فرماید:

( هنگامى که بدعت ظاهر شد, بر عالم دین است که حقیقت را آشکار کند. اگر چنین نکند, لعنت خدا بر اوست. )

این حدیث شریف که در کتاب کافى (ج 1/94) آمده است, دقیقاً وظیفه علما را در هر شرایط زمانى معین مى کند.

کتاب تنبیه الامة, به نظر من در هر عصرى و در هر مکانى, براى مسلمانها و خداجویان و کسانى که به دنبال عدالت و حکومت الهى هستند, سرلوحه است.

براى این که صحبتهاى میرزا خارج از سخنان رسول خدا(ص), سخنان امیرالمؤمنین و ائمه معصومین(ع) نیست و وظیفه علما را این طور تعیین مى کند: نه سکوت کردن نه نشستن و نه فقط در فکر حفظ نام خود بودن. میرزا, سکوت در برابر زندقه, بدعت, الحاد و بازى با دین و براى دفع آنها کمک دین نکردن را خلاف تکلیف, بلکه یارى ظلم و ظالم مى داند.

7. میرزاى نائینى در ابتداى کتاب خود به بیان علت پایدارى یک حکومت اشاره مى کند و بعد از یک سرى مقدمه هایى, یادآور مى شود: در شریعتِ مطهّره, حفظ دین اسلام از مهم ترین تکالیف و سلطنت اسلامى از وظایف و شؤون امامت مقرر شده است و حفظ شرف قومیت هر قومى به امارت نوع خودشان به دو اصل بر مى گردد:

اول. حفظ نظام داخلى مملکت و تربیت مردم و به عدالت رفتار کردن و به حقوق یکدیگر تعدى نکردن.

دوم. ممانعت از مداخله بیگانگان و قومى کردن نیروها و قواى حفاظتى و ابزار جنگى است که دو نکته مهم و اصلى را ایشان مطرح مى کنند. در این مسأله, در ضمن بیانات خودشان, شرایط زمان را, زمان ما مسلمانان را, که البته منظورشان ایرانى ها بوده, باز مى گوید و مسائل مختلفى را مطرح مى کند. ضرر سیستم استبدادى را شرح مى دهد. و به روشنى بازگو مى کند که سیستم استبدادى حاکم بر مملکت, چه اثرات و ضررهایى دارد. ممکن است که ما فقط به مسائلى مثل بى عدالتى, یا مسائل ظاهرى بپردازیم; اما میرزا علاوه بر این که به مسائل سیاسى و مسائل ظاهرى و اقتصادى اشاره مى کند, مسائل اخلاقى و ضررهاى اخلاقى این نوع حکومت را هم متذکر مى شود.

مى گوید: وقتى که حاکم مستبد باشد این خلق و خو, در رعیت و در مردم هم اثر مى کند. به حق که حرف درستى است. و بعد هم باز استناد مى کند به این که: ( الناسُ على دین ملوکهم) هنگامى که حکومت استبدادى باشد, مردم هم به این شرایط خُو مى گیرند.

میرزاى نائینى, در زمانى این کتاب را مى نویسد که قرنها از حکومت امیرالمؤمنین(ع) گذشته بود. خلافتى که دیگر براى هیچ امامى تکرار نشد. اما میرزاى نائینى با استفاده از سخنان امیرالمؤمنین(ع) مشى امیرالمؤمنین(ع) کلمات امیرالمؤمنین(ع) براى فرماندارانش, قدم به قدم استفاده مى کند و شرایط حکومت را منظم مى کند.

میرزا نائینى, به بحث از مشروعیت مشروطه مى پردازد. یعنى پس از طرح مسأله استبداد, و بیان ضررهاى آن. حکومت جایگزین را معرفى مى کند, خصوصیات آن را مى گوید, مشروعیت آن را هم به گونه اى بیان مى کند و این نکته را یادآور مى شود که با چه شرایطى, مشروطه مشروعیت مى یابد.

میرزاى نائینى این کتاب راوقتى به تحریر در مى آورد که زمانى از جریانات مشروطه گذشته بود. میرزا براى آگاه کردن مردم, براى آگاه کردن علمایى که این احادیث و احکام را شنیده بودند, ولى به آنها عمل نمى کردند, براى بیدار کردن آنهایى که هرگز این سخنان امیرالمؤمنین(ع) و کلمات ائمه را نشنیده بودند, مطالب را گوشزد کرده است. براى آگاه کردن تحصیلکردگان خارج از کشور, روشنفکران, آنان که فکر مى کردند مسیرى را که دارند مى پیمایند, مسیر درستى است.

میرزا, سخنان خود را متوجه همه مى کند, روحانى, غیر روحانى, تحصیلکرده غرب, تحصیلکرده داخل, مردم معمولى کوچه و بازار و غیره را مورد خطاب قرار مى دهد. بین عالم و کسى که لباس روحانیت پوشیده است, فرق قائل مى شود. متأسفانه ما همیشه در طول تاریخ خودمان داشتیم. ما تهاجم فرهنگى را از زمان خود پیامبر اکرم(ص) داشتیم, از همان زمان وقتى که به پیامبر اکرم(ص) مطالبى را به دروغ نسبت مى دادند, که خود رسول اللّه(ص) فرمودند. تا به امروز, به شکل هاى مختلف, دین اسلام شاهد قضیه بوده است.

میرزاى نائینى هم اینها را دارد براى همه مشخص مى کند. همه را مى خواهد آگاه بکند که بدانند, راه غلط نروند. بدانند مسیرهاى اشتباهى که قبلاً طى شده است, نروند. مسائل گول زدنى و کلمات خوش و بیانهاى زیبایى که برخى از تحصیلکرده ها ادا مى کنند, باعث فریب نشود.

ایشان در بخشى دیگر از کتاب خود, به رفع شبهه هایى مى پردازد. که خودباخته ها و غرب زده ها در جامعه ایرانى القا کرده بودند.

این نکته هم بسیار مهم است که ما همیشه محتاج هستیم مرتب خودمان را هشدار بدهیم و حواسمان را جمع بکنیم, تا آن چه که مى شنویم, احسنه باشد. احسنه را پیروى کنیم.

میرزاى نائینى هم براى هشدار و بیدارى ملت این مطالب را نوشت و ذکر کرد. او, یک یک شبهات و ایراداتى که به خود ایشان و علماى دیگر گرفته شده, پاسخ مى دهد. دلیل ها را مى گوید, مسأله را مطرح مى کند که چرا ما مشروطه را مطرح کردیم. به کتاب تنبیه الامة و تنزیه الملة, همه گروه ها, و همه دانشمندان ایرانى و غیر ایرانى توجه دارند, حالا هر کسى به مشرب و دیدگاه خودش.

میرزا به شبهه ها جواب مى دهد, تا ذهن ها را بیدار بکند, تا زنگارها را از روى ذهنها محو بکند, تا حقیقت را آشکار سازد. تاریخ همیشه تکرار شدنى است. ما باید از تاریخ پند بگیریم, تا ان شاءاللّه از خطاها, از تفرقه ها و از روشنفکرمآبهایى که باعث مى شود ما از راه دین و ولایت فاصله بگیریم دور باشیم.

علامه نائینى, مطلب دیگرى را که ترسیم مى کند ضرورت وجود شوراى فقهاست. وقتى راجع به مشروطه صحبت مى کند, مملکت را در شرایطى مى بیند که اگر شاه از سلطنت برداشته شود, جا خالى شود, بلافاصله دشمنان, زمام امور را در دست مى گیرند. بنابراین, طرحى نمى ریزد که سلطنت از بین برود و مشروطه به وجود بیاید, حکومت جمهورى به وجود بیاید. چون دقیقاً عالم به شرایط زمان است. پنجه روس و انگلیس را آنچنان بر ایران مسلط مى بیند که اگر جاى حکومت خالى بشود, مى داند که آنها بلافاصله نیروهاى خودشان را مى نشانند, همان طور هم که کردند.

به طور کلى, میرزاى نائینى, در منشور حکومت اسلامى, حکومت را از آنِ خدا مى داند که به دست ولى او باید باشد. در زمان غیبت او, باید به دست نواب عام او پیاده بشود. یعنى حکومت جمهورى اسلامى و انقلابى که به دست امام(ره) در فاصله زمانى بعد از میرزاى نائینى رخ داد, منشور این حکومت دقیقاً همان بود که میرزاى نائینى در کتاب تنبیه الامة آن را پیاده کرده بود. حتى شوراى فقهایى که باید بر مشروطه, بر قوانین آن, همه نظارت داشته باشند, همه نیروهاى لازم را میرزاى نائینى در کتاب خودشان مى بینند, معرفى مى کنند در همه جا تکیه ایشان بر آگاهانِ از علماى مملکت است که علاوه بر این که عالم به علم دین هستند, عالم به مسأله حکومت, شرایط زمان و همه مسائل هستند.

این میراثى که از بزرگان به دست ما رسیده و با خون بسیارى از شهداى ما عجین شده, باید پاسدارى بکنیم و این امانت را درست به آیندگان تحویل بدهیم.

والسلام


حوزه - شماره 136- پرتال نشریات دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم