23 شهریور 1405

بازخوانی واکنش مطبوعات ایران و جهان به تبعید رضاخان


علی‌اکبر عاصیان

بازخوانی واکنش مطبوعات ایران و جهان به تبعید رضاخانعلیرضا و شمس پهلوی در کنار رضاخان به هنگام تبعید در ژوهانسبورگ

در ۲۵ شهریور ۱۳۲۰، بیست و دو روز پس از اشغال ایران توسط نیروهای شوروی و بریتانیا، رضاشاه پهلوی که کمتر از یک ماه پیش، خود را «سایه خدا روی زمین» می‌نامید، ناچار شد استعفانامه‌ای بنویسد و سلطنت را به پسر بیست‌یک‌ساله‌اش، محمدرضا، واگذار کند.[1] این رویداد که در تاریخ معاصر ایران به‌عنوان «سقوط رضاشاه» ثبت شده است، اگرچه در نتیجه فشار نظامی متفقین رخ داد، اما واکنش افکار عمومی و مطبوعات، ابعادی فراتر از یک تغییر سلسله‌ای داشت.

روزنامه نیویورک‌تایمز در ۱۴ سپتامبر ۱۹۴۱ (۲۲ شهریور ۱۳۲۰)، سه روز پیش از کناره‌گیری، در مقاله‌ای با عنوان «ایران خشمگین شاه را عزل خواهد کرد»، پیش‌بینی کرده بود که «شورش گسترده در میان قبایل جنوب غربی ایران و موج روزافزون احساسات علیه رژیم کنونی، شاه را به کناره‌گیری وادار خواهد کرد».[2] این گزارش، نشان‌دهنده آن بود که سقوط رضاشاه، نه صرفاً یک تصمیم نظامی از سوی متفقین، بلکه پاسخی به فشارهای داخلی ناشی از بیست سال دیکتاتوری بود.

 

از اشغال تا استعفا

در شهریور ۱۳۲۰، نیروهای شوروی از شمال و بریتانیا از جنوب، ایران را اشغال کردند. ارتش مدرنی که رضاشاه با هزینه‌های هنگفت ساخته بود، در برابر این هجوم هماهنگ، ظرف شش روز فروپاشید.[3] رضاشاه که تا پیش از این، هیچ‌گاه در برابر مخالفان داخلی کوتاه نیامده بود، این بار در برابر اولتیماتوم متفقین و خواست صریح آن‌ها برای کناره‌گیری، چاره‌ای جز تسلیم ندید.

در ۲۵ شهریور، محمدعلی فروغی، نخست‌وزیر وقت، در حالی که «نفس‌هایش به شماره افتاده بود»، در مجلس شورای ملی حاضر شد و متن استعفانامه رضاشاه را قرائت کرد. در این نامه که در کاخ مرمر تنظیم شده بود، رضاشاه با اشاره به «ناتوانی خود»، «امر سلطنت» را به «ولیعهد و جانشین قانونی» تفویض کرد. متن استعفانامه چنین بود: «نظر به اینکه من همه قوای خود را در این چند ساله مصروف امور کشور کرده و ناتوان شده‌ام حس می‌کنم که اینک وقت آن رسیده است که یک قوه و بنیه جوانتری به کارهای کشور که مراقبت دائم لازم دارد بپردازد و اسباب سعادت و رفاه ملت را فراهم آورد. بنابراین امور سلطنت را به ولیعهد و جانشین خود تفویض کردم و از کار کناره نمودم».[4]

همان روز، روزنامه «اطلاعات» در خبری کوتاه، تنها به نقل این رویداد تاریخی اکتفا کرد: «اعلیحضرت رضاشاه پهلوی پادشاه سابق امروز صبح پس از استعفا و کناره‌گیری از مقام سلطنت تهران را ترک و به اصفهان عزیمت نمودند».[5] اما آنچه در این خبر مختصر نیامد، واکنش مردمی بود که در خیابان‌های تهران، این خبر را با شور و شادی بی‌سابقه‌ای جشن می‌گرفتند.

 

آسودگی از رفتن ستمگر

لوئیس دریفوس، وزیرمختار ایالات متحده در تهران، که از نزدیک شاهد تحولات آن روزها بود، در ۱۸سپتامبر ۱۹۴۱ (۲۷ شهریور ۱۳۲۰)، یعنی دو روز پس از کناره‌گیری، تلگرافی به وزیر خارجه کشورش مخابره کرد که در آن، واکنش ایرانیان به این رویداد را چنین توصیف نمود: «واکنش مردم ایران به کناره‌گیری شاه در مجموع، حاکی از آسودگی و مسرت آن‌ها از رفتن یک حاکم مستبد است».[6]

دریفوس در ادامه این تلگراف به نکته ظریفی اشاره کرد که نشان‌دهنده عمق نفرت عمومی از رضاشاه بود. وی نوشت که «بزرگ‌ترین سرخوردگی مردم این است که همچنان یکی از اعضای خاندان منفور پهلوی بر تخت شاهنشاهی تکیه زده است». با این حال، او اذعان کرد که «گام‌های مؤثر شاه جدید در تصحیح شرارت‌ها و جبران اشتباهات، این سرخوردگی را تا حدودی تعدیل کرده است».[7]

این گزارش محرمانه یک دیپلمات آمریکایی، که امروز در آرشیو وزارت خارجه ایالات متحده نگهداری می‌شود، یکی از صریح‌ترین اسناد موجود درباره جو عمومی ایران در آن روزهای تاریخی است. اسناد دیگری نیز از دریفوس در آرشیو وزارت خارجه آمریکا موجود است که نشان می‌دهد او در ۷ سپتامبر ۱۹۴۱ (۱۶ شهریور ۱۳۲۰) یعنی نُه روز پیش از کناره‌گیری، به کاخ احضار شده و در مجلس خصوصی با شاه به گفت‌وگو نشسته بود. در آن دیدار، دریفوس به شاه هشدار داده بود که «اگر شاه مایل به همکاری کامل با بریتانیا باشد و برخی از کاستی‌های جدی‌تر خود را که باعث از دست دادن حمایت ایرانیان و بریتانیایی‌ها شده است، اصلاح کند، ممکن است هنوز بتواند تخت خود را نجات دهد».[8]

 

نفس‌گیری پس از دو دهه خفقان

دوران بیست‌ساله سلطنت رضاشاه، عصر خفقان بی‌سابقه مطبوعات بود. رضاشاه که خود از طریق کودتا به قدرت رسیده بود، به‌خوبی می‌دانست که مطبوعات چه نقشی می‌توانند در شکل‌دهی به افکار عمومی ایفا کنند. به‌همین‌دلیل، با سانسوری شدید و توقیف روزنامه‌های منتقد، فضایی از «رعب و وحشت» را بر مطبوعات حاکم کرد. با سقوط رضاشاه در شهریور ۱۳۲۰، «فضای نیمه‌باز سیاسی» در کشور به وجود آمد و مطبوعات از این فضا تأثیر پذیرفتند و «به گونه‌ای از آزادی دست یافتند که در دوره‌های قبل کمتر مشاهده شده بود».[9]

روزنامه «اطلاعات» که در سال‌های پایانی سلطنت رضاشاه، بارها توقیف شده بود، در ۳ مهر ۱۳۲۰، در گزارشی به قلم عیسی لیقوانی، نماینده مردم تبریز در مجلس شورای ملی منتشر کرد و وضعیت روزهای پس از کناره‌گیری رضاشاه را چنین بازگو کرد: «این چند روزه [بعد از کناره‌گیری و تبعید رضاشاه] خوشوقتی مردم از رسیدن به آزادی و اعاده رژیم حقیقی مشروطه به حدی است که احتیاج به گفتار زیاد در اطراف آن نمی‌باشد. مجلس و ملت ایران بیست سال است چنان تشنه آزادی زبان و قلم بودند که مانند شخص گُنگی که غَفله به زبان آمده باشد می‌خواهند در آن واحد هرچه در دل دارند بگویند... به عقیده بنده، از گذشته به حد کافی صحبت شده و باید با دلها و افکار آرام در فکر ترمیم بدبختی‌های ناشی از رژیم سابق و ترقی و تکامل آینده خود باشیم... در اثر بیست سال «استبداد» و «امنیت ظاهری»، دین و ایمان و راستی و درستی از دست رفته است. به عقیده من اعاده این ایمان و درستی و جلوگیری از ارتجاع و کهنه‌پرستی، بیشتر از املاک غصب شده اهمیت دارد».[10]

«اطلاعات» و مسئولیت وزیران: در سرمقاله ۲۹ شهریور ۱۳۲۰، روزنامه «اطلاعات» به مدیریت عباس مسعودی، با اشاره به تغییر نظام سیاسی، از وزیران خواست که دیگر اجرای یک سلسله فرمان‌ها و دستورهایی که به آن‌ها داده می‌شد را وظیفه خود ندانند و «با همکاری و جلب نظر نمایندگان ملت و مصالح و مقتضیات کشور، قدم‌های مهم و استواری در راه ترقی و تعالی کشور و ترمیم خطاها و اشتباهات گذشته بردارند».[11]

«ایران»؛ ورق برگشت: روزنامه «ایران» در شماره ۶۶۷۸ مورخ ۳۰ شهریور ۱۳۲۰، به قلم «رحمت مصطفوی»، سرمقاله‌ای با عنوان «ورق برگشت» منتشر کرد که یکی از شورانگیزترین واکنش‌های مطبوعاتی به سقوط رضاشاه بود. او نوشت: «می‌گویم امروز آزاد شدیم، دستبند را از دست، پابند را از پا و دهان‌بند را از دهان ما برداشتند. آنچه که فکر می‌کنم می‌توانم بنویسم و بگویم. از امروز نمایندگان ملت می‌توانند از منافع ما دفاع کنند. از امروز هر ایرانی می‌تواند با اطمینان خاطر خانه‌اش را آباد کند، و از امروز بازرگان ایرانی می‌تواند با راحتی به کاسبی‌اش بپردازد و از امروز استاد ایرانی می‌تواند بی‌دغدغه به شاگردهایش درس بدهد و از امروز آزادی‌خواهی گناه نیست...».[12]

روزنامه «ایران» در شماره بعدی خود، به قلم «هاشمی حائری»، مقاله‌ای با عنوان «نسیم آزادی» منتشر کرد که در آن، بر ضرورت بهره‌مندی عاقلانه از این آزادی تازه‌به‌دست‌آمده تأکید شده بود.[13]

 

بازتاب جهانی؛ از نیویورک‌تایمز تا مجلس عوام بریتانیا

سقوط رضاشاه، نه فقط در مطبوعات ایران، بلکه در رسانه‌های بین‌المللی نیز بازتابی گسترده داشت. روزنامه نیویورک‌تایمز در ۱۷ سپتامبر ۱۹۴۱ (۲۶ شهریور ۱۳۲۰)، خبر کناره‌گیری رضاشاه را در صفحه اول خود منتشر کرد و نوشت که شاه ایران «به‌دلیل ناتوانی جسمی» از سلطنت کناره‌گیری کرده است.[14] با این حال، در گزارش ۱۶ سپتامبر همین روزنامه، تحلیلگران به‌صراحت اشاره کرده بودند که «شورش گسترده در میان قبایل و موج روزافزون احساسات علیه رژیم کنونی، شاه را به کناره‌گیری وادار خواهد کرد».[15]

از طرفی دیگر آنتونی ایدن، وزیر خارجه بریتانیا، در ۳۰ سپتامبر ۱۹۴۱ (۸ مهر ۱۳۲۰)، در مجلس عوام، عملکرد دولت متبوع خود در قبال ایران را «شایسته» توصیف کرد و گفت: «ما عناصر خطرناک را در تهران با کمترین تلفات، حیرت‌آورترین سرعت و در همکاری نزدیک با متحد روس خود، ریشه‌کن کردیم؛ حاکمی مستبد را وادار به تبعید کرده و یک پادشاه قانونی بر سر کار آوردیم».[16] این اظهارات، که نشان‌دهنده رویکرد استعماری بریتانیا در قبال ایران بود، در تضاد آشکار با احساسات مردم ایران قرار داشت که کناره‌گیری رضاشاه را نه یک «هدیه» از سوی بریتانیا، بلکه گامی برای رهایی از یک دیکتاتور تلقی می‌کردند.

 

از شادی آنی تا سرخوردگی؛ نیم‌نگاهی به آینده

اگرچه واکنش نخستین مطبوعات و مردم به سقوط رضاشاه، آمیخته با شور و شادی بی‌سابقه‌ای بود، اما این شادی، چندان دوام نیاورد. دریفوس در همان تلگراف ۲۷ شهریور، به‌درستی پیش‌بینی کرده بود که «بزرگ‌ترین سرخوردگی مردم این است که همچنان یکی از اعضای خاندان منفور پهلوی بر تخت شاهنشاهی تکیه زده است».[17]

با این حال، آنچه در روزهای پس از ۲۵ شهریور ۱۳۲۰ بر مطبوعات ایران گذشت، یک «تمرین آزادی» بود که هرچند کوتاه‌مدت، اما تأثیری عمیق بر هویت سیاسی جامعه ایران گذاشت. روزنامه‌نگارانی که سال‌ها در سکوت اجباری به‌سر برده بودند، ناگهان توانستند صدای خود را به گوش جامعه برسانند. همان‌گونه که در پژوهشی درباره تأثیر ساختار سیاسی بر مطبوعات آمده، سقوط رضاشاه در شهریور ۱۳۲۰، ساختار سیاسی کشور را به کلی دگرگون ساخت. دیکتاتوری شدیدی که از سوی رضاشاه در طی دوران سلطنت وی اعمال می‌شد، به یکباره و به دلیل فضای به هم‌ریخته و آشوب پس از اشغال، جای خود را به تمرکززدایی در نظام سیاسی و پراکندگی در منابع قدرت داد. همین شرایط اجباری و ایجاد ناخواسته فضای باز سیاسی، تأثیر نسبتاً خوب اما محدودی بر عرصه مطبوعات این دوره گذاشت.[18]

 

نتیجه‌گیری

کناره‌گیری اجباری رضاشاه در ۲۵ شهریور ۱۳۲۰، اگرچه در نتیجه فشار نظامی متفقین و اشغال ایران رخ داد، اما با واکنشی توأم با «حس رهایی و شادمانی» در میان افکار عمومی ایران مواجه شد. اسناد برجامانده از وزارت خارجه آمریکا، به‌ویژه تلگراف لوئیس دریفوس، این احساس جمعی را به‌روشنی تأیید می‌کنند.

مطبوعات ایران که در طول دو دهه حکومت رضاشاه در خفقانی بی‌سابقه به‌سر برده بودند، با سقوط او، نفس کشیدند و با شور و اشتیاقی وصف‌ناپذیر به استقبال عصر آزادی شتافتند. سرمقاله «ورق برگشت» روزنامه «ایران» و گزارش‌های روزنامه «اطلاعات»، به‌خوبی نشان‌دهنده این شور تازه‌یافته است.

با این حال، این شادی آنی، با واقعیت اشغال نظامی و استمرار سلطنت خاندان پهلوی، به‌تدریج به سرخوردگی انجامید. با این وجود، آنچه در روزهای پس از ۲۵ شهریور ۱۳۲۰ بر مطبوعات ایران گذشت، یک «تمرین آزادی» بود که هرچند کوتاه‌مدت، اما تأثیری عمیق بر هویت سیاسی جامعه ایران گذاشت و الگویی برای مبارزات بعدی این سرزمین شد.

 

[1] اطلاعات، ۲۵ شهریور ۱۳۲۰، ص۱.

[2] Brock, R. (1941, September 14). Seething Iran would oust the Shah; Revolt held near if Britain fails to depose ruler. The New York Times. https://www.nytimes.com/1941/09/14/archives/seething-iran-would-oust-the-shah-revolt-held-near-if-britain-fails.html.

[3] زینلی، فاطمه. (۱۳۹۴). تأثیر ساختار نظام سیاسی و اجتماعی ایران بر مطبوعات ۱۳۲۰–۱۳۲۶. در کنفرانس بین‌المللی مدیریت و علوم انسانی (شناسه ملی مقاله: ICMHCONF۰۱_۱۵۰). سیویلیکا. https://civilica.com/doc/۴۲۵۳۹۱/.

[4] اطلاعات، ۲۵ شهریور ۱۳۲۰، ص۱.

[5] همان.

[6] U.S. Department of State. (1941). Foreign Relations of the United States Diplomatic Papers, 1941, The British Commonwealth; The Near East and Africa, Volume III. Document 459: The Minister in Iran (Dreyfus) to the Secretary of State, Tehran, September 28, 1941.

[7] Ibid

[8] U.S. Department of State. (1941). Foreign Relations of the United States Diplomatic Papers, 1941, The British Commonwealth; The Near East and Africa, Volume III. Document 444: The Minister in Iran (Dreyfus) to the Secretary of State, Tehran, September 7, 1941.

[9] New York Times. (1941, September 16). Shah's Abdication Expected. https://www.nytimes.com/1941/09/16/archives/shahs-abdication-expected.html.

[10] اطلاعات، ۳ مهر ۱۳۲۰، ص ۱.

[11] اطلاعات، ۲۹ شهریور ۱۳۲۰، ص۱.

[12] ایران، ۳۰ شهریور ۱۳۲۰، ص۱.

[13] ایران، 31 شهریور ۱۳۲۰، ص۱.

[14] U.S. Department of State. (1941). Foreign Relations of the United States Diplomatic Papers, 1941, The British Commonwealth; The Near East and Africa, Volume III. Document 444: The Minister in Iran (Dreyfus) to the Secretary of State, Tehran, September 17, 1941.

[15] New York Times. (1941, September 16). Shah's Abdication Expected.

[16] U.S. Department of State. (1941). Foreign Relations of the United States Diplomatic Papers, 1941, The British Commonwealth; The Near East and Africa, Volume III. Document 459: The Minister in Iran (Dreyfus) to the Secretary of State, Tehran, September 28, 1941.

[17] Ibid.

[18] زینلی، فاطمه. (۱۳۹۴). تأثیر ساختار نظام سیاسی و اجتماعی ایران بر مطبوعات ۱۳۲۰–۱۳۲۶. در کنفرانس بین‌المللی مدیریت و علوم انسانی (شناسه ملی مقاله: ICMHCONF۰۱_۱۵۰). سیویلیکا. https://civilica.com/doc/۴۲۵۳۹۱/.


صفحه اول روزنامه اطلاعات، ۲۵ شهریور ۱۳۲۰