30 تیر 1400

گذری بر زندگی سیاسی و اجتماعی شیخ احمد کافی


حسن شمس¬آبادی

گذری بر زندگی سیاسی و اجتماعی شیخ احمد کافی

ایام کودکی و طلبگی

شیخ احمد کافی در سال ۱۳۱۵ش مطابق با اوّل ربیع الاول۱۳۵۵ق در شهر مشهد به دنیا آمد، جدش آیت الله میرزا احمد کافی از جمله فضلاء یزد بود که در اواخر عمر به مشهد آمد و در این شهر سکونت کرد. کافی مقدمات دروس حوزه را نزد جدّش و همچنین در مدارس دینی نواب، میرزاجعفر و حسینقلی خان فرا گرفت و همزمان علوم جدید را در مدرسه غیر دولتی«ایمانی» که توسط حاج سید حسن مومن زاده اداره می-شد، دنبال کرد. در سال ۱۳۳۱ به همراه جدّش در حالی که ۱۸ سال داشت به نجف رفت و در مدرسه مرحوم سیّد اقامت کرد. بعد از گذشت ۵ سال، به تقاضای والدین در حالی که دروس سطح را به پایان برده بود مجددا به مشهد بازگشت. آیت الله سید اسدالله مدنی(شهید محراب)، آیت الله خویی، شیخ حسین راستی و موسوی تبریزی از اساتید او در نجف اشرف بودند. ارتباط وی با آیت الله سید محمد هادی میلانی و آیت الله سید حسن طباطبایی قمی در مشهد و سخنرانی در بیوت آنها که از جمله پایگاههای انقلابی بود، حال و هوای سیاسی به سخنرانی¬های او بخشید و به تدریج به شهرت او منجر شد.

آغاز مبارزات سیاسی

اولین گزارش ساواک در اسفندماه ۱۳۴۱ به منبر سیاسی و سخنان انتقادی او در منزل آیت الله قمی اختصاص دارد. بعد از تصویب لایحه اصلاحات ارضی و اعتراض گسترده روحانیون به آن، شیخ احمد کافی و نوغانی از دیگر وعاظ مشهد در منزل آیت الله میلانی درباره اصلاحات ارضی و همچنین لوایح ششگانه سخنرانی کردند.

بعد از حادثه مدرسه فیضیه قم در فروردین ۱۳۴۲، حوزه علمیه مشهد یکپارچه علیه رژیم حالت اعتراضی به خود گرفت و ضرب و شتم تعدادی از طلاب را بشّدت محکوم کرد، این در حالی بود که در همین روز در مشهد شیخ غلامرضا طبسی و شیخ احمد کافی در منزل آیت الله قمی سخنرانی کردند، آنها در سخنان خود از اقدامات رژیم ابراز تأسف و آن را محکوم کردند. بدنبال این سخنرانی، کمیسیون امنیت استان بعد از تشکیل جلسه در باغ ملک¬آباد، تصمیم به بازداشت آن دو گرفت و دستور دستگیری آنها را به شهربانی ابلاغ کرد؛ ضمن این که سید جلال‌الدین تهرانی، استاندار وقت خراسان هم طی تماس تلفنی با آیات عظام میلانی و قمی به آنها درباره حفظ نظم و آرامش شهر تذکر داد.

بعد از قیام پانزده خرداد ۱۳۴۲ که حضرت امام و برخی از روحانیون از دیگر شهرها بازداشت شدند، شیخ احمد کافی که در این زمان به تهران سفر کرده بود در بخشی از سخنرانی خود در مسجد قندی واقع در خانی‌آباد با اشاره به دستگیری امام و دیگر علما بیان کرد که؛ بزرگترین شاگرد مکتب اسلام را گرفته و تحت شکنجه قرار داده‌اند. ایشان در پایان حضرت امام را نایب امام زمان(عج) و مظلوم معرفی و برای سلامتی و خلاصی او دعا کرد.اما در همین زمان رژیم جهت مشروع جلوه دادن اقداماتش در دو سالی که بدون وجود مجلس انجام داده بود، درصدد برآمد تا انتخابات دوره بیست و یکم مجلس شورای ملی را برگزار کند. با وجود تبلیغات روانی شدیدی که درباره تفاوت این دوره از انتخابات با دوره¬های قبلی از سوی رژیم صورت گرفته بود، علمای سراسر کشور در اعتراض به بازداشت امام و دیگر جنایات شاه، انتخابات این دوره را تحریم و غیرقانونی اعلام کردند؛ در این راستا شیخ احمد کافی در مجلس روضه‌خوانی که در تکیه رانندگان در خیابان تهران (امام رضا فعلی) برگزار شد، در سخنانی با اشاره به موضوع انتخابات دوره بیست‌ و یکم مجلس شورای ملی، اقدام افراد حاضر شده بر سر صندوقها را که به‌خاطر مبلغی پول، سرنوشت خود را به دیگران محوّل کرده بودند را مورد سرزنش قرار می¬دهد و اقدام آنها را فاقد اجر مادی و معنوی می¬داند.

سال ۱۳۴۳ فرا رسید و فراز دیگری از زندگی سیاسی – اجتماعی شیخ احمد کافی رقم خورد. او که در اواخر سال ۴۲ به تهران آمده بود برای همیشه در این شهر اقامت کرد. سخنرانی¬های موثر او در تهران باعث شد تا بیش از پیش به عنوان «واعظ مشهور» شناخته شود. با تبعید امام در سال ۱۳۴۳ به ترکیه، وی به همراه شیخ جعفر شجونی و شیخ محمد مقدسیان در نامه¬ای به آیت الله میلانی، نظر ایشان را درباره انتقاد از برنامه¬ها و اقدامات دولت در منابر جویا می¬گردند؛ اگرچه در این زمان به واسطه خفقان شدید حاکم بر جامعه، آنها پاسخ مثبتی از سوی ایشان دریافت نمی¬کنند، اما شیخ احمد کافی در بیشتر سخنرانی¬های خود از حضرت امام نام می¬برد و برای سلامتی و بازگشت او به کشور دعا می¬کند.

سخنرانی او در چهارم اسفند ۱۳۴۳ باعث بازداشت و بازجویی و در نهایت دو ماه حبس تادیبی او شد. کافی در سال ۱۳۴۴ مجددا محکوم و به عنوان یک روحانی و منبری ناراحت و مخالف جدی رژیم برای مدتی زندانی شد. ایشان در روز ۲۱ خرداد ۱۳۴۶ در منزل حضرت امام در قم منبر رفت و با انتقاد از وضعیت جامعه و اقدامات رژیم پهلوی، از امام تجلیل کرد. کافی بعد از چهار سال حضور در تهران که بر اثر منابر پرجاذبه¬اش مشهور شده بود، مهدیه تهران را در نوزدهم بهمن سال ۱۳۴۷ در خیابان ولیعصر تاسیس کرد. او همچنین موسس مهدیه¬های دیگر در شهرستانها از جمله رشت، سیرجان، کرمان و…بود که البته مهمترین آنها همان مهدیه تهران بود. با تاسیس این پایگاه مذهبی و اجتماعی، دعای کمیل و ندبه او که هر هفته در منازل برخی از دوستداران اهل بیت برگزار می¬شد، در این مکان تمرکز یافت.  کافی علاوه بر سخنرانی در مهدیه که بیشتر پیرامون امام زمان و مباحث اخلاقی و احکام دینی بود، با تشکیل کلاس¬های آموزش سخنوری و تعلیم فن خطابت و دوره فن تبلیغ و ارشاد کوشید تا نسل منبری جوانی پرورش دهد.  

شیخ احمد کافی در تیرماه ۱۳۴۹ و بعد از شهادت آیت الله سعیدی در زندان به مشهد سفر کرد و زمینه را برای حمایت از این شهید فراهم کرد. او به کمک عده¬ای از روحانیون  مبارز این شهر توانست آیت الله میلانی و میرزا جواد تهرانی را متقاعد سازد که دروس حوزه خود را در اعتراض به جنایات رژیم تعطیل کنند. در این زمان موجی از بازداشت¬ها در مشهد آغاز شد، هرچند او مخفیانه از مشهد گریخت اما در تهران دستگیر و مورد بازجویی قرار گرفت.

 سفرهای تبلیغی به شهرستانها

از جمله فعالیت¬های حجت الاسلام احمد کافی سفر به شهرهای مختلف بود که اغلب از سوی هیات¬های مذهبی دعوت می¬شد. ایشان در دهه ۴۰ و ۵۰ از جمله وعاظی بود که با وجود این که از سوی ساواک  اعمال و رفتارش تحت مراقبت و کنترل می¬شد، هر کجا او را برای سخنرانی دعوت می¬کردند آن را قبول می¬کرد و هزاران نفر پای منبرش می¬نشستند.

از جمله شهرهای که از او دعوت شد سبزوار بود. نامبرده بدنبال دعوتی که از سوی صنف عطارهای این شهرستان  از او شده بود در تاریخ ۲۳ اردیبهشت۱۳۵۳ به این شهرستان وارد شد. بنابر برنامه¬ای که برای ایشان در نظر گرفته شده بود قرار بود به مدت ده شب و به مدت نیم ساعت در تکیه عطارها سخنرانی کند. حضور ایشان در سبزوار، شهربانی این شهر را به وحشت و مجبور ساخت در مکاتبه با شهربانی استان خراسان، نظر مافوق خود را در خصوص حضور نامبرده در سبزوار و کیفیت برخورد با او جویا شود.

گزارش¬ها حکایت از آن دارد که سخنرانی شیخ احمد کافی مورد استقبال اهالی سبزوار قرار گرفته است. در گزارش¬های شهربانی سبزوار تعداد حضّار در جلسات سخنرانی نامبرده حدود ۱۵هزار نفر ذکر شده است. البته در این زمینه تبلیغات صورت گرفته از سوی صنف عطارها را نبایست نادیده گرفت. این تبلیغات تنها منوط به محدوه شهرستان سبزوار نبود چرا که از شب چهارم سخنرانی کافی در تکیه عطارها، چهل نفر از روحانیون و طلاب علوم دینی نیشابور هر شب جهت استماع سخنان نامبرده به سبزوار وارد و پس از پایان سخنرانی و صرف شام در منزل حجت الاسلام سید فخرالدین افقهی از روحانیون انقلابی شهرستان به شهر خویش باز می¬گشتند.

کافی در مدت اقامت خود در سبزوار چندین مرتبه جهت ایراد سخنرانی به اسفراین از توابع شهرستان سبزوار هم سفر کرد. با پایان یافتن مدت اقامت ایشان در سبزوار، وی بنابر دعوتی که از ایشان شده بود به نیشابور رفت. استقبال مردم منطقه از سخنان نامبرده از سفر تعدادی از روحانیون و طلاب سبزواری به نیشابور جهت شرکت در مجالس سخنرانی ایشان معلوم می¬شود. محمدرضا کفاش از افرادی که خود شاهد حوادث انقلاب سبزوار بوده است در خصوص محتوای سخنان کافی در سبزوار چنین می¬گوید:« مرحوم کافی