13 اردیبهشت 1405
روابط گسترده و پنهانی رژیم پهلوی و رژیم صهیونیستی
اولین جلسه کمیته هماهنگی رؤسای ساواک و موساد
اولین جلسه کمیته هماهنگی رؤسای ساواک و موساد در 24 مردادماه 1339 تشکیل شد. این جلسه با شرکت تیمور بختیار رئیس ساواک، ایسر هارل(Isser Harel) رئیس موساد و دیگر مقامهای مطرح دو سازمان تشکیل گردید.
در ادامه متن گزارش ساواک از این جلسه را که مهر «به کلی سرّی» بر خود دارد را میآوریم:
«طبق تصمیمات متخذه قبلی روز دوشنبه 24 مرداد [1339] جلسه کمیته همآهنگی رؤسای سازمانهای اطلاعات ایران و اسرائیل با حضور سپهبد بختیار، آقایان هارل، [یعاکف] کاروز، سرتیپ [حسن] پاکروان، سرتیپ [حسن] علویکیا منعقد شد. آقای هارل اظهارات زیر را نمود:
با توجه به وضع حساس دو کشور و شرایط بحرانی جهان چنانچه در سیاست عالی و در فعالیت بینالملی دو کشور همآهنگی ایجاد شود و دربارۀ هدفهای کلی که بین دو کشور میباشد تبادل نظر، مشورت و توافق به عمل آید بدون شک خواهیم توانست در صحنه بینالمللی نقش مؤثری بازی کنیم و خطراتی که متوجه ما میباشد رفع سازیم.(1)
در اینجا آقای هارل تذکر داد که وضع جهان و خاورمیانه طوری است که پشتیبانی و حفظ منافع ایران از لحاظ اسرائیل جنبه حیاتی دارد و هر عملی که دولت اسرائیل به نفع ایران انجام میدهد در حقیقت قدمی است که به نفع خود اسرائیل برداشته شده است، و بنابراین باید تصریح کرد که هر نوع کمک اسرائیل به ایران بدون توقع هیچگونه عمل متقابلی از طرف دولت شاهنشاهی است[!] و ما اکنون اصراری درباره مبادله نمایندگان سیاسی بین دو کشور نداریم. البته دولت اسرائیل امیدوار است که در آتی این منظور عملی بشود، ولی موضوع مزبور فعلاً مطرح نیست.
1ـ هدفهای کلی:
آقای هارل متذکر شد که هدفهای کلی کار در مرحله حاضر عبارت است از:
ـ جلوگیری از هرگونه افزایش قدرت ناصر
ـ دفع حمله تبلیغاتی که جمال عبدالناصر با تشریک مساعی روسها علیه ایران آغاز کرده است. در این خصوص اقدام عمومی در فاش کردن ماهیت حقیقی عبدالناصر و سیاست او لازم است.
ـ تقویت ایران از نقطه نظر سیاسی و اقتصادی تا مبانی ثبات و پایداری ایران مستحکمتر شود.(2)
دولت اسرائیل حاضر است که تمام امکانات خود را بدون هیچگونه قید و شرط و با تمام قدرت و با رعایت تمام شرایطی که فعلاً باید دولت ایران ملاحظه نماید در اختیار ایران بگذارد.
2ـ نحوه همکاری:
همکاری میتواند در حیطههای زیر به طور مؤثری صورت گیرد:
1ـ حیطه سیاسی
2ـ حیطه تبلیغاتی
3ـ حیطه اجتماعی
در حیطه سیاسی: چنانچه در کشورهای مهم دنیا بین نمایندگیهای سیاسی دو کشور طبق دستورات مرکز، تبادل نظر و مشورت به عمل آید و برای حل مسائل جاری راه مشترکی آغاز شود زودتر و مؤثرتر به منظور خود نائل خواهیم شد و شاید بعضی مسائل که به تنهایی قابل حل نبودند به آسانی راهحل پیدا کنند. نمایندگیهای دولت اسرائیل تمام تجربیات و معلومات خود را در اختیار نمایندگان ایران خواهند گذاشت. «لوبی»[=لابی]های موجود را به کار خواهیم برد و به نمایندگی ایران در اداره عمل «لوبی» راهنمایی خواهیم کرد. شرط موفقیت این است که نمایندگیهای خارجی ایران که به طور کلی ضعیف میباشند به طور شایستهای تقویت شوند و باید به طور قطع برای این منظور در سفارتخانههای مهم تعداد کارمندان ورزیده و شایسته افزایش یابد، زیرا در وضع حاضر امکانات اغلب سفارتخانهها به قدری محدود است که قادر به انجام وظایف محوله نمیباشند.
در حیطه تبلیغاتی: با در نظر گرفتن حمله تبلیغاتی بیسابقهای که علیه ایران جریان دارد باید تمام وسایل را به کار برد تا از شدت این حمله کاسته شود. برای این منظور باید آشنایی کامل با محیط مطبوعاتی کشورهای مختلف داشت و با شخصیتهای متنفذ این محافل تماس نزدیکی برقرار شود، و در محیط هر کشور باید طبق مختصات روانی آن کشور عمل نمود تا به نتیجه برسیم. نمایندگان دولت اسرائیل در خارج در این خصوص معلومات خیلی وسیعی دارند که تماماً در اختیار نمایندگان ایرانی گذاشته خواهد شد. ضمناً برای اعمال نفوذ در سایر رشتههای تبلیغاتی مانند رادیو، تلویزیون و غیره میتوان اقدامات مؤثری را در نظر گرفت.
حیطه اجتماعی و روابط عمومی و اقتصادی: چنانچه با طرق عمل مناسب فعالیتهای دامنهداری برای برقراری تماس با شخصیتهای مؤثر در طبقات مختلف انجام شود میتوان از خیلی امکانات که تا بهحال دست نخورده ماندهاند استفاده نمود. به عبارت دیگر باید سازمانهای روابط عمومی مجهز و منظمی (که تاکنون یا وجود نداشته و یا به نحو غلطی اداره میشده) تأسیس کرد. در این مورد آقای هارل گفت که دولت اسرائیل از مؤسسات خصوصی موجود تجربه بدی دارد و به این نتیجه رسیده که آنها از مقتضیات و اوضاع حقیقی کشورهای ما بیش از حد بیاطلاع هستند و بالنتیجه نمیتوانند عمل مفیدی انجام دهند و با در نظر گرفتن این تجربه دولت اسرائیل تصمیم گرفت که عمل روابط عمومی را رأساً انجام دهد و تا بهحال نتیجه رضایتبخشی حاصل شده است. اسرائیل نه فقط حاضر است دستگاه خود را در اختیار ایران بگذارد بلکه نمایندگیهای ایرانی را کمک خواهد کرد تا دستگاه مشابهی برپا کنند. وقتی دستگاه مؤثری ایجاد شد به خودی خود خیلی از مسائل تبلیغاتی و اقتصادی راهحل مناسبی پیدا خواهد کرد.
3ـ پیشنهادات برای اقدامات اولیه:
آقای هارل پیشنهاد نمود هر چه زودتر بین وزرای امور خارجه دو کشور ملاقاتی به عمل آید تا مسائل فوری همکاری و همآهنگی مطرح گردد. چنانچه در آتیه نزدیکی چنین ملاقاتی میسر نباشد اجازه داده شود که وزیر امور خارجه اسرائیل نماینده تامالاختیاری نزد آقای آرام اعزام دارد تا مذاکرات لازم را به عمل آورند. سپس باید به نمایندگیهای سیاسی دو کشور در نقاط مهم دنیا دستورات لازم صادر شود و به این منظور پیشنهاد میشود گروه کاری که از یک نفر ایرانی و یک نفر اسرائیلی مرکب خواهد بود تشکیل و به نقاط مورد نظراعزام شوند تا در محل ترتیبات لازم همکاری دوجانبه را بدهند.
سپهبد بختیار در اینجا اظهار داشت پس از اینکه مطالب بالا به شرف عرض رسید و مورد تصویب واقع شد، ترتیب لازم برای همکاری دو کشور داده خواهد شد.
در قسمت دوم مذاکرات ترتیبات همکاری بین مأمورین دو سرویس مورد مطالعه واقع شد و عملیاتی که تا به حال انجام گرفته مرور شد و اصلاحات لازم برای پیشرفت کار مطرح گردید.»
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
توضیحات سند:
1- پس از جنگ سوئز در سال 1335 (1956 م)، ضرورت ایجاد ارتباط و گسترش آن با کشورهای منطقه، بیش از پیش از سوی رژیم صهیونیستی احساس شد. بدین ترتیب شیوهای جدید برای ایجاد روابط با کشورهای غیرعرب منطقه خاورمیانه در امر سیاست خارجی اسرائیل مطرح و پایهریزی شد:«... در سالهای دشوار پس از جنگ آبراه سوئز، اسرائیل کوشید تا سیاست خارجی خود را به گونهای تنظیم کند که ثمرۀ پیروزی نظامی خود را بر مصر درو کند. سیاست مقامات تلآویو آن بود که با ایجاد روابط با کشورهای غیرعرب حاشیههای خاورمیانه، که شدیداً نگران گسترش ناصریسم و کمونیسم بودند، اسرائیل را از انزوای منطقهای به درآورند. ایسر هارل، رئیس موساد سهم مهمی را در این استراتژی نوآورانه، یعنی توسعه و پیشبرد نقش اسرائیل در دیپلماسی نهانی داشت...». از سویی، سران بسیاری از کشورهای منطقه، بنا به دلایل مختلفی، از ارتباط آشکار با اسرائیل در هراس و وحشت به سر میبردند. لذا پیش از هر چیز، غیر آشکار بودن روابط ـ حداقل در قدمهای اولیه ـ مد نظر سران کشورهای منطقه بود. بر این اساس، بخش سازمان اطلاعات اسرائیل که عملیات نهانی را انجام میداد، در این زمینه نیز فعالیت خود را از سر گرفت و در کنار وزارت امور خارجه خود را مطرح کرد:«...برای انجام این نقش، [توسعه و پیشبرد نقش اسرائیل در دیپلماسی نهانی و ایجاد ارتباط با کشورهای منطقه خاورمیانه] موساد در اوایل 1958 [1337] بخش روابط خارجی را پدید آورد. ریاست این بخش به عهدۀ یعاکف [یعقوب] کاروز(Yaacov Caroz)، مرد توانمندی که از زمان انتقال از شینبت در سال 1954 [1333] در پاریس مستقر شده بود، واگذار شد. دیری نپایید که این بخش جزء بیهمتایی از سازمان اطلاعات اسرائیل شده و موازی با کار سرّی وزارت خارجه در راستای ایجاد و حفظ روابط با کشورهایی که نمیتوانستند یا نمیخواستند روابط رسمی با اسرائیل برقرار کنند، به خدمت پرداخت...» ساواک از بدو تأسیس توسط آمریکاییها، ارتباط نزدیکی با اسرائیل داشت و حتی در سالهای اولیه تأسیس و قبل از حضور همهجانبه اسرائیل در شئون مختلف ساواک، دیدارهایی بین سران دو رژیم صورت گرفته بود. بختیار به عنوان نخستین رئیس ساواک، با سران اسرائیلی ملاقات و دیدارهایی به عمل آورد:«... در سپتامبر 1957 [1336] تیمسار تیمور بختیار، نخستین رئیس سازمان اطلاعاتی تازه تشکیل یافتۀ ساواک (سازمان اطلاعات و امنیت کشور) در پاریس با کاروز، که در مقام «رایزنی سیاسی» در سفارت اسرائیل خدمت میکرد، دیدار به عمل آورد...». این دیدار که بدون آگاهی محمدرضا نمیتوانست صورت بگیرد؛ جایگاه ویژهای در نظر سران اسرائیلی داشت که از آن به عنوان «گشایشی حیاتی» یاد شده است:«... این گشایشی حیاتی در این زمینه بود. کاروز بعدها گفت: «ایسر [هارل، رئیس موساد] موضوعاتی را مستقیماً نزد گلدا [مایر، وزیر خارجه] برد. این نخستینباری بود که یک کشور مسلمان به ما اظهار علاقه میکرد...». رئیس دو سازمان اطلاعات و امنیت ایران، یعنی تیمور بختیار و ایسر هارل رئیس موساد با یکدیگر «روابط دوستانۀ شخصی» بسیار خوبی برقرار کرده بودند. چندی پس از دیدار بختیار و کاروز، جلساتی به منظور هماهنگی بین دو سرویس اطلاعاتی ایران و اسرائیل با شرکت مقامات ردهبالای دو سازمان برگزار گردید.(برگرفته از کتاب «ساواک و دستگاه اطلاعاتی اسرائیل»، عبدالرحمان احمدی، مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی)
2- البته در سالهای بعد مشخص شد که این تقویت سیاسی و اقتصادی تماماً در جهت منافع صهیونیستها و عمّال آنان بود، نه منافع ایران و مردم آن! اصولاً صهیونیستها چگونه میتوانند با وجود کینه و دشمنی دیرینه و عمیقی که نسبت به مسلمانان دارند، به تقویت ایران که اکثریت قریب به اتفاق مردم آن مسلمانند، بیندیشند؟!
مطالب بیشتر در اینباره را اینجا بخوانید