01 اسفند 1404

نفوذ انگلیس در قزاقخانه و تغییر فرماندهان آن


نفوذ انگلیس در قزاقخانه و تغییر فرماندهان آنعده ای از افسران ایرانی و روس قزاقخانه در سالهای اواخر دوره قاجاریه

در سی‌ام بهمن‌ماه ۱۲۹۹، سردار همایون، از فرماندهی دیویزیون قزاق کناره‌گیری کرد. در آن مقطع، دیویزیون قزاق به‌عنوان مهم‌ترین نهاد نظامی ایران، زیر نظر افسران روسی اداره می‌شد. با وقوع انقلاب بلشویکی در روسیه و تغییر معادلات قدرت، انگلستان که در پی تثبیت سلطه خود بر ایران بود، درصدد برکناری فرماندهان روس و جایگزینی آنان با افرادی مطبوع خویش برآمد. در اجرای این سیاست، دولت ایران در هشتم آبان‌ماه ۱۲۹۹ به اصرار انگلستان، استاروسلسکی، فرمانده روسی قزاقخانه را عزل کرد و برای نخستین‌بار سردار همایون، از چهره‌های نام‌آشنای نظامی و سیاسی آن دوران، به فرماندهی این نیرو منصوب شد.

با این‌حال، فرماندهی سردار همایون چندان به درازا نینجامید. ژنرال آیرونساید، فرمانده نیروهای انگلیس در ایران که در آن ایام عملاً هدایت قزاق‌ها را در دست داشت، در ارزیابی خود سردار همایون را «موجود حقیر و بی‌خاصیت» خواند و رضاخان میرپنج را «گل‌سرسبد» قزاق‌ها معرفی کرد.[1] هم‌زمان، رهبران کودتای طراحی‌شده علیه نظام موجود، از جمله سیدضیاءالدین طباطبایی، در پی یافتن فرماندهی میدانی برای نیروهای نظامی بودند و نهایتا به رضاخان روی آوردند.

این تحولات زمینه‌ساز کناره‌گیری سردار همایون در سی‌ام بهمن‌ماه شد. سه روز بعد، در سوم اسفند ۱۲۹۹، کودتایی به رهبری رضاخان و با حمایت انگلستان در تهران به وقوع پیوست که نقطه عطفی در تاریخ معاصر ایران به شمار می‌رود. در پی این کودتا، رضاخان به فرماندهی بریگاد قزاق منصوب شد و از احمدشاه لقب «سردار سپه» دریافت کرد. عزل سردار همایون و انتصاب رضاخان نشان‌دهنده تغییر موازنه قدرت در ایران به نفع انگلستان و سرآغاز ظهور رضاخان و تأسیس سلسله پهلوی شد.

روایت این موضوع در صفحات ۲۱۰ تا ۲۱۴ از کتاب «رضاخان تا رضاشاه» به رشته تحریر درآمده است. این کتاب توسط مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی و به قلم هدایت‌الله بهبودی منتشر شده است.

 

انتصاب سردار همایون قاسم‌والی

فردی که به‌جای استاروسلسکی ریاست دیویزیون قزاق منصوب شد، یک ایرانی به نام سردار همایون قاسم‌والی بود.[2] سپهدار اعظم، ریاست وزراء، در پایان بیانیه‌ای که چرایی عهده‌دار شدن مقام ریاست وزرایی را توضیح می‌داد، به انتصاب یادشده اشاره کرده بود: «برای خاتمه‌دادن به عواقب وخیم اردوی دولتی که در جبهه جنگ مشغول مدافعه وطن است، بر حسب اراده مقدس ملوکانه [...] انفصال فرمانده روسی و تحویل و انتقال قزاقخانه به رئیس و فرمانده ایرانی انجام خواهد شد.»[3] انگلیس در این مقطع، ضمن حفظ هدف جایگزینی افسران کشور خود به‌جای صاحب‌منصبان روسی، از برکناری استاروسلسکی بسیار خشنود بود و از حضور ظاهری مقامات ایرانی بر قزاقخانه نیز ناخرسند نبود؛ چرا که در این هنگام اصرار بر حضور امرای انگلیس بر دیویزیون قزاق نه با نظر احمدشاه موافقت داشت و نه با موقعیت آن دولت در ایران، منطقه و جهان‌ جور درمی‌آمد.

 

عدم مداخله مستقیم

اول اینکه سیطره مستقیم بر این سازمان نظامی توقع تهاجم و بیرون‌کردن بلشویک‌ها از ایران را پیش می‌آورد. انگلیس‌ها که در عقب‌نشینی فصل بهار ۱۲۹۹ در برابر کمونیست‌ها دچار خفت شده بودند، نمی‌خواستند برای دومین‌بار دچار این خواری شوند. دوم اینکه آنان دستور داشتند پس از زمستان پیش‌رو ایران را ترک کنند و تا آن زمان نباید تحرک نظامی می‌داشتند. سوم اینکه انگلیس آماده پرداخت هزینه نظامی در شمال غربی ایران نبود. چهارم اینکه تحریک بلشویک‌ها برای قشون‌کشی بیشتر به ایران به نفع انگلیس تمام نمی‌شد. […] در کنار این جزئیات پنهان، یک امر کلی آشکار نیز سد راه انگلیس بود: سیادت مستقیم نظامیان انگلیس بر قزاقخانه، پیش از تصویب قرارداد ۹ اوت ۱۹۱۹ / ۱۷مرداد ۱۲۹۸ در مجلس شورای ملی، نمایانگر سیطره زورمدارانه انگلیس بر ارکان مملکت ایران بود و بی‌شک منجر به تحریک بیش‌ازپیش ملیون و تهییج افکار همگانی علیه آن دولت می‌شد.

 

دیدار با استاروسلسکی

کفالت اداره امور مرکزی قزاقخانه در تهران به محمدصادق‌خان سردار سپرده شد[4] و سردار همایون در ۸ آبان ۱۲۹۹ به قزوین رفت تا ستاد مستقر شده قزاقخانه در این شهر را تحویل بگیرد.[5] […] گفته شده سردار همایون از دیدار با استاروسلسکی وحشت و شاید [شرم] داشت.[6] […] سردار همایون در بازدید از نیرو‌های قزاق در آق‌بابا «از شدت یأس خودش را باخته بود، با هیچ‌یک از افسران ایرانی دست نداد و کلمه‌ای هم خطاب به آن‌ها بر زبان نیاورد.»[7] شاید به همین علت بود که ژنرال ویلیام دیکسن برای نظامیان ایرانی سخنرانی کرد. او پس از آنکه صد هزار تومان پول و مقداری جو و گندم میان افراد قشون تقسیم کرد، ضمن معرفی فرمانده ایرانی قزاقخانه[8] گفت: «امروز بهترین روز با افتخاری است برای اردوی قزاق زیرا [...] چهل سال است که شما در زیر پنجه نفوذ سیاسی دربار تزار واقع و دارای معنویت ملی نبوده‌اید. و اینک باید بسی خشنود بوده باشید که بار سنگین نفوذ خارجی از دوش شما برداشته شده؛ نه روس و نه انگلیس [!] هیچ‌کدام بر شما فرماندهی ندارد و فرمانده شما یک نفر صاحب‌منصب ایرانی است.»[9]

 […] دیویزیون قزاق در ظاهر رنگی ایرانی به خود گرفت. به‌دنبال این رنگرزی، میرپنج رضاخان نیز به سرپرستی نیرو‌های اسکان‌یافته در اطراف قزوین برگزیده شد. […]

 

تسلط آیرونساید بر قزاقخانه

زیر لعاب ایرانی‌شدن قزاقخانه، انگلیس با تمهیدات آیرونساید تسلط همه‌جانبه‌ای بر نیرو‌های از جنگ‌بازگشته دیویزیون قزاق یافت. با اینکه استاروسلسکی پس از عقب‌نشینی به نیروهایش دستور داده بود در شمال قزوین اردو بزنند، اما مأموران انگلیسی با شنود و دستکاری تلگرام‌های او، قزاقان را وادار کردند در آق‌بابا، ناحیه مورد نظر آیرونساید، مستقر شوند.

آق‌بابا تله‌ای بود که فرماندهی نورپرفورس برای قزاقان پهن کرد و آنان را در محاصره خود گرفت: «ما شانس آوردیم و حقه‌ای که به روس‌ها زدیم بدون هیچ اشکالی به نتیجه مطلوب رسید. این عمل می‌توانست به چند صحنه ناخوشایند از قبیل تیراندازی منجر شود، اما روس‌ها آنقدر از موقعیت خود مطمئن بودند که حتی در خواب هم نمی‌دیدند در چنین تله‌ای بیفتند.»[10]

 

نقش اسمایت برای رضاخان

[…] انتصاب اسمایت فراتر از اداره قزاقخانه بود. او به همراه گروهی از افسران انگلیسی، زمام امور تجدید سازمان، مدیریت و تربیت بدنه اصلی [دیویزیون قزاق] را در قزوین به‌دست گرفت و اسمایت کارآمدترین افسر ایرانی، شخصی به نام رضاخان، را برای اجرای دستور‌ها برگزید.[11]

 

[1] مؤسسه پژوهش و مطالعات فرهنگی (1373). خاطرات سری آیرونساید. تهران: رسا، ص14.

[2] همان شم‌ ۷۷٤ (۱۹ صفر ۱۳۳۹) ، ص ۱.

[3] انگلیس در شمال غربی ایران و بین‌النهرین ۱۷۰۰۰ نظامی انگلیسی و ۸۷۰۰۰ سرباز هندی داشت. دولت انگلیس تقریبا به ۲۲۰ هزار نفر اعم از نظامی و غیر نظامی جیره غذایی می‌داد. هزینه نظامی این دولت فقط در بین‌النهرین ماهی ۲ میلیون و ۳۰۰ هزار لیره بود این رقم در فلسطین ۵۰۰ هزار لیره و در اسلامبول ۲۲۵ هزار لیره بود. البته گفته می‌شد این ارقام برآوردی اندک از هزینه واقعی است. روزنامه ایران س، ٤ شم ٧٧٦ (۱۳ صفر ۱۳۳۹) ص ۲، همان س۵ د، شم ۸٤٢ (۲۱ جمادی الثانی ۱۳۳۹، ص ۳) رقمی که صدای روزنامه‌ها، مالیات‌دهندگان و مردم انگلیس را درآورده بود. شمار نظامیان انگلیس در ایران بهار ۱۳۰۰ ش، پیش از تخلیه شمال غربی مملکت، ۲۳۰۰ انگلیسی و ۹۳۰۰ هندی برآورد گردید. (روزنامه ایران س، ۵ شم ۸٦٧ (۱ شعبان۱۳۳۹ ص۳).

[4] روزنامه ایران س٤، شم‌ ۷۷۵ (۲۲ صفر۱۳۳۹) ص ١.

[5] همان شم‌ ٧٧٤ (19 صفر 1339) ، ص ١.

[6] روزنامه خاطرات عین السلطنه...، ج ۷، ص۵۷۳۳

[7] خاطرات و سفرنامه ژنرال آیرونساید ، صص ٤٧ و ٤٨.

[8] زمینه‌چینی‌های انگلیس برای کودتای ۱۲۹۹، ص٦٤.

[9] روزنامه ایران س٤، شم‌ ۷۷۸ (۲۱ صفر ۱۳۳۹)، صص ۱ و ۲.

[10] خاطرات و سفرنامه ژنرال آیرونساید، صص ٤٤ و ٤٥.

[11] East and West of Zagros, p ٣١٠.