12 بهمن 1404
روایتی از قطع پخش زنده مراسم بازگشت امام خمینی در 12 بهمن 1357
آیا تلویزیون با مردم برای پیروزی انقلاب همکاری کرد؟
صحنه انتظار
صبح روز دوازدهم بهمن ماه ۱۳۵۷، فضای ایران سرشار از انتظاری تاریخی بود. پس از سالها دوری، امام خمینی در حال بازگشت به کشور بود. پیش از این تأکید شده بود که مراسم ورود ایشان به طور مستقیم از شبکه تلویزیون ملی پخش خواهد شد. کارکنان رادیو و تلویزیون اعلام کردند برای پخش مستقیم مراسم ورود امام آمادگی لازم را دارند، منتها مسئولیت عدم پخش مراسم متوجه دولت بختیار خواهد بود. این اطلاع، میلیونها نفر را در سراسر ایران پای گیرندههای تلویزیون نشانده بود تا شاهد لحظهای باشند که تاریخ ایران ورق میخورد. در تهران نیز جمعیتی انبوه، مسیر فرودگاه مهرآباد تا بهشت زهرا را پُر کرده بودند تا استقبالی ویژه از امام به عمل آورند.[1]
بختیار به قصد آن که پخش تلویزیونی از هجوم جمعیت به خیابانها بکاهد، با این امر موافقت کرده بود[2] و نهایتا پس از بازگشت کارکنان اعتصابی رادیو و تلویزیون به محل کارشان این اقدام صورت گرفت.[3] کارکنان اعتصابی که از ۱۰۷ روز پیش در حمایت از انقلاب اسلامی و اعتراض به رژیم پهلوی دست از کار کشیده بودند، با تشکیل کمیتهای یازدهنفری، خود را برای پخش این رویداد تاریخی آماده کردند.[4]
آغاز پخش و اولین اختلالها
با فرود هواپیمای حامل امام خمینی در فرودگاه مهرآباد، پخش مستقیم از تلویزیون ملی آغاز شد. تصاویر، نخستین لحظات ورود را نشان میدادند. با این حال، از همان آغاز، پخش با «اشکالات فنی» مواجه بود؛ به طوری که در تمام طول پخش، ارتباط تلویزیون با صدای فرستندههای سیار برقرار نشد و بینندگان تنها تصاویری بیصدا را مشاهده میکردند.[5] نخستین خرابکاری در پخش مستقیم هنگامی اتفاق افتاد که گوینده شروع به خواندن شعارهای فرودگاه کرد که در آن تشکیل «جمهوری اسلامی» نوید داده شده بود، آنگاه صدای فرستنده قطع شد، و تا پایان دیگر برقرار نگشت.[6]
کارکنان تلویزیون که مسئولیت پخش را بر عهده داشتند، تغییراتی نمادین در برنامه اولیه ایجاد کرده بودند. آنها در ابتدای برنامه، آرم تلویزیون را به شکل جدیدی پخش کردند و به جای سرود شاهنشاهی، سرود ملی «ای ایران» را پخش نمودند. این تغییر، از همان ابتدا مورد توجه و احتمالاً اعتراض عوامل نظامی حاضر در سازمان قرار گرفت.
یورش و قطع پخش
در ساعت ۹ و ۴۳ دقیقه صبح، اتفاقی ناگهانی رخ داد. گوینده تلویزیون اعلام کرد که به علت «وجود اشکالات فنی و برقرار نشدن ارتباط»، پخش مستقیم مراسم قطع میشود؛ با اینحال فیلمبرداران تلویزیون، از جزئیات مراسم، فیلم خبری تهیه خواهند کرد تا در فرصتهای بعدی از برنامه های تلویزیونی نشان داده شود.[7]
اما پشت این اعلام فنی، رویدادی دیگر در جریان بود. بر اساس گزارش کارکنان تلویزیون که بلافاصله پس از قطع پخش با روزنامه کیهان تماس گرفتند، نظامیان مستقر در تلویزیون ملی ایران، صبح همان روز از ادامه پخش مستقیم جلوگیری کردند.[8] دلیل این اقدام از زبان نظامیان این بود که در برنامه، سرود شاهنشاهی و تصویر شاه پخش نشده است. آنها به کارکنان اعتراض کرده و گفته بودند: این درست است که شاه از ایران خارج شده ولی هنوز استعفا نداده است و میبایست تصویر او پخش شود. نظامیان بلافاصله پس از ورود به استودیو، کارکنان را از استودیو بیرون راندند و پخش را متوقف کردند.[9]
این عمل، دقیقاً در زمانی رخ داد که پخش مستقیم در جریان بود. یک مقام مطلع در همان روز، قطع پخش را ناشی از «عدم آمادگی و هماهنگی دستگاههای فرستنده» عنوان کرد و گفت برای پخش چنین برنامهای باید از یک هفته قبل مقدمات فراهم میشد.[10]
همزمان، شاپور بختیار نیز در تماسی با خبرنگار کیهان، دادن هر گونه دستوری مبنی بر قطع پخش را تکذیب کرد و گفت: «برای آنکه مردم در جریان ورود امام خمینی قرار گیرند من موافقت کردم که کلیه اعضای سازمان تلویزیون به سر کار خود برگردند. چطور میشود که امروز دستور قطع برنامه را داده باشم؟»[11] به دنبال این واقعه، دستور بازداشت پنج نفر از کارکنان تلویزیون از سوی فرمانداری نظامی صادر شد.[12]
واکنش آنی و خشم عمومی
قطع ناگهانی پخش مستقیم در لحظهای تاریخی، واکنش سریع و خشمگین مردم را در پی داشت. این امر ملت را به شدت عصبانی کرد. این عصبانیت به حدی بود که مردم بسیاری از تلویزیونها را برزمین زده و شکستند، آنگاه به خیابان ریخته و خشماگین فریاد زدند. بخصوص که در آخرین لحظه به دستور مقامات تصویر شاه هم از تلویزیون پخش شد.[13]
در تهران، کسانی که پای تلویزیون نشسته بودند، با قطع برنامه به خیابانها ریختند. این واکنش به شهرهای دیگر نیز سریعاً سرایت کرد. گزارشهای رسیده از شهرهای مختلف حاکی از عصبانی شدن مردم به دلیل قطع برنامه بود. در شیراز، مردم به حالت اعتراض به خیابانها ریختند و گروه زیادی تلویزیونهای خود را در خیابانها شکستند و در حال دادن شعار مرگ بر بختیار و مرگ بر تلویزیون نظامی، به تظاهرات پرداختند. در تبریز، مردم قطع برنامه را توطئه دولت دانستند و به آن اعتراض کردند. گزارشهای مشابهی از شهرهای ساری، مشهد، اهواز، رامسر، کرمانشاه، رشت، یزد، زنجان، دورود و آمل نیز میرسید که مردم پس از قطع برنامه، دست به راهپیمایی اعتراضی زده بودند. در قم نیز شهر یکپارچه شور و هیجان بود.[14]
روایتهای متضاد
در روزهای پس از واقعه، روایتهای متفاوتی درباره مسئول قطع پخش ارائه شد. این تفاوت روایتها حتی در اسناد نیز مشهود است. یک روایت، مسئولیت را مستقیماً بر عهده نظامیان میگذارد. بر اساس گزارش روزنامه کیهان که ظاهراً از سخنان کارکنان تلویزیون نقل شده، نظامیان مستقر در تلویزیون، به دلیل عدم پخش نمادهای سلطنت و تصویر شاه، اقدام به قطع پخش کردند. در سوی دیگر، شاپور بختیار، نخستوزیر وقت، هر گونه دستور شخصی برای قطع پخش را رد کرده است.
اما روایت دیگری نیز بر اساس اسناد درونی ساواک وجود دارد که تصویری پیچیدهتر و مبتنی بر یک درگیری داخلی در تلویزیون ارائه میدهد. بر اساس این روایت، پیش از روز ورود امام به میهن، «بین تعدادى از کارکنان اعتصابى سازمان رادیو تلویزیون ملى ایران و گردانندگان فعلى این سازمان توافق میگردد» تا واحدهای سیار متعلق به اعتصابیون، تصاویر را ضبط و ارسال کنند، اما پخش با ۱۵ دقیقه تأخیر و پس از بررسی، توسط موافقان دولت در مرکز سازمان انجام شود. طبق این توافق قرار بود «در ابتداى برنامه مزبور سرودهاى شاهنشاهى و ایران زمین پخش گردد».[15]
اما در روز اجرا، این توافق عملی نشد. گزارش ساواک ادعا میکند: «تعدادى از اعتصاب کنندگان سازمان مزبور به مرکز پخش حمله و با بیرون راندن مسئولان، پخش برنامه را خود بر عهده میگیرند و سرودهاى شاهنشاهى و ایران زمین را نیز از ابتداى برنامه حذف میکنند.» سپس، در واکنش به این اقدام و در حالی که «قسمتى از مراسم ورود آیتاله خمینى پخش شده بود»، «کارکنان موافق دولت مجدداً با حمله به این افراد کنترل مرکز یاد شده را در اختیار گرفته و به تلافى عدم پخش سرودهاى مذکور برنامه را قطع» میکنند. در نهایت، آنها «با پخش سرود شاهنشاهى و توضیح این که دستگاههاى سیار ضبط تصویر داراى نقص فنى شده و ارتباط برقرار نیست به برنامه خاتمه میدهند.»[16]
این روایت، قطع پخش را نه لزوماً یک تصمیم از پیش تعیین شده، بلکه نتیجه یک درگیری فیزیکی و ایدئولوژیک در لحظه، بین دو گروه از کارکنان تلویزیون -یکی هوادار انقلاب و دیگری وفادار به ساختار پیشین- تصویر میکند که در نهایت با دخالت نظامیان یا کارکنان مسلح طرفدار دولت به سود گروه دوم پایان یافت. این گزارش، تأیید میکند که پخش سرود شاهنشاهی یک خط قرمز برای حافظان نظم پیشین بوده است.
بر اساس افشاگریهای بعدی گروهی از کارکنان اعتصابی رادیو و تلویزیون که در سال ۱۳۷۱ منتشر شد، آنان توضیح دادند که زمینه قطع پخش از پیش توسط گردانندگان وقت سازمان فراهم شده بود: «زمینه توطئه از پیش و از طرف گردانندگان فعلی رادیو و تلویزیون فراهم شده بود. گروهی که در طول اعتصاب کارکنان رادیو و تلویزیون به این اعتصاب نپیوستند و گستاخانه با ملت رویاروی شدند، با آمدن رئیس سابق دفتر فرح پهلوی به رادیو و تلویزیون، عملیات همیشگی چاپلوسی و شستشوی مغزی نسبت به اعتصاب را آغاز کردند. این عملیات ضد ملی بهخصوص در هنگامی که مذاکره برای بهرهبرداری از امکانات فرستنده سیار و وسایل دیگر برای تجهیز پخش مستقیم مراسم بازگشت رهبر انقلاب ادامه مییافت، شدت گرفت. در صبح پنجشنبه ۱۲ بهمن ماه [...] و کمی پس از آغاز مراسم، معلوم شد مهندس قائممقامی، از عوامل دستگاه اختناق، از پخش صدای گوینده فرودگاه جلوگیری میکند و همزمان با قطع صدا، گوینده داخل استودیو (از اعتصابیون) ناگزیر شد چند جمله را زیر برق سرنیزه بخواند. جالب این که خیلی زود با تلفنهای آقایان سرقفلیدار رادیو و تلویزیون به مقامهای مسئول، دستور قطع برنامه و پخش سرود شاهنشاهی صادر شد و در پایان برنامه، مطلب مخدوش و سراپا دروغی که زورگویان نظامی به دست گوینده اعتصابی غیرنظامی داده بودند، به زور سرنیزه او را واداشتند تا آن را بخواند [...] آنان که در توطئه خود برای قطع برنامه موفق شده بودند، برای نمایش دموکراسی مسخره خودشان اعلام کردند: «هرگاه کارکنان اعتصابی تصاویر ضبطشده را در اختیار بگذارند، برای بینندگان پخش خواهیم کرد» تا به این وسیله مردمی را که مشتاقانه میخواستند این لحظههای تاریخی را ببینند، علیه کارکنان اعتصابی رادیو و تلویزیون بشورانند».[17]
پیامد قطع پخش زنده
قطع ناگهانی پخش مستقیم مراسم ورود امام خمینی در ۱۲ بهمن ۱۳۵۷، فارغ از روایتهای مختلف درباره جزئیات علت و عامل آن، پیامد فوری و مشخصی داشت و آن هم تشدید خشم عمومی و شعلهورتر شدن اعتراضات در آستانه پیروزی نهایی انقلاب اسلامی بود. اسناد همگی بر این امر صحه میگذارند که این اقدام مردم را به شدت عصبانی کرد. واکنشهایی چون شکستن تلویزیونها در خانهها و خیابانهای شهرهای مختلف کشور و ریزش فوری مردم به خیابانها برای تظاهرات اعتراضی در تهران و سایر شهرها، گواه این امر است.
این واقعه نشان داد که آخرین بازماندگان رژیم پهلوی برای اعمال کنترل و زور، نمایش حاکمیت (با اصرار بر پخش نمادهای سلطنتی) و عصبانی کردن از هیچ تلاشی مضایقه نکردند و در مقابل خواست عمومی ملت برای دیدن بیواسطه ورود رهبر انقلابی خود، با قطع پخش و سانسور و دستکاری در این مسیر گام برداشتند.
[1] کیهان،11/11/1357، ص2.
[2] رابرت هایزر در خاطرات خود میگوید : «روزنامه نوشته بود که گزارش ورود آیتاللّه به طور زنده از رادیو تلویزیون پخش خواهد شد. این تصمیم روزها بود که مورد بحث قرار داشت [...] خوشحال بودم که مراسم پخش خواهد شد، زیرا مىشد مراسم را از تلویزیون بهتر زیر نظر داشت و اگر براى هلىکوپترهاى ما اتفاقى مىافتاد، مانع مىشد که از ماجرا بىاطلاع باشیم. [...] خوشوقتى در این بود که پوشش رادیو تلویزیونى باعث کاهش جمعیت در خیابان شده بود. امیدوار بودیم که خیلىها مراسم را در خانه از تلویزیون تماشا کنند». (هایزر، رابرت (1365)مأموریت در تهران، ترجمه ع.رشیدی، تهران: اطلاعات، ص 266 و 268).
[3] براساس مجوزی که کمیته تنظیم اعتصابات عمومی -زیر نظر دکتر یدالله سحابی- صادر کرد، کارکنان اعتصابی رادیو و تلویزیون اجازه یافتند برای پخش مستقیم مراسم ورود امام خمینی به محل کار خود بازگردند. سیستم فنی مورد نیاز برای این پخش، که طبق اظهارات مقامات وقت فراهمآوردن آن در کمتر از یک هفته میسر نبود، در فاصله کوتاهی آماده به کار شد. فرستندههای سیار در محلهای تعیین شده مستقر شدند و کارکنان اعتصابی، در شرایطی که از چند ماه پیش مرکز رادیو و تلویزیون تحت نظارت نظامیان بود، عملیات پخش مستقیم را آغاز کردند تا این رویداد را به صورت زنده در اختیار مردم ایران قرار دهند (بهنود، مسعود (1393) از سید ضیاء تا بختیار، تهران: جاویدان، دنیای دانش، ص۹۰۲)
[4]علیاننژاد، میرزاباقر (1393)روزشمار انقلاب اسلامی، ج13، تهران: سوره مهر، ص134-135
[5] دوانی،علی (1394). «نهضت روحانیون ایران». تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ج۹، ص ۱۸۹-۱۹1.
[6] از سید ضیاء تا بختیار، ص903.
[7] نهضت روحانیون ایران، ج۹، ص۱۹۰.
[8] کیهان، 12/11/1357، ص2.
[9] همان
[10] همان
[11] همان
[12] نهضت روحانیون ایران، ج۹، ص۱۹1.
[13] قرهباغی، عباس (1365). «اعترافات ژنرال». تهران: نشر نی، ص ۲۹۲.
[14] کیهان، 12/11/1357، ص2.
[15] مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات (1386) انقلاب اسلامی به روایت اسناد ساواک ج25، تهران: مرکز بررسی اسناد تاریخی، ص210.
[16] همان.
[17] اطلاعات، 15/11/1371، ص6.