06 خرداد 1393

وقتی نانوا از زن‌ها کتک می‌خورد


باز داستان نان است و زنان. گرانی و کمبود نان، پای زنان را به عرصه اجتماع باز می‌کند؛ زمان و مکان نمی‌شناسد. شاید حس مادرانه است که برای سیر کردن طفل خویش زنان را این گونه به میدان می‌آورد. در این  مطلب خبری از کرمان و سیستان در خصوص گرانی نان است و پیامدش حمله زنان به نانوا و نتیجه: پناه بردن زنان به خانه علماء و عزیزالله میرزا ظفرالسلطنه، حاکم کرمان و سیستان، و ارزانی نان. ده پانزده نفری به عنوان الواط محرک این زنان، دستگیر شدند؛ تو گویی آن زنان خود نمی‌دانستند که توانایی خرید نان گران را ندارند و حضوری مردانه، آن هم از جنس الواط ، را محتاجند محض اعتراض.

 


 

کرمان و سیستان:
از قرار خبر تلگرافی، دو سه هفته قبل، چند نفر زن در سر خریداری نان با خبازی گفتگو می‌نمایند؛ بالاخره منجر به نزاع می‌شود. چند نفر زن دیگر هم ملحق به آنها شده، خباز را کتک می زنند و رفته رفته جمعیتشان زیاد شده به طرف خانه علماء می‌روند که ایشان را با خود متحد سازند. از طرف آقایان علماء همین قدر با آنها همراهی می‌شود که به نواب والا سردار والی مملکت می‌نویسند که استدعای اهالی این است نان قدری ارزان‌تر شود. سردار هم با اینکه هنوز غله تازه به دست نیامده و موقع اقتضاء نداشت، محض تسلی خاطر و ترضیه حال مردم، قرار می‌دهند نان مخلوط با آرد جو را یک من هزار دینار و گندم خالص را یک هزار و پانصد دینار بفروشند. از معتضد دیوان هم مردم شکایت داشتند. از مداخله در امور دیوانخانه خلع شد. مردم متفرق گردیده، چند ساعت بعد باز ازدحامی کرده به خانه یوسف نام خباز ریخته، خسارت زیاد رسانیدند. خبر به نواب والا سردار رسیده، فورا ناصر لشکر، لشکرنویس باشی، را با چند دسته سرباز و نوکرهای شخصی خودشان مامور به جلوگیری از آنها نموده. وقتی رسیدند که از خانه یوسف فراغت یافته، قصد خانه ابوالمظفر میرزا و چند خانه دیگر را نموده بودند. هنوز دست به کار نشده که پانزده نفر الواط و اشرار سردسته شورشیان، که محرک زنها بودند، گرفتار گردیده باقی مردم متفرق شدند. مقصرین و فتنه جویان را در میدان مشق به اندازه جنایاتشان مکافات داده، به کلی رفع غائله شد و سربازان را انعام و شخص ناصر لشکر را هم، که در انجام این خدمت شرط کفایت را به جای آورده بود، خلعت دادند.
 


 

روزنامه ایران سلطانی،‌ س 56، ‌ش 8،‌ 18 ربیع الاول 1321، ص 6.


بوشهرنیوز